این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
محمداسماعیل خواجویی
این نوشتار نیازمند جعبهٔ اطلاعات است. ممکن است بخواهید با افزودن یک جعبهٔ اطلاعات، به استانداردسازی نمایش موضوع کمک کنید. |
ملا محمداسماعیل خواجویی (متوفی 1173ق) عالم فاضل، فقیه، حکیم، مجتهد و محدث بزرگ شیعه در قرن ۱۲ هجری و صاحب تألیفات بسیار است. وی هنگام سیطره افغانها بر اصفهان، سبب دلگرمى مردم بود و توانست در اوج ظلم و ستم بیگانگان، به عنوان سمبل استقامت و مرجعى والامقام و محبوب، نزد مردم اصفهان و سایر شهرهاى مذهبى قرار گیرد. آقا محمد بیدآبادی و ملا مهدی نراقی از شاگردان برجسته علامه خواجویی هستند.
زندگی نامه
ولادت
محمداسماعیل خواجویی فرزند محمدحسین بن محمدرضا بن علاءالدین محمد مازندرانی، سال تولد وی به درستى مشخص نیست ولى بر اساس نوشته غفاری معلوم می گردد که سنّ او هنگام وفات از هشتاد سال متجاوز بوده است. بنابراین مى توان حدس زد که وى در حدود سال 1090ق به دنیا آمده است. احتمالاً زادگاه وی مازندران بوده است. شهرت وی به «اصفهانی» به این سبب است که محل رشد، مراحل تحصیلات و تألیفات وی در اصفهان بوده است. همچنین شهرت او به «خواجویی» بدان سبب بوده که وی در سال (۱۱۳۳ق) به محله «خواجوی» اصفهان هجرت کرده است.[۱]
فرزندان
وى فرزندى به نام محمّد جعفر داشته و از او فرزندى به نام محمّد اسماعیل خواجویی متولد شده که از فضلاى اصفهان بوده و در روز جمعه 25 ربیع الاول سال 1282 ق وفات نموده و در جوار جدّ خود مدفون گردیده است.
سید محسن که از سادات حسینى نائین بوده با دختر علّامه خواجویى وصلت نموده و صاحب فرزندى به نام سیّد حسین گردیده که بنا بر مندرجات سنگ نوشته مزارش، از علماى بزرگ اصفهان بوده و با القاب شامخه از او یاد شده است. این عالم بزرگ در سال 1225ق وفات یافته و در تکیه فیض مدفون گردیده است.[۲]
اساتید
نام تمام استادان و مشایخ علامه خواجویی در دسترس نیست؛ تنها بر اساس یک قرینه معلوم می گردد که یکى از اساتید ایشان، از شاگردان علّامه آقا حسین خوانسارى، بوده است.
اما نام برخی از آنها را چنین ذکر کرده اند:
- شیخ محمدجعفر خراسانی اصفهانی این شخصیّت بزرگوار صاحب کتاب «الاکلیل» است و در علم رجال و درایه مشهور بوده است. صاحب روضات الجنات می گوید: احتمال دارد ملا محمداسماعیل خواجویى، رجال و درایه را نزد وى تحصیل کرده باشد.
- شیخ بهاءالدین محمد اصفهانی، مشهور به «فاضل هندی».
- شیخ حسین ماحوزی بحرانی؛ مرحوم خواجویى از ایشان اجازه روایى داشته است.
- ملا محمد تنکابنی، مشهور به «فاضل سراب».
- ملا حمزه گیلانی.
- محمد صادق اردستانی.
مهم ترین رجال معاصر علّامه خواجویى در اصفهان عبارتند از: حاج اسماعیل اصفهانى خاتون آبادى؛ مولا محمّد جعفر کرباسى؛ میر محمّد حسین خاتون آبادى؛ سیّد صدر الدین رضوى قمى؛ میرزا محمّد رحیم سبزوارى؛ شیخ محمّد بن محمّد زمان کاشانى؛ میرزا ابراهیم قاضى خوزانى؛ ملّا محمّد مهدى هرندى؛ میرزا محمّد تقى الماسى؛ شیخ زین الدین خوانسارى؛ سیّد ماجد کاشانى.
