این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

عبدالرحیم افسر

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
عبدالرحیم افسر

ميرزا عبدالرحيم افسر( متوفی 1318ق)، خوشنويس و شاعر متخلص به « افسر»، فرزