این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

سید محمدباقر خوانساری

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
(تغییرمسیر از صاحب روضات)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سید محمدباقر خوانساری

سید محمدباقر خوانساری (۱۲۲۶ق-۱۳۱۳ق)، معروف به صاحب روضات نویسنده کتاب روضات الجنات در شرح حال بزرگان شیعه ، فقیه اصولی، محدث، مورخ، ادیب و علّامه رجالی نامدار اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری بود.[۱]

زندگی نامه

ولادت

سید محمدباقر خوانساری در سال ۱۲۲۶ق در خوانسارمتولد شد.

خاندان

از رؤساى علماى اصفهان آيت اللّه ميرزا سيد محمدباقر فرزند ميرزا زيـن العابـدين فرزند سيد ابوالقاسم فرزند سيد حسين فرزند مير كبير و از اجله ى علمـا و فضـلاى قرن سيزدهم است، وى در 22 صفرالمظفر 1226 قمرى در خوانسار ديده بـه جهـان گشود.

خاندان سید محمدباقر، به روضاتی یا روضاتیان شهرت دارند.[۲] این خاندان نسبشان به امام کاظم(ع) می‌رسد[۳]، چنانکه سید محمدباقر خوانساری خود را موسوی خوانساری معرفی کرده است.[۴] جد اعلای این خاندان به هنگام سقوط اصفهان توسط افغانان، در حدود ۱۱۳۵ق از اصفهان به خوانسار کوچ کرد و فرزندان وی که تا مدتی در خوانسار می‌زیستند، به خوانساری شهرت یافتند. زین‌العابدین خوانساری (درگذشته ۱۲۵۷ق)، پدر محمدباقر به اصفهان بازگشت و در محله چهارسوی شیرازی‌ها سکونت گزید و از همین روی نوادگان وی به چهارسوقی یا چهارسویی شهرت یافتند.[۵]

فرزندان

سید محمدباقر خوانساری، هشت فرزند پسر داشت یکی از آنها در کودکی درگذشت و هفت تن دیگر به تحصیل علم حوزوی پرداختند.[۶]

محمدمسیح (درگذشته ۱۳۲۵) و احمد (درگذشته ۱۳۴۱) مشهورترین فرزندان او در دانش بودند.[۷]

اساتید

سید محمدباقر خوانساری تحصیلات ابتدائی را در زادگاه خویش و از جدّش سید ابوالقاسم جعفر (درگذشته ۱۲۴۰ق) فرا گرفت.[۸] او پس از وفات جدش، همراه با پدر و برادرانش به اصفهان کوچ کرد[۹] و نزد علمای زیر شاگردی کرد:

خوانساری در ۱۲۵۳ق برای زیارت عتبات عالیات به عراق سفر کرد و در کربلا، از محضر سید ابراهیم موسوی قزوینی، صاحب ضوابط الاصول، استفاده کرد. پس از مراجعت وی به اصفهان میان او و این استادش نامه‌نگاری برقرار بود. محمدحسن نجفی صاحب جواهر الکلام را دیگر استاد خوانساری گفته‌اند.[۱۱]

خوانساری از پدر و استادانش[۱۲] ‏و نیز از محمد بن علی كاشف‌الغطاء و محمدقاسم بن محمد الوندی نجفی اجازه روایت و اجتهاد دریافت کرد. همچنین ریاست علمی و مذهبی در اصفهان به او منتهی می‌شد و حوزه درسش محل حضور اهل علم بود.[۱۳]

شاگردان

نام برخی از شاگردان حوزه ی صاحب روضات و یا روایت کنندگان از ایشان عبارت است از:


  • سید محمدکاظم یزدی
  • محمدهادی تهرانی
  • سید محمدهاشم خوانساری را از شاگردان وی شمرده‌اند.[۱۴]
  • شیخ فتح الله(شیخ الشریعه) اصفهانی
  • میرزا محمد همدانی
  • شیخ خلیل مازندرانی

*آخوند ملا محمد حسین فشارکی

  • سید ابوتراب خوانساری
  • شیخ هادی طهرانی
  • میرزا محمد حسن عراقی
  • میرزا محمد جعفر سدهی
  • میرزا بدیع درب امامی
  • میرزا اسدالله یزدی
  • میرزا علی اصغر محله نوی
  • سید محمد اسماعیل حسینی قائینی
  • آخوند ملا محمد بیدهندی
  • سید محمد اسماعیل نائینی
  • حاجی معتمدالدوله فرهاد میرزا

سیره ی اخلاقی

وى علاوه بر مقامات علمى، داراى زهد و تقوا و پرهيزكارى و اعراض از دنيـا واخلاص فوق العاده در عمل و صفات پسنديده و سجايا و ملكات فاضله انسانى بوده و به جميع جهات آراسته بوده و همان هم سبب محبوبيت اجتماعى او بوده است.

او در مسجدی که در خیابان محله چهارسو به نام وی معروف است، امامت می کرد و در قدس و تقوا و دیانت ، مسلم اهل زمان بود. دانشمندی خداترس، اهل عبادت و تهجد و برکنار از ریاستهای دنیوی بود.[۱۵] با اینکه جمع ثروت و مال و ملک بویژه از طریق واگذاری املاک خالصه که در آن روزگار متداول شده بود، برای وی سهل و آسان فراهم می شد، برخلاف پاره ای از اهل علم همزمان خود، حرص و طمعی از خود بروز نداد، بلکه نهایت قناعت و استغنای طبع از وی مشاهده شد.[۱۶]

در مقام عرفانى او نقل مى كنند وقتى ظلّ السلطان مى خواسـته اسـت مـالى را بـه ايشان واگذار كند در رد آن به ظلّ السلطان مى گويـد قريـه ى توكّـل آبـاد مـن بـراى مخارج زندگى من و خانواده ام كافى است. ظلّ السلطان ابتدا تصور مى كند كه واقعاً توكّل آباد يكى از روستاهاى آباد اطـراف اصفهان است اما وقتى تحقيق كرد و دانست مقصود ميرزا محمـدباقر چهارسـوقى از توكّل آباد همان توكّل به خداوند است بسيار تعجب كرد. [۱۷]

از آن جا که واقعاً مردی متورع و متزهد و دیندار و پرهیزکار بود و در نوشته های شرعی بی اندازه احتیاط داشت و بدون یقین و تحقیق مشخص قلم روی کاغذ نمی گذاشت. در جریان تکفیر حاج میرزا هادی دولت آبادی اصفهانی که برخی از علما و مراجع روحانی اصفهان به تحریک و اغفال دیگران، با ظل السلطان و گروهی از اتباع دیوانی بر ضد حاج میرزا هادی و پسرانش، همدست و همداستان بودند و حکم کفرو قتل ایشان را مسجل کردند، فقط صاحب روضات بود که تحت تأثیر غوغا واقع نشد و وعد و وعید و تطمیع و تهدیدهای پی در پی ظل السلطان و سایر مراجع روحانی و غیر روحانی در وی اثر نکرد و راضی نگردید بدون یقین و تحقیق شخصی چیزی بنویسد. از این رو در سجل احکام که از جماعت مزبور صادر شده بود چیزی نوشت که جان و مال حاج میرزا هادی دولت آبادی و اولادش و سایر خانواده و اتباع ایشان را از قتل و غارت نجات داد و غائله بدان بزرگی منتهی به این شد که حاج میرزا هادی در سال 1307ق از اصفهان به طهران رفت. صاحب روضات در جواب سؤال کتبی از کفر و ایمان حاج میرزا هادی، رباعی منسوب به شیخ الرئیس ابوعلی سینا را نوشت:

کفر چو منی گزاف و آسان نبودمحکم تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آنهم کافرپس در همه دهر یک مسلمان نبود[۱۸]

جایگاه علمی

صاحب روضات در فقه، اصول، حدیث، تفسیر، کلام، تاریخ، رجال، تراجم و ادبیات عربی و فارسی از محققان نامدار عصر خود بود. او از بزرگان فقها و محدثان امامیه و از نوادر شخصیت های علمی در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری است که شهرت جهانی دارد و این شهرت در پرتو کتاب جامع و گرانقدر « روضات الجنات» بدست آمد. او در عهد خود مرجعیت قضا و فتوا داشت و محدثی ماهر و رجالی خبیری بود که در احاطه کامل به احوال روّات و اعلام عامه و خاصه، کمتر نظیر داشت. همچنین در ادبیات و احاطه بر لغات عرب تسلطی تمام داشت، چنانکه از استعمال لغات غیر مأنوس در نثرش معلوم می شود. در فصاحت و بلاغت و انشای عبارات مسجع و مقفی، ممتاز و یگانه زمان خود محسوب می شد و نه تنها در تألیف بلکه در جواب استفتاء هم با سجع و قافیه عبارات خود را آراسته است.

او با اینکه چند دهه وقت گرانبهای خود را صرف گردآوری منابع و مطالعه و تحقیق در تألیف کتاب گرانقدر « روضات الجنات » نمود، اما در عرصه سایر علوم و معارف اسلامی نیز دوشادوش فقیهان و عالمان بزرگ عصر خود در جوامع علمی پیش رفته و یکی از مجتهدان نامی و صاحب فتوا و دارای رساله عملیه برای شیعیان گردید. وی و بویژه برادرش علامه میر محمد هاشم چهارسویی در اوایل قرن چهاردهم هجری بر سایر علمای اصفهان شیخوخت و ریاست داشتند، به گونه ای که گاهی اوقات، احکام فقهای دیگر با تنفیذ ایشان قابل اجرا بود.[۱۹][۲۰]

در فقه و اصول و حديث و تفسير و علـم كـلام و تـاريخ و رجـال و تـراجم ازمحققين علما به شمار مى رود و در ادبيات و احاطه بر لغات عرب فوق العاده مسـلط بود.

او اديب ، زاهد ،مورخ و عالم علم رجال، مجتهد برجسته ى قرن سيزدهم اسـت كـه از شعر نيز بهره ها برده و داراى تأليفات و تصـنيفات متعـددى اسـت . در نگـارش وانشاى مطالب بقدرى توانا بود كـه جـواب اسـتفتاء و احكـام را اديبانـه و منشـيانه مى نوشت چنانكه هنگامى كه حكم تكفير حـاج سـيد حسـن واعـظ كاشـانى را در نزدش برده بودند نوشته بود:

«اين سيد كاشى مشغول به دين تراشى يا در مـتن كفـر است يا در حواشى».[۲۱]

صاحب روضات که در رشته ها مختلف علوم اسلامی صاحب نظر و دارای آثار اجتهادی و علوم تحقیقی بود، پیوسته حوزه درسی پررونق و وسیعی داشت.او از مدرسات طراز اول فقه و اصول و حدیث و رجال به شما رمی رفتو صدها تن از فضلای حوزه از خرمن دانش او بهره مند شدند وبسیاری از دانشمندان نزد او تربیت شده و به مقامات والای علمی نایل گشته اند.برخی از بزرگان نیز به دریافت اجازات اجتهادی یا روایی از محضر او مفتخر گشته اند. بزرگترین سند اجتهاد و تحدیث ایشان، اجازات آن استاد عالی مقام بود ، چون صاحب روضات علاوه بر همه شئون علمی و فقاهتی از حسن خط و سلیقه انشاء و قدرت ادبی کامل بهره مند بود،غالب اجازات او نمونه بارز هنرنمایی وی در انشاء و ابداع خطب و مقالات عربی ادبی است و بیشتر عباراتش به صنایع بدیع از قبیل سجع و جناس و ترصیع و موازنه و مماتله آراسته است.[۲۲]

آثار و فعالیت ها

صاحب روضات مانند غالب آباء و اجدادش از حسن خط و سرعت قلم بهره مند بود و خطوط وی در نهایت استحکام و متانت اسلوب است. در واقع از امتیازات وی نسبت به اقران و امثالش از علما و پیشوایان روحانی، تسلط و تبحر کامل او در فنون ادبی، شعب تاریخ رجال و انساب و ملل و نحل، حسن خط و ربط املاء و انشاء فارسی و عربی بود. به علاوه خود دارای ذوق عالی ادبی بود و خطب و اشعار غرّای عربی انشاء می کرد و به فارسی نیز شعر می گفت.[۲۳]

تصویر صفحه ای از روضات الجنات
تصویر صفحه اول قره العین
  • روضات الجنات فی احوال العلما و السادات: مهمترین اثر خوانساری است و به سبب تألیف آن، به صاحب روضات ملقب شد. به نوشته اعتماد السلطنه، در نامه دانشوران ناصری هر جا عنوان میر معاصر آمده، مقصود صاحب روضات است.
  • قرة العين و سرور النشأتين
  • درر النظيم فی رسم التحية و التسليم.
  • احسن العطیه: شرحی است بر الفیه شهید اول در فقه که برخی تحقیقات اصولی را هم دربردارد.این کتاب در سال ۱۳۲۰ق در اصفهان چاپ سنگی شد.
  • تسلیة الاحزان عند فقد الاحبة و الاخوان: به زبان فارسی در موضوع تسلی خاطر مصیبت‌زدگان تألیف شده است. و در ۱۳۳۰ق چاپ سنگی شده است.
  • تلویح النوریات من الکلام: رساله‌ای در بیان ضرورت دین و مذهب است.
  • طرف (طوف) الاخبار لتحفة (لتحف) الاخیار
  • ارجوزه‌ای در اصول فقه
  • حاشیه بر شرح لمعه شهید ثانی
  • حاشیه بر قوانین الاصول میرزای قمی؛
  • تلخيص مجموعه ورّام.
  • جواهر الاثار و جوائز الأبرار.
  • ادب اللسان.
  • ترجمه رساله الصوم صاحب جواهر.
  • اقسام البلايا النازله فی هذه الدنيا علی الشقی و السعيد.
  • فضل الجماعه.
  • شرح حديث حماد.
  • دستور العمل للمكلفين.
  • النهریه.
  • امر به معروف و نهی از منكر
  • « اربعین» در چهل مجلس مصیبت اهل بیت[۲۴]
  • «تعلیقات و حواشی مفصل بر ریاض المسائل»[۲۵]
  • «تعلیقات و حواشی مصابیح الانوار فی حل مشکلات الاخبار»[۲۶]
  • « حجیة الاجماع یا رسالة الاجماع »[۲۷]
  • «رساله در خمس استدلالی»
  • « رسالة مختصره در جمیع ابواب فقه»[۲۸]
  • « شرح قواعد علامه حلی»[۲۹]
  • « علما الاسرة»
  • « مکاتیب و ارقام»[۳۰]

خوانساری، قصیده‌هایی به عربی و فارسی در موضوعات مختلف، به‌ویژه در مدح و مرثیه اهل‌بیت(ع) سروده است. نمونه‌ای از این نثر، علاوه بر خطبه بی‌نقطه او نامه‌هایی است که به برخی از بزرگان و دانشمندان معاصر خویش نگاشته است.[۳۱]

اين ابيات از اوست:

علی سر دفتر ارباب بينش علی مهر سپهر آفرينش
فلك بگرفته آواز كمالش جهان برگشته از صيت جلالش
هلال آسمان نعل سمندششكار لا مكان صيد كمندش[۳۲]

وفات

آرامگاه خاندان روضاتی در تخت فولاد اصفهان

وى در سال ۱۳۱۳ هشتم جمادى الاولى بـر اثـر بيمـارى ذات الريه در اصفهان بدرود حيات گفت.ميرزا محمدهاشم برادرش بر آن مرحوم نماز خوانـد و در جـوار قبــر آقــا حســين جيلانــى در تكيــه اى كــه اينــك بــه نــام خــود او بــه صاحب روضات(چهارسوقى) معروف است دفن گرديد و در سال ۱۳۱۶ قمرى ميرزا سليمان خان ركن الملك بقعه و تكيه اى رفيع بر آرامگاه ايشان بنا كرد.

بزرگان و فضلاى عصر در مرگ او مرثيه و ماده تاريخ هايى سروده اند كـه ميـرزايحيى مدرس، ميرزا حسن همدانى، وحيد دستگردى از آن جمله اند.

از اشعار او در مثنوى قرةالعين است: در علايم ظهور

بگيــرد جاهليــت هــاى اُخــرى جهان را همچو بـدعت هـاى اولـى
***
كند مـرد اكتفـا بـر مـرد و زن نيـز به زن و اين چرخ دون گردد بلاريز[۳۳]

پانویس

  1. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج 2، ص 36.
  2. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، قسم، ۱۴۰۴ق، ص۵۹۱؛ جعفریان، اسنادی از خاندان روضاتیان، ۱۳۸۲ش، مقدمه، ص۱۵.
  3. روضاتی، زندگانی حضرت آیت‌ الله چهارسوقی حاوی، ۱۳۳۲ش، ص۶۳
  4. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۲.
  5. حبیب‌آبادی، مکارم الاثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۷۹۸-۷۹۹؛ جعفریان، اسنادی از خاندان روضاتیان،۱۳۸۲ش، ص۱۶-۱۷(مقدمه).
  6. موسوی خوانساری، مقدمه، ص۲۴۴-۲۹۱؛ حبیب‌آبادی، مکارم الاثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۸۲۰؛ اسنادی از خاندان روضاتیان، مقدمه جعفریان، ۱۳۸۲ش، ص۱۸(مقدمه)؛ روضاتی، صاحب روضات الجنات، ۱۳۷۱ش، ص۶۲-۶۳.
  7. درباره شرح حال آنان، حبیب‌آبادی، مکارم الاثار، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۱۷۰۴-۱۷۰۶؛ روضاتی، زندگانی حضرت آیت‌ الله چهارسوقی حاوی، ۱۳۳۲ش، ص۷۹-۸۱.
  8. حبیب‌آبادی، مکارم الاثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ۸۰۳.
  9. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۱۰۶.
  10. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج 2، ص 37.
  11. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۴(مقدمه).
  12. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۱۰۶-۱۰۸؛ گزی برخواری، تذکرة القبور، ص۵۶؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۳، ص۳۶۶
  13. حبیب آبای، مکارم الاثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۸۰۲-۸۰۴
  14. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۳، ص۳۶۶؛ حبیب‌آبادی، مکارم الاثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۸۰۴-۸۰۶؛ مهدوی، تذکرة القبور، ۱۳۴۸ش، ص۱۷۶.
  15. روضاتی ، مناهج المعارف ، ص233.
  16. همایی، 1381،ص 399 ؛ همایی،1390، ص484.
  17. لطفی، تذکره شعرای تخت فولاد اصفهان، ص626
  18. همایی، 1390،ص 484-485.
  19. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج 2، ص 38.
  20. روضاتی، مقدمه مناهج المعارف ، ص238.
  21. لطفی، تذکره شعرای تخت فولاد اصفهان، ص626
  22. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج 2، ص 45.
  23. همایی، 1390 ،ص478،481،483؛ روضاتی ،مناهج المعارف ، ص243.
  24. معلم حبیب آبادی،1351، ج 3، ص801.
  25. روضاتی ، مقدمه مناهج المعارف ، ص241.
  26. روضاتی، 1371، ص106.
  27. تهرانی، 1403،ج6 ، ص1456.
  28. روضاتی ، مناهج المعارف ، ص241؛ روضاتی،1337، ص36.
  29. معلم حبیب آبادی،1351، ج2 ، ص309.
  30. خوانساری اصفهانی، 1411، ج2 ، ص107.
  31. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۱۱۰؛ حبیب‌آبادی، مکارم الاثار، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۸۰۲.
  32. مهدوی،اعلام اصفهان، ج۲،ص۱۰۰.
  33. لطفی، تذکره شعرای تخت فولاد اصفهان، ص۶۲۶.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی التصانیف الشیعة، چاپ علی‌نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة، الکرام البررة، مشهد، قسم ۱-۲، ۱۴۰۴ق.
  • جعفریان، رسول، اسنادی از خاندان روضاتیان، قم، انصاریان، ۱۳۸۲ش.
  • اعتماد السلطنة، محمدحسن بن علی، المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ افشار، ج۱، تهران، اساطیر، ۱۳۶۳ش.
  • انصاری، محمد بن حسن بن جابری، علمای اصفهان، با حواشی معلم حبیب‌آبادی، چاپ ناصر باقری بیدهندی، در میراث ملل اسلامی ایران، دفتر ۲، به کوشش رسول جعفریان، قم کتابخانۀ مرعشی نجفی، ۱۳۷۴ش.
  • حبیب‌آبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، ج۳، ۱۳۵۱ش، ج۶، ۱۳۶۴ش، ج۷، ۱۳۷۴ش.
  • خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات فی احوال العلما و السادات، قم، چاپ اسدالله اسماعیلیان، ۱۳۹۰-۱۳۹۲ق.
  • کحّاله، عمررضا، معجم المؤلفین، دمشق، ۱۹۵۷-۱۹۶۱م، چاپ افست، بیروت، بی‌تا.
  • گزی برخواری، عبدالکریم بن مهدی، تذکرة القبور، قم، چاپ ناصر باقری بیدهندی، ۱۳۷۱ش.
  • مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، تهران، ۱۳۶۹ش.
  • مشار، خان‌بابا، فهرست کتاب‌های چاپی فارسی، تهران، ۱۳۵۰-۱۳۵۵ش.
  • لطفی (حامد اصفهانی)،عليرضا ،تذكره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان،۱۳۹۰.
  • مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶.
  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج2، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1389.