این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

تاریخچه حوزه علمیه اصفهان

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
نسخهٔ تاریخ ‏۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۰ توسط Kh1.Abedi (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تایخ حوزه علمیه شیعی اصفهان دارای ادوار و سرگذشت متعددی است. با توجه به این مطلب که در اصفهان ابتدا جریان مخالف حضور داشته اند، اولین اقدامات علمی شیعی به صورت انفرادی و معمولا توسط شخصیت های پر نفوذ شیعی اتفاق افتاده است و به مرور زمان این فعالیتها گسترش یافته که اوج این شکوفائی در دوره صفویه بوده است. بر این اساس آنچه در اینجا به عنوان حوزه علمیه مطرح می شود، حوزه علمیه در اصطلاح رایج امروزی نبوده و منظور به صورت عامتر و شامل فعالیتهای انفرادی و شخصی در طول تاریخ نیز می باشد.

Hawzef.jpg

تاریخچه ورود اسلام به اصفهان

تاریخ ورود اسلام به اصفهان را برخی به سال  21 هجری قمری اندکی پس از نبرد نهاوند دانسته اند. از آن پس تا زمانی که سعید بن جُبَیر بن هشام اسدی وابلی از اصحاب امام سجاد علیه اسلام و از شاگردان صاحب اجازه و فتوای ابن عباس در حدود سال 83 به اصفهان پناه آورد و در طول 12 سال اقامت خود در اصفهان به درس و بحث و تربیت پرداخت، در آن زمان خبر مهمی از حوزه علمی شیعه در اصفهان در دست نیست.

با تاسيس مسـجد جامع اصفهان(به عنوان سومين مسجد بعد از مسجد شُعيا و مسجد دیگری مشرف بر نهر فرسان)به عنوان پايگاه دينی– آموزشي اين شهر در محلة خُشينان توسـط ابوخنـاس مـولی عمـر بن خطاب، مكانی جهت عبادت و آموزش اصول مذهبی به مردمان مهيا گشت كه به نخستين دانشگاه اسلامی اين شهر مبدل گرديد و سالها در قالـب قلب تپنده شهر، وظايف دينی – آموزشی را همراه با ساير كاركردهای شاخص شهر دربرگرفت. [۱]

از آن پس تا دوران سلاجقه گاه و بی‏گاه روایاتی از این دست به چشم می‏خورد، همچون بنای مدرسه علائی توسط علاءالدین کاکویه در اواخر قرن چهارم قمری برای ابن سینا. به یقین از دوران سلاجقه تا پیدایش صفویه، مدارس متعددی در اصفهان وجود داشته است که مهم ترین آنها عبارت بودند از: مدرسه سلطان محمد سلجوقی (قرن پنجم هجری)، مدرسه ملکشاه سلجوقی در محله کران (465 ه ق)، مدرسه سمیرمی (516 ه ق)، مدرسه ملک خاتون (599 ه ق)، مدرسه جلال الدین منکبرنی (620 ه ق)، مدرسه عصمتیه (733 ه ق)، مدرسه شهشهان در محله شهشهان (850 ه ق)، مدرسه اوزون حسن (858 ه ق)، مدرسه بابا قاسم (725 ه ق)، مدرسه جنب مسجد جمعه (قرن هشتم هجری)، مدرسه متصل به آرامگاه سلطان بخت آغا (مدرسه دردشت)، مدرسه صدر الدین علی نصرآبادی (نیمه قرن نهم هجری)، مدرسه باقریه در محله درب کوشک (پیش از دوره صفویه)، مدرسه ترک ها (از عهد آق قویونلوها)، مدرسه درب کوشک یا پاشیر (پیش از دوره صفویه) و مدرسه خواجه ملک مستوفی نزدیک مسجد شیخ لطف الله (پیش از دوره صفویه).[۲]

اما با این حال اوج گسترش مدارس قدیم در اصفهان در روزگار صفویه بوده است. مهاجرت برخی از عالمان شیعی جبل عامل ناشی از فشارهایی که در قلمرو عثمانی در عهد صفوی بر شیعیان وارد می‌شد، فرصتی زرّین را برای ترویج مذهب شیعه در ایران ایجاد کرد تاجایی که بی اغراق می‎توان گفت مهد شیوع تشیع در ایران، حوزه علمیه اصفهان بوده است.

