این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
فعالیت های حوزه اسلامی در اصفهان از قرن 5 تا 10 هجری
در قرن 5 تا 10 قمری معمولا شاگردان اهل بیت علیهم السلام به عنوان عالمانی سرشناس فعالیت داشته و مورد رجوع مردم بوده اند. بالاخص در شرایط سخت سیاسی که فشار ها به اوج خود رسیده است اهل بیت صلوات الله علیهم مردم را به عالمان مور تائید ایشان ارجاع داده و شاگردان خاص خود را امر به فتوا داده اند.
دوره سوم: دوران خفقان فکری و سیاسی: زمان تقریبی: قرن ۵ _ ۷
ویژگی
دراین دوره حکومتهای ضد شیعه معمولا در اصفهان حاکم بوده و شرایط را برای علما و اندیشمندان شیعی سخت کرده اند. حکومتهایی چون غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، از جمله این حکومتها می باشند که به جز در موارد نادر علمای شیعه و شیعیان را دچار خفقان سیاسی و اجتماعی نموده اند. در این دوران بیشتر فعالیتهای شیعه در قالب تقیه بوده است.
هرچند اطلاع دقیقی از فعالیت علما در اصفهان در این دوره به خاطر حفظ تقیه از جانب ایشان وجود ندارد ولی کشتار وسیع مردم اصفهان به خصوص در دوره غزنوی می تواند حاکی از تاثیر بزرگان شیعه در اصفهان و وجود گسترده گرایشات محبتی اهل بیت علیهم السلام و تشیع در این شهر باشد که نتیجه فعالیتهای علما در دوره های گذشته می باشد.
در دوران سلجوقی نیز آتش سوزی مسجد جامع شهر اصفهان و کتابخانه نفیس آن در اثر اختلافات مذهبی توسط قرمطیان اتفاق افتاد، که نشان دهنده رقابتها و درگیریهای سخت مذهبی و فرقه ای در این دوره است. [۱]
در دوره سلجوقی شخصیتهائی چون «خواجه عمید» و «خواجه نظام الملک» در اصفهان فعالیت داشته اند و جریان اسماعیلیه در اصفهان تأثیر گذار بوده اند. دوران سلجوقی دوره درگیری شافعیان و حنفیان در اصفهان می باشد و رشد جریان شافعی در اصفهان نشان از رشد و گسترش محبت اهل بیت علیهم السلام دارد.
از جمله علمای شیعی فعال در اصفهان در این دوره می توان به «شیخ ابوالسعادات اصفهانی » اشاره کرد که از شاگردان «عمادالدین ابوالفرج علی بن سعید بن هبة الله قطب الدین راوندی» (573 ه.ق) بود.[۲]
دوره چهارم: دوران بستر سازی فرهنگی: زمان تقریبی: قرن ۷ - ۱۰
ویژگی
دوران ایلخانی نیز دوره درگیریهای شدید شافعیان و حنفیان در اصفهان است و فرصتی برای بروز تفکرات شیعی دست نداده است.
در این دوره از اختلافات شدید شیعیان و سنی مذهبان یاد گردده است که نشان دهنده وجود و فعالیت شیعه دراصفهان قبل از دوره صفویه است؛ ابن بطوطه ( 703 - 779 ق.) به مدت چهارده روز مسافر اصفهان بوده است که از اختلافات مذهبی شیعیان و سنیان شهر نالیده که شهر زیبای اصفهان را به ویراني کشانیده بوده است: «اکنون قسمت زیادی از آن در نتیجهء اختلافاتی که بین سنیان و شیعیان آن شهر به وقوع مي پیوندند، به ویراني افتاده است. و مردم آن شهر دائم در منازعه و کشتار به سر ميبرند.» [۳]
بدون شک حمله ایلخانان مغول یکی از خسارت آورترین اتفاقات تاریخی در بشریت، ایران و اصفهان است؛ بی گمان، خاندانهای آل صاعه و آل خجند هر کدام برای تقوی مبانی مذهبی خود، مدارسی داشتنه و هر مدرسه برای خود، تأسیسات و موقوفاتی داشت. از سرنوش هیچیک از این مدارس پس از یورش مغول، خبری در دست نیست . خسارت بزرگ دوران مغول در بخش اقتصاد آموزشی، از میان رفتن موقوفاتی بوده که منبع درآمد و پشتوانه مالی نظام آموزشی بود.[۴]
مغولان در سال 649 ه ق اصفهان را تصرف نمودند و (هولاکوخان) (نواده ی چنگیز) و فرزندانش،قریب صد سال بر اصفهان حکومت راندند. هولاکو در آباد کردن خرابیهایی که لشکرکشیهایش موجب آن شده بود،اهتمام کرد و رصدخانه ای هم در مراغه ساخت. [۵]
