این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
سید محمدصادق خاتون آبادی
این مقاله ممکن است در رده اشتباه قرار گرفته باشد یا متعلق به ردههای اضافی است. |
این نوشتار نیازمند جعبهٔ اطلاعات است. ممکن است بخواهید با افزودن یک جعبهٔ اطلاعات، به استانداردسازی نمایش موضوع کمک کنید. |
سید محمدصادق خاتون آبادی | |
---|---|
سید محمدصادق خاتون آبادی | |
![]() | |
اطلاعات شخصی | |
زاده | 1285ق اصفهان، |
درگذشته | 1348ق |
مدفن | بقعه سید العراقین |
اطلاعات آموزشی | |
اساتید | ملاّ حسن درّی
میرزا محمد حسن نجفی آخوند خراسانی صاحب «عروه الوثقی» |
میر سید محمدصادق خاتون آبادی (1285ق-1348ق)، از فقها و مراجع تقلید و مدرسین حوزه علمیه اصفهان در قرنچهاردهم قمری است. وی از علمای روشنفکر حوزه علمیه به شمار میآمد که بسیاری از سختگیریهای مذهبی را نمی پذیرفت. او عالمی وارسته و به دور از علایق دنیوی بود و عمر خود را به قناعت و زهد سپری نمود.
شهید بهشتی نواده دختری ایشان است. امام خمینی مدتی در قم شاگردی ایشان را نموده است.
زندگینامه
ولادت
میر محمّد صادق خاتون آبادی در سال 1285ق در اصفهان متولّد شد.
خاندان
پدر وی میرزا محمدحسین نایب الصدر بود. سلسله اجداد او چنین بودند: سید محمدحسین نایب الصدر فرزند میر محمّد صادق بن میر محمّد رضا ابن استاد الکلّ علاّ مه میرزا ابوالقاسم مدرّس بن میر محمّد اسماعیل بن میر محمّد باقر ملاّ باشی بن علاّ مه میر محمّد اسماعیل خاتون آبادی . سلسله سیادت وی به حسن الافطس بن علی الاصغر بن الامام زین العابدین (ع) می رسد.
علاّ مه خاتون آبادی داماد عالم ربّانی و فقیه عارف آیت اللّه سیّد محمّد جواد صدر عاملی معروف به مسجد شاهی [۱]و دارای چهار فرزند دختر بود.
دامادهای ایشان که همگی از فضلای حوزه بوده اند عبارتند از:
1. سیّد فضل اللّه بهشتی (م: 1382ق)
2. جلال الدین اژه ای (م: 1392ق) فرزند میرزا علی محمّد بن محمّد علی بن ملاّ عبد اللّه بن آیت اللّه العظمی آخوند ملاّ علی اکبر اژه ای. همسر ایشان خانم بدرالشریعه خاتون آبادی (متولّد 1300ش) از بانوان بافضیلت و فاضله و متعهّده اصفهان است.
4. سیّد محمّد ابطحی، معروف به حاج آقا سدهی. [۲]
تحصیلات
علامه خاتون آبادی در نوجوانی به تحصیل نزد جمعی از فضلاء اصفهان از جمله حاج ملّا حسن دُرّی و میرزا محمّد حسن نجفی پرداخته و در 17 سالگی پس از فوت مادر خود به عتبات عالیات سفر کرده و درس آیات عظام آقا سیّد محمّد کاظم طباطبائی یزدی و آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی حاضر شد و به اجتهاد نائل آمد و در سال 1324ق به وطن مراجعت نمود. او سالها در مدرسه جده بزرگ به تدریس خارج فقه و اصول مشغول بود و بسیاری از فضلاء و علمای معاصر اصفهان از شاگردان او هستند.
او از جمله علمای اصفهان که به دعوت حاج آقا نوراللّه نجفی در اعتراض به قانون نظام وظیفه و سایر اقدامات رضاشاه به قم مهاجرت کردند بود.
اساتید
برخی از اساتید ایشان عبارتند از:
1- ملاّ حسن درّی
2-میرزا محمد حسن نجفی
3- آخوند ملاّ محمّد کاظم خراسانی، صاحب «کفایه الاصول».
4- سید محمد کاظم طباطبائی یزدی ، صاحب «عروه الوثقی».
شاگردان
مرحوم خاتون آبادی سال ها در مدرسه جدّه بزرگ تدریس می کرد و شاگردان زیادی که نوعاً از فضلا و برجستگان علمی حوزه بودند در مدرس او تربیت شدند.
