این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

یوشع نبی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

يوشع نبی، یهودیان در دوران دولت مقتدر حضرت سليمان عليه السلام به واسطه رهبری داهیانه و خردمندانه آن حضرت از آرامش و امنیت کامل برخوردار بودند.[۱]

توضیحات

پس از وفات آن حضرت به سال ۹۳۲ق.م میان دوازده سبط يهود تفرقه افتاد، ده سبط سلطنتی در شمال به نام اسرائیل و دو سبط در جنوب سلطنتی بنام یهودا تأسیس کردند.[۲]

تلاش انبیای بنی اسرائیل این دوران برای اتحاد و همبستگی آنان به جایی نرسید و بر اثر اختلاف و دشمنی و انحطاط اخلاقی و شرک به یهوه خدای موسی، سست و ضعیف شدند و پادشاه آشور به شهر اورشلیم حمله کرد ولی کاری از پیش نبرد و با تعدادی اسیر بازگشت. اسرای یهود به سرزمین بین النهرین و آشور فرستاده شدند.[۳]

حملات پی در پی پادشاه آشور به اورشلیم منجر به اسارت مردم و خراج یهودیه به آشور شد[۴]؛ ولـی بـر اثـر تلاشهای ارمیای نبی به حیات خود ادامه تا سرانجام با ضعف دولت آشور سلطنت بابل رو به عظمت نهاد و نبوکدنسار (بخت نصر) بر اورشلیم یورش آورد و آن را محاصره کرد؛ ولی موفق به فتح آن نشد.

ارمیای نبــی کـه موافق تسلیم یهودیان بود، به دستور حاکم ستمگر یهودیه به زندان افتاد؛ بار دیگر نبوکدنسار به سال ۵۸۵ ق.م بر اورشلیم دست یافت و با قساوت تمام یهودیان بسیاری را کشت و معابد و قصرها را غارت و ویران کرد و بسیاری را به اسارت به بابل کوچ داد و آنان را در سواحل فرات اسکان داد این دوران تا سال ۵۳۸ق.م هنگام حمله کورش به بابل به نام دوران اسارت بابلی نامیده شده است.[۵]

کورش پس از تصرف بابل با صدور اطلاعیه ای اسرای یهودی را آزاد کرد و به دوران اسارت آنان پایان داد. در حدود ۵۰ هزار نفر از آنان به اورشلیم بازگشتند .[۶]

قسمتی دیگر از یهودیان در بابل و دیگر شهرهای ایران پراکنده شدند.گروهی از آنان به همدان تویسرکان، ساوه، اصفهان و شوش مهاجرت کردند. از جمله اینان دانیال نبی بود که به عقل و دانش شهرت داشت؛ وی به هدایت یهودیان مشغول بود و پس از فوت در آنجا مدفون گردید و هم اکنون نیز مزار باشکوهی در شهر شوش دارد و زیارتگاه مسلمانان است.

در دوران داریوش و اردشیر دوم هخامنشی مهاجرت به یهودیه ادامه یافت؛ ولی همچنان بسیاری از یهودیان در داخل کشور ایران سکونت داشتند[۷]

فارس نیز از پرجمعیت ترین مراکز یهودی نشین ایران بود.

وجود مقابری منسوب به پیامبران یهودی دلیل وجود جوامع یهودی در نقاط گوناگون ایران است از آن جمله مقبره اشموئیل در روستای سید شهر ساوه، حیقوق در تویسرکان، قبور پیامبران در قزوین، دانیال نبی در شوش، حجی در مسجد پیغمبر در بازار همدان و شعیای نبی در امامزاده اسماعیل و یوشع نبی در تکیه لسان الارض در تخت فولاد [۸] اصفهان قابل ذکرند.

پس از ورود یهودیان به گی (شهرستان)، محلی جداگانه برای آنان در نظر گرفتند که به یهودیـه معـروف گشت و پیش از اسلام به کوی جهودان، یهودان یا کوی يهود معروف بود و در صحرای یوان قرار داشت.[۹] وجود تعداد ۱۸ کنیسه یهودیان در محله جویباره [۱۰] حاکی از حضور تعداد بسیار یهود ساکن محله جویبار اصفهان و هم اکنون نیز تعدادی از این کنیسه ها دایر است و برخی نیز مخروبه است.

احتمال دارد در زمان شاپور دوم ساسانی در سال ٣٦٥م عده ای از یهودیان از گرجستان و ارمنستان به اسارت درآمدند و بیشتر آنان به اصفهان انتقال یافتند و موجب آبادانی بیشتر یهودیه شدند.

در دوره یزدگرد اول ساسانی به واسطه قدرت ملکه یهودی شوشیندخت بر اقتدار یهودیان افزوده شد و عده ای از آنان به اصفهان مهاجرت کردند و عبادتگاهی بزرگ به رهبری رأس الجالوت پیشوای مذهبی خود ساختند.[۱۱] در این دوره اسپاهان دارای دو شهر یهودیه و گی بود و هر کدام دارای در جداگانه بود (کولیسنکف، (۲۵۷) و زرتشتی ها در گی و محلات اطراف آن و یهودیان در یهودیه زندگی میکردند. در دوران اسلامی با مهاجرت مسلمانان به ،اصفهان تعداد زیادی از آنان در کنار یهودیه اسکان گزیدند و شهر یهودیه به نام کو جهودانه گسترش یافت و با تأسيس مسجد جامع و بازارهای اطراف بر رونق آن افزوده شد [۱۲] و یهودیان با مسلمانان با همزیستی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زندگی کردند و بزرگان و علمای یهود در هنگامی که از دنیـا مــی رفتند در گورستانهایی دفن می شدند که از جمله آنان مقبره منسوب به اشعیای نبی در محل امامزاده اسماعیل احتمالاً منسوب به یکی از افراد ذیل است:

۱. اشعيا بن عاموص يا شعيا بن آموس یکی از انبیای بزرگ یهود که یگانگی و آرامش و سازش جهانی را پیش بینی که در نموده است.[۱۳]

۲. اشعیای دوم دوران اسارت در بابل بود وی دوران اسارت و آوارگی یهود و ظهور کورش را پیش بینی نموده است.

۳.اشعیای سوم که نزدیک به عصر عزرا یهودی زندگی می کرد.

۴. شعیا پسر امصیاء که پیش از حضرت عیسی علیه السلام) بوده و ظهور آن حضرت و حضرت محمد (ص) را بشارت داده بود.[۱۴]

اشعیای نبی بسیار مورد احترام و تکریم بوده است و کتاب وی به نام اشعیاء دارای ٦٦ بـاب اسـت و سه نفر در زمانهای مختلف به تکمیل آن پرداختند و نخست اشعیای اول پسر عاموص نبی؛ اشعیای دوم که از باب ٤٠ تا ٥٥ کتاب اشعیای نبی از اوست و اشعیای سوم که از باب ٥٥ تا ٦٨ از سخنان اوست.[۱۵]

از مطالب بالا روشن می گردد که اشعیای نبی مدفون در اصفهان احتمالاً یکی از این چهار نفر است و یا یکی از دانشمندان و احبار یهودیان ساکن اصفهان بوده است.

بقعه

مقبره منسوب به یوشع در تکیه لسان الارض دارای بقعه و عمارت بوده و بنای ساختمان اولیه آن به دوران بویه میرسد که در زمان صفویه تجدید و مرمت شده است.

این بقعهٔ کوچک تا آبان ١٣٦١ش وجود داشت و در این هنگام برای دفن ۳۷۰ شهید عملیات محرم در دوران دفاع مقدس برای تسطیح و آماده سازی قبور، ایــن مقبره و دیوار کناری آن که بنای بویهی بود، به سبب شتاب در آماده سازی قبور تخریب گردید؛ ولی مجدداً بــا پیگیری شیخ عباسعلی ادیب در سال ١٣٦٥ش این مقبره‌ساخته شد.سنگ قبر در ابتدا اشتباهاً به نام اشعیای نبی حجاری شده بود؛ ولی مجدداً سنگ مرمت و نام یوشع نبی بـر حجاری شد.[۱۶]

این مقبره منسوب به يوشع بن نون وصی حضرت موسی (ع) است.[۱۷] و انتساب این مقبره به وی مردود است؛ زیرا وی از عصر حضرت موسی در فلسطین می زیست و در همانجا نیز از دنیا رفت و در جبل لبنان در حوالی طيبه مدفون است.[۱۸]

برخی احتمال می دهند این یوشع یکی از پیامبران یهودی باشد که در زمان حزقیال نبی حیات داشته است [۱۹]؛ ولی سندی بر اینکه که وی به اصفهان آمده باشد، وجود ندارد. برخی نیز معتقدند وی هوشـيع بن ایلاه یکی از پادشاهان بنی اسرائیل است که به همراه یهودیان به اصفهان کوچانده شده است.[۲۰]

بدین سان می توان گفت با توجه به حضور یهودیان در اصفهان در طی اعصار طولانی وجود قبـوری برای پیامبران محلی، دانشمندان دینی و احبار و حكـام و پادشاهان یهودی محتمل است و وجود یک مقبره با سابقه تاریخی و اساطیر و داستانهای عامیانه درباره آن در میان مردم اصفهان این نظر را تقویت می نماید که این مقبره منسوب به یکی از این شخصیتهای یهودی باشد.

مزار یوشع نبی

وفات

وفات آن حضرت به سال ۹۳۲ق.م در تکیه لسان الارض واقع در تخت فولاد می باشد.

پانویس

  1. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد،ج۴، صص ۷۳۳_۷۳۵.
  2. حکمت، علی اصغر، تاریخ ادیان، ص۱۸۷.
  3. عهد عتیق، کتاب دومین ملوک، فصل ۱۵، شماره ۲۹ و فصل ۱۸، شماره ۹ و فصل ۱۷، شماره ١-٦
  4. عهد عتیق، کتاب دوم تاریخ ایام فصل ۳۳ شماره ۱۰
  5. حکمت، علی اصغر، تاریخ ادیان، ص۱۹۰
  6. عهد عتيق، كتاب عذرا فصل ،دوم، شماره ۲
  7. حبيـب لـوی، ص ٢٦٠
  8. فوزی تویسرکانی، ولی الله، پیامبران در ایران، ص۱۵
  9. ابونعیم اصفهانی، حافظ، ذکر اخبار اصفهان، ص۱۲۹
  10. جناب، سیدعلی، الاصفهان، ص۹۱
  11. سامی، علی، تمدن ساسانی، ج۱، ۲۲۷
  12. ابونعیم اصفهانی، حافظ، ذکر اخبار اصفهان، ص۱۲۹
  13. حبیب لوی، ص ١٥٦
  14. طبری، محمدبن جریر ، تاریخ طبری، ج ۲، ص ٤٤٨
  15. حبیب لوی، ج ۱، ص ١٥٦
  16. مشاهدات نویسنده
  17. ابونعیم اصفهانی، حافظ، ذکر اخبار اصفهان، ص ۳۹
  18. مهدوی،سید مصلح الدین، سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان، ص۲۹
  19. عهد عتيق، كتاب يوشع، فصل ۷، شماره ۱
  20. جناب، سیدعلی، الاصفهان،ص ٢٥١

منبع

مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان،ج۴، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، ۱۳۹۴.