طلاب حوزه علمیه اصفهان

برخی عدد علمای مهاجر را تا 230 نفر شمرده ‏اند، شاید بتوان محقق کرکی، شیخ بهاء و والد ایشان و فرزند شهید ثانی را از مهمترین شخصیت‎های فقهی این دوران دانست. لقب «نائب فقیه» را شاه صفوی برخود نهاد تا هرچه بیشتر خود را تحت تاثیر عالمان و فقهای دینی نشان دهد و بنابراین برخی حوزه علمیه اصفهان را سرمنشاء عملی نهادینه سازی اندیشه کارکردی«ولایت فقیه» می‎دانند. به هر روی از صفویه تا مشروطیت، مدارس زیادی در اصفهان بنا گردید که مهم ترین و زیباترین آن‎ها را  شاه سلطان حسین بنا کرد و امروزه با نام حوزه علمیه امام صادق (ع) چهارباغ شناخته می‎شود.

در دوران معاصر نیز شهدای روحانی اصفهان که پرورش یافته این شجره مبارکه بودند، همچون نگینی بر تارک این بنای کهن درخشیدند و نشان دادند دارالعلم شرق همچنان زنده، پویا و تأثیرگذار است، شاید به همین دلیل بود که رهبر معظم انقلاب در سال 1375 هجری شمسی حکم زعامت آیت الله مظاهری را صادر فرمودند و در پی آن، ورود پر برکت ایشان فصلی نو از شکوفایی و بالندگی را برای این حوزه مبارکه رقم زد.

تاریخچه فعالیت حوزه علمیه در اصفهان

اصفهان از ابتدا تا کنون چهار دوره را پشت سر گذاشته است.

دوره اول:

در زمان آل بویه است که بزرگانی چون ابن‌سینا و ابوریحان بیرونی در این حوزه به تدریس می‌پرداخته‌اند. اولین فعالیتهای حوزه علمیه اصفهان به این دوران برمی‌گردد. هنگامی که ابوجعفر دشمنزیار حاکم اصفهان بود، ابن سینا برای خدمت نزد او رفت. ابن سینا علاوه بر خدمت در دربار ابوجعفر دشمنزیار در اصفهان، تدریس نیز می‌کرد. مدرسه اصفهان یادگار آن دوران است.[۳]

دوره دوم:

در عصر سلجوقیان است که در آن مدارس این حوزه علمیه گسترش فراوانی یافت. در این دوران، نظام‌الملک جنبش‌های مدرسه‌سازی و رقابتهای مذهبی-سیاسی را رواج داد، بنابراین تاریخ حوزه علمیه شیعه در این دوران چندان روشن نیست.

دوره سوم:

در عصر صفویان است که با توجه به انتقال پایتخت به اصفهان و نیز توجه خاص شاهان صفوی، این حوزه علمیه به اوج رونق خود رسید. با دعوت علما و دانشمندان جبل عامل به ایران و تمرکز بر اصفهان در عصر صفویه، دوره رونق حوزه علمیه اصفهان شروع شد. برخلاف دوران آشفتگی -هنگامی که جنبش‌های مدرسه‌سازی توسط نظام‌الملک برای ترویج مکتب شافعی آغاز شد- در این دوره حوزه علمیه اصفهان، با ساخت مدارس دینی شیعه رواج گرفت و ده‌ها مدرسه در دورترین نقاط ایران تاسیس شد.

دوره چهارم:

نیز از پایان عصر صفوی تا عصر حاضر است. برهه تاریخی چهارم حوزه علمیه اصفهان در مورد رویارویی آن با حکومت‌های افشاریان، زندیان، قاجاریان و دودمان پهلوی است. حاکمان این رژیم ها افرادی نالایق بودند و به فرهنگ و علم توجهی نداشتند و تنها عملکرد آنها «انباشت ثروت» و «دادن امتیاز» به کشورهای خارجی بود.

پس از آ در پی تصرف اصفهان توسط محمود افغان و متعاقب آن به قدرت رسیدن نادرشاه افشار (سلطنت ۱۱۴۸ تا ۱۱۶۰ قمری) و ناامنی شهر، حوزه علمیه اصفهان رونق سابق خود را از دست داد و این اتفاق تعدادی از علما را مجبور به مهاجرت به شهرهای دیگر کرد.

عکس ارنست هولستر از مدرسه چهارباغ در دوره ظل السلطان در زمان قاجاریه

در دوره قاجار (۱۱۷۵ تا ۱۳۰۴)، کرسی تدریس فقه و اصول در حوزه علمیه اصفهان رونق داشت. در این دوره، بیشتر علما تحصیلات و مقاطع حوزوی خود را در این شهر می‌آموختند و برای تکمیل تحصیلات خود به حوزه تازه تاسیس نجف مهاجرت می‌کردند. البته برخی از آنها پس از اخذ درجه اجتهاد و دستیابی به سطوح بالای تحصیلات حوزوی به اصفهان بازمی‌گشتند و تدریس و انجام سایر امور دینی را آغاز می‌کردند. این رفت و آمد باعث شد اصفهان همچنان در آموزش مجتهدین برجسته پیشگام باشد.

