این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
فعالیت های حوزه اسلامی در اصفهان از قرن 10 تا 12 هجری
دوران صفویه یکی از مهمترین دوره های تاریخی شیعی به حساب می آید که با بازگشت یکپارچگی حکومت به ایران و به رسمیت شناخته شدن مذهب تشیع، علمای بزرگی در اصفهان شروع به فعالیت نموده و حوزه علمیه اصفهان به جایگاه بی نظیری در تاریخ تشیع دست یافت که تا عصر معاصر خدمات و اقدامات ایشان مورد استفاده قرار می گیرد. اصفهان دوران صفويه را دارالعلم شرق، خيرالبلاد، دارالدوله، دارالسلطنه، دارالعلم، دارالملك ، قبة الاسلام و... ناميده اند .
دوره پنجم: دوران رشد و بالندگی: زمان تقریبی: قرن ۱۰ - ۱1
ویژگی
حوزه علمیه اصفهان از جمله حوزه های نادری است که پذیرای بیشترین مهاجرت علما و دانشمندان اسلامی بوده که از حوزه های علمیه شیعه همچون «جبل عامل لبنان»، «احساء» و «بحرین» بهره برده است. از علمای بزگ این دوره میتوان به شخصیتهایی همچون محمد باقر داماد، شیخ بهایی، محمد تقی مجلسی، محمد باقر مجلسی، سید نعمتالله جزایری، و... اشاره کرد.
حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی و پدر شیخ بهائی نیز در آغاز ورود به ایران در اصفهان اقامت گزید.
با استقرار سلطنت شاه عباس اول صفوی و اقدامات او عالمان شیعی نفوذ بیشتری یافتند، تا آنجا که می توان گفت حوزه اصفهان در واقع در دوره او تأسیس شد. یکی از عالمانی که از او به عنوان مؤسس حوزه علمیه اصفهان یاد می شود ملاعبداللّه تستری است. وی درس خوانده حوزه نجف بود و احتمالا در حدود ۱۰۰۶ از کربلا به اصفهان آمد و سپس برهه ای در مشهد ساکن شد، اما در ۱۰۰۹ که شاه عباس اول به مشهد رفته بود با او ملاقات و او را تکریم کرد و از وی خواست به اصفهان برگردد.
شاه در اصفهان برای او مدرسه ای ساخت و تدریس در آن را به او سپرد. وی در آن مدرسه به تدریس فقه، اصول، حدیث و رجال پرداخت. بر اثر تلاشهای تستری حوزه علمیه اصفهان رونق فراوان یافت و طلاب حدیث و فقه در اصفهان روبه فزونی نهادند. به نوشته محمدتقی مجلسی که خود شاگرد تستری بوده است، تعداد محصلان علوم دینی در زمان ورود تستری به اصفهان پنجاه تن و در زمان وفاتش (۱۰۲۱) نزدیک به هزار تن بوده اند .[۱]
عالم بزرگ دیگری که در شکوفایی حوزه اصفهان حضوری تأثیرگذار داشت، بهاءالدین عاملی بود. شاه عباس منصب شیخ الاسلامی اصفهان را پس از فوت شیخ علی منشار به وی سپرد. وی به مدد دانش گسترده و متنوع خود به تدریس پرداخت و شاگردان بزرگی تربیت کرد.
محمدتقی مجلسی، صدرالدین شیرازی، ملامحسن فیض کاشانی، سید ماجد بحرانی، سیدحسین مجتهد کرکی، جوادبن سعد بغدادی مشهور به فاضل جواد (متوفی ۱۰۶۵)، ملاحسنعلی تستری، ملاخلیل بن غازی قزوینی، ملاصالح مازندرانی، علی بن سلیمان بحرانی و رفیع الدین محمد نائینی مشهوربه میرزارفیعا، که هر کدام سهم درخوری در بالندگی حوزه علمیه اصفهان داشتند، از مشهورترین شاگردان شیخ بهائی بودند.
