این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
سید صدرالدین کوهپایی
اطلاعات فردی و علمی | |
---|---|
نام کامل | سید صدرالدین کوپایی طباطبایی |
زادروز | ۱۳۰۱قمری |
تاریخ وفات | ۱۳۷۲ قمری |
مدفن | تخت فولاد |
اساتید | سید محمد فیروزآبادی، شیخ ابراهیم اردبیلی، سید محمد کاظم طباطبایی، و... |
شاگردان | حجت الاسلام ابراهیم امینی، شیخ احمد فیاض، سید مصلح الدین مهدوی |
آثار | شروق الحكمه فی شرح الاسفار و المنظومه، شرح كفاية الاصول، رساله ای در علم النفس، و... |
فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
اجتماعی | مدرس، متکلم، مفسر، و... |
سید صدرالدین هاطلی کوپایی طباطبایی( ۱۳۰۱ق_۱۳۷۲ق) فرزند سید محمد حسن بن سید جعفر حسینی، عالم زاهد، فقيه حکیم، مفسر خبیر، متکلم متبحر، از مدرسان نامدار حوزه علمیه اصفهان در علوم عقلی و نقلی در قرن چهاردهم هجری به شمار می رود.
زندگینامه
ولادت
وی در شب جمعه ۲۰ صفر ۱۳۰۱ق/ ۲۹ آذر ۱۲۶۲ش در اصفهان و بنا به قولی در قریه کوپا از بلوک کوهپایه اصفهان دیده به جهان گشود.[۱]
خاندان
پدر حاج آقا صدر، حاج محمد حسن طباطبایی از دانشمندان و فضلای اصفهان بوده است. وی از شاگردان شیخ محمد باقر نجفی و میرزا محمد هاشم چهارسویی بوده و از اطرافیان و دوستان خاص شیخ محمد تقی معروف به آقا نجفی به شمار می رفته است. سید حسن پس از ٦٧ سال عمر در سال ۱۳۲۰ق دیده از جهان فروبست.
مادر حاج آقا صدر نیز بانویی پارسا و متدین از اهل فشارک و دارای سه پسر به نامهای عباس، یحیى و صدرالدین بوده است. سید عباس و سيد يحيى سالها پیش از سید صدرالدین بدرود حیات گفتند و چون فرزندانی نداشتند، ارث آنان به مادرشان رسید.
فرزندان
از همسر حاج آقا صدر آگاهی نداریم و حاصل ازدواج او بـا همسرش سه پسر و چندین دختر بوده است. پسرانش سید بهاءالدین هاطلی، سید مهدی هاطلی و سید رضا هاطلی، اهل کسب و تجارت بودند. یکی از دختران حاج آقا صـدر در زمان حیات پدر از دنیا رفت.
« نقل می کنند که حاج آقا صدر پس از وفات دخترش فرموده بود: یک روزی رفتیم آقایی را آوردیم عقد دخترمان را بخواند و یک روزی هم آوردیم او را غسل و کفن نماید».
تحصیلات
در کتب تراجم نوشته اند که تحصیلات سـيد صدرالدین در اصفهان در محضر آخوند کاشی و جهانگیرخان قشقایی آغاز شده است. اما با توجه به عزیمت سید صدرالدین در سن ۱۷ سالگی بـه عـراق بـه نظر نمی رسد که در آن سن و سال آمادگی استفاده از محضر خان و آخوند را داشته است. از این رو احتمال می رود که سید پس از بازگشت از نجف دو سال آخر عمر خان و آخوند را درک کرده که البته حكيم جهانگیرخان قشقایی در آن زمان دیگر در قید حیات نبوده است.
در هر حال سیّد صدرالدین پس از تحصیلات مقدماتی با رنج و زحمت بسیار زیاد، پدر و مادر خود را راضی نمود تا برای ادامه تحصیلات به عتبات مهاجرت کند. در سال ۱۳۱۷ق به نجف اشرف رفت و چون پدرش دو سال بعد به رحمت ایزدی پیوست، مادرش هر چند ماه یک بار پولی برایش می فرستاد که مقدار آن بسیار کم بود و کفاف مخارج او را نمی داد؛ از این رو سید صدرالدین در تمام مدت تحصیل به سختی امرار معاش می کرد.[۲] سید صدرالدین تا سال ۱۳۲۹ق در نجف بود و پس از ۱۲ سال اقامت در نجف در حدود سن سی سالگی به اصفهان بازگشت.
