این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
حسن بن ملای شفائی اصفهانی
حکیم شرف الدّین حسن اصفهانی(966ق-1037ق) معروف به «حکیم شفائی» فرزند حکیم ملا حسین اصفهانی(ملّای شفایی)، شاعر ادیب و طبیب حکیم، تولّدش بنابر قول تقی الدّین اوحدی در سال 966بوده است.[۱]
زندگینامه
وی در خدمت پدر که از شاگردان میر غیاث الدّین منصور شیرازی بوده و برادرش حکیم نصیرا و جمعی دیگر از علماء و ادباء و اطبّاء تحصیل نمود. در مسجد جامع اصفهان طبابت مینموده و نزد عموم طبقات معزّز و محترم می زیسته است.
به طوری که نقل می کنند وقتی در محله نیم آورد به شاه عباس کبیر صفوی برخورد می کند پادشاه قصد فرود آمدن از مرکب خود را جهت او می کند حکیم با خواهش و تمنّا مانع می شود. ولی تمام بزرگان که در رکاب شاه بودهاند، به احترام او پیاده می شوند، شفایی در اوایل عمر هجو بسیار می گفته [از جمله خواجه محمدرضا فکری اصفهانی، فغفور لاهیجی و علیشاه ذوقی اردستانی را هجو نموده ] میر داماد راجع به او می گفته شاعری حکمت او را و هجا، شاعری او را مخفی کرده است. لکن در اواخر عمر توبه نموده، این قطعه را در معذرت خواهی از آن رفتار ساخته است :
سوگند می خورم به خدایی که عقل را | در کبریای حضرت او نیست اشتباه | |
گر ناخن تلافی حسرت نخسـته ام | تا زخمها نخورده ام از خصم کینه خواه | |
اما چه رفت بی ادبيهـا ز حـد فـزون | تاديب خصم واجب شرعی است گاه گاه | |
باید نواخت فرق خران را به چوبدست | بیرون نهنـد چـون قـدم کج روی ز راه[۲] |
در الذریعه به نقل از ریاض العلماء درباره او فرماید:
شفایی درباره خودش گفتهاست: طبابت من تبحّر و استادی مرا در سایر علوم پوشانید و شعرم طبابتم را پوشانید و کثرت هجایم شاعریم را مخفی داشت.
ابیات زیر از اشعار اوست:
هر شب به کوی یار صبا می برد مرا | ماهر دو عاشقیم چرا می برد مرا | |
بر دوش خود گرفته و چون برق می دود | در حیرتم که آه کجا می برد مرا[۳] |
برخی او را با حکیم شفایی مظفربن محمّد حسین کاشانی مؤلف کتاب قرابا دین اشتباه گرفته و آن دو نفر را یکی دانستهاند.
آثار
کتب زیر از اوست:
- خمسه شامل: دیده بیدار - به نام شاه عباس کبیر، نمکدان حقیقت بر وزن حدیقه سنائی، مجمع البحرین در برابر تحفه العراقین، شکرالمزاحتین، مهر و محبت
- دیوان اشعار، مطبوع
- کتابی در ادویه مرکّبه
- ساقی نامه
وفات
وفاتش در سال 1037ق روی داده است. ملّا عرشی درباره تاریخ وفاتش گوید: «بشاه دین شفایی داد جان را».قبرش در قبرستان شاه میرزا حمزه قرار داشته که اکنون دانشسرای کشاورزی [هنرستان سروش فعلی] است. نگارنده [مرحوم استاد مهدوی] سنگ لوحش را هنگامی دید که [آن را] یک طرف انداخته بودند و به تدریج اراضی مجاور آن را برای زراعت مهیّا میساختند.
[فخرالزّمانی مؤلّف تذکره میخانه که معاصر حکیم شفایی است می نویسد بقایای جسد حکیم شفایی را به عتبات عالیات انتقال داده و در نجف اشرف به خاک سپردهاند.]
پانویس
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ج2، ص555.
- ↑ بهشتینژاد، شعرای حوزه علمیه اصفهان، ص241؛ اوحدی بلیانی، عرفات العاشقین، ص2023.
- ↑ مدرس تبریزی،ریحانه الادب، ج3، صص 228-226؛کاشانی، خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص 327-324؛ رازی، تذکره هفت اقلیم، ج2، صص 429 و 430؛افندی، ریاض العلماء، ج1، صص 163-161؛ صفه، تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 1082-1075؛ معین، فرهنگ معین، ج6، ص905؛ مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 518 و 519؛نصرآیادی، تذکره نصرآبادی، ج1، صص 312-310؛فخرالزمان قزوینی، تذکره میخانه، صص 534-523؛ هدایت، مجمع الفصحاء، ج4، صص 40 و 41؛ آزادبلگرامی، سرو آزاد، صص 47 و 48؛ دهخدا، لغت نامه دهخدا، ذیل شفایی اصفهانی، ص426؛طبرستانى، تذکره ریاض العارفین، ص357؛ حکیم شفایی اصفهانی.، دیوان حکیم شفایی: مقدمه؛آتشکده آذر، بخش سوم از نیمه نخست، صص 950 و 951؛ نیشابوری، تذکره غنی، ص74؛ حسینی، تذکره حسینی، ص 178؛ منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، (چاپ 1377ش)، صص 1806-1804؛ تهرانی، الذریعه، ج9، ص530، و ج19، صص 314 و 327؛ مهدوی،رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 215 و 216.
منبع
- مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان،1386ش.
- بهشتی نژاد، محمد علی، شعرای حوزه علمیه اصفهان (از صدر اسلام تا کنون)، اصفهان: پویان مهر، ۱۳۹۱ش.