در این جا به اسامی تعدادی از شاگردان ایشان که با تتبّع در کتب فراوان به دست آمده اشاره میشود:
- شیخ ابراهیم ریاضی نجف آبادی
- سیّد ابوالحسن مرتضوی کرونی
- سیّد ابوطالب دهکردی
- شیخ ابوالقاسم اصفهانی
- سیّد ابوالقاسم موسوی فریدنی (امیرشاه کرمی)
- سیّد احمد خوانساری (صاحب کتاب جامع المدارک)
- سیّد احمد زنجانی (صاحب الکلام یجرالکلام)
- شیخ احمد فیّاض فروشانی
- شیخ احمد حججی نجف آبادی
- حاج امیر آقا فلاورجانی
- سیّد محمّد باقر شهیدی گلپایگانی
- سیّد محمّد باقر رجائی
- سیّد محمّد باقر روضاتی
- شیخ محمّد باقر زند کرمانی
- سیّد محمّد باقر آیت اللهی شیرازی
- سیّد محمّد تقی فقیه احمدآبادی
- شیخ محمّد تقی فشارکی
- استاد علاّ مه جلال الدین همایی
- شیخ جلال الدین آیت اللهی تفتی
- ملاّ حسن دولت آبادی
- سیّد حسن امامی سدهی
- سیّد محمّد حسن امام جمعه گلپایگانی
- سیّد حسن مشکان طبسی
- شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی
- سیّد حسین بروجردی (زعیم نامدار شیعه)
- سیّد حسین موسوی خادمی
- سیّد محمّد حسین آیت میردامادی
- شیخ محمّد حسین امام نجفی
- شیخ محمّد حسین فاضل تونی
- شیخ محمّد حسین مقدّس مشکینی
- شیخ محمّد حسین آیتی بیرجندی
- سیّد حسین علوی خوانساری
- حاج ملاّ حسینعلی صدیقین
- شیخ محمّد رضا مهدوی قمشه ای
- سیّد محمّد رضا خراسانی
- شیخ محمّد رضا شریعت طالخونچه ای
- سیّد محمّدرضا ابن الرسول
- شیخ محمّد رضا شریف روحانی نجف آبادی
- سیّد زین العابدین طباطبایی ابرقویی
- سیّد شمس الدین خادمی
- شیخ علی عاشق آبادی
- میرزا علی مهرابی کرمانی
- شیخ علی اصغر صالحی کرمانی
- میرزا علی محمّد میردامادی
- میرزا علی محمّد نایینی
- کمال الدین مجلسی متخلص به «عاکف»
- سیّد کاظم مطلبی
- میرزا مجتبی روضاتی
- شیخ محمّد علی عالم حبیب آبادی
- سیّد محمّد علی موسوی جروکانی
- سیّد محمّد علی مبارکه ای
- شیخ مرتضی مظاهری کرونی
- سیّد مرتضی زفره ای
- شیخ مرتضی حجّت نجفی
- شیخ مرتضی شمس اردکانی
- شیخ محمود فرساد یزدی
- شیخ محمود مفید
- میرزا محمّد طبیب زاده
- ملاّ محمّد دهاقانی
- سیّد محمّد کاظم موسوی گلپایگانی
- شیخ مجدالدین (مجد العلمأ)نجفی
- شیخ محمّد هادی فرزانه شهرضایی
- سیّد مصطفی صفایی خوانساری
- سیّد مصطفی زانیانی (فقیه ایمانی)
- سیّد مهدی حجازی فروشانی
- سیّد نوراللّه امامی سدهی
- شیخ هبه اللّه هرندی
- شیخ یحیی فاضل هرندی
- سیّد یحیی واعظ یزدی
- شیخ نور اللّه دهاقانی (نورشرق)
جایگاه
جایگاه علمی
وی پس از نیل به مقام عالی اجتهاد در حدود سال 1324ق به اصفهان بازگشت و در مدرسه جدّه بزرگ به تدریس فقه و اصول پرداخت.
او متفکّری بزرگ و دقیق النظر و در اصول فقه دارای افکاری بلند بود و فضلای حوزه به شاگردی او مباهات می کردند.