عدم گرایش و پایبندی مغولان به دین و مذهبی خاص موجب رشد و باروری همه گروههای اعتقادی و فکری و فرهنگی در ایران شد و به نوعی مساوات و آزادی نسبی در تحصیل علوم برای همه پیروان ادیان و فرق مذهبی برقرار گردید و دانشمندان بسیاری در مراکز علمی و مدارس شهرهای بزرگ این دوره گرد هم آمدند. با شیعه شدن برخی ایلخانان مغول همچون اولجایتو مدارسی چون مدرسه بابا قاسم(امامیه) جنب مسجد جمعه، مدرسه عصمتیه، مدرسه دردشت، مدرسه شهشهان، مدرسه صدرالدین علی، مدرسه اوزون حسن، مدرسه باقریه، مدرسه ترکها، مدرسه درب کوشک و مدرسه خواجه ملک مستوفی در اصفهان بناگردید. [۶]
با توجه به جایگاه اصفهان در میان کانون های علمی آن زمان روشن خواهد شد که این سابقه درخشان علمی به علاوه در امان ماندن نسبی آن از ویرانگری های مغولان، سبب گردیده که این شهر در دوران ایلخانان، به یکی از کانون های نسبتا امن برای دانشمندانی تبدیل گردد که به ویژه نواحی شرقی تر برای آنان ناامن بود. به همین سبب در سراسر دوره ایلخانان، مدارس متعددی در این شهر بنا گردید که مهم ترین آنها عبارتند از:
- مدرسه سلطان جلال الدين منکبرنی ، مدرسه سید رکن الدین یزدی، مدرسه بابا قاسم (امامیه) ، مدرسه جعفریه، مسجد جامع اصفهان (مدرسه مظفری).
البته حکومت ایلخانی مانند سایر حکومتها و قدرتها، دارای خصوصیات و شرایط مختلف زمانی و مکانی بوده، و نمی توان برای آن به صورت واحد حک نمود؛ برخی از محققان دوران حمله مغول تا فروپاشی ایلخانان را به پنج دوره تقسیم کرده اند؛
دوران نخست از سقوط اصفهان تا رویکارآمدن بهاءالدین جوینی در سال 661ق/1263م که ویرانی و رکود و افسردگی حاکم است. در این دوره، اصفهان حاکم مشخص و مأمور نداشت و شهر تعطیل و زندگی شهری از هم گسیخته و مردمان پراکنده و متواری بودند؛
دوران دوم از آغاز حکومت بهاءالدین در سال 661ق/1263م تا مرگ او در سال 678ق/1279م که این دوران با سختگیریهای بهاءالدین آغاز شد. بهاءالدین علاقهمند بود که با سختگیریهای خود، آشفتگیهای پس از یورش و غارت مغول را نظم دهد. در این دوران، بحرانهای بزرگی در زمینه مالکیت و تصاحب اماکن بیصاحب و نیز اموال دولتی و زمینهای کشاورزی روی داده بود و کسانی از سر زیادهخواهی خود، شهر را با ناامنیهایی آشفته کرده بودند. بهاءالدین با اقدامات سختگیرانه خود، این بخش را سامان داد.
نشانه این انسجام در زندگی شهری، در توجه بهاءالدین به دانشمندان یافته میشود. توجه خواجه نصیرالدین به او و جمعشدن شاعران مهمی همچون مجد همگر، پوربهای جامی و بدرالدین جاجرمی در دربار بهاءالدین نشان میدهد که او در انسجام زندگی شهری تا حدودی موفق شدهاست و مشکلات امنیتی مسئله اول حکومت بهاءالدین نیست، بلکه او به دانش و شعر و ادب که مرحله بعد از کارزار است نیز اعتنا میکند.
دوران سوم از مرگ بهاء الدین در سال 678ق/1279م تا روی کار آمدن غازان خان در سال 694ق/1295م که در این دوره، خاندان شمسالدین جوینی در کانون بغض حکومت ایلخانی قرار گرفت و به اقدامات ایشان در اصفهان بیتوجهی شده و اموال ایشان تصرف شد. در این دوران، بهویژه در زمان ارغون، اصفهان دوباره گرفتار آشوب و هرجومرج شد. شدت این آشوبها تا جایی رسید که در سال 690ق/1291م، پس از مرگ ارغون، شهر اصفهان به تصرف الوار درآمد و غارت شد (آیتی، 1383: 140). پس از آن، در زمان گیخاتو، محمد ایداجی به اصفهان اعزام شد تا این شهر را تصرف کند.