اساتید
اساتید سید صدرالدین در علوم مختلف عبارتند از:
- سيد محمد فیروزآبادی( سطوح فقه)
- شیخ ابراهیم اردبیلی( سطوح فقه)
- سید محمدکاظم طباطبایی( خارج فقه و اصول)
- آخوند خراسانی( خارج فقه و اصول)
- شیخ احمد شانه ساز شیرازی( علوم معقول و حکمت اسلامی)
- شیخ عبدالصمد سبزواری( علوم معقول و حکمت اسلامی)
- سید حسین بادکوبه ای( علوم معقول و حکمت اسلامی)
منظومه حاجی سبزواری و اسفار ملاصدرا و دیگر متون فلسفی را نیز نزد استادان به نام فراگرفت. بر پایۀ نوشته حاج شیخ احمد روحانی، میرزا حسن کرمانشاهی نیز از دیگر استادان فلسفه کوپایی بوده است.[۳]
شاگردان
در طول نزدیک نیم قرن تدريس، صدها نفر از طلاب و فضلای اصفهان از محضر پر فیض حاج آقا صدر کوپایی استفاده کردند که نام شماری از آنها که تاکنون آگاهی یافته ایم، عبارتند از حضرات آیات:[۴]
- ابراهیم امینی
- ابراهیم جواهری
- سید ابوالحسن رضوی
- ابوالحسن مرتضوی کرونی
- سید ابوالحسن بدری
- شیخ ابوطالب مصطفایی
- شیخ ابوالقاسم پاینده
- شیخ احمد فیاض
- شیخ احمد روحانی(شيخ الاسلام)
- احمد غفاریان
- شیخ اسدالله جوادی
- شيخ اسماعيل کلباسی
- حاجیه خانم امین اصفهانی
- بحر العلوم میردامادی
- بهاءالدین رضوی خوانساری
- بهاءالدين مهدوی
- بهاءالدین هرندی
- شیخ جعفر الهی نجف آبادی
- شیخ جعفر کاشانی
- سید جعفر سجادی
- جلال الدين محلاتی
- سید جواد افضل هرندی
- محمد جواد شریعت
- سید حسن مدرس هاشمی
- سید حسن مهاجر
- حسين شفیعی
- حسین عمادزاده
- حيدر على محقق
- حيدر على صلواتی
- رضا عمادزاده
- رضا بهشتی نژاد
- رضا ابوالبرکات
- صدر الحسینی
- ضیاء كجانی
- سيد علــى طباطبایی خوراسکانی
- علی حیدری کاشانی
- سید علـى هدایتی خواجویی
- سیّد علی ابطحی
- سید علـى خـلـدى نسب
- عباس اسلامی
- میرزا عبدالحسين صدر المحدثين
- عبدالرحیم ملكيان
- سیّد عطاءالله فقیه امامی
- عفت الزمان امین
- عنایت الله نجفی
- غلامحسین آهنی
- فخرالدین صدر عاملی
- فخرالدین کلباسی
- فضل الله ضياء نور
- قاسم زارعی
- سید مجتبی میر محمد صادقی
- سيد محمد میردامادی
- شیخ محمد کلباسی
- سید محمد خادمی
- سید محمد قهدریجانی
- سیّد محمّد ابطحی سدهی
- محمد محزونيه
- سيد محمد علامه فانی
- محمد مروجی
- سيد محمد باقر هرندی
- محمدباقر صديقين
- محمد تقی مدنی
- محمدتقی موسوی بیدآبادی
- محمدحسـن ســه چهاری
- محمد حسین قهدریجانی
- سید محمد حسين بهشتی
- شیخ محمد علی فشارکی
- سید محمدعلی صادقی
- شیخ محمد علی غروی
- سید محمد على مبارکه ای
- مرتضی اردکانی
- سید مرتضی ظهیر الاسلام
- شیخ مرتضی تبیان
- مصطفی ابطحی سدهی
- سید مصطفی مهدوی هرستانی
- سید مصطفی بهشتی نژاد
- سید مصطفی فقیه ایمانی
- سیّد مصلح الدین مهدوی
- مظفرقمشه ای
- معین نجف آبادی
- سید مهدی حجازی
- سید مهدی امامی قمشه ای
- وهاب نحوی
- هبت الله هرندی
- علویه همایونی
- یحیی فقیه ایمانی
- سید یحیی یزدی
- یدالله رحیمیان الله
معاصران
روزگاری که حاج آقا صدر کوپایی در حوزه اصفهان به تدریس و تربیت طلاب مشغول بود؛ حوزه های درسی پر رونقی در علوم گوناگون نقلی و عقلی دایر بوده و فقیهان ،حکیمان، ادیبان، مفسران و محدثان زبردستی در اصفهان به فعالیت های علمی، آموزشی و پژوهشی اشتغال داشته اند. از جمله علما و مدرسان نامدار علوم نقلی و عقلی در قرن چهاردهم هجری که معاصر با کوپایی در اصفهان بوده اند، عبارتند از: سید محمد باقر درچه ای، میرزا ابوالهدی کلباسی، سید ابوالقاسم دهکردی، سید مهدی درچه ای، محمدحسین اشنی قودجانی، میر سید محمد صادق خاتون آبادی، سید مرتضی خراسانی ، شیخ محمدرضا نجفی مسجد شاهی، میر سید علی نجف آبادی، میر سید محمد نجف آبادی، میرزا محمد باقر امامی، حاج میرزا علی آقا شیرازی، حاج شیخ محمود مفید، حاج آقار رحيم ارباب، شیخ محمد حکیم خراسانی و سید محمدرضا خراسانی.
از جمله علمایی که کوپایی با او رفاقت و صمیمیت بسیار داشت، حاج شیخ محمد علی شاه آبادی اصفهانی است که در درس آخوند خراسانی با او هم مباحثه و شریک درس بوده است. از دیگر علمای اصفهان که زمان اقامت کوپایی در نجف در حوزۀ درسی آخوند خراسانی شرکت داشته اند می توان به شیخ محمدباقر الفت، سيد عبدالحسين سیدالعراقين، سيد عبد الله ثقة الاسلام و سيد هبت الدين شهرستانی اشاره کرد. از جمله دوستان آقا صدر در دوره حضور در دستگاه آقایان نجفی در اصفهان، شیخ علی محمد فقیه حبیب آبادی بوده است.
در شرح حال فقیه روشن اندیش حاج شیخ محمد باقر زندکرمانی آمده است که وی نسبت به علمای عاملین فوق العاده ارادت داشت و از جمله به حاج آقا صدر کوپایی از حکمای درجه اول، با این که هیچ اسم و عنوانی نداشت، خیلی ارادت داشت. این دو عالم محقق ارتباط نزدیک با هم داشتند و جلساتی را به صورت پیوسته با یکدیگر برقرار مینموده و به گفتگوهای علمی می پرداختند.
کوپایی از میان علما و بزرگان اصفهان هم روزگارش به میرزا ابوالهدی کلباسی و ملا حسینعلی صدیقین ارادت داشت و به نماز جماعت آنها حاضر میشده است. کوپایی از صدیقین به فرشته ای در لباس بشر تعبیر میکرده و معمولاً در ایام ماه رمضان، نماز ظهر و عصر خود را به ایشان اقتدا میکرده است. به میرزا ابوالهدی نیز ارادت تام داشت و در نماز به او نیز اقتداء می کرده است. در میان علمای اصفهان به فقاهت حـاج شیخ محمد حسین اشنی قودجانی معترف بود. به حاج ميرزا علی آقا شیرازی نیز علاقمند بود و در مجالس نهج البلاغه وی شرکت می کرد. با حاج آقا رحیم ارباب و حاج سید ابوالحسن شمس آبادی دوستی ویژه ای داشت. او در منزل بانوی مجتهده، حاجیه امین اصفهانی درس تفسیر می گفت. از دیگر علمای ایران به حکیم میرزا مهدی آشتیانی و حسینعلی راشد در تهران و حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در مشهد ارادت داشته است. وی میرزا مهدی آشتیانی را بزرگترین حکیم معاصر میدانست و به احاطه او در حکمت و عرفان و تسلط او در معقول و منقول معترف بود.[۵]
سیره اخلاقی
وی مردی وارسته و جامع ملکات و فضایل انسانی و حقیقتاً ملکی به صورت بشر بود. دانش، تقوی، حلم و وارستگی را همراه هم داشت. متواضع بود و با قناعت می زیست و محبوب و دوست داشتنی بـود. وی افزون بر صفت تواضع و وارستگی؛ درویش مسلک، راستگو، درستکار، رقیق القلب، دلسوز، غیور در امور مذهبی و ناموسی، لطیفه گو، شیرین بیان و خوش خلق نیز بود. بسیار مزاح می کرد و می خندید و می گفت:[۶]
« وقتی من بمیرم مردم میگویند خدا رحمتش کند متلک می گفت».
تواضع و فروتنی ملکه او شده بود. یکی از شاگردان حاج آقا صدر می گوید:
« روزی استاد به حجره من آمد و گفت: قسمتی از خمس نزد من هست آیا به شما می رسد؟ قبول کردم و این نشانه تواضع آن مرد بزرگ بود که خود نزد من آمد و از من نخواست که نزد او بروم».
همچنین از شاگردان حاج آقا صدر نقل شده است که ما در عید غدیر منزل شهید شمس آبادی بودیم و حاج آقا صدر هم تشریف آورد و فرمود، امروز موفق شدم خدمت دو عالم بزرگوار برسم؛ پیش از اینجا منزل حاج آقا رحیم ارباب بودم و این نشان از نهایت تواضع او بود.
شاید یکی دیگر از نشانه های فروتنی او آن بود که اجتهاد را از خود نفی می کرد و می فرمود: « من مجتهد نیستم، به جـدم مجتهد نیستم».
با اینکه دورۀ درس فقیهان اصولی نام آوری مانند صاحب کفایه و صاحب عروه را کاملاً درک کرده بود و حتی برخی علمای نجف او را مجتهد می دانستند؛ باز هم خود را مجتهد نمی دانست. در طول حیات چه در دوران تحصیل و چه در ایام تدريس، فقیر و تنگدست بود و بویژه در دوران اقامت در نجف اشرف به سختی امرار معاش میکرد؛ به گونه ای که وقتی بوی پختنی به مشامش می رسید، بدنش مانند بید می لرزید. در آن ایام غالباً ماست و خرما می خورد و کمتر به گوشت و روغن دسترسی پیدا می کرد. با وجود فقر و تهیدستی به متمولین و اغنیا بی اعتنا وفقط متوجه حضرت باری تعالی بود. از مصادیق این بیت حافظ بود که« در عین تنگدستی، در عیش کوش و مستی».[۷]
سیره عبادی
صدرالدین کوپایی علم و عمل را به هم آمیخته بود و و همان گونه که خود در مقدمۀ «شروق الحكمه» نوشته است، تلاش و رنج بسیاری برد تا پی به غرض الهی از خلقت بشر برده و از جمله عالمانی گردد که افزون بر غور در وحدت و غرق شدن در مشاهده انوار جلال و کبریا، به خلق و نظم عالم ناسوت نیز توجه دارند.
وی احوال معنوی خاصی داشت. روزی در جلسه ای در منزل خود، واقع در محله در دشت که بعضى علما نیز در آن حضور داشتند، خبری از اصول کافی خواند مبنی بر اینکه رحمت خداوند نامتناهی است و خداوند عالم حتی گناهانی را که در ظاهر بخشودنی نیستند نیز میبخشد و فقراتی از دعای کمیل را خواند که« برحمتک التی وسعت كل شيء» و یک دفعه سیل اشک از دیدگان او جاری شد و به شدت گریست، به گونه ای که مجلس را منقلب کرد و حاضران همه تحت تأثیر قرار گرفتند.
او هیچگاه امامت جماعت را نپذیرفت و می فرمود: «سیم خود را به دوش من نیاندازید» و عمداً پشت به دیوار نماز میخواند و یا داخل پستوی حجره می رفت و در حجره را میبست و پس از به جای آوردن نماز بیرون می آمد. گویا احساس تقدم بر دیگران را در نفس خودش راه نمی داد. در ماه رمضان هر سال از ابتدا تا انتهای ماه، نماز ظهر و عصر را در مسجد در کوشک به حاج ملا حسینعلی صدیقین اقتدا می کرد و سپس به مدرسه صدر میرفت و تا نزدیک افطار به قرائت قرآن مشغول بود و آنگاه برای افطار به منزل می رفت. حکیم کوپایی در نهایت گمنامی زندگی کرد و تا پایان عمر یعنی مدت ۷۰ سال که در این شهر بود، جز خواص کسی او را نشناخت. در مدت چهل سال که در محله در دشت سکونت داشت، اهالی محل او را نمی شناختند. از جمله علل گمنامی اش این بود که مشاغلی مانند مسجد و منبر و امامت جماعت و مانند آن را نپذیرفت و به شاگردانش سفارش می کرد که استقلال خود را حفظ کنید و مبادا فریب خورده و زیر چتر کسی بروید.
وی افزون بر وقوف بر عرفان نظری، در سیر و سلوک به مقامات والایی دست یافته بود. سالکی ذاکر با طهارت نفس و قدس، اخلاص عمل، صدق نیت و گریزان از شهرت و مریدی و مرادی بود. درباره تقوی و خداترسی و توکل و نیز توسل او در مشکلات به اهل بیت(ع) حکایت شده است که:
« سید صدرالدین در دوران اقامت در نجف از یک لبنیات فروشی ماست نسیه می گرفت و آنگاه که پولی بدست میآورده، نسیه خود را می پرداخته است. یک روز لبنیات فروش به او میگوید که امکانات مالی مـن بـه اندازه ای نیست که بتوانم بیشتر از این به تو نسیه بدهم. صدر به حرم حضرت مولی الموالی، امير مؤمنان علی(ع) میرود و میگرید و میگوید زنان نازا به اینجا می آیند و از شما میخواهند دعایشان را مستجاب کنی که خدا به آنها فرزند بدهد، برای من هم راهی نمانده است و نمیدانم چه بکنم. در همین حال فردی با دست به شانه او میزند و می پرسد: شما آقای صدر کوپایی هستید؟ و پس از اینکه سید صدرالدین پاسخ مثبت میدهد، آن فرد میگوید، آقای ملک یک حواله سی تومانی برای شما فرستاده است( آقای ملک از تجار بزرگ اصفهان بود که به علمای شهر کمک می کرد) و حاج آقا صدر میگوید با شنیدن این سخن زنده شدم».
او قیامت را باور داشت؛ زمانی در جلسه های هفتگی تفسیر قرآن به تفسیر آیه شریفه« الذين يظنون أنهم ملاقوا ربهم وانهم اليه راجعون»، میفرمود:
« اگر کسی ظن و گمان داشته باشد که قیامتی هست، هر کاری را انجام نمی دهد. نیاز نیست انسان یقین کند بلکه گمان هم کفایت می کند».[۸]
مکاشفات و مشاهدات روحانی کوپایی عارف کوپایی در میانه بحث از اقوال حكما درباره حقیقت وجود در« شروق الحکمه» یکی از مکاشفات عرفانی خود را نقل میکند. وی تحت عنوان نفث روع و بروغ شمس می نویسد:
« ای دوست عقلانی و برادر شفیق روحانی، حادثه ای در روز پنجم ربیع الاول سال ١٣٢٦ق برایم رخ داد؛ بگونه ای که از آن به شدت شگفت زده شدم و گمان میکنم الهام الهی و هدیه ای است به دوستش که زندانی در دنیا و محبوس در بلاد غربت بوده و از معاملات اهل زمانش بویژه دوستانش که ادعای محبت میکنند ولی در عمل چنین نیستند رنجور و لطمه دیده است. حادثه از این قرار بود که در این روز به دیدار یکی از دوستانم رفته بودم، با اینکه از من فراری بود و نمیخواست به من نگاه کند، او را در صحن مدرسه دیدم و به او گفتم شما که کلبه ما را به قدومت متبرک نمیکنی، من به دیدنت می آیم. او یکدفعه پاسخ داد که من اکنون وعده دارم و الان باید بروم و اگر میخواهی تا به منزل برگردم. من به مقتضای انسانیت گفتم نه و او با کمال تحقیر به من پشت نمود. با اینکه میدانم اگر جز من بود به منزلش برگشته و طرفش را با زور هم که شده به منزل می برد. در هر حال برای تفرج و آرامش وارد سرداب شدم، سردابی بسیار عمیق و تاریک؛ هنگامی که داخل سرداب شدم گویا هیچ نمیدیدم و چیزی را نمی شناختم و کارگران به تنقیح سرداب مشغول بودند. مدتی که در سرداب ماندم خودم را و سپس روشنایی هایی و نیز زوایای سرداب را دیدم و به آنچه کارگران در آنجا می کردند، مشغول شدم و تمام آنچه را در بالای سرداب بود، فراموش کردم، از قبیل کاخها و رودها و درختان و عزت و اقتدار و صداها و بوییدنی ها و مزه ها و خلاصه تمام امور دنیوی از قبیل لذات و نیز امور دردناک مانند مار و عقرب و افعی؛ در این هنگام بود که نوری از جانب وادی ایمن تجلی کرده و آینه قلبم روشن گشت و بوسیله آن پرده از روی نفسم کنار رفت و چراغ روحم نورانی شد. گویا روح ممثلی از سوی پروردگارم و فرستاده ای از سوی محبوب و معشوقم بود که بدین وسیله میخواست دیدگانم را تکمیل و آینه قلبم را تنویر نماید تا متذکر و مشتاق شده و درصدد جمع کردن اسباب سفر به سوی او شوم تا در جوار حضرتش از سرور و بهجت وجه او و اشراقات جمال و جلالش بهره مند شوم و باقی به بقای او گشته، در وجه او واله شوم».
کوپایی سپس به مقایسه میان احوال خود در سرداب با منازل و مراحل مختلفی که انسان در پیش از دنیا، دنیا و پس از آن دارد، میپردازد و مکاشفه معنوی خود را تبیین و تأویل مینماید.
جایگاه
جایگاه علمی
حاج آقا صدر کوپایی از همان ابتدای بازگشت به اصفهان، تدریس را آغاز نمود و در مدرسه صدر بازار از ادبیات، فقه و اصول گرفته تا منطق، حکمت، کلام و تفسیر برای طلاب و فضلا درس می گفت. هر روز عصر تقریباً یک ساعت به غروب به مدرسه صدر می آمد و در حجره خود مشغول مطالعه می شد و تا دو ساعت از شب رفته در حجره بود و متن کتب درسی را مطالعه می کرد و روز بعد برای شاگردان درس می گفت. وی حدود نیم قرن از مدرسان برجسته حوزه علمیه اصفهان به شمار می رفت و چون خوش بیان بود و نکات و مطالب علمی را روان و دقیق به شاگردان می فهماند، طلاب اطراف او را گرفته و دروس مختلف را نزد او فرا می گرفتند.
روش درسی حاج آقا صدر بسیار جذاب بود و در موقع تدریس، حکایات، مثال ها و لطایف بسیاری برای شاگردان بیان می کرد؛ به گونه ای که هر چه درس به درازا می انجامید، شاگردان خسته و ملول نمی شدند و از بیانات شیرین و نمکین او بهره مند می شدند. هر نکته علمی مشکلی را با ذکر نمونه و مثال به شاگردان تفهیم می نمود و معقولات را تشبیه به محسوسات می کرد. او به سبب تبحر ویژه در منطق و فلسفه، مباحث حکمی را با شرح و بسط تبیین می کرد و در دروس مختلف با ذکر اشعار فارسی و عربی و آوردن تشبيهات و استعارات، ذهن طلاب را روشن می کرد. از جمله متونی که وی در حوزه اصفهان تدریس می کرد مطول، منظومۀ منطق، شرح تجريد علامه حلی، شوارق الالهام، فرائد، شرح لمعه، كفاية الاصول، منظومه حکمت، اسفار اربعه، شرح اصول کافی ملاصدرا و تفسیر قرآن ملاصدرا بوده است. بیش از ۲۰ مرتبه منظومه منطق و ۲۰ مرتبه بیان مطول را برای فضلا درس گفت و تدريس منظومه حکمت در دهه آخر عمرش منحصر به او بود. او در تدریس شرح تجرید علامه و نیز اسفار و كفايه تبحر خاص داشت. تفسیر قرآن از ملاصدرا، بویژه تفسیر آیه نور، سوره بقره و سوره واقعه را فقط او در اصفهان درس میگفت.
از جمله شواهد مقام والای علمی فقیه حکیم آیت الله کوپایی این بود که هنگامی که از سوی دولت تصمیم گرفتند از طلاب آزمون بگیرند، از جمله ممتحنین که توسط آیت الله بروجردی انتخاب شدند، حاج آقا صدر بود. از دیگر ممتحنین آن زمان حضرات آیات عظام سيد على نجف آبادی، سید محمد نجف آبادی، سید مهدی در چه ای، شیخ محمود مفید و شيخ محمدرضا نجفی مسجد شاهی بوده اند.
وی شبهای پنجشنبه و جمعه در حجره خود درس تفسیر می گفت. چند سال نیز در منزل برخی از تجار ماننـد حـاج محمد فیض یا برخی شاگردانش مانند شيخ محمد محزون تفسیر قرآن میگفت. او در ماههای مبارک رمضان نیز بـه طور ویژه صبح و عصر قرائت قرآن می کرد و عصرها برای طلاب درس تفسیر میفرمود. کوپایی در مباحث تفسیری اش به تفسیر ملاصدرا عنایت خاص داشت و تدريس تفسیر صدرالمتألهین در اصفهان به او اختصاص داشت. وی در تمثیل، تنظیر و ذکر مثال ید طولایی داشت و در مجسم نمودن حقایق علمی، حکمی و عرفانی کم نظیر بود. آوازه او در تفسیر قرآن به جایی رسید که بانوی مجتهده اصفهانی از وی دعوت کرد تا در منزلش درس تفسیر بگوید و خود از پشت پرده از محضر حاج آقا صدر استفاده میکرد. پاره ای از مباحث و نکات دقایق تفسیری این حکیم متأله و مفسر محقق توسط شاگردانش از جمله حاج شیخ احمد روحانی تقریر و ضبط شده است.[۹]
بینش فلسفی حکیم کوپایی
حکیم سید صدر الدین کوپایی از آخرین فیلسوفان مكتب فلسفی اصفهان به شمار میرود که بویژه در تدریس اسفار اربعه صدر المتألهین شیرازی و شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری چیره دست بود. او در زمان خود به تطبیق مسائل و قواعد فلسفی با اصول و مبانی کلام شیعی و تفهیم مطالب حکمی و عرفانی با بهره گیری از تشبیه، تمثيل و استناد به آیات، روایات و اشعار، تخصص و مهارت ویژه ای داشت. بعضی از دانشمندان معاصر درباره مشرب و مذاق فلسفی حکیم کوپایی معتقدند که:
« فلسفه کوپایی آن چنان که از بیانات شاگردان حوزه وی مستقیماً دریافته ایم؛ عبارت است از حکمتی که به عرفان منتهی می گردد و عرفانی که از حکمت نتیجه می شود و این شاید با عطف نظر به این نکته باشد که اگر عرفان نظری مبتنی بر شهود است و فلسفه مبتنی بر قیاس برهانی؛ قیاس برهانی منتج به نتایجی است که آن نتایج برای نفس پیش از آن که استدلال کند مجهول بوده و اینک با تشکیل قیاس برای آن معلوم شده و این خود نوعی شهود است. منتهی برای آن که متمایز از اقسام دیگر شهود شود چون با عقل حاصل شده است، آن را با عنوان شهود عقلی می نامیم؛ چنانکه مشاهده با ابزار حس را «شهود حسی» می خوانیم و آنچه عرفا قائلند به مشاهده قلب را« شهود قلبی» می گوییم و غالباً وقتی شهود را به نحو اطلاق عنوان میکنیم، در واقع همین معنای اخیر را اراده کرده ایم».[۱۰]
حکیم کوپایی همراه با حکیمان متأله و عارفان متشرعی مانند شيخ محمد حکیم خراسانی، شیخ محمود مفید و حاج آقا رحیم ارباب، آخرین فیلسوفان شیعی در مكتب فلسفی اصفهان بودند که مشعل فروزان حکمت شیعی را زنده نگاه داشتند و با تربیت شاگردان، این موهبت الهی را به نسلهای بعد منتقل کردند. سلسله استادان حکیم کوپایی تا آقا محمد بیدآبادی را می توان اینگونه ترسیم کرد:
1. سید صدرالدین کوبایی← آخوند کاشی← ملا اسماعیل در کوشکی← ملا اسماعيل واحد العين← آخوند ملا علی نوری ← آقا محمد بیدآبادی
2.سید صدرالدین کوپایی ← شیخ احمد شانه ساز شیرازی← میرزا عباس حکیم دارایی← حاجی سبزواری← آخوند نوری← بیدآبادی
3.سید صدرالدین کوپایی← شیخ عبدالصمد سبزواری ← میرزا ابوالحسن جلوه ← میرزا حسن نوری ← آخوند نوری← بید آبادی
4.سید صدرالدین کوپایی← میرزا حسن چینی← آخوند نوری← بید آبادی
5.سید صدرالدین کوپایی← ملا عبدالجواد خراسانی← آخوند نوری← بید آبادی
6.سید صدرالدین کوپایی← ملا محمد جعفر لاهیجی← آخوند نوری← بید آبادی
جایگاه اجتماعی
حاج آقا صدر در آزمودن اهل اغماض نبود و با صراحت نقاط ضعف طلاب را بیان می کرد. یکی از شاگردان وی میگوید که مرحوم کوپایی پس از امتحان کردن یکی از طلاب به او گفت که این شکل درس خواندن بی نتیجه است؛ اگر میخواهی طلبه موفقی باشی، باید جدی درس بخوانی؛ آن طلبه هم تصميم می گیرد که طلبگی را رها کند و شغل معلمی را بر می گزیند.
حاج سید صدرالدین کوپایی در نگاه علما و دانشمندان
1.حاج سید محمد علی مبارکه ای:
« السيد صدر الدين کوپایی در بدایت حال در اصفهان به تحصیل علوم معقول و منقول پرداخت و سپس مهاجرت به سوی عتبات کرد و در آن جا در خدمت خاتم الاصوليين آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و خاتم الفقها سيد محمد کاظم یزدی به تکمیل علوم و کسب مراحل معنوی پرداخت. پس از نیل به مرحله اجتهاد مراجعت به اصفهان نمود و جمعی از فضلای وقت در خدمتش كسب علم و دانش نمودند. در جنبه معقول شهرتش بر فقاهتش غلبه یافته و در عرفان و تطبيق مسائل فقهيه و حکمیه بر عرفان وقت خود متخصص میباشد. الحال در نزدیکی مرحله پنجاه از عمر را طی نموده و نویسنده قدری از اصول منطق را در بدو ورود به اصفهان از جنابش استفاده نمود. در کلیه جهات سمعه و ریا و فنونی که بسیاری در لباس علم بکار می برند، او را پاکیزه دیده و با وحله و جنبه حکمت، جانب شرع را کاملا منظور میدارد و در قبل از منع اجرای نهی از منکر و امر به معروف، در این خصوص جدیتی کامل داشت و از جمله اشخاصی است که روزگار آینده، این گونه اشخاص را دیگر نخواهد تربیت کرد».[۱۱]
2.حاج میرزا حسن خان جابری انصاری:
« حاج سید صدرالدین هاطلی الشهیر به کوپایی، فقیهی رشید و حکیمی مفید بود. وی سالها به تدریس حکمت، فقه و ادبیات در مدرسه صدر تا پایان زندگی مشغول بود و در سنه یکهزار و سیصد و هفتاد و دو وفات یافت و در تخت فولاد مدفون شد».[۱۲]
3.سید محمدباقر کتابی:
« مرحوم سيد صدرالدین هاطلی، مردی وارسته و دارای ملکات و فضائل انسانی بود. نسبت به مال و ریاستهای دنیا کمال بی اعتنایی را داشت. دانش و تقوی و وارستگی را به هم آمیخته بود. متواضع و قانع زندگانی می نمود و در عین حال جذابیت خاصی داشت. وی در جلسات انس دوستان شرکت مینمود و ابداً برای خود تعینی از علم و مقام قائل نبود. نگارنده به خاطر دارم در جلسه دوستانه ای که صبحهای جمعه با عده ای از دوستان داشتیم، گاهی مرحوم سید صدرالدین کوپایی، با کمال بزرگواری شرکت می فرمود و آیاتی از قرآن را تفسیر می نمود، به راستی ادیبی بود که درسش زمزمه محبت بود و شاگردانی از روی عشق و صفا پیرامونش گرد می آمدند».[۱۳]
آثار و فعالیت ها
آثار
از حاج آقا صدر کوپایی آثــار ارزشمندی در حکمت اسلامی، اصول فقه و تفسیر قرآن به جای مانده است.[۱۴] آن چه از تصنیفات دست نوشته های ایشان آگاهی داریم، عبارتند از:
- «شروق الحكمه فی شرح الاسفار و المنظومه»: نویسنده در ایامی که اسفار اربعه ملاصدرای شیرازی را در نجف نزد استادش حكيم متأله شيخ عبدالصمد سبزواری می خواند، شروق الحکمه را نوشته است. شروق الحكمه، شرح مطالب اسفار و منظومه را از اول امور عامه و جواهر و اعراض و الهیات به معنی الاخص تا آخر مبحث علم باری در بردارد. این کتاب، حجیم و مبسوط بوده و به اندازه متن قوانین الاصول میرزای قمی است و نزدیک به بیست هزار بیت می شود. شروق الحكمه از بهترین یادگارها و آثار جاودانه مكتب فلسفی اصفهان است.[۱۵]
- «شرح كفاية الاصول»: حاج آقا صدر در موقعی کـه برای تحصیل به نجف اشرف رفته بود و در حوزۀ درسی آخوند خراسانی از محضر استاد در خارج اصول استفاده میکرد؛ بیانات آخوند را در شرح مطالـب كفايه نوشته و جزوه هایی در این باره می نگارد، وی سپس در حوزه اصفهان به هنگام تدریس کفایه استادش، از روی همان جزوه ها عبارات کفایه را شرح و مشکلات متن را برای شاگردان حل و فصل می کرده است. از این شرح آگاهی بیشتری در دست نیست.[۱۶]
- «رساله ای در علم النفس»: شاگرد وی حاج آقا حسین عمادزاده می نویسد: «نگارنده افتخار شاگردی سید کوپایی را در منطق و حکمت دارد و مخصوصاً رساله ای در علم النفس برای اینجانب از خارج فرمودند. کم کم علاقمندان به آن بالغ بر چهل نفر شدند و تقریرات وی را هم، نگارنده در رساله ای جمع و ضبط نموده است».[۱۷]
- «مباحث تفسیری»: حکیم کوپایی به قرآن و تفسیر علاقه بسیار داشت و شبانه روز کتب تفاسیر شیعه و سنی را مطالعه می کرد. دوره تفسیر شیخ طنطاوی، تفسیر شيخ محمد عبده و تفسیر روح البيان شيخ اسماعيل حقی را در حجره داشت و در آنها سیر می کرد.
فعالیت ها
سید صدرالدین پس از ورود به اصفهان ازدواج کرد و در منزل همسرش( در محله درب امام جنب حمام وزیر) اقامت گزید. از آن جا که وی وضع مالی مناسبی برای ادارۀ زندگانی نداشت و پدرش جز خانه مسکونی، چیزی از مال دنیا باقی نگذاشته بود، به ناچار در حوزه درس آقا نجفی حضور یافت تا از آن بابت خمس و سهم امام دریافت کند. آقا نجفی که پیش از این نیز پشتیبان پدرش سید حسن بود، مقدم سید صدرالدین را گرامی داشت و نهایت احترام را به او گذاشت و مهر و امضای خود را به او داد تا نوشته ها و اسناد مردم را از جانب او امضا کند. سید صدرالدین كاملاً مورد اعتماد و وثوق آقا نجفی بود و جواب بعضی از استفتائات را هم مینوشته و به آقا نجفی نشان می داده است. وی پس از فوت آقا نجفی در حوزه درس آقا جلال مسجد شاهی پسر آقا نجفی و پس از او نیز در حوزه درس میرزا عبدالحسین، پسر آقا جلال حاضر می شد تا از کمکهای مادی آنها هم بهره مند شود.[۱۸] همچنین گفتنی است که پیش از بازگشت شهید شمس آبادی از نجف به اصفهان، کوپایی شهریه آیت الله بروجردی را در بین طلاب تقسیم میکرد.
وفات
حکیم کوپایی زمان فوت خود را می دانست و نزد اهل علم مشهور شده بود که حاج آقا صدر فوتش را خبر داده است. وی به یکی از علمای اصفهان فرموده بود که من پیش از مادرم از دنیا می روم. همچنین روز سی ام دی ۱۳۳۱ ش که مجلس فاتحه ای به مناسبت فوت علامه فقيه سيّد محمد حجت کوه کمری در مدرسه صدر برپا بود و حاج آقا صدر در آن مجلس حضور داشت، در حضور جمعی فرمود: « فردا هم نوبت من است». فردا به همان کیفیت وفات یافت و در همان محل جهت او مجلس ختم گرفتند.
تاریخ دقیق فوت وی، شـب چهارشنبه اول بهمن ۱۳۳۱ش/ ۵ جمادی الاول ۱۳۷۲ق بوده است. وی در منزل خود به عارضه سکته وفات کرد و روز اول بهمن گروهی از طلاب و فضلا به پیشوایی حاج شیخ احمد فیاض، از مدرسان مدرسه صدر، به طرف منزل جدید حاج آقا صدر در خیابان شیخ بهایی رفتند و پیکر او را به مدرسه صدر آوردند و طبق وصیت خود وی، پیکرش را دقایقی در حجره اش در مدرسه صدر گذاردند و سپس به طرف بازار و از جاده دروازه حسن آباد به طرف تخت فولاد بردند. طلاب مدرسه صدر و سایر مدارس علمی و نیز علما و مدرسان نامدار مانند شیخ محمّد باقر زند کرمانی، سید عبدالحسین طيب، شیخ احمد فیاض و سيّد محمدباقر تویسرکانی، پیکر وی را تشییع نمودند. عالم فاضل و واعظ شهیر شیخ مصطفی ارسطویی امور کفن و دفن را انجام داد و پس از اقامه نماز بر پیکر حاج آقا صدر توسط یکی از علما، در تکیه حاج میرزا ابوالحسن بروجردی در کوشکی درون بقعه، جنب قبر میرزا ابوالحسن آرمید.
روز ۲ بهمن ۱۳۳۱ ش در مدرسه صدر و تا هفته آن مرحوم، هر روز در مساجد و مدارس دیگر مانند مسجد سرجوی شاه، مدرسه جده بزرگ و نهایتاً در روز ٦ بهمن ۱۰ جمادی الاولی ۱۳۷۲ق در مسجد سرتیپ توسط شهید شمس آبادی مجالس فاتحه آن مرحوم برپا بود.
از حاج آقا صدر نقل شده است که به حاج میرزا ابوالحسن تویسرکانی فرموده بود که مردم که در زمان حيات ما قدر ما را نشناختند، از دنیا که می روم، شما فاتحه ای آبرومند برای من برگزار کنید.[۱۹][۲۰]
در وفات او میرزا حبیب اللّه متخلّص به «نیر» مرثیه ای به عربی سروده و مادّه تاریخ او را چنین گفته است:[۲۱]
فَیا نَیّر اُکتُب فی الجواب بسؤال | من دعاک هنا عن عام فقد لذا الحبر | |
ثلاثا اذا نقصت من ذا تؤرّخه | «فخلد جنانٍ منزل السیّد الصدر» |
پانویس
- ↑ مهدوی، دانشمندان وبزرگان اصفهان، ج ۲، ص ۷۳۱؛ جواهری، علوم وعقاید، ص٢٦.
- ↑ عمادزاده، دائرةالمعارف رجال ایران، مخطوط؛ جواهری، علوم وعقاید، صص ٢٦-٢٧؛ مدرس، مکتب فلسفی اصفهان، صص ۲۰۱-۲۰۲.
- ↑ عمادزاده، دائرةالمعارف رجال ایران، مخطوط؛ جواهری، علوم وعقاید، ص 28؛ مهدوی، اعلام اصفهان، ج3، ص 550؛ کرباسی زاده اصفهانی، مصاحبه با آیتالله شیخ احمد روحانی، ص 13.
- ↑ جـواهری، علوم وعقاید، صص ۲۹ - ٣٠ و ٣٤؛ خلیلیان، بوستان فضیلت، صص ۹۲-٩٦؛ زادهـوش، دیدار با فیلسوفان سپاهان، صص ٣٢٢-٣٢٥؛کرباسی زاده اصفهانی، نگاهی به احوال وآثار حکیم مدرس اصفهانی، ص ۸۹ ؛ کرباسی زاده اصفهانی، مصاحبه با آیت الله محقق؛ کرباسی زاده اصفهانی، مصاحبه با آیت الله شیخ احمد روحانی.
- ↑ جواهری، علوم و عقاید، صص ۲۹ و ۳۳ و ۳۵؛ کرباسی زاده، حیات دوباره، ص ٢٤٦؛ قاسمی، گلزار مقدس، ص ۳۱۰؛ ریاحی، طبیب جسم و جان، ص ۸۰؛ زاهد نجفی، فطرت بیدار زمان، ص۹۹؛ داوری، شرح احوال سید صدرالدین کوپایی، مخطوط؛ داوری، مصاحبه با حسین پزشکی و سید محمد تقی مدنی.
- ↑ مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 731-732؛ خلیلیان، بوستان فضیلت، صص 88-112.
- ↑ جواهری، علوم وعقاید، صص ٢٧ و ٣٣ و ٣٦؛ مهدوی، اعلام اصفهان، ج ۳، ص ٥٥٠؛ کتابی، رجال اصفهان، ص ٤٣١؛ کرباسی زاده، مصاحبه با شیخ احمد روحانی؛ کرباسی زاده، مصاحبه بـا شـيـخ حیدرعلی محقق؛ داوری، شرح احوال سید صدرالدین هاطلی کوپایی، مصاحبه با سید محمدتقی مدنی وحسینی سلطانی، مخطوط.
- ↑ جواهری، علوم و عقاید، صص ٢٧ و ٣٣ و ٣٦؛ مهدوی، اعلام اصفهان، ج ۳، ص ٥٥٠؛ کتابی، رجال اصفهان، ص ٤٣١؛ کرباسی زاده، مصاحبه با شیخ احمد روحانی؛ کرباسی زاده، مصاحبه با شیخ حیدرعلی محقق؛ داوری، شرح احوال سید صدرالدین هاطلی کوپایی، مصاحبه با سید محمدتقی مدنی و حسینی سلطانی، مخطوط.
- ↑ جواهری، علوم وعقاید،صص ۳۰ و ۳۳ و ۳۶؛ عقیلی، مصاحبه با شیخ احمد روحانی، مخطوط.
- ↑ مدرس، وحدت وجود، ص 203.
- ↑ مبارکهای، دانشوران اصفهان، مخطوط.
- ↑ جابری انصاری، تاریخ اصفهان، ص ٣٤٨.
- ↑ کتابی، رجال اصفهان، ص 431.
- ↑ جابریانصاری، تاریخ اصفهان ، ص348؛ کتابی، رجال اصفهان ، صص 430 - 431؛ صدوقی سها، تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخّر، صص 181- 182.
- ↑ کوپایی، شروقالحکمه، مخطوط؛ جواهری، علوم و عقاید، ص 31؛ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج14، ص 186.
- ↑ جواهری، علوم وعقاید، ص۲۸.
- ↑ عمادزاده، دائرة المعارف رجال ایران، مخطوط.
- ↑ جواهری، علوم و عقاید، صص 29-28.
- ↑ جواهری، علوم وعقاید، صص٢٦و۳۲و۳۳؛ مهدوی، دانشمندان وبزرگان اصفهان، ج ۲، ص۷۳۲؛ روضاتی، مجالس اهل ایمان، ص۳۹؛ کرباسی زاده، مصاحبه با آیت الله محقق؛ کرباسی زاده، مصاحبه با آیت الله روحانی.
- ↑ مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج۳، صص 608-599.
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ج3، صص512-511.
منابع
- مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸9.
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج۳، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1392.