علاّمه خاتون آبادی از شاگردان مبرّز آخوند خراسانی، و در تألیف کتاب پرارج «کفایه الاصول» که از مهم ترین و دقیق ترین کتاب های علم اصول فقه شیعه است، یار و مُعین او بود. دقّت نظر و توان علمی مرحوم خاتون آبادی به حدّی بود که گویند: بعضی از تحقیقات کتاب مزبور از این شاگرد برجسته است.[۳]
گویند: وقتی ایشان قصد بازگشت از حوزه علمیه نجف اشرف به ایران را نموده بود، بزرگان حوزه نجف به او گفته بودند که رفتی و نجف را از علم خالی کردی.
جناب حجّه الاسلام والمسلمین سیّد حسین مدرّس نجف آبادی از قول پدر بزرگوارشان آیت اللّه سیّد محمّد نجف آبادی (از شاگردان برجسته آخوند ملا محمد کاظم خراسانی) نقل نمودند که اگر علاّمه خاتون آبادی در نجف اشرف اقامت گزیده بود و به ایران باز نمی گشت، نوبت مرجعیت به دیگران نمی رسید.
میرزا حسن خان جابری درباره ایشان می نویسد:
«مرحوم حاج میر محمّد صادق مدرّس ولد حاج میرزا حسین نایب الصدر، بزرگواری عالم و زاهد و قانع، در اصفهان خدمت مرحوم میرزا محمّد حسن نجفی تحصیل، و بعد در نجف نزد علمای عصر از آیت اللّه خراسانی و غیره تکمیل، و در حدود 1324 به اصفهان برگشته; چون درس را واجب عینی می دانسته به تدریس مشغول، حتی ایّام تعطیل، و در سفر یک هزار و سیصد و چهل و هفت که علمای اصفهان به قم قمی تجلیل آن بزرگ را بیش از[ حایری ] رفته (بودند) مرحوم آقا شیخ عبدالکریم همه نمودی; و نظر به کثرت درس و بحث علیل شده، در 1348 به سنّ 62سالگی روانه جنان گشت.رحمه اللّه که در خُردی، بنده با آن مرحوم در مسجد نو نزد مرحوم ملا حسن درّی همدرس بودیم; آن بزرگ به مقام علم و عمل رسید و بنده هیچ نشدم»[۴]
علاّ مه شیخ آقا بزرگ طهرانی درباره ایشان می نویسد:
«عالم بارع و فقیه فاضل و مدرّس کبیر. کان من رجال الدین المبرّزین فی اصفهان و من مراجع الدنیا و الدین، و کان له بین سائر اهل بلاده مقام شامخ و مکانه سامیه. و کانت له فی الفقه و الاصول قدم راسخه و باع طویل. رأس فی اصفهان و طار صیته و ولیّ التدریس فتخرّج علیه جمع من افاضل الطلّاب و خیره اهل العلم، و کان من مشاهیر المدرّسین و کبار العلمأ».[۵]
ادیب دانشمند فقید محمّد باقر نجفی متخلّص به «الفت» در «نسب نامه الفت» می نویسد:
«حاج میرزا محمّد صادق مدرس، خود و دو برادرش: حاج آقا مرتضی و حاج میرزا ابوالفضل، پسران حاج میرزا محمّد حسین خاتون آبادی مشهور (نایب الصدر) از سادات محترم و نجیب ساکن در محلّه یزدآباد، و از افراد برجسته خانواده قدیم و جلیل خاتون آبادی بوده و هستند.»
حاج میرزا محمّد صادق از جمیع افراد کثیره این خاندان، به علم و عمل ممتاز، و مقبول خاص و عام گردید، و الحق که مردی وارسته و ذی قیمت بود و اگر افراطش در باریک بینی و احتیاط کاری در کارها نبود از رقبای خود عقب نمی افتاد و مثل آنان زمامدار امور و اصفهان مدار مشهور می گردید. لیکن بر اثر همان صفت باریک بینی و احتیاط کاریش، خود را در میان جمع نینداخت، در امور سیاسی و اجتماعی مردم مداخله نکرد و بیشتر به وظایف خاصه مذهبی پرداخته، از حدودش که اقامه نماز جماعت و تدریس بود تجاوز نکرد. سال ها در نجف اشرف به تحصیل علوم شریعت پرداخت و از طراز اوّل شاگردان آخوند خراسانی شمرده شد و در حدود سال 1315ق به اصفهان بازگشت.
