این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

شیخ بهائی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

محمدعاملی(۹۵۳ق - ۱۰۳۱ ق) فرزندعزّالدین حسین معروف به بهاءالدین عاملی و شیخ بهایی؛ حکیم، شاعر، منجم، ریاضیدان، فیلسوف و فقیه نامدار عصر صفویه است. او یكی از جامع‌ترین افراد روزگار خویش در وسعت معلومات و تنوع اطلاعات بوده است و از این نظر برجستگی مشخصی در میان فقها و دانشمندان كسب كرده است و علاوه بر آثار علمی و ادبی، شاهکار های مهندسی و عجایب معماری متعددی به یادگار مانده است.

تصویر نقاشی از میرفندرسکی و شیخ بهایی.jpg



زندگی نامه

ولادت

وی در 17 ذيحجه 953 ق ، در روستاى جيع زادگاه شهيد ثانى چشم به جهان گشود كه وى را محمد ناميدند.

خاندان

نسب وی به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمومنین(ع) می‌رسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز شهرت دارد.

شمس الدين محمد (متوفاى 876 يا 886 ق ) جد شيخ بهايى از علماى بزرگ قرن نهم هجرى است كه مجموعه گرانبهايى در فوائد رجاليه و شرح حال علما نوشت كه علامه مجلسى بسيارى از مطالب آن را در آخر مجلدات بحار الانوار آورده است .

پدر بزرگ وى ، شيخ عبدالصمد (متوفاى 935 ق ) نيز از علماى بزرگ قرن دهم هجرى است . وى استاد شهيد ثانى بود.

پدر شيخ بهايى ، عزالدين حسين بن عبدالصمد بن محمد بن على بن حسين (918 - 984 ق ) از فقيهان و دانشوران بزرگ قرن دهم هجرى است كه در دانش فقه ، اصول ، حديث ، رجال ، حكمت ، كلام ، رياضى ، تفسير، شعر، تاريخ ، لغت و بسيارى از علوم رايج آن عصر مهارت داشت . وى از شاگردان ممتاز شهيد ثانى است كه گاه در سفرها نيز همراه استاد بود. او پس از شهادت استاد به ايران آمد و در اصفهان به تدريس علوم اسلامى مشغول شد. شاه طهماسب صفوى از او درخواست كرد كه به قزوين ، پايتخت صفويان بيايد. او نيز پذيرفت و به عنوان شيخ الاسلام حكومت صفويه انتخاب شد. وى سالها در هرات و مشهد به ارشاد و هدايت مردم اشتغال ورزيد.عز الدين معتقد به وجوب عينى نماز جمعه بود و در دوران سكونتش در قزوين ، مشهد و اصفهان نماز جمعه را اقامه مى كرد. وى پس از سفر حج آهنگ بحرين نمود و تا آخر عمر در آنجا به تبليغ فرهنگ اسلامى پرداخت و سرانجام در هشتم ربيع الاول 984 ق . رحلت كرد و در روستاى مصلى حومه هجر از نواحى بحرين به خاک سپرده شد.

همسر شیخ بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که پس از درگذشت پدر، کتابخانه نفیس ۴ هزار جلدی او را به ارث برد و شیخ بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه پس از وفات شیخ بهایی، به سبب اهمال در نگهداری از بین رفت. [۱]

کودکی و نوجوانی

محمد در دامان پاک خانواده اى روحانى تربيت يافت . لبنان كنونى در آن عصر مهد فرهنگ تشيع بود محمد دوران كودكى و نوجوانى را در آن سرزمين پاكان سپرى كرد.

یک سال بعد از تولد او در بعلبک، خانواده‌اش به جبل عامل رفتند؛ اما پس از شهادت شهید ثانی و احساس عدم امنیت در این شهر و نیز به دعوت و تشویق شاه طهماسب اول و علی بن هلال کرکی معروف به شیخ علی مِنشار، شیخ الاسلام اصفهان، از جبل عامل به ایران نقل مکان و در اصفهان ساکن شدند. خانواده او از نخستین علمای شیعه در جبل عامل بودند که در پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به ایران مهاجرت کردند.

سفرها

شيخ بهايى مدتها شيخ الاسلام هرات و در آن ديار پاسخگوى احكام شرعى مردم بود. وی پس از مدتی برای سفر حج، از شیخ الاسلامی کناره گرفت و به سفرهاى علمى و تحقيقى پرداخت و مسافرت طولانی خود را آغاز کرد. او در راه بازگشت از حج به تبریز رفت و حدود یک سال در آنجا ماند. وی سفری نیز به کَرْک نوح در جبل عامل داشته و در آنجا با شیخ حسن صاحب معالم (متوفی ۱۰۱۱ق) دیدار کرد. از آثار وی چنین برمی آید که وی به شهرهای دیگری چون کاظمین، هرات، آذربایجان و قم و شیروان نیز مسافرت کرده است. [۲]