شاگردان
در محضر مبارک محقق خواجویى فضلاى زیادى گرد آمده و به استفاضه از او مى پرداختند. وى بسیارى از رسایل و آثار فقهى خود را به درخواست شاگردانش به رشتة تحریر درآورده است. از این رو در آغاز بسیارى از آثار فقهى او که در سال هاى 1156ق به بعد تألیف شده، اشاره به شاگردان یا دوستانش دیده مى شود که از او تألیف رساله و بیان نظرات فقهى اش را خواستار شده اند.
نام برخی از آنان به شرح ذیل است:
- آقا محمّد بیدآبادى
- میرزا ابوالقاسم مدرس خاتونآبادی[۳]
- ملا محراب گیلانی اصفهانی
- میرزا محمدعلی بن میرزا مظفر
- ملا محمدمهدی نراقی؛ مرحوم شیخ عباس قمی مینویسد: المولی اسماعیل... مستجاب الدعوه، مسلوب الادعاء، یروی عنه العالم الجلیل المولی مهدی النراقی.[۴]
- میرزا مهدى خراسانى اصفهانى
- میرزا مهدى شهرستانى اصفهانى
- آقا محمّد باقر نجفى هزارجریبى
- میرزا محمّد باقر نواب لاهیجى
- سیّد محمّد رضا بهشتى اصفهانى
جایگاه
جایگاه علمی
علّامه خواجویى در عهد خود، بزرگ ترین استاد فلسفه و کلام و فقه و حدیث بوده، و بین قاطبه اهالى اصفهان از عوام و خواص مقبولیت داشته است. نزد سلاطین و حکام وقت حتى نادر شاه افشار، بسیار عزیز و مکرّم و مقبول القول بوده، با این حال از هیچ کس در هیچ زمان خواهش و تمنایى نکرده، به حقیقت استغنا متصف بوده است. وجود ارزشمند این عالم موجب گردید فلسفه غنی و پربار عصر صفویه که با هجوم افاغنه در معرض نابودی قرار گرفته بود حفظ شود و با رساله های پر شمار و شاگردان بزرگی که تربیت نمود به دوره قاجاریه منتقل گردد.[۵]
علامه خواجویى براى نیل به درجه اجتهاد و مرحله استنباط احکام، شرایط خاصى قائل است. او کثرت معلومات و تحقیقات را در دست یابى به قوه قدسى اجتهاد کافى نمى داند و بر تهذیب نفس و تصفیة باطن جهت افاضه نور فقه تأکید بسیارى دارد. با این دید، او اجتهاد بسیارى از مدعیان اجتهاد و متصدیان فتوا در زمان خویش را نفى کرده و لا اقل در برهه اى از زمان، که برخى رسایل خود را در آن نگاشته، اصفهان را خالى از مجتهد جامع الشرایط مى داند؛ از این رو بر خود واجب دانسته که علم خود را اظهار نموده و در برابر تحریف و بدعت و اجتهادات نادرست مدّعیان که موجب گمراه شدن مردم است، بایستد. وى از مردم روزگار خود نیز بسیار گله مند است که چرا از کسانى که شرایط فتوا دادن را در خود جمع نکرده اند، استفتا کرده و به فتواى آنان عمل مى کنند؟![۶]
برخی از مورخان و دانشوران درباره شخصیت و ویژگیهای مرحوم خواجویی اظهارنظر کردهاند که به آنها اشاره میکنیم:
سید محمدباقر خوانساری چنین نوشته است:
عالم جلیل مولانا اسماعیل خواجویی، عالمی است بارع و حکیمی است جامع و ناقدی است بصیر و محققی است نحریر، از اجلای متکلمین و فقهای اذکیا است ... این شیخ جلیل القدر متأسفانه در نابسامانى مى زیسته، زمانى که به جهت استیلاى افغانها بر ایران، علم و دین یارى نمى شد و روزگارى بود که ناموس و خون و اموال شیعیان در همه جا مخصوصاً اصفهان حلال شمرده مى شد و احترامى نداشت. این امور سبب شد که نام این مرد بزرگ در میان اصحاب به فراموشى سپرده شود و بدین جهت تاریخ ولادت، استادان و شاگردان ایشان نامعلوم بماند و آثار ارزشمندش مفقود گردد.[۷]
در « گلشن مراد» آمده:
« اگر چه آن عالى جناب در جمیع علوم ماهر بودند لیکن به جهت کثرت ممارست مطالب حکمیّه و دقایق عقلیّه در زمره حکما مشهور، و به آن عنوان در افواه و السنه جمهور مذکور بودند. اصل آن جناب از مازندران بهشت نشان، نهایت در اوایل سنّ شریف به دارالسلطنه اصفهان آمده، کسب کمالات صورى و معنوى نموده، ترقّى معقولى از براى ایشان دست داد. در زهد و ورع و تقوى و اعزال از ارباب دولت و بى طمعى از ملوک و امرا ضرب المثل بودند. مدّت العمر بعد از فراغ از تحصیل علوم، مشغول افاده مى بوده اند».[۸]
به نوشته جلال الدین همایى:
« ظهور وى با سخت ترین ایام پر حادثه اصفهان از فتنه شوم افاغنه تا دوره زندیه مصادف بود که هزاران عالم دانشمند با خروارها آثار علمى و ادبى چنان محو و نابود شدند که نام و نشانى از آنها باقى نماند. حیات این مرد در آن دوره با اشتغال و استغراق در کارهاى علمى از عجایب قدرت الهى است که چراغ وجود او را در تندباد حوادث نگاه داشت تا پرتو علوم و معارف اسلاف را به اخلاف رسانید و هر چه از آثار علوم عقلى و نقلى بعد از دوره فترت مى بینم از برکات وجود وى و دست پروردگان و تلامیذش از قبیل آقا محمّد بیدآبادى و ملّا محراب گیلانى و میرزا ابوالقاسم مدرّس خاتون آبادى و ملّا مهدى نراقى و امثال ایشان است».[۹]
آثاروفعالیت ها
ملا محمداسماعیل خواجویی در طول زندگی مشقت بار خود به تحقیق و پژوهش پرداخت و حوادث ناگوار، این عالم نستوه را از تالیف بازنداشت. برخی از آثار دقیق و تحقیقی وی در فقه، اصول، حدیث، رجال، حکمت، کلام و...، در اوج هجوم افغانها به ایران، به رشته تحریر درآورده و حلقه ارتباط حوزه علمیه اصفهان در عهد صفوی و دوره قاجاریه است.[۱۰]
صاحب «روضات الجنات» تعداد آثار ایشان را یکصد و پنجاه اثر ذکر کرده است؛ اما صاحب «حدیقة الشعراء»، آثار محققانه مرحوم خواجویی را سیصد اثر میداند. خواجویی بر بیشتر کتابهای حوزوی حاشیه دارد.[۱۱]
آثار
بررسی آثار گرانسنگ این فقیه فرزانه نشان میدهد که بخش مهمی از این آثار به صورت دست نوشته در گوشه کتابخانهها مهجور مانده و هنوز به زیور طبع آراسته نشده است. اخیرا به کوشش محقق پرتلاش سید مهدی رجایی، حدود هشتاد اثر از آثار ارزشمند مرحوم خواجویی جمعآوری و منتشر شده است که برخی از آنها عبارتند از:
- بشارات الشیعه
- ذریعة النجاة من مهالک تتوجه بعد المماة
- الفوائد فی فضل تعظیم الفاطمیین
- رساله منیره الفرقة الناجیه عن غیرهم
- رساله فی تحقیق و تفسیر الناصبی
- طریق الارشاد الی فساد امامة اهل الفساد