خلاصه، مردی پاک دامن، ساده رفتار، بی ریا، عاری از تصنّع و تدلیس، صحیحالعمل، و بدین فضایل محبوب القلوب بود. مرحوم پدر و برادر نامبرده اش نیز مردمی فاضل و آراسته بوده و هستند و به انجام وظایف شرعی پرداخته اند»[۶]
برادر بزرگوار حضرت امام خمینی رضوان اللّه علیه، در خاطرات خود می گوید:
«من مجموعاً در اصفهان هفت یا هشت سال اقامت داشتم، بعد از اتمام این درس ها نزد مرحوم حاج میر محمد صادق خاتون آبادی که اعلم علما بود رفتم. در اصفهان آن موقع دو تا عالم بزرگ بود که یکی از آنها همین حاج صادق بود، حاج صادق در مدرسه جدّه بزرگ تدریس می کرد. رو به روی در مدرسه جدّه بزرگ حیاطی بود که در آنجا درس می خواندیم. ایشان درس خارج را به خوبی می گفت.علاوه بر آن بسیار مؤدّب بود، به حدّی که بعد از درس دادن نمی گفت که فهمیدید یا نه؟ بلکه می گفت: خوب درس دادم یا نه؟ و هر کس متوجّه نشده دوباره درس بدهم».[۷]
جایگاه اجتماعی
وی در ایّام چند ماهه اقامت در قم به تدریس پرداخت که جمعی از اعاظم شاگردان آیت اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، از جمله حضرت امام خمینی سلام اللّه علیه در درس پربار ایشان و علاّ مه شیخ محمّد رضا نجفی شرکت نموده و از دریای علوم این دو عالم فرزانه بهره بردند.
علاّ مه خاتون آبادی در قم مورد توجه آیت اللّه العظمی حائری قرار گرفت و چنانچه میرزا حسن خان جابری می نویسد:
«در سفر یک هزار و سیصد و چهل و هفت که علمای اصفهان به قم رفته، مرحوم آقا شیخ عبدالکریم (حائری) قمی تجلیل آن بزرگ را بیش از همه نمود».
گویند: حضرت امام به قدری شیفته بیان و مقام علمی مرحوم خاتون آبادی بود که هنگام بازگشت استاد به اصفهان و تعطیلی درس پربارش، گریه می کرد و با دیده اشک بار استاد را بدرقه نمود. فرزند شهید آیت اللّه دکتر سیّد محمد بهشتی که پس از شهادت پدرش به خدمت حضرت امام رسیده بود می گوید:
امام در این دیدار نزدیک به بیست دقیقه راجع به موقعیت علمی علاّمه خاتون آبادی (جدّ مادری شهید بهشتی) برای او صحبت کرده و فرموده است: مردم اصفهان مرحوم میر محمّد صادق را نشناختند. و بعد فرمودند: و ما ادریک ما میر محمّد صادق.[۸]
دیدگاهها
علاّمه خاتون آبادی عالمی روشن فکر بود. دختران او در آن زمان، سواد و سیاق آموخته بودند و وی برای تدریس آنان معلّم مرد گرفته بود که در منزل به آن ها دروس قرآن و ریاضی و خط می آموخت و در آن دوران چنین چیزی مرسوم خانواده های روحانی نبود.[۹]
مرحوم استاد جلال الدین همایی در کتاب «مولوی نامه» می نویسد:
«حقیر خود در درس خارج فقه که در خدمت مرحوم استاد علاّمه، سیّد الفقهأ والاصولیّین حاج میر محمّد صادق خاتون آبادی اصفهانی افتخار تلمّذ داشتم، در بحث مکاسب محرمه این مسأله مخصوصاً به خوبی وارسی شد که مذهب اسلام با هیچ علمی حتی علم نرد و شطرنج و موسیقی و امثال آن مخالف نیست، فقط پاره ای از اعمال و حرفه ها و پیشه های پست ناروا را حرام یا مکروه شمرده است».[۱۰]
جایگاه سیاسی
علاّمه خاتون آبادی در سفر تاریخی آیت اللّه حاج آقا نور اللّه نجفی به شهر مقدّس قم، که در اعتراض به حکومت نامشروع پهلوی صورت گرفت، به همراه تعداد زیادی از فقها و بزرگان اصفهان از جمله حضرات آیات: علاّ مه شیخ محمّد رضا نجفی و میر سیّد علی نجف آبادی به قم رفت .