سیدمصطفی تفرشی (متوفی بعد از ۱۰۴۴) فقیه و رجالی امامی صاحب کتاب مشهور نقدالرجال، نیز از استادان مبرِّز حوزه اصفهان در این دوران بود که نزد ملاعبداللّه تستری حدیث و رجال آموخته و از او اجازه روایت کتب اربعه را دریافت کرده بود.
شهرت بهاءالدین عاملی باعث شد از شهرهای دور و نزدیک برای کسب فیض از محضر او به اصفهان روی آورند؛ چنان که زین الدین بن محمدبن حسن جبعی، نواده شهیدثانی (متوفی ۱۰۶۳ یا ۱۰۶۴) از جبل عامل به ایران سفر کرد و در خانه شیخ بهائی منزل گزید و مدتها نزد او دانش آموخت. بعدها شیخ حرّ عاملی نزد وی فقه، حدیث و ریاضیات خواند .
محمدباقربن محمد حسینی استرآبادی مشهور به میرداماد (متوفی ۱۰۴۱) محدّث، فقیه و فیلسوف مشهور امامی که از دایی اش عبدالعالی کرکی و حسین بن عبدالصمد حارثی اجازه روایت دریافت کرد، در اصفهان کرسی تدریس و افتا داشت و پس از درگذشت بهاءالدین عاملی ریاست کرسی تدریس به او رسید. صدرالدین شیرازی معروف به ملاصدرا از معروف ترین شاگردان اوست که از شیراز به اصفهان آمد و نزد وی علوم معقول و نزد بهاءالدین عاملی علوم منقول (حدیث) آموخت.
علاقه مندان به فلسفه نیز که آوازه مجالس درس میرداماد به گوششان رسیده بود از شهرهای مختلف به اصفهان می آمدند تا در کلاس درس وی بنشینند. مثلا عبدالغفاربن محمد رشتی (متوفی قبل از ۱۰۴۱) به مجلس درس میرداماد حاضر شد و حاشیه ای برالتقدیسات استادش نوشت. شاه سلیمان اول صفوی که به میرداماد علاقه وافر داشت، در سفری برای زیارت عتبات عراق او را با خود همراه کرد و در همان سفر میرداماد از دنیا رفت و در نجف به خاک سپرده شد.
سید ابوالقاسم موسوی حسینی فندرسکی (متوفی ۱۰۵۰) معروف به میرفندرسکی فیلسوف مشهور امامی و عالم ریاضیات، دیگر دانشمند معروف حوزه اصفهان است. وی در دوره شاه عباس و شاه صفی به تدریس فلسفه و ریاضیات مشغول و نزد آن دو محترم بود. میرزا رفیعا نائینی، محمدباقر خراسانی و آقاحسین خوانساری از جمله شاگردان وی بودند.
قاسم بن محمد حسنی طباطبائی قُهپایی (متوفی ح ۱۰۶۰)، رجال شناس مشهور سده یازدهم، در اصفهان نزد بهاءالدین عاملی و ملا عبداللّه تستری علوم حدیث و رجال آموخت و محمدباقر مجلسی، ابوالقاسم بن محمد جرفاذقانی و محمدبن علی استرآبادی از شاگردان وی بودند.
ملارجب علی تبریزی، عارف و حکیم امامیِ اهل تبریز که به دلیل اقامت طولانی در اصفهان به اصفهانی نیز شهرت یافت، در این شهر شاگردان برجسته ای تربیت کرد که از آن جمله اند : ملامحمد تنکابنی، قاضی سعید قمی، امیر قوام الدین محمد اصفهانی، ملامحمد شفیع اصفهانی، محمدرفیع پیرزاده، محمدبن عبدالفتاح تنکابنی معروف به فاضل سراب. وی مدتی در مدرسه شیخ لطف اللّه تدریس می کرد.
رفیع الدین محمدبن حیدر حسنی طباطبائی مشهور به رفیعا (متوفی ۱۰۸۰ یا ۱۰۸۲)، فقیه اصولی و متکلم امامی در اصفهان، نزد بهاءالدین عاملی و ملاعبداللّه تستری دانش آموخت و در علوم عقلی و نقلی تبحر یافت و شاگردان زیادی از جمله محمدباقر مجلسی را پرورش داد. کتاب مشهور او الشجرة الالهیة در اصول دین است .
