این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

طه کافی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شيخ طه کافی

شیخ طه (طاها) کافی، (1318ش-1365ش) عالم و فاضل معاصر در اصفهان بوده است.

زندگی‌نامه

ولادت

آقا طه کافی فرزند آقا حسن در شب یک شنبه8 مهر 1318ش/17 شعبان 1358ق در اصفهان متولد شد.[۱]

خاندان

پدرش، حاج آقا حسن کافی فرزند علی محمد بن غلامرضا بن تقی بن محمدعلی از تجار نمونه بازار بود. وی تجارت را همراه با فقاهت در دین پیشه خود ساخته بود و تا حدود مکاسب شیخ انصاری را خوانده بود. جد اعلای وی، محمدعلی اهل علم بوده و از خوانسار به اصفهان مهاجرت نموده است.پدر همسر وی حجت الاسلام سید محمد صادق واعظ برزانی از ذاکرین حضرت اباعبدالله الحسین( ع)متوفی ۱۳۵۰ش مدفون در تکیه صاحب روضات است.

تحصیلات

او دوره متوسطه را در دبیرستان صارمیه طی نمود. همزمان در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل علوم دینی نیز اشتغال داشت تا اینکه پس از مطالعه و مشورت تصمیم گرفت تمام وقت به کار تحصیل و تحقیق بپردازد. وی با جدیت و علاقه تمام به مطالعه، تحصیل و تدریس پرداخت. او پس از گذرانیدن دروس مقدّماتی و سطوح اولیّه، سطوح عالی را به طور عمده ازاساتید سرشناسی در اصفهان بهره برد. وی اضافه بر درس رسمی و معمول در اصفهان، علم هیأت و طب قدیم نیز خوانده بود. او در سال ١٣٤٨ش برای ادامه تحصیل به قم مهاجرت کرد.

اساتید

  • حاج آقا مرتضی ملا باشی
  • سیّد علی بهبهانی[۳]

اساتید وی در قم عبارتند از:

  • شیخ مرتضی حائری (در فقه)
  • شیخ عبداللّه جوادی آملی ( فلسفه)
  • محقق داماد
  • شیخ محمدعلی اراکی
  • سید محمدرضا گلپایگانی
  • سید کاظم شریعتمداری
  • شیخ حسین علی منتظری

مدتی که سید علی بهبهانی در اصفهان اقامت داشت، کافی از درس وی استفاده کرد و تقریرات قسمتی از مباحث او را نیز نوشته که معظم له آن را دیده بود. وی قبل از پیروزی انقلاب به درس فلسفه آیت الله جوادی آملی می رفت.

شاگردان

وی در تدریس سابقه طولانی داشت و مدرس خوبی به شمار می آمد. طلاب زیادی در اصفهان از محضر او کسب فیض می کردند. در حوزه علمیه قم به تدریس سطح اشتغال داشت و در برخی از مکاتب و دانشکده سپاه اصول عقاید می گفت که جزوه های درس او تکثیر می شد و در اختیار دانشجویان قرار می گرفت و در این اواخر در جامعة الزهراء نیز نهج البلاغه تدریس می نمود که حدود 30 نوار از او به یادگار مانده است و به نام « کرامت زن» آماده چاپ شده است. از جمله شاگردان او عبارتند از:

  • سید هادی رفیعی
  • خیراللهی

سیره اخلاقی

کافی از نظر اخلاقی و حفظ حدود الهی و انطباق کارهایش با دستورات الهی، نمونه بود. برخورد خوش همراه با چهره ای آرام و متبسم از ویژگیهای وی بود. در سلام کردن پیشی می گرفت. احترام به ذریه پیامبر( ص) از نکات بارز زندگی او و پدرش بود و در تربیت فرزندان سعی بلیغ داشت و مراقب اخلاق و رفتار آنها بود. با صبر و گاه با پاسخ ندادن یا پاسخی آرام، در برابر پرخاش دیگران، روبرو می شد و در گفتار بسیار متین و دقیق بود.

در گفتار بسیار دقیق بود و این سخن یکی از دوستان فاضل اوست که:

« بیش از بیست سال که با این مرد بزرگ کم و بیش بودم یاد ندارم غیبت، دروغ یا زخم زبان و کنایه و تعرضی نسبت به کسی از او شنیده باشم. چهره ای بشاش و اخلاقی خوش داشت و از وقاری خاص برخوردار بود. وقت خود را نیز بیهوده نمی گذراند».

سیره عبادی

وی به نماز اول وقت و شب زنده داری بسیار اهمیت می داد.. اهل تهجد و عبادت و همچنین توسل به اهل بیت(ع) بود، می گفت که خوب است هر روز با سلام و توجه به یکی از اهل بیت(ع) روح ما با آنان پیوند پیدا کند. بخصوص ایام فاطمیه را مقید بود و در منزل مراسم روضه برگزار می کرد.[۴]

جایگاه

جایگاه علمی

ادبیات او بسیار قوی بود. وی از قدیم روی نهج البلاغه کار می کرد و قسمتهایی از آن را از حفظ داشت و در بسیاری از موارد آن را در گفتارش به کار می برد. از آنجا که او دارای استعدادی قوی و بیانی نیکو بود، از همان اوائل کتابهایی را که می خواند، تدریس هم می کرد.[۵]

آثار و فعالیت ها

آثار

  • اصول عقاید: بحث « شناخت» ، « توحید» ، « عدل» ، «معاد»
  • تألیفات ناتمامی در « سیره پیامبر»
  • « حاشیه بر کفایه» تا واجب مشروطه
  • «تقریرات درس سید علی بهبهانی»
  • «ادب النبی»
  • « دیوان اشعار»
  • « رساله درباره احباط تکفیر»
  • «بداء»
  • «عصمت انبیاء»
  • «خداوند عادل» «شناخت امام»
  • «داستانهای قرآن»

غیر از تحقیقاتی که در پاره ای از مسائل فقهی و بخشی از اصول فقه دارد، « عدات کلینی» را نیز بررسی و تحقیق کرده و به رشته تحریر در آورده است. وی قریحه سرشاری در ادبیات و خط و نقاشی داشته و خط نستعلیق را زیبا می نوشته و مقداری نیز تذهیب و اسلیم کار کرده که نمونه هایی از آن موجود است. دفتری درباره تشریح اعضای بدن از دوران نوجوانی وی به جا مانده است. با رنگ آمیزی بسیار زیبا و شکلهایی دقیق از اندام ها به همراه توضیحات در کنار آن، که از ذوق وی حکایت دارد. اشعار سروده وی نیز در جزوه ای جمع آوری شده است.

از اشعار او قصیده ای به مناسبت ولادت امیرالمؤمنین علی( ع) است:

عجب، عجب که در امشب سروش سبحانیرسد ز عالم پنهان، به گوش انسانی
***
نمود جلوه، جمال جمیل عزوجلز کعبه چون بدرخشید، ماه پنهانی[۶]

فعالیت ها

وی پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه چند سالی را همراه پدر در بازار فعالیت می کرد. او در ایام تبلیغی محرم و رمضان مقید به تبلیغ بود و تا آخر عمر این امر را انجام می داد. سفر به جبهه های نبرد حق علیه باطل در روزهای جنگ ایران و عراق از دیگر فعالیت های تبلیغی وی بود. مسؤولیت های سیاسی اجتماعی این عالم بزرگوار، که مقلد امام و براستی در خط رهبری بود، قابل توجه است. در عین حالی که کار اصلیش را تحصیل و تدریس در حوزه می دانست، از مسؤولیت های اجتماعی و انقلابی هرگز غافل نبود و نسبت به کاری که احساس وظیفه می کرد به خوبی از عهده برمی آمدند. پس از پیروزی انقلاب در جایی که عمل یا سخنرانی را مؤثر و وظیفه خود می دانست، کوتاهی نمی کرد. تقید به سخنان امام خمینی را از وظایف خود می دانست و اعلامیه و نوارهای امام را پس از شنیدن به دوستان انتقال می داد. امامت جمعه فرخ شهر در سال1359ش، نمایندگی طلاب و فضلای اصفهانی در قم، تدریس های تابستانی در سپاه و نیز کلاسهای آموزش ضمن خدمت، همچنین فعالیتهای قضائی در دادگاه عالی انقلاب اسلامی، مسافرت به جبهه های حق علیه باطل که آخرین آنها دو ماه قبل از فوتش بود، از اموری هستند که بیانگر تعهد و احساس مسئولیت وی نسبت به مسائل اجتماعی است.[۷]

وفات

او در شب جمعه ۲۹ اسفند ١٣٦٤ش / ٩ رجب ١٤٠٦ق بر اثر سانحه رانندگی وفات یافت و در تکیه لسان الارض در تخت فولاد واقع در تکیه شهداء فعلی مدفون شد. در وفات وی شعرای اصفهان از جمله حسامی و نحوی اشعاری سروده اند که از آن جمله حجت الاسلام نحوی پس از اشعار مرثیه، ماده تاریخ وفات وی را چنین سروده است:[۸]

اَرخَهُ النحوی یا بُشری لکم قد اُلحِقَ الکافی بِنادی الشُهدا


پانویس

  1. کافی، یاد نیکان( زندگینامه آقا طه کافی)، مخطوط، صص 17-16و 19-20.
  2. یادنامه یکمین سال ارتحال آقا طه کافی ، ص1.
  3. کافی ، ولایتنامه ، ص 19؛ کافی ، یادنیکان( زندگینامه آقا طه کافی)، مخطوط، صص 63-62 و 68-69.
  4. مهدوی، اعلام اصفهان، ج3، ص548.
  5. یادنامه یکمین سالگرد آقا طه کافی ، صص 2-1.
  6. کافی،ولایتنامه ، ص18؛ کافی، یادنیکان ، ص93.
  7. قاسمی، وفیات علمای معاصر اصفهان، خطی.
  8. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج3، صص497-499.

منابع

  • مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶.
  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج3، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1392.