فاضل ارجمند آقای عبدالعلی باقی به نقل از حجّه الاسلام والمسلمین حاج سید اسد اللّه روضاتی (داماد علاّ مه خاتون آبادی) می نویسد:
«چون رضا خان به سلطنت رسید و بی اعتنایی به مسائل مذهبی شروع شد مرحوم حاج شیخ عبدالکریم (حائری) و حاج آقا نور اللّه (نجفی) از علمای بزرگ شهرها دعوت کردند که در قم اجتماع کنند. از اصفهان عدّه ای از جمله آیت اللّه آقا سیّد محمّد صادق خاتون آبادی و (آقا کمال الدین) شریعتمدار عازم قم شدند و من نیز در خدمتشان بودم. از شهرضا هم آیت اللّه حاج شیخ محمّد رضا مهدوی آمده بودند. هزینه اداره مجلس که در صحن حضرت معصومه بود به عهده شریعتمدار، و مدیریت جلسه به عهده حاج آقا نور اللّه، و مسائل علمی به عهده مرحوم خاتون آبادی بود. بحث ها ادامه داشت و بیشترین ایرادات در مورد موضوعات نظام وظیفه، مشروبات الکلی، موسیقی و تغییر لباس بود. از آیت اللّه شهید سیّد حسن مدرّس نیز دعوت کرده بودند. او ابتدا تلگرافی مخابره و سپس در جلسه خصوصی علما شرکت کرد و بنا به نقل استاد خاتون آبادی، اظهار داشت: جلسه ای به این عظمت تشکیل داده اید ولی پیرامون مسائل کوچک صحبت می کنید؟! اگر می خواهید کاری بکنید باید ریشه فساد را قطع کنید. ایوانِ پی شکسته، مرمّت نمی شود. ریشه فساد رضا خان است. او را کنار بگذارید، کارها درست می شود و با حالت ناراحتی از مجلس علما خارج شد و به تهران مراجعت نمود».
چون جلسه ادامه یافت وجمعیت تمام صحن را فراگرفت رضا خان وحشت کرده، تیمور تاش را به قم فرستاد و قول داد که نظارت علمای طراز اول را به اجرا بگذارد و قول های دیگری نیز داد. در این ایام حاج آقا نور اللّه به سرما خوردگی مبتلا شد و طبیبی به بالین او آوردند که آمپولی به وی تزریق نمود و منجر به فوت ایشان شد.[۱۱]
آثار
مرحوم سیّد حسین آزاد در کتاب «اغصان طیّبه» درباره علامه خاتون آبادی می نویسد:
«در اصول و فقه استاد، و شاید اعلم از همگنان عصر خود بود، و دارای تألیفات است که همچنان که قدر وجودش در اصفهان[ ! ] بسیار و جزوات بی شماری مجهول ماند، تألیفات او را هم قدر ندانند، و همیشه مایل به انزوا و عزلت بود.»[۱۲]
با این حال تا کنون جز نسخه خطی »حاشیه بر رسائل« شیخ مرتضی انصاری از ایشان به دست نیامده است.
در «فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی» چنین آمده است:
«حاشیه رسائل شیخ انصاری، از سیّد محمّد صادق اصفهانی که از شاگردان آخوند خراسانی صاحب کفایه بوده است. تاریخ پایان تألیف برائت: 1309. آغاز: قوله: اعلم أنّ المکلّف، المراد من المکلّف فی هذه العباره من وضع علیه القلم به اجتماع شرائط التکلیف. نسخه به خطّ مؤلّف و تا اواخر استصحاب، 180 برگ، خشتی.
روی برگ اول نوشته: از کتب مرحوم خاتون آبادی، و نامه هایی هم مربوط به سید ابوالفضل خاتون آبادی[۱۳] در لا به لای نسخه دیده می شود»[۱۴] روی برگ آخر این یادداشت دیده می شود:
«هذا الکتاب من مؤلّفات جناب مستطاب عمده العلمأ و زین الفقهأ و اسوه المجتهدین و نخبه المدقّقین سرکار شریعت مآب آقای سیّد محمّد صادق اصفهانی و کان تألیفه عند استاده بل استاد الکلّ اعنی جناب مستطاب... آخوند ملاّ کاظم خراسانی ادام اللّه ایام افاداته»[۱۵]
اصاله البرائه در 185 صفحه نگاشته شده و تاریخ تالیف آن 18 محرم 1311ق است. بحث استصحاب نیز در 183 صفحه کتابت شده و در 15 جمادی الاولی 1312تالیف شده است. پایان نسخه نیز بحث تعادل و تراجیح را در 34 صفحه در بر دارد که تاریخ تألیف ندارد.