شيخ بهايى 30 سال در سفر بود. به مصر، سوريه ، حجاز، عراق ، فلسطين ، افغانستان و... رفت و با علما و مردم آن مناطق به گفتگو پرداخت . او مبلغ نستوه تشيع بود و رنج سفر را به جان خريد و براى زنده نگه داشتن فرهنگ شيعى زحمت فراوان متحمل شد. مشكلات سفر در آن دوران فراوان بود. خطر حمله دزدها، گرگها، گم كردن راه ، تشنگى در بيابان ماندن و ده ها خطر ديگر در برابر اراده پولادين او ناچيز مى نمود. او دل به حجره مدرسه ، دربار، مقام شيخ الاسلامى ، رياست علماى شيعه و مرجعيت مردم نيست و براى مبارزه با شبيخون دشمنان اسلام به فرهنگ تشيع در كنج حجره سنگر نگرفت . بلكه ميان توده مردم شتافت . با دردها آشنا شد و آنگاه به مداواى جامعه مريض اسلام پرداخت . او لحظه اى از تحصيل ، تدريس ، تبليغ ، عبادت و تاليف غافل نبود و برخى از كتابهايش را در سفرها نوشت . قم ، كرمانشاه ، گنجه ، تبريز، هرات و مشهد شهرهايى هستند كه ميزبان قلم او بودند.

وی در سفرهای خود، ناشناس و در کسوت فقر و درویشی سیر کرده و با ارباب ادیان و مذاهب اسلامی به بحث و احتجاج پرداخته و در بعضی موارد تقیه کرده است. در سفرها با علماى اهل سنت به گفتگو مى نشست و فقيهان بلندپايه اهل سنت را گرامى مى داشت ، نزدشان زانوى ادب به زمين مى زد و از دانش آنها بهره مى جست . در قدس با ابن ابى اللطيف مقدسى، در دمشق با حافظ حسين كربلايى و حسن بورينى و در حلب با شيخ عمر عرضى ديدار كرد.

از سفرهای تاریخی شیخ بهائی، سفر پیاده او به مشهد است. بار اول، در ۲۵ ذی‌الحجه ۱۰۰۸ق بود. در این زمان، شاه عباس به شکرانه فتح خراسان، از طوس تا حرم امام رضا (ع) را پیاده رفت و شیخ بهایی نیز او را همراهی کرد. سه سال بعد، شاه عباس به سبب نذری كه داشت دوباره با پای پياده از اصفهان به مشهد رفت و ۳ ماه در اين شهر ماند كه در اين سفر نيز شيخ بهائی همراه او بود.

شيخ بهايى پس از سال 1006 ق . شيخ الاسلام اصفهان بود. اصفهان در سال 1006 ق . از سوى شاه عباس كبير پايتخت ايران شد. با انتخاب اصفهان به پايتختى ، مهاجرت علماى شيعه از سراسر جهان اسلام به اين شهر رونق گرفت . مدت زمانى بعد شيخ از مقام (شيخ الاسلام )ى استعفا داد و از سال 1012 ق به سفر رفت . سپس و در سال ۱۰۲۵ق به اصفهان بازگشت و از آن پس تا آخر عمر همراه شاه عباس بود و به عنوان (شيخ الاسلام ) رياست علماى شيعه را بر عهده گرفت .

تحصیلات

وی خواندن و نوشتن ، قرآن ، احكام شرعى و نماز را نزد مادر، پدر، معلمان پرهيزكار جبع و بعلبک فرا گرفت و با مهر على عليه السلام و اولادش رشد يافت .

او بیشتر تحصیلات دینی خود را در قزوین بود که آن زمان حوزه علمی فعّالی داشت. پس از قزوین، در اصفهان به تحصیل خود ادامه داد. او ساليان دراز به كشورهاى اسلامى از محضر بسيارى از علما كسب فيض ‍ نمود.

اساتید

برخی از اساتید وی عبارتند از:

  1. عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی ( ادبیات عرب، تفسیر، حدیث، و علوم معقول)؛ شیخ از پدر اجازه نقل روایت نیز دریافت نموده است.
  1. ملاّ عبدالله یزدی
  2. ملاّ علی مُذَهّب
  3. ملا علی قائنی
  4. ملا محمد باقر یزدی
  5. شیخ احمد گچایی
  6. شیخ عبدالعالی کرکی، فرزند محقق کرکی
  7. محمود دهدار (درگذشت۱۰۱۶ق)؛
  8. محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.