- ابطال الزمان الموهوم
- رساله أینیه
- رساله در توجیه مناظره شیخ مفید با قاضی عبدالجبار معتزلی
- تذکرة الوداد فی حکم رفع الیدین حال القنوة
- رساله فی شرح حدیث الطلاق بید من أخذ بالساق
- رساله فی حرمة النظر الی وجه الأجنبیه
- رساله خمسیه
- رساله فی أقل المدة بین العمرتین
- رساله فی الرضاع
- رساله فی جواز التعویل علی أذان الغیر فی دخول الوقت
- رساله فی حکم الاستیجار للحج من غیر بلد المیت
- رساله فی حکم الاسراج عند المیت ان مات لیلاً
- رساله فی شرح حیث توضؤ و مما غیرت النار
- رساله فی حکم الغسل فی الارض البادره مع الماء البارد
- رساله فی افضلیة التسبیح علی القرائه فی الرکعتین الأخیرتین
- رساله فی تحقیق وجوب غسل مسّ میت
- رساله فی حکم شراء ما یعتبر فیه التذکیه
- رساله فی حکم لبس الحریر للرجال فی الصلاة و غیرها
- رساله فی حکم الغسل قبل الاستبراء
- رساله فی وجوب الزکاة بعد اخراج المؤونه
- الفصول الاربعه فی عدم سقوط دعوی المدعی بیمین المنکر
- رساله فی صلاة الجمعه
- رساله فی شرح حدیث (ما من احد یدخله عمله الجنه و ینجیه من النار)
- رساله فی شرح حدیث (لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقتله)
- رساله فی حدیث (أعلمکم بنفسه أعلمکم بربه)
- رساله شرح حدیث (لایموت لمؤمن ثلاثه من الاولاد فتمسه النار الا تحله القسم)
- رساله شرح حدیث (انهم یأنسون بکم فاذا غبتم عنهم استوحشوا)
- رساله شرح حدیث (النظر الی وجه العالم عباده)
- رساله فی تفسیر آیه «فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی»
- رساله فی تعیین لیلة القدر
- حاشیه علی أجوبة المسائل المهنائیه
- رساله عدلیه
- رساله فی نوم الملائکه
- هدایة الفواد الی نبذ من احوال المعاد
- رساله فی بیان شجرة الخبیثه[۱۲]
- حاشیه بر تفسیر صافى
- حاشیه بر " زبدة البیان
- حاشیه بر "مدارک الاحکام
- حاشیه بر "اثنى عشریه" صومیه؛ از شیخ بهایى
- حاشیه بر «مشرق الشمسین» شیخ بهایی
- الاربعون حدیثا
- الفوائد الرجالیة؛ از آثار ارجمند خواجویى است که در زمان اشتغال او به علم حدیث فراهم آمده و شامل 61 فایده است.
- مفتاح الفلاح و مصباح النجاح فى شرح دعاء الصباح؛ شرحى است نسبتاً مفصل متجاوز از سه هزار بیت که احاطة مؤلّف را در فنون ادبى و حکمت و کلام و عرفان به خوبى نشان می دهد.
- حاشیه بر « اربعین حدیث» شیخ بهایى
- حاشیه بر « مفتاح الفلاح» شیخ بهایى
- بشارات الشیعة
- جامع الشتات فى النوادر و المتفرّقات
- رسالة حدوث دهرى و ابطال زمان موهوم
- هدایة الفؤاد الى نبذ من احوال المعاد؛ این اثر پر ارج به درخواست«صدیق رفیق و اخ شفیق، مولانا محمّد سعید»( مقدمه هدایة الفواد) در مدّت دو ماه شعبان و رمضان از سال 1146ق نگاشته شده است.
- تبصرة الاخوان فى بیان اکبریّة القرآن؛ در بیان افضل بودن قرآن کریم بر امامان معصوم (علیهم السلام).