دوران چهارم از آغاز حکومت غازان در سال 694ق/1295م تا مرگ الجایتو در سال 716ق/1316م که در آن، اصفهان روی رشد و رونق را به خود دید. مدتی پیش از غازانخان، ایداجی به حکومت این شهر منصوب شده بود و غازان هم حکومت او را تمدید کرد. ایداجی ده سال حاکم اصفهان بود. در این دوران، نسیم اصلاحات غازانی به اصفهان هم رسید و کشاورزی و زندگی شهری و تجارت رونق گرفت. اصفهان در اصل، به اندازه شهرهای مهم خراسان خسارتدیده بود؛ اما بهسرعت توانست خود را همپای شهرهای بزرگ و مهم کشور در غرب مملکت ایلخانی برساند.
دوران پنجم از بهقدرترسیدن ابوسعید بهادر تا فروپاشی ایلخانان و چهبسا تا سال 750ق/1349م که در آن، رونق و فعالیتی ایجاد نشد. در این دوران، اصفهان دوباره آماج حملات کشورگشایان محلی بود. در این دوره، اصفهان چندینبار دستبهدست شد. در اواخر حکومت ابوسعید، اصفهان حاکم مشخصی نداشت و به عبارتی، رها شده بود تا اینکه جمعی از امرای محلی و کلانتران به قصد انتظام شهر اداره آن را به دست گرفتند. [۷]
میتوان گفت که اصفهان در قرن نهم هجری از آرامش و ثبات سیاسی برخوردار نگردید و پس از حدود نیم قرن اختلاف و مبارزه، این شهر به تصرف جهانشاه قراقویونلو در آمد.با همه این احوال از آنجا که تیموریان به توسعه فرهنگ و تمدن علاقه داشتند، علما و دانشمندان و هنرمندان بسیاری از این شهر برخاسته و آثار مهم تاریخی نیز در این دوره بنا گردید.
بعد از قتل عام وحشتناک تیمور در اصفهان، حکومت شاهرخ،فرزند تیمور فرصتی بود تا در قرن نهم هجری (807) شهرها رونق مجدد یابند.این قرن،مصادف با قدرت مجدد علما و روحانیون در شهرهاست و مدارس و مساجد،دوباره به عنوان نهادی ضد قدرت درآمدند و انجمنهای صنفی و روحانیون قدرت بیشتری کسب کردند. [۸]
جستارهای وابسته
- دوره اول: دوران حضور: زمان تقریبی: قرن ۱ تا ۳
- دوره دوم: دوران غلبه بر حنبلی گری و تلاش در قالب تقیه، زمان تقریبی: قرن ۴ و ۵
- دوره پنجم: دوران رشد و بالندگی: زمان تقریبی: قرن ۱۰ - ۱۱
- دوره ششم: دوران مهاجرت: زمان تقریبی: قرن ۱۲
- دوره هفتم: دوران رشد و افول مجدد: زمان تقریبی: قرن ۱۳ و ۱۴
- دوره هشتم: دوران انقلاب اسلامی: زمان تقریبی: قرن ۱۵
پانویس
- ↑ ریاحی، مقاله آتش سوزی در مسجد جامع اصفهان در عهد سلجوقیان.
- ↑ الهیاری، مقاله اصفهان در دوره ایلخان.
- ↑ محمدی، تحول شهری اصفهان از دوران سلجوقی به ایلخانی،جلد 1، ص 59 .
- ↑ رضوی، جایگاه اقتصادی و اجتماعی اصفهان در عصر فرمانروایی مغولها، ص 83.
- ↑ اصفهان عهد مغول، به نقل از کتاب دهقان نژاد، بافت قدیم نصف جهان، صص42 تا 47 .
- ↑ محمدسعید سده ای، مقاله اصفهان؛ پویایی در صفویه، نشریه شهروند.
- ↑ میرجعفری، مقاله فرمانروایی امیرزادگان تیموری در اصفهان.
- ↑ معینی، دانشنامه جهان اسلام: مقاله حوزه علمیه اصفهان، جلد ۱۴.
منابع
- معینی، محسن، دانشنامه جهان اسلام: مقاله حوزه علمیه اصفهان، جلد ۱۴، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۹۳.
- اصفهان عهد مغول، به نقل از کتاب: دهقان نژاد، فاطمه، بافت قدیم نصف جهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان،چاپ اول،1386.