شاگردان

برای ایشان تا ۹۷ شاگرد نام برده شده است که مشهورترین آنها عبارت‌اند از:

  1. محمدتقی مجلسی
  2. محمد محسن فیض کاشانی
  3. صدرالمتألهین شیرازی
  4. سید ماجد بحرانی، که بر الاثناعشریة بهائی تعلیقه نگاشته است.
  5. شیخ جواد بن سعد بغدادی معروف به فاضل جواد، شارح خلاصة الحساب و زبدة الاصول شیخ بهائی.
  6. ملا حسنعلی شوشتری که در ۱۰۳۰ق از بهائی اجازه روایت دریافت داشته است.
  7. ملا خلیل بن غازی قزوینی (متوفی ۱۰۸۹ق)
  8. شیخ زین الدّین بن محمد نواده شهید ثانی
  9. ملا صالح مازندرانی
  10. رفیع الدین محمد نائینی مشهور به میرزا رفیع

جایگاه

جایگاه علمی

شیخ بهایی در تمام علوم رسمی زمان خود مهارت داشت و در شماری از آنها منحصر به فرد بود. او در حوزه معارف دینی و علوم اسلامی استاد بود. در سلسله اجازات روایی، از محدثان امامی برجسته قرن یازدهم است و طرق بسیاری از اجازات محدّثین در قرون اخیر به او و از او به پدرش و شهید ثانی منتهی می‌شود.

وی از ۲۵ سالگی شروع به مطالعه و تحقیق در تفسیر قرآن پرداخت و آن را اشرف علوم دانسته است. [۳]مهمترین کوشش ایشان، ارائه توجیه و تعلیلی در مورد وضع معانی جدید برای تقسیم‌بندی احادیث از سوی متأخران است. به گفته وی، وقوع فاصله زمانی بین متأخرین و سلف صالح و احتمال از میان رفتن کتب اصول اخبار، و اشتباه بین احادیث مورد اعتماد قدما با غیر آن، و به طور خلاصه انسداد طرق تشخیص احادیث مورد وثوق قدما، باعث شد تا متأخران به وضع معانی جدید برای اصطلاحاتی چون صحیح، حَسَن و موثّق دست زده و ملاک جدیدی برای تمیز اخبار ارائه دهند. وی همچنین به ریشه‌های تقسیم‌بندی قدما و تعریف آنان از صحیح و حسن و موثق اشاره می‌کند. [۴]

گذشته از علوم و معارف اسلامی، مهم‌ترین حوزه فعالیت علمی شیخ بهائی، ریاضی و سپس معماری و مهندسی بوده و در جغرافیا و نجوم نیز تبحر داشته است.

جایگاه اجتماعی

شیخ بهائی پس از مرگ پدرش در ۹۸۴ق، در بحرین به امر شاه طهماسب به هرات رفت و به جای او به شیخ الاسلامی هرات منصوب شد. این اولین منصب رسمی وی بود. [۵]

پس از وفات پدر همسرش (شیخ علی منشار) در همان سال، شیخ الاسلام اصفهان شد. حکم شیخ الاسلامی او را شاه اسماعیل دوم (حک: ۹۸۴ ـ ۹۸۵) یا شاه محمد خدابنده (حک: ۹۸۵ ـ ۹۹۵) صادر کرد. عده‌ای گفته‌اند شاه عباس اول که در ۹۹۶ق به حکومت رسید، فرمان شیخ الاسلامی او را صادر کرده است. [۶]

این منصب مورد رضایت و علاقه او نبود و همچنان گرایش به عزلت داشت و در زهد و درویشی به سر می‌برد. ایشان منزلت و قرب خاصی در دربار صفوی داشت و در دانش، تقوا، کفایت و کاردانی مورد اعتماد شاه عباس اول و طرف مشورت او قرار می‌گرفت. به نوشته اسکندر منشی، شاه از محضر بهائی بهره می‌برد و وجود او را بسیار مغتنم می‌شمرد، تا آنجا که پس از بازگشت بهائی از سفر طولانی، به استقبال او آمد و ریاست علمای ایران را به او پیشنهاد کرد که نپذیرفت. شاه در امور شرعی خانوادگی نیز به وی رجوع می‌کرد.

اقامه نماز جمعه اصفهان نیز از جمله مسئولیتهای شیخ در دوران سکونت در اصفهان بوده است.[۷]

جایگاه سیاسی

عالمان شيعه همواره در طول تاريخ با پادشاهان ستمگر در نبرد بودند اما گاه مجبور مى شدند براى حفظ اسلام و نجات مسلمانان با دربار شاه همكارى كنند. تلاش آنها براى اصلاح فرهنگ ، اقتصاد، سياست ، مديريت و نظام حكومتها بود. آنها هيچ اميدى به پادشاه نداشتند بلكه فقط از او براى اصلاح كشور و رشد تشيع كمک مى گرفتند.

شيخ بهايى نيز از زمره انديشمندانى است كه براى حفظ و گسترش فرهنگ تشيع به دربار شاهان رفت. وی با اينكه در دربار بود، زاهدانه مى زيست. خانه اش پناهگاه فقيران و نيازمندان بود. او از قدرتى كه در دربار داشت براى گشايش كار مردم استفاده مى كرد. سياست او هدايت كارگزاران حكومت صفوى بود. و در اين راه تا اندازه اى نيز موفق گشت .[۸]

نگاره‌ای از شیخ بهایی اثر محمدعلی‌بیک نقاشباشی- نقاش قرن سیزدهم قمری.png

سیره عبادی

شیعه بودن شیخ بهایی را باتوجه به تعلق او و خانواده‌اش به شیعیان جبل عامل و نیز تالیف‌های بسیارش در فقه و معارف شیعی غیر قابل تردید دانسته‌اند. از شاخص‌‎ترین این آثار قصیده معروف «وسیلة الفوز و الامان» او در مدح امام زمان(عج) و نیز صلوات مشهوری است که برای ۱۴ معصوم ساخت و با عبارت «اللهم صل و سلم و زد و بارک علی صاحب الدعوة النبویة» شروع می‌شود و آن را خدام بقاع متبرکه در مراسم اعیاد در آستان قدس رضوی و حضرت معصومه(س) و مذکّران شیعه در دیگر مجالس مذهبی می‌خوانند. [۹] بهاء‌الدین عاملی در اشعار عربی خود علاوه بر اظهار ارادت و اخلاص کامل به ائمه شیعه و اشتیاق به زیارت قبور ایشان، در مواردی از مخالفان آنها تبری جسته است. [۱۰]

بعضی علمای شیعه بر تسامح بهائی در برخورد با مذاهب دیگر ایراد گرفته و در توثیق او تردید کرده‌اند[۱۱]، ولی مسلم است که شیخ بهائی فقیه شیعی معتدلی بوده و به شیوه قدما، به اقوال و آثار عامّه نظر داشته است؛ برای نمونه، بر کشاف زمخشری حاشیه نوشته و حاشیه‌اش بر تفسیر بیضاوی علی‌رغم ناتمام ماندن، از بهترین حواشی این تفسیر شمرده شده است. [۱۲]

از سوی دیگر، بهائی در کسوت فقر و درویشی بوده و علی‌رغم آمد و شد به دربار صفوی، مشرب تصوف و عرفان داشته و به همین خاطر مورد توجه منابع صوفیه قرار گرفته و‌ گاه یک صوفی تمام عیار معرفی شده است. معصوم علیشاه، بهائی را همراه با بسیاری از بزرگان شیعه چون میرداماد، میرفندرسکی، ملا صدرا، مجلسی اول و فیض کاشانی، به سلسله نوربخشیه و نعمت اللهیه منتسب کرده است. آنچه بیش از هر چیز تصوف بهائی را قوت بخشیده، کلمات و اشعار خود اوست. او در آثار خود از محیی الدین ابن عربی با عباراتی مانند جمال العارفین، شیخ جلیل، کامل، عارف و واصل صمدانی تجلیل کرده است. از این رو، بعضی علمای شیعه نیز بر او به دلیل تمایلش به تصوف و بعضی موارد دیگر ایراد گرفته‌اند. [۱۳]

بهائی بیش از سایر علما و فقهای امامیه تمایل به عرفان داشته است. به گفته علامه مجلسی، وی اهل چله نشینی و ریاضات شرعی بوده و به شاگرد خود محمدتقی مجلسی تعلیم ذکر داده است.[۱۴] با این همه، در بعضی منابع به بیزاری بهائی از صوفیان و دراویش زمان خود و آداب و عقاید ایشان اشاره شده است. خود اونیز در داستان رمزی گربه و موش و در اشعارش، از صوفیان ریاکار انتقاد شدیدی کرده است. از این رو از بعضی علمای شیعه در دفاع از شیخ بهائی و عدم انتساب او به تصوف اصطلاحی، شواهدی نقل شده است. [۱۵]

آثار

آثار مکتوب

او یکی از پرکارترین علمای جهان اسلام از نظر تألیف و تنوع در آن بوده است. تعداد تألیفات او را با توجه به رساله‌ها و تحشیه‌ها و تعلیقه‌ها، ۱۲۳ عنوان دانسته‌اند. با توجه به گستره دانش شیخ بهایی، آثار او در زمینه‌های متنوعی هستند و از فقه، علوم قرآنی، ادعیه و مناجات، اصول اعتقادات گرفته تا حکمت و فلسفه و حتی ریاضیات و علوم غریبه را شامل می‌شوند.