آخوند ملاحسین بروجردی (متوفی ۱۰۸۴) در مسجدجامع عباسی تدریس می کرد و عبدالحسین حسینی خاتون آبادی، صاحب وقایع السنین و الاعوام، کتاب حکمة العین کاتبی قزوینی (متوفی ۶۷۵) را نزد او خوانده است.
مدارس علمیه ای که در دوران صفوي ساخته شد و موجود می باشد، ۲۳ مدرسه و مدرسه های ساخته شده در این دوران که نابود گردیده اند، ۶۹ مدرسه گزارش گردیده است.
در دوران صفویه اوقاف از مهم ترین منابع درآمد مدارس در اصفهان بوده است. شاردن از ۵۷ مدرسه طلبه نشین در اصفهان خبر داده که بیشتر آنها از آثار خیریه پادشاهان بوده و مدیر و مدرّسان آنها و بالطبع هزینه هایشان را شاهان تأمین می کردند و برای مدرّسان و طلاب از جانب سلاطین مواجب و مستمری تعیین می شده است. برخی از طلاب نیز به کارهایی چون استنساخ کتاب، معلمی سرخانه یا للگی بچه های دولتمردان می پرداختند و از این راه هزینه زندگی و تحصیل خویش را تأمین می کردند. حاج ملاهادی سبزواری زندگی خویش را از راه کشاورزی می گذراند.
از مناصب مهمی که در اواخر دوره صفویه ایجاد شد، منصب «ملاباشی»گری بود. یکی از وظایف ملاباشی که از میان اهل علم انتخاب می شد، دریافت وظیفه و مقرری طلاب از حکومت و تقسیم آن بود.[۲]
دوره ششم: دوران مهاجرت: زمان تقریبی: قرن ۱۲
ویژگی
مهاجرت علما از اصفهان به تهران، نجف، هند و مناطق اطراف اصفهان با حمله افاغنه؛ خاندان خوانساری، خاندان خاتون آبادی و ... .
با حمله افغانها به اصفهان و ناامن شدن این شهر حوزه اصفهان نیز رونق پیشین خود را از دست داد و بسیاری از علما یا در جریان محاصره شهر به دلائل مختلف به مرگ طبیعی فوت نمودند یا توسط سربازان افغان به شهادت رسیدند. جمعی نیز که جان سالم به در بردند، مجبور به مهاجرت به شهرهای دیگر شدند.
خاندان میر سید احمد عاملی، از حکمای بزرگ که سبط و شاگرد میرداماد بود، خاندان مولا محمد اکمل اصفهانی -پدر وحید بهبهانی -، خاندان میر ابوالمعالی طباطبایی، جد صاحب ریاض المسائل، سلسله جلیل طباطبایی بروجرد، اعقاب میر سید محمد جد علامه بحر العلوم، شیخ محمد علی حزین از اعقاب شیخ زاهد گیلانی، خاندان ملا نعیم طالقانی، حکیم محقق و دانشمند جامع کم نظیر و ده ها خاندان علمی دیگر از این دسته علما هستند. این بزرگان، با فتنه غیرمنتظرهای روبرو شدند که در نتیجه آن آشیانه علمی آنان به هم خورد. از آن همه فقیه و فیلسوف و دانشمند که در اصفهان سکونت داشتند، عده کمی باقی ماندند که آنان نیز در گوشه انزوا و غربت به سر میبردند.