از زمان پهلوی به بعد حوزه علمیه اصفهان رسماً به یکی از حوزه‌های تابعه حوزه علمیه نجف تبدیل شد و اساتید فرهیخته نجف در این شهر مستقر شدند و دستاوردهای علمی آن را در اختیار طلاب قرار دادند. حوزه علمیه اصفهان رونق خود را در دهه‌های اول سلسله پهلوی به ویژه در پی سیاستهای پهلوی اول از دست داد.

در یکی دو دهه اخیر، حوزه علمیه اصفهان از دستاوردهای علمی حوزه علمیه قم بسیار بهره برده و اساتید برجسته آن، از فارغ التحصیلان حوزه علمیه قم و همچنین حوزه علمیه نجف هستند.[۴]

علوم رایج در حوزه علمیه اصفهان

علومی که در حوزه علمیه اصفهان تدریس می شده به شرح زیر بوده است:[۵]

فقه و اصول

در حوزه اصفهان مثل سایر حوزه‌ها محور آموزشها فقه بوده است.

تدریس علم فقه در حوزه اصفهان با اقامت ملاعبداللّه تستری در این شهر رواج یافت و او شاگردان زیادی از جمله محمدتقی مجلسی را پرورش داد که به رواج و ارتقای این علم در اصفهان کمک شایانی کردند. اساساً اهمیت و اعتبار فقه، سبب شد که علم فقه و اصول از جایگاه خاصی در حوزه اصفهان برخوردار شود، به طوری که تدریس آن تا مرتبه خارج فقه و اصول تا دوران معاصر ادامه یافت. رواج مجادلات اخباری ـ اصولی از رخداد‌های مؤثر در حوزه اصفهان بود و حتی برخی اعاظم حوزه اصفهان را به جریان اخباری متمایل کرد.

علوم حدیث

از ویژگی‌های بارز حوزه اصفهان توجه به حدیث و علوم حدیث است.

توجه به حدیث در حوزه اصفهان بیش از هر کس، مرهون مولی عبداللّه تستری و بهاءالدین عاملی بود. و پس از این دو، مهمترین نقش و تأثیر از آنِ محمدباقر مجلسی و شاگردان اوست. یکی از بزرگترین مجموعه‌‌های حدیثی شیعه یعنی بحارالانوار محصول کار محدّثان این حوزه علمی بود و از آن پس سنّت نقل و اجازه نقل حدیث در این حوزه ادامه یافت.

علاوه بر این، نگارش شرح بر احادیث و متون حدیثی در این دوره رواج یافت.

فسلفه و علوم عقلی

یکی از علومی که در حوزه اصفهان رواج داشت و عالمان حوزه معمولا آن را می‌آموختند فلسفه بود.

حضور کسانی چون میرداماد (سیدالفلاسفه)، میرزاابوالقاسم میرفندرسکی، صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) و آثاری که این فلاسفه تألیف کردند و نیز حواشی و شروح متعددی که در این دوره بر آثار فلاسفه پیشین نوشته شد به روشنی گواه توجه ویژه حوزه علمیه اصفهان به فلسفه است. در واقع تفسیر اشراقی از فلسفه ابن سینا که از پیش توسط کسانی چون سهروردی، غیاث الدین منصور و دیگران آغاز شده بود، در اصفهان به همت کسانی چون میرداماد و ملاصدرا، به اوج خود رسید و یکی از ویژگی‌های فلسفه دوره صفویه شد.

سنّت تدریس فلسفه در اصفهان تا دوران معاصر نیز ادامه یافت و کسانی چون حاج آقا رحیم ارباب به تدریس این دانش اهتمام داشتند. جلال الدین همایی از تربیت شدگان اوست.

طب و نجوم

علومی مانند طب و نجوم نیز در حوزه اصفهان تدریس می‌شد.

برخی از عالمان حوزه در علم طب صاحب تألیف بوده‌اند: میرزاحسین طبیب که فردی عالم و فقیه بوده از اطبای دوره صفوی در اصفهان به شمار می‌رود. شرف الدین حسن اصفهانی معروف به حکیم شفایی (متوفی ۱۰۳۷) ادیب، متکلم و حکیمی فاضل و معاصر شیخ بهائی و میرداماد بوده و تصانیفی در علم طب داشته است. سیدمحمدباقر موسوی حکیم نیز از طبیبان شاه سلیمان صفوی صاحب کتاب الادویه القلبیه به زبان فارسی بود. تدریس طب در اصفهان تا قرن چهاردهم نیز ادامه یافته و در این عصر در دوره اول قانونچه چغمینی و الموجَز فی القانون ابن نفیس، دوره دوم شرح ابن نفیس بر الموجز و بر اسباب و علامات نجیب الدین سمرقندی و قانون ابن سینا را می‌خوانده‌اند. از استادان این علم آخوند ملاعبدالجواد بوده است.

ریاضیات

از علومی که در اصفهان تدریس می‌شده و عالمان زیادی به آن توجه داشته‌اند ریاضیات بوده است.

در قرن چهاردهم چهار یا پنج مدرّس ریاضیات در اصفهان خلاصه الحساب شیخ بهائی و فارسی هیئت ملاعلی قوشچی و سی فصل خواجه نصیرالدین طوسی را تدریس می‌کرده‌اند. قطب الدین لاهیجی از مدرّسانِ بنام ریاضی در عهد صفوی بوده و محمدباقر مجلسی از او با عنوان “استاذنا فی الریاضیات” نامبرده است.

دوره های تاریخی فعالیت های حوزه اسلامی در اصفهان

از ابتدای قرن اول تا بعد از انقلاب در ایران اسلامی، علما و بزرگان در اصفهان فعالیت هایی داشته اند که در زیر به صورت فهرست وار به آنها اشاره گردیده است:

  1. دوره اول: دوران حضور: زمان تقریبی: قرن ۱ تا ۳
  2. دوره دوم: دوران غلبه بر حنبلی گری و تلاش در قالب تقیه، زمان تقریبی: قرن ۴ و ۵
  3. دوره سوم: دوران خفقان فکری و سیاسی: زمان تقریبی: قرن ۵ _ ۷
  4. دوره چهارم: دوران بستر سازی فرهنگی: زمان تقریبی: قرن ۷ - ۱۰
  5. دوره پنجم: دوران رشد و بالندگی: زمان تقریبی: قرن ۱۰ - ۱۱
  6. دوره ششم: دوران مهاجرت: زمان تقریبی: قرن ۱۲
  7. دوره هفتم: دوران رشد و افول مجدد: زمان تقریبی: قرن ۱۳ و ۱۴
  8. دوره هشتم: دوران انقلاب اسلامی: زمان تقریبی: قرن ۱۵

مشارکت حوزه اصفهان در امور سیاسی و اجتماعی

دوره صفویه آغاز شکل گیری صفویان به تدریج همکاری علما و به تبع آن حوزه‌‌های علمیه، با شاهان، به ویژه در عهده‌دار شدن مناصب دینی، شروع شد:[۶]

دوره صفویه

دوره شاه طهماسب: در دوره شاه طهماسب دومین پادشاه صفوی، به دلیل اعتقاد جدّی او به فقها این همکاری گسترده‌تر شد. مبنای این مشارکت نیز آن بود که برخی از امور دینی اساساً برعهده مجتهدان و فقهاست؛ مانند قضا و امور حسبیه، برخی دیگر نیز منوط به اذن مجتهدان است ازآن رو که نایبان امام در زمان غیبت هستند. نقش محقق کرکی در تبیین نظریه نیابت مجتهد جامع الشرایط از امام معصوم، در این دوره بسیار برجسته بود شاه طهماسب نیز طی حکمی که در آن محقق کرکی را خاتم المجتهدین و نایب الائمه المعصومین خوانده بود از همگان خواست که با حکم وی مخالفت نکنند و مخالفت با محقق کرکی را به منزله شرک معرفی کرد.

پس از شاه طهماسب: همکاری علمای حوزه اصفهان با پادشاهان صفوی و تصدی مشاغل و مناصب عمده مذهبی، پس از شاه طهماسب نیز با فراز و نشیبهایی ادامه یافت و کسانی چون شیخ علی منشار، بهاءالدین عاملی، علینقی بن ابوالعلاء کمره ای، محمدتقی مجلسی، آقاحسین خوانساری، محمدباقر مجلسی، عبدالله بن صالح بحرانی و محمدحسین خاتون آبادی به منصب شیخ الاسلامی، شیخ جعفر بن عبدالله به منصب قضا و حسین بن رفیع الدین مرعشی و محمدباقر بن حسن خلیفه سلطانی به منصب صدارت برگزیده شدند.

روحانیون و مشروطیت

تالیف کتابهایی در مورد سیاست: این همکاری ها موجب شد که در این دوره از جانب علما و فقهای اصفهان کتب و رسالاتی درباره سیاست و آداب ملک داری و نیز فقه سیاسی و مسائلی چون امر به معروف و نهی از منکر، لزوم رعایت عدالت از جانب حاکم، خراج، جزیه و حکم نماز جمعه در دوره غیبت نوشته شود.

دوران افشاریان و زندیان

در دوره افشاریان و زندیان از نفوذ سیاسی حوزه علمیه اصفهان کاسته شد.

دوره قاجار

در دوره قاجار برخی از علمای طراز اول اصفهان در وقایع نهضت تنباکو و مشروطیت نقش اساسی و کلیدی داشتند در جریان مشروطیت، هفت تن از علمای درجه اول حوزه علمیه اصفهان در حمایت از نهضت مشروطه بیانیه صادر کردند. حاج آقا نورالله نجفی (ثقه الاسلام) یکی از مشهورترین این علما بود که نقش مهمی در حمایت از مشروطه برعهده داشت. هرچند که پس از وقایع مشروطه از حمایت آن دست برداشت. وی از جمله مخالفان سرسخت رضاشاه در قانون نظام وظیفه اجباری بود. وی در ۱۳۴۶/ ۱۳۰۶ش درگذشت.[۷]

دوره اخیر

در انقلاب اسلامی ایران، روحانیت به عنوان اسلام‌شناسان واقعی، نقش رهبری، مدیریت و ایدئولوژی بوده است و نقش رهبری امام خمینی و سایر اقشار روحانیت حائز اهمیت بود. امام راحل به عنوان مرجع تقلید و فقیه اسلام‌شناس و زمان‌شناس و شاگردان و اصحاب ایشان و چه سایر افراد سازمان روحانیت، اسلام ناب که اسلامی‌ ظلم‌ستیز، استکبارستیز و عدالت‌خواه است را در جای‌جای جامعه و کشور تبیین کردند. همین امر موجب شد مردم با همان تمایل و گرایش به خدا و اسلام قیام کنند و انقلاب را به ثمر برسانند.

روحانیت، نقش راهبردی و اساس خود را در دوران پس از پیروزی انقلاب نیز حفظ کرد.حاکمیت قشر روحانی در تثبیت اسلامی بودن انقلاب و محکم کردن آن یا در ساز و کار تاسیس جمهوری اسلامی و کار فکری و نظری بر روی قانون اساسی نقش مهمی داشته است. پیروزی انقلاب اسلامی ‌ایران به رهبری روحانیت بیدار و هشیار که در رأس آن، خمینی کبیر قرار داشت عامل تحولات بسیاری شد. روحانیت با اتکای به اسلام ناب و بازسازی اندیشه دینی توانست اصلاحاتی عمیق و بنیادین در نظام به وجود بیاورد.[۸]

پانویس

  1. پهلوان زاده، مقاله اصفهان: دارالعلم شرق در دوران صفویه، نگرش های نو در جغرافیای انسانی، صص 63 - 86.
  2. مهدوی، اصفهان دارالعلم شرق: مدارس دینی اصفهان؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص72.
  3. شبلی، آموزش قدیم در کشورهای اسلامی،نشریه آموزش و پرورش، ص30؛ رفیعی مهرآبادی، آثار ملی اصفهان، ص 431؛ سلطان راده، تاریخ مدارس ایران، ص 99.
  4. معینی، دانشنامه جهان اسلام: مقاله حوزه علمیه اصفهان، جلد14، تاریخ دسترسی 8 خرداد 1401.
  5. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ، ج۲، ص۴۸۵ ؛ جناب، الاصفهان، ج۱، ص۱۰۵.
  6. جعفریان، سیاست و فرهنگ روزگار صفوی، ج۱، ص۲۸۳ـ ۳۷۱؛ موسی نجفی، آقانجفی:عرفان، مرجعیت و سیاست و فتاوائی از تحریم سیاست غرب در ایران، ص۴۷ـ۸۰.
  7. ویکی شیعه، مقاله حوزه علمیه اصفهان، تاریخ دسترسی 1 خرداد 1402.
  8. شبکه خبری اجتهاد، شأن سازمان روحانیت بالاتر از تشکیل حزب؛دانشنامه ویکی فقه، نقش روحانیت در انقلاب، تاریخ دسترسی 1 خرداد 1402


منابع