از جمله آثار مشهور او می‌توان به این موارد اشاره کرد[۱۶]

فقه

  • جامع عباسی (این کتاب به درخواست شاه عباس اول، درباره احکام فقهی و به زبان فارسی نگاشته شده است. این اثر ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به شمار می‌رود و برخی از صاحب‌نظران از آن به عنوان اولین دوره فقه غیراستدلالی به زبان فارسی یاد می‌کنند که به صورت رساله عملیه نوشته شده است‏.)
جامع عباسي.jpg


  • اثنی عشریات
  • پاسخ سؤال شاه عباس صفوی
  • پاسخ سؤالات شیخ صالح جابری
  • اجوبه مسائل جزائریه
  • احکام سجود و تلاوت
  • جواب مسائل شیخ جار
  • حاشیه بر ارشاد الاذهان اثر علامه حلی
  • حاشیه بر قواعد علامه حلی
  • حاشیه بر قواعد شهید اول
  • حاشیه بر احکام الشریعه علامه حلی
  • الحبل المتین
  • الحریریه
  • الذبیحیه
  • شرح فرائض نصیریه اثر خواجه نصیرالدین طوسی
  • فرائض بهائیه (بخش ارث)
  • قصر نماز در چهار مکان
  • رساله فی فقه الصلوه
  • رساله فی معرفه القبله

علوم قرآنی

  • حاشیه انوار التنزیل قاضی بیضاوی
  • حل الحروف القرآنیه
  • حاشیه کشاف زمخشری
  • تفسیر عین الحیوه
  • تفسیر آیه شریفه (فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق ...)
  • تاویل الایات
  • مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین (آیات الاحکام)

حدیث

  • حاشیه کتاب من لایحضره الفقیه.
  • اربعین.

ادعیه و مناجات

  • حاشیه بر صحیفه سجادیه
  • الحدیقه الهلالیه
  • شرع دعای صباح
  • مصباح العابدین
  • مفتاح الفلاح

اصول اعتقادات

  • اثبات وجود القائم
  • اجوبة سید زین الدین
  • الاعتقادیة

اصول فقه

  • زبدة الاصول
  • شرح عضدی
  • الوجیزة

رجال و اجازات

  • حاشیه خلاصة الاقوال علامه حلی
  • حاشیه رجال نجاشی
  • حاشیه معالم العلما ابن شهرآشوب مازندرانی
  • طبقات الرجال
  • الفوائد الرجالیه
  • الاجازات

ادبیات و علوم عربی

  • اسرار البلاغه
  • تخمیس غزل خیالی بخارایی
  • تهذیب البیان
  • حاشیه بر مطول تفتازانی
  • دیوان اشعار فارسی و عربی
  • شیر و شکر
  • طوطی نامه (شامل ۲۵۰۰ بیت)
  • فوائد صمدیه
  • قصیده در مدح پیامبر خدا(ص)
  • کافیه
  • کشکول
کشکول شیخ بهائی.jpg


  • لغز الفوائد الصمدیه
  • محاسن شعر سیف الدوله
  • نان و پنیر
  • پند اهل دانش به زبان گربه و موش
  • وقایع الایام

ریاضیات

  • اسطرلاب
  • انوار الکواکب
  • بحر الحساب
  • التحفه (اوزان شرعی)
  • تحفه حاتمی
  • حاشیه شرح التذکره خواجه نصیرالدین طوسی در هیات
  • حاشیه شرح قاضی زاده رومی
  • الحساب
  • خلاصه الحساب و الهندسه
  • استعلام
  • القبله، ماهیت و علامات آن
  • جبر و مقابله

حکمت و فلسفه

  • انکار جوهر الفرد
  • الوجود الذهنی
  • وحدت وجود

علوم غریبه

  • احکام النظر الی کتف الشاه
  • رساله جفر
  • جفر
  • فالنامه

همچنین شيخ بهايی اشعار بسیاری به فارسی و عربی سروده است که بیشتر آنها در کتاب کشکول‏ آمده است و مضامینی عرفانی و صوفیانه دارد.

کليات اشعار فارسی او شامل غزليات، مثنويات نان و حلوا،شير و شکر،نان و پنير، قطعات، رباعيات، مستزاد و مخمس توسط سعيد نفيسي در ۱۰۳ صفحه، اولین بار در ۱۳۱۶ش به چاپ رسيد.گفته شده این کلیات ناقص است و شامل کليه‏ اشعار فارسی نیست،اشعار عربی را ندارد و همچنین انتساب‏ بعضی از اشعار آن به بهايی، جای ترديد دارد. گفته شده اشعار بهایی شباهت بسیاری به مثنوي جلا ل الدين بلخی دارد.

بهاءالدین عاملی در مثنوی فارسی شیر و شکر برای اولین بار در شعر فارسی، بحر «خَبَب»، رایج در اشعار عربی و نا آشنا در فارسی را به کار برده است.

اشعار عربی وی را نخستین بار شيخ محمد رضا فرزند شيخ حر عاملی جمع‎‌آوری کرده و بعدها به صورت کامل چاپ شده است. مشهورترين شعر عربی بهایی قصيده‏‎‌ای با عنوان وسيلة الفوز و الامان في‏ مدح صاحب الزمان در ۶۳ بيت است.

بهایی آثاری نیز در نثر فارسی دارد که مهم‌ترين آنها به زبان فارسي کتاب پند اهل دانش و هوش به زبان‏ گربه و موش است. شیخ در این اثر بعضی موضوعات و مسائل عرفانی و صوفیانه را به شیو ۀ رمز و تمثیل آورده است. موش و گربه درواقع شامل انتقادات بهایی به تصوف دروغین و صوفی نمایان است. کتاب بهایی از يک‏ سو متاثر از موش و گربه منظوم عبيد زاکانی و از سوی ديگر تاثيرگذار در رساله‏ منثور جواهر العقول منسوب‏ محمد باقر مجلسی (چاپ ۱۳۲۴ق) است.[۱۷]

آثار غیر مکتوب

آثار معماری

آثار معماری و مهندسی شیخ بهایی را از حیث انتساب می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف-   آثاری که نسبت آنها به او قوی است؛

  • اثر مهندسی تقسیم آب زاینده‌رود برای ۷ ناحیه از نواحی اصفهان که خصوصیات آن به تفصیل در سندی که به طومار شیخ بهائی شهرت دارد آمده است.

ب- آثاری که به گزارش منابع به او منتسب است؛

  1. گنبد مسجد امام اصفهان
  1. طراحی کاریز نجف آباد معروف به قنات زرین‌کمر
  2. تعیین دقیق قبله مسجد امام اصفهان
  3. طراحی نقشه حصار نجف
  4. طراحی و ساخت شاخص ظهر شرعی در مغرب مسجد امام اصفهان و نیز در صحن حرم حضرت رضا(ع)
  5. طرح دیواری در صحن حرم حضرت علی(ع) در نجف به قسمی که زوال شمس را در تمام ایام سال مشخص می‌کند
  6. طراحی صحن و سرای مشهد به صورت یک ۶ ضلعی
  7. اختراع سفیدآب که در اصفهان به سفیدآب شیخ معروف است
  8. ساختن منارجنبان اصفهان
  9. طراحی گنبد مسجد امام اصفهان که صدا را ۷ مرتبه منعکس می‌کند
  10. ساختن ساعتی که نیاز به کوک کردن نداشت. [۱۸]

ج- آثاری که انتساب آنها به شیخ بهائی بعید است و بیشتر نبوغ و شخصیت نادر بهائی دستمایه انتساب این خوارق عادات و افسانه‌های تاریخی به وی شده است؛

  • حمّام شیخ بهائی در اصفهان که می‌گویند مدت زیادی آب آن تنها با نور شمعی گرم بوده است. [۱۹]

وفات

بهاءالدین عاملی چند روز قبل از مرگ با جمعی از همراهان و شاگردان خود به زیارت قبر بابا رکن الدین شیرازی رفت و مکاشفه‌ای برایش روی داد که از آن نزدیک بودن مرگش را استنباط کرد. محمدتقی مجلسی،  که خود از همراهان شیخ بوده، این مکاشفه را گزارش کرده است. وی از آن پس خلوت گزید و بعد از ۷ روز بیماریدر سال 1301 از دنیا رفت و طبق وصیتش او را به مشهد انتقال دادند و در مَدْرس سابق خودِ او در پایین پای امام رضا(ع)، معروف به رواق شیخ بهائی، به خاک سپرده شد. [۲۰]

مقبره شیخ بهائی.jpg

پانویس

  1. نوری، خاتمه، ج۲، ص۲۳۱ ـ ۲۳۲؛ قمی، فوائد الرضویه، ج۲، ص۵۱۰.
  2. بهائی، مشرق، ص۴۸۰؛ بهائی، الاربعون، ص۵۰۷؛ بهائی، کشکول، ج۱، ص۲۹، ۷۰، ۲۳۶ و ج۲، ص۳۳؛ بهائی، الحدیقة، ص۱۵۶؛ بهائی، مفتاح، ص۸۰۰.
  3. بهائی، العروة الوثقی، ص۴۲ ـ ۴۳.
  4. بهائی، مشرق الشمسین، ص۲۴، ۳۵؛ نوری، خاتمه، ج۳، ص۴۸۱ ـ ۴۸۲.
  5. مهاجر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، ص۱۵۶؛ بهائی، کلیات، مقدمه نفیسی، ص۳۴؛
  6. اسکندر منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۵۶؛ افندی اصفهانی، ریاض، ج۵، ص۹۴؛ حبیب آبادی، مکارم الا´ثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۳، ص۸۲۲؛ امین، ج۸، ص۳۶۹؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات، ص۱۶۳.
  7. اسکندر منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۵۶.
  8. پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم، گلشن ابرار، ج1،ص323.
  9. امین، شیخ بهایی عالم بزرگ ذوفنون، ص۱۶-۱۷.
  10. جزایری، الانوار النعمانیة، ج۱، ص۱۲۴ ـ ۱۲۵؛ خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۷۲.
  11. امین، ج۹، ص۲۴۲ ـ ۲۴۳.
  12. امین، شیخ بهایی عالم بزرگ ذوفنون، ۹، ص۲۴۴.
  13. تنکابنی، کتاب قصص العلما، ص۲۴۰ ـ ۲۴۲.
  14. جعفریان، دین، ص۲۶۶؛ جعفریان، رویارویی، ص۱۲۵؛ معصوم علیشاه، ج۱، ص۲۸۴.
  15. حرّ عاملی، الاثناعشریة، ص۱۶، ۳۴، ۵۳؛ کشمیری، ص۳۲ ـ ۳۳؛ امین، ج۹، ص۲۴۲؛ قمی، سفینة البحار، ج۲، ص۵۸؛ بهاءالدین عاملی، کلیات، مقدمه نفیسی، ص۴۶ ـ ۴۷؛ امینی، ج۱۱، ص۲۸۳ ـ ۲۸۴.
  16. مجموعه آثار شیخ بهایی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
  17. امین، شیخ بهایی عالم بزرگ ذوفنون، ص۲۰.
  18. مدرّس تبریزی، ج۳، ص۳۰۵؛ امین، ج۹، ص۲۴۰؛ نعمه، ص۵۵ ـ ۵۶؛ بهائی، کلیات، مقدمة نفیسی، ص۵۱؛ هنرفر، ص۴۵۵؛ رفیعی مهرآبادی، ص۴۶۷، ۴۷۱؛ همایی، ج۱، ص۱۷.
  19. نعمه، ص۵۵؛ بهائی، کلیات، مقدمه نفیسی، ص۵۲؛ رفیعی مهرآبادی، ص۳۹۷، ۴۰۷.
  20. پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم، گلشن ابرار، ج1، ص326.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • آقابزرگ طهرانی، الروضة النضرة فی علماءِ القرن الحادی عشرة، بیروت، ۱۴۱۱ق.
  • آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، چاپ علی نقی منزوی، تهران، ۱۳۶۶ش.
  • ابن‌صابونی، کتاب تکملة اکمال الاکمال فی الانساب و الاسماء و الالقاب، بیروت، ۱۴۰۶ق.
  • استرآبادی، حسن، تاریخ سلطانی، چاپ احسان اشراقی، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • اسفندیار، کیخسرو، دبستان مذاهب، چاپ رحیم رضازادة ملک، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • اسکندر منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، ۱۳۵۰ش.
  • اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، چاپ محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۶۷ش.
  • افندی اصفهانی، عبدالله، تعلیقة امل الامل، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۱۰ق.
  • افندی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۱ق.
  • امین، سید حسن، «شیخ بهایی عالم بزرگ ذوفنون»، حافظ، شماره ۵۷، آذر و دی ۱۳۸۷، ایران، تهران.
  • امین، محسن، اعیان الشیعة، چاپ حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، بیروت، ۱۳۸۷ق
  • بحرانی، یوسف، لؤلؤة البحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم.
  • تنکابنی، محمد، کتاب قصص العلماء، تهران.
  • توكلی طرقی، عبد الحسين، «شيخ بهايی؛ فقيه عارف و دانشمند شاعر»، کیهان فرهنگی، شماره ۲۹۴-۲۹۵، تهران، ایران، خرداد و تیر ۱۳۹۰ش.
  • ثابتیان، ذبیح الله، اسناد و نامه‌های تاریخی دورة صفویه، تهران، ۱۳۴۳ش.
  • جاپلقی بروجردی، علی، ظرائف المقال فی معرفة طبقات الرجال، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۱۰ق.
  • جزایری، نعمت الله، الانوار النعمانیة، چاپ محمدعلی قاضی طباطبایی، تبریز، ۱۳۸۲ش.
  • جعفریان، رسول، دین و سیاست در دورة صفوی، قم، ۱۳۷۰ش.
  • جعفریان، رسول، رویارویی فقیهان و صوفیان در عصر صفویان، کیهان اندیشه، آذر و دی ۱۳۶۹ش.
  • جوکار، منوچهر، «جوانب عرفانی در زندگی و شعر شیخ بهایی»، مطالعات عرفانی، شماره ۱۶، دانشگاه کاشان، پاییز و زمستان ۱۳۹۱.
  • جهانگیری، محسن، شرح احوال و ذکر آثار و نقل افکار شیخ بهائی، فلسفه، نشریه اختصاصی گروه آموزشی فلسفه، ش ۱، ضمیمة مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، بهار ۱۳۵۵ش.
  • حبیب آبادی، محمدعلی، مکارم الا´ثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، اصفهان ۱۳۵۱ش.
  • حرّ عاملی، الاثناعشریة، چاپ مهدی لازوردی و محمد درودی، قم، ۱۴۰۰ق.
  • حر عاملی، امل الا´مل، چاپ احمد حسینی، بغداد، تاریخ مقدمه ۱۳۸۵ش.
  • خراسانی، محمدهاشم، کتاب منتخب التواریخ، تهران، ۱۳۱۷ش.
  • خفاجی، احمد، ریحانة الالباء و زهرة الحیاة الدنیا، چاپ سنگی بولاق، ۱۲۷۳.
  • خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم، ۱۳۹۰.
  • دیباجی، ابراهیم، کفارة روزه ایکه خوردم رمضان: شرح از جامی، شیخ بهائی، و اسیری لاهیجی، وحید، سال ۴، ش ۴، فروردین ۱۳۴۶ش.
  • رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملی اصفهان، تهران، ۱۳۵۲ش.
  • جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغة العربیة، بیروت، ۱۹۷۸م.
  • سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبری، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره.
  • سرکیس، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، چاپ افست قم، ۱۴۱۰ق.
  • سمیعی، کیوان، تسامحات ادبی، یادگار، سال ۲، ش ۲، مهر ۱۳۲۴ش.
  • شاردن، جان، سفرنامه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • شاملو، قصص الخاقانی، چاپ حسن سادات ناصری، تهران، ۱۳۷۱ش.
  • شریعتی، علی، راهنمای خراسان، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • شیخ بهائی، الاربعون حدیثاً، قم، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ بهائی، جامع عباسی، چاپ سنگی تهران، ۱۳۲۸ش.
  • شیخ بهائی، الحدیقة الهلالیة، چاپ علی موسوی خراسانی، قم، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ بهائی، العروة الوثقی، چاپ اکبر ایرانی قمی، قم، ۱۴۱۲ق.
  • شیخ بهائی، کتاب المخلاة، مصر، ۱۳۱۷ش.
  • شیخ بهائی، الکشکول، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • شیخ بهائی، مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین، مع تعلیقات محمد اسماعیل بن حسین مازندرانی خواجوئی، چاپ مهدی رجائی، مشهد ۱۳۷۲ش.
  • شیخ بهائی، مفتاح الفلاح، مع تعلیقات محمد اسماعیل بن حسین مازندرانی خواجوئی، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۱۵ق.
  • صبا، محمدمظفر، تذکر روز روشن، چاپ محمد حسین رکن زادة آدمیت، تهران، ۱۳۴۳ش.
  • طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، ۱۳۹۰ق.
  • عاملی، حسین، وصول الاخیار الی اصول الاخبار، چاپ عبداللطیف کوهکمری، قم، ۱۴۰۱ق.
  • عبرت نائینی، محمدعلی، تذکرة مدینة الادب، تهران، ۱۳۷۶ش.
  • فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • محمد قصری، سیمایی از شیخ بهائی در آئینة آثار، مشهد، ۱۳۷۴ش.
  • قمی، عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الا´ثار، بیروت.
  • قمی، عباس، فوائد الرضویه، تهران، تاریخ مقدمه ۱۳۲۷ش.
  • قمی، عباس، کتاب الکنی والالقاب، صیدا، ۱۳۵۸ش.
  • کرمانشاهی، آقامحمدعلی، خیراتیه در ابطال طریقة صوفیه، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۱۲ق.
  • کشمیری، محمدعلی، کتاب نجوم السماء فی تراجم العلماء، قم.
  • گنابادی، مظفر، تنبیهات المنجمین، چاپ سنگی، ۱۲۸۴.
  • گوپاموی، محمد، کتاب تذکرة نتایج الافکار، بمبئی ۱۳۳۶ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی، قم، ۱۴۱۳ق.
  • مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحبقرانی، قم، ۱۴۱۴ق.
  • محبی، محمدامین، خلاصة الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر، بیروت.
  • محبی، محمدامین، نفحة الریحانة و رشحة طلاءالحانة، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ۱۳۸۷ق.
  • مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، تهران، ۱۳۶۹ش.
  • مدنی، علی خان، الحدائق الندیة فی شرح فواید الصمدیة، چاپ سنگی، تهران ۱۲۹۷ش.
  • مدنی، علی خان، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، قم، ۱۴۱۵ق.
  • مدنی، علی خان، سلافة العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر، مصر، ۱۳۲۴ق.
  • معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران، ۱۳۳۹ش.
  • منجم یزدی، جلال الدین، تاریخ عباسی، چاپ سیف الله وحیدنیا، تهران، ۱۳۶۶ش.
  • منزوی، احمد، فهرست نسخه‌های خطی فارسی، تهران، ۱۳۵۱ش.
  • موسوی حسینی، عباس، نزهة الجلیس و منیة الادیب الانیس، نجف۱۳۸۷ق.
  • مهاجر، جعفر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، بیروت، ۱۴۱۰ق.
  • میرجهانی طباطبائی، محمدحسن، روایح النسمات در شرح دعای سمات، تهران، ۱۳۷۰ش.
  • مینوی، مجتبی، موش و گربه مجلسی.
  • ویکی شیعه.
  • مرکز تحقیقات علوم اسلامی.
  • پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم، گلشن ابرار، ج1، قم: معروف، چاپ سوم، 1385.