- تجسّم الاعمال؛ رساله اى است کلامى در بحث تجسّم اعمال و تجوهر اعراض
- وحدت وجود؛ در بیان مراد قائلین به وحدت وجود.
- ترجمة المناظرة مأمون؛ در بحث امامت[۱۳]
- الرسایل الفقهیه (للخواجویی)
- الرسائل الاعتقادية
فعالیت ها
زندگانی او با فتنه افغانها مصادف بوده و در جریان محاصره اصفهان، گرانی و قحطی و بیماری ها و قتل عام مردم اصفهان رنج ها برده و آزارها کشیده است. پس از ظهور نادر و رفع فتنه، کمر به احیای حوزه علمیه اصفهان بسته و فضلا و اهل علم را گرد آورده و مجالس و محل تدریس و بحث را رونق داده و به اشاعه فقه و کلام و حکمت اهتمام ورزیده است. در انواع علوم زمان خود ماهر و از حافظه ای قوی برخوردار بود، خط نستعلیق را خوش می نوشته است. وی در دنیا به قلیلی از خوراک و پوشاک اکتفا کرده، مستجاب الدعوه و کراماتی از او به ظهور رسید. او اخلاص و محبّت فراوانی به سادات فاطمیّه داشته است.[۱۴]
محقّق خواجویى علاقه و اهتمام چشمگیرى به اشعار حکمت آمیز داشته است. وى گویا خود شاعر نبوده ولى اشعار زیادى در آثار خود گلچین و نقل کرده است. از جمله شعرایى که وى به آنان عنایت دارد میر عبدالعال معروف به « میرنجات» است که با تعبیر « سیدنا الامیر نجات» از او یاد مى کند.
وفات
ملا اسماعیل خواجویی در 11 شعبان ۱۱۷۳ق وفات نمود و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. در سال ۱۳۷۸ هـ.ش، پس از ساماندهی و محوطه سازی تکیه خواجویی توسط مجموعه تاریخی، فرهنگی و مذهبی تخت فولاد آرامگاه آجری بر سر مزار مولا اسماعیل خواجویی بنا گردید. در تاریخ وفات او [به حساب ابجد] گفته اند:
«نورّ اللّه الجلیل مقبرته» | «رفع اللّه فی الجنان منزلته» |
بر سنگ نوشته مزار او علاوه بر متن عربى زیبایى که به بیان مقامات علمى و معنوى وى پرداخته اشعارى از شاعرى با تخلص دبیر آمده است که ماده تاریخ آن چنین است:
سال تاریخ او « دبیر» نوشت: | خانة علم منهدم گردید[۱۵] |
پانویس
- ↑ رجایی، مشاهیر تخت فولاد، ص ۶.
- ↑ قاسمی، بزم معرفت، صص89-90.
- ↑ مهدوی، سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان، ص ۱۱۶.
- ↑ قمی، الکنی والالقاب، ج ۲، ص ۲۰۰.
- ↑ عقیلی، تخت فولاد اصفهان، ص95.
- ↑ مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد ، ج۲، صص 208-218.
- ↑ موسوی خوانساری، روضات الجنات، ج ۱، ص ۱۱۴.
- ↑ غفاری کاشانی، تاریخ گلشن مراد، ص ۳۹۱.
- ↑ همایی، تاریخ اصفهان، ص334.
- ↑ عقیلی، تخت فولاد اصفهان، ص95.
- ↑ موسوی خوانساری، روضات الجنات، ج ۱، ص ۱۱۴.
- ↑ سایت فرهیختگان تمدن شیعه.
- ↑ قاسمی، بزم معرفت، صص74-84.
- ↑ موسوی خوانساری، روضات الجنات، ج ۱، ص ۱۱۴.
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ج1، 557.
منابع
- قاسمی، رحیم، بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان،اصفهان، کانون پژوهش، 1388.
- عقیلی، احمد، تخت فولاد اصفهان، اصفهان، کانون پژوهش، 1385.
- مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1386.
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج۲، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1389.