دو تن از علما دروس علامه خاتونآبادی را تقریر کرده اند که در ادامه به آنها اشاره میکنیم:
1. تقریرات آیت اللّه سیّد محمّد باقر شهیدی گلپایگانی
وی تقریرات درس اصول علاّ مه خاتون آبادی در اصفهان را از آغاز علم اصول تا پایان بحث ضد به نگارش درآورده که نسخه خطی آن در نزد برادر زاده ایشان حجه الاسلام سیّد علی اکبر مدنی زاده موجود است.[۱۶]
2. تقریرات آیت اللّه العظمی سیّد احمد زنجانی
ایشان نیز تقریرات دروس علاّ مه خاتون آبادی و علاّ مه شیخ محمّد رضا نجفی در دوران کوتاه اقامت آنان در شهر مقدس قم را نگاشته است.
همچنین آیت اللّه علاّمه شیخ محمّد باقر کمره ای نظرات علمی ایشان و علاّمه شیخ محمّد رضا نجفی را در کتاب: «اصول الفوائد الغرویه» خود نقل کرده است.
این کتاب ارزنده در سال 1363ش در دو جلد به چاپ رسیده است.
وفات
او در هفتم جمادی الاولی 1348ق وفات یافته و در قبرستان مقابل غسالخانه تخت فولاد جنب تکیه خاتون آبادی ها مدفون شد. دو سال بعد عالم عالیقدر سیّد عبدالحسین سیّد العراقین را در کنار او مدفون نموده و بقعه ای برای آن دو ساختند و تکیه هم به «تکیه سیّد العراقین» معروف شد.[۱۷]
آیت اللّه حجازی در صفحه آخر تاریخ وفات استاد معظم خود را در لیله جمعه 8 جمادی الاولی 1348 ثبت نموده و این مادّه تاریخ را که گوینده اش معلوم نیست در پایان آورده است:
«صادق آل محمّد مگر از دنیا رفت»
علاّ مه خاتون آبادی به نوشته مرحوم میرزا حسن خان جابری: «نظر به کثرت درس و بحث، علیل شده، در 1348 به سنّ 62 سالگی[۱۸] روانه جنان گشت».
مرقد مطهّر ایشان در داخل بقعه مرحوم سیّد العراقین قرار دارد و برادرش مرحوم حجّه الاسلام سیّد مرتضی خاتون آبادی (م: شوال 1315ش) نیز در کنار او مدفون است.[۱۹]
پانویس
- ↑ قاسمی، گلشن اهل سلوک، صص176- 172.
- ↑ قاسمی، شرح مجموعه گل، صص 84-37.
- ↑ مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص 717.
- ↑ جابری انصاری، تاریخ اصفهان، صص 347- 346.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، نقبأ البشر.
- ↑ الفت، نسب نامه الفت، نسخه خطّی.
- ↑ مصباح یزدی، خاطرات آیت اللّه پسندیده، ص 54.
- ↑ رجایی، سیره شهید دکتر بهشتی ، ص 39.
- ↑ گفتگوی نگارنده با خانم بدرالشریعه خاتون آبادی.
- ↑ همایی، مولوی نامه، ج 1، ص 68.
- ↑ باقی، مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، صص 172- 171.
- ↑ آزاد، اغصان طیبه، نسخه خطی.
- ↑ مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج 2، ص 717.
- ↑ صدرایی خویی، فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی 3: 7.
- ↑ خراسانی، حاشیه بر فوائد الاصول، تصویر نسخه خطی.
- ↑ شهیدی گلپایگانی، دانشمندان گلپایگان، ج 1، ص 210.
- ↑ مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج۴، ص 465.
- ↑ به گفته فرزند ایشان خانم بدرالشریعه خاتون آبادی.
- ↑ مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد ، ج2، صض143-147.
منابع
- قاسمی، رحیم، شرح مجموعه گل: مشاهير مدفون در تكيه سيدالعراقين تخت فولاد اصفهان، اصفهان: کانون پژوهش، چاپ دوم، ۱۳۹۰.
- مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶.
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج4، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1389.
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج2، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، ۱۳۸۹.