این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

جلال‌الدین همایی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
J-homaee.jpg
اطلاعات فردی و علمی
نام کاملجلال الدین همایی شیرازی اصفهانی
شهرتسنا
زادروز۱۳۱۷ قمری
تاریخ وفات۱۴۰۰قمری
مدفنتکیه لسان الارض
اساتیدسید محمدباقر درچه‌ای، علی مدرس یزدی، حاج آقا رحیم ارباب، و..
اجازه روایت ازشیخ محمد حسن فشارکی، سید محمد نجف آبادی، مرتضی آشتیانی، و...
آثارغزالی نامه، همايی نامه، شعوبيه، و...
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
اجتماعیمدرس، خطاط، ادیب، شاعر، و....


جلال الدين همايی شيرازی اصفهانی (1317ق- 1400 ق )متخلّص بـه سـنا فرزنـد ميـرزا ابوالقاسم محمدنصير متخلّص به طـرب كـوچكترين فرزنـد شـاعر و عـارف همـای شيرازی از دانشمندان عالیقدر معاصر، شاعر، خوشنویس، مورّخ، ادیب و دانشمند جامع بود.

زندگی نامه

ولادت

همایی بنا به نوشته ی خود در سحر چهارشنبه غـره رمضـان المبـارک سـنه 1317 قمری مطابق با 19 دی ماه 1278 شمسی در خانه ی مـوروثی جـد خـويش همـای شيرازی جلو خان حاج هادی در محله ی پاقلعه ی اصفهان ديده به جهان گشود.

تحصیلات

در خانواده ای اهل هنر و ادب متولّد شد. از ۵سالگی نزد مادر قرآن و ادعیه و گلستان و اشعار حافظ را فرا گرفت. سپس در مکتب خانه تحصیل کرد و مدّتی شاگرد بود. در سال 1326ق به مدرسه حقایق و سال بعد به مدرسه قدسیه رفت و در همان زمان نزد ملّا محمّد تقی کاتب به مشق خط پرداخت.

در دوازدهم فروردين ماه سال ۱۳۳۰شمسی پدر خويش را از دست داد و تحت سرپرستی عموی خويش ميرزا محيی الدين محمد متخلّص به سها تحصيلات خويش را در علوم قديمه از جمله مباحث دينی و طلبگی كه از سال ۱۳۲۸ در مدرسه ی نيم آورد آغاز نموده بود ادامه داد.

جلال الدین در سال 1326، با برادرش، به مدرسه حقایق در خیابان مشیر رفت که سیّد محمّد حقایق شیرازی مدیر و مؤسس آن بود. عصرهای جمعه در این مدرسه انجمنی از شعرا دایر می شد؛ «انجمن حقایق»، که طرب و سها به آنجا می رفتند و گاه جلال را نیز با خود می بردند.

وی در فقه، اصول، ادبیات عرب، منطق، فلسفه، هیأت، ریاضی، طب، اخلاق، کلام و حدیث به تحصیل پرداخته و در هر کدام از این رشته ها مهارتی به سزا یافت.[۱]

اساتید

جلال الدین در دوران تحصیل خود از اساتید بزرگی بهره بردند از جمله:

  1. آيت‌اللّه العظمی سيدمحمدباقر درچه ای
  2. شيخ علی مدرس يزدی
  3. حاج سيد محمدكاظم كروندی
  4. آخوند ملا عبدالكريم گزی
  5. حاج ميرزا علی آقاواعظ
  6. ميرزا ابوالقاسم ناصرحكمت
  7. حاج آقا رحيم ارباب
  8. میرزا عبدالغفار پاقلعه ای
  9. ملّا محمّد تقی کاتب
  10. ميرزا محيی الدين محمد


آثار و فعالیت ها

آثار

او به زادگاه خود علاقه فراوان داشت و از هر فرصتی برای گردآوری اطلاعات و تألیف مقاله و کتاب درباره تاریخ، فرهنگ و هنر اصفهان استفاده می کرد.

از مقامات علمی او می توان به اجازه ی روايتـی از آيـت اللّـه آقـا شـيخ مرتضـی آشتيانی ، شيخ محمدحسـين فشـاركی و آقـا سـيد محمـد نجـف آبـادی و مرحـوم سيدالعراقين اشاره كرد.[۲] سراسر زندگی او به تدريس و تأليف گذشـت و از پسـت و مناصـب پيشـنهادی دستگاه حاكمه ی طاغوت اعراض می نمود. [۳]

از وی آثار و مقالات متعددی به رشته ی تحرير درآمده است كه از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  1. تاريخ ادبيات فارسی در پنج مجلّد
  2. تاريخ اصـفهان در ده مجلّـد كـه دو جلد آن تاكنون به چاپ رسـيده اســـت.
  3. دو رســاله در فلـسفه ی اســلامی
  4. غزالی نامه
  5. مولوی نامه فنون بلاغت و صـناعت ادبـی
  6. ديـوان اشـعار
  7. همايی نامه
  8. شعوبيه
  9. ديوان سه شاعر
  10. مقدمه ديوان طرب كه حاوی مطالب بسيار ارزشمند است.

آثار چاپ شده

او علاوه بر مقالات فراوان و همکاری در تدوین کتابهای درسی تألیفات فراوانی را از خود به جای نهاد از جمله:

  1. «تاریخ ادبیات ایران»
  2. «غزالی نامه»
  3. «خیّامی نامه»
  4. «تفسیر مثنوی مولوی، داستان قلعه ذات الصّور یا دژ هوش رُبا»
  5. «فنون بلاغت و صناعات ادبی»
  6. «مولوی نامه یا مولوی چه می گوید؟»
  7. «مختاری نامه» که در مقدمه دیوان عثمان مختاری به طبع رسیده است.
  8. «رساله در احوال سروش اصفهانی» که در مقدّمه دیوان او به طبع رسیده است.
  9. «اسرار و آثار واقعه کربلا»
  10. «تصوف در اسلام»
  11. «تاریخ علوم اسلامی»
  12. «دیوان سنا»
  13. «شعوبیه»
  14. «تاریخ اصفهان» که تاکنون سه جلد از آن به چاپ رسیده است.
  15. «تعلیقات بر مجمع الفصحاء»
  16. تصحیح و مقدمه «مثنوی ولدنامه»
  17. «تصحیح و مقدمه کتاب التّفهیم»
  18. «تصحیح و مقدمه نصیحه الملوک»
  19. «تصحیح و مقدمه منتخب اخلاق ناصری»
  20. تصحیح و مقدّمه «مصباح الکفایه و مفتاح الکفایه»
  21. «تصحیح و مقدّمه کنوز المغرمین» در علوم غریبه
  22. «تصحیح و مقدّمه نصوص الخصوص فی شرح الفصوص»
  23. «مقدّمه دیوان طرب»
  24. «مقدّمه برگزیده دیوان سه شاعر اصفهان»
  25. «تصحیح و مقدّمه طرب خانه» خیام
  26. تصحیح و مقدّمه معیار العقول در فن جراثقال»

آثار چاپ نشده

  1. «ابوریحان نامه»
  2. «تاریخ ادوار فقه اسلامی»
  3. «قواعد فارسی»
  4. «آسمان و زمین در فن هیأت»
  5. «دستور و قواعد فارسی»
  6. «ترجمه اشارات» ابن سینا
  7. «شرح احوال و بررسی افکار و عقائد خواجه نصیرالدّین طوسی»
  8. «تصحیح دیوان ازرقی»
  9. «شرح مشکلات اشعار مثنوی مولوی»
  10. «فلسفه شرق»
  11. «دوره مفصّل معانی و بیان و بدیع و عروض و قافیه»
  12. «رساله در طریق محاسبات نجومی»
  13. «دنباله تاریخ ادبیات ایران».[۴]

اشعار او

از آخرين اشعار او می توان به ابیات زیر که از مثنوی ها و غزلیات سروده ی وی است اشاره نمود:

پایان شب سخنسراییمی‌گفت ز سوزِ دل همایی
جز وهم محال پرورم نیستمی‌میرم و مرگ باورم نیست
در خوابگه عدم بَرَندملب تا ابد از سخن ببندم ...[۵]


فعالیت ها

در این سالها او با تنگدستی و قناعت روزگار را سپری ساخت و در مدارس حوزه علمیه اصفهان تدریس نمود. مدّتی نیز در مدارس جدید مانند مدرسه قدسیه و دبیرستان صارمیه تدریس کرد.

در سال ۱۳۰۷ش به تهران آمد و به استخدام وزارت معارف درآمد و از سال ۱۳۱۰ به تدریس در دبیرستان دارالفنون و دبیرستان شرف و دبیرستان نظام و دانشکده افسری پرداخت و کم کم در دانشگاه تدریس کرد. ابتدا در دانشکده حقوق و سپس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تدریس نمود تا اینکه در سال ۱۳۴۵ش بازنشسته شد ولی به تدریس ادامه داد.

در طول این سالها استاد همایی از آموختن و تحقیق و تألیف باز نایستاد و ده ها مقاله و کتاب و رساله تحقیقی و ارزنده پدید آورد. همایی چون بزرگان خاندان خود خط خوشی داشت و در شعر صاحب قریحه ای پویا و استعدادی قابل تحسین بود و در شعر «سنا» تخلّص می کرد. نمونه هایی از اشعار دوران جوانی او در سال ۱۳۴۲ق در کتاب «دانشنامه» که مرحوم الفت آن را گردآوری نموده، به طبع رسیده است.

وفات

سرانجام اين استاد فرزانه در ششم رمضان المبارک 1400 قمری مطابق با بيسـت و هفتم تيرماه 1359 شمسی ديده از جهان فرو بست و در تکیه ی لسان الارض ضلع شرقی مقبره يوشع نبی تخت فولاد مدفون گرديد.[۶]

خود او در آخرین روزهای زندگی مادّه تاریخ فوت خود را چنین سرود:

سنا جلال همایی بگوش غیب نیوشندای ارجعی از بام عرش چون بشنفت
شکفته گشت به لبّیک و بهر تاریخشز آشیانه تن شد رها «همایی» گفت

پانویس

  1. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد،ج۴، صص653-693.
  2. همايی، تاريخ اصفهان، مجلد هنر و هنرمندان، مقدمه كتاب، ص 31.
  3. گلی زوارهای، ناصح صالح، ص268.
  4. مهدوی، اعلام اصفهان، ج۲، ص۳۵۸؛ همایی، همائی نامه: اغلب صفحات؛ کارنامه همائی: اغلب صفحات؛ پایان شب سخن سرائی: اغلب صفحات؛ دانشنامه (الفت)، ص1؛ مهدوی، تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 250-247؛ مهدوی، سیری در تاریخ تخت فولاد، ص185؛ برقعی،سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، ص1807؛ قدسی، دولت دیدار، صص 297-200؛ ادبیات معاصر، ص58؛ تهرانی، نقباءالبشر، ج1، ص305؛ رکن زاده، دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج3، صص 198-195؛ برقعی، اشعار ملی و میهنی از سخنوران معاصر ایران، صص 92-88.
  5. همايی، جلال‌الدین ، ديوان سنا، ص215.
  6. نصری، پايان شب سخنسرايی، ص 8 ـ 117.

منابع

  • علیرضا، لطفی (حامد اصفهانی )،کتاب تذکره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، اصفهان:سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۹۰.
  • مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶.
  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان،ج۴، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1394.