عالمان خاندان خوانساری در نجف، خوانسار اصفهان، گلپایگان و حتی هند سکونت داشتند. آنان به نسخهبرداری و جمعآوری کتابها میپرداختند همچنین کتابخانههایی داشتهاند که کتابخانۀ سید حسن چهار سوقی در اصفهان از ان جمله است. پس از حمله افغانها، به نظر میآمد که دیگر هیچ عالمی در این شهر باقی نماند؛ زیرا در حادثة محاصره اصفهان و قحطی متأثر از آن، عدة زیادی از مردم و از جمله، علما جان خود را از دست دادند؛ نظیر مولانا محمّدرضا بن ملامحمّدباقر مجلسی و اولاد و خانواده او، میرزا کمالالدین محمّد فسوی (داماد مجلسی)، مولانا حمزه گیلانی، ملامحمّدتقی طبسی ، محمّدهادی مشهدی (م1134ق) و ملامحمّدجعفر سبزواری زمانی هم که محمود افغان وارد شهر شد اجازه داد هر کس که میخواهد شهر را ترک کند.
بنابراین، در کنار ادیبان و هنرمندان، علما هم از اصفهان مهاجرت کردند. با اینحال، اصفهان به عنوان مرکز عقلگرایی و صوفیگرایی در سرتاسر این دوره باقی ماند و علمای سرشناسی هم در آن ماندگار شدند. یکی از علمای ساکن اصفهان و فقیهان مشهور دوره نادری ملااسماعیل خواجویی (م1173ق) بود که با وجود همة مصایب، در این دوره به تدریس و تألیف (بیش از 150 اثر) مشغول بود.
از مهمترین شاگردان او، ملامحمّدمهدی نراقی کاشانی و ملامحمّد برغانی (م1200ق) بودند. دیگری آقامحمّد بیدآبادی (م1197ق) عالم، عارف و حکیم متألّه بود. تمام تلاشهای او در حوزه فلسفة مشاء و عرفان شیعی در دوران زندگیاش در اصفهان اتفاق افتاد. کتابهایی نظیر رساله حسن دل و فی علمالتوحید از اوست.
یکی از خاندانهای مقیم اصفهان علمای خاتونآبادی بودند. میرمحمّدحسین خاتونآبادی (م1151ق) در دوره افغانها و دوره نادری مقام امام جماعت را برعهده داشت. آقامحمد باقر اصفهانی نیز از جمله علمائی بود که در اثر حمله افغانها ناچار به مهاجرت به بهبهان و سپس کربلا شد. آخرین چهره این خاندان در سده دوازدهم میرعبدالباقی خاتونآبادی (م1208ق) بود که علاوه بر تصدّی نماز جمعه و جماعت، مدرّس علوم معقول و منقول هم بود. علمای خوانساری نیز یا در اصفهان ماندند و یا به روستای خود در خوانسار مهاجرت کردند.[۳]
جستارهای وابسته
- دوره اول: دوران حضور: زمان تقریبی: قرن ۱ تا ۳
- دوره دوم: دوران غلبه بر حنبلی گری و تلاش در قالب تقیه، زمان تقریبی: قرن ۴ و ۵
- دوره سوم: دوران خفقان فکری و سیاسی: زمان تقریبی: قرن ۵ _ ۷
- دوره چهارم: دوران بستر سازی فرهنگی: زمان تقریبی: قرن ۷ - ۱۰
- دوره هفتم: دوران رشد و افول مجدد: زمان تقریبی: قرن ۱۳ و ۱۴
- دوره هشتم: دوران انقلاب اسلامی: زمان تقریبی: قرن ۱۵
پانویس
- ↑ سده ای، اصفهان: پویایی در صفویه، نشریه شهروند، شماره 67؛ پهلوان زاده، اصفهان: دارالعلم شرق در دوران صفویه، نشریه نگرش های نو در جغرافیای انسانی، پیاپی 15.
- ↑ معینی، دانشنامه جهان اسلام: مقاله حوزه علمیه اصفهان.
- ↑ مرادی خلج، پراکنش علما در سده دوازدهم، فصلنامه شیعه شناسی، ص 187-206.
منابع
- معینی، محسن، دانشنامه جهان اسلام: مقاله حوزه علمیه اصفهان، جلد ۱۴، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۹۳.
- مرادی خلج، محمدمهدی، حمید حاجیان پور ، زهرا عبدی، پراکنش علما در سده دوازدهم، فصلنامه شیعه شناسی، دوره 13، شماره 49 - شماره پیاپی 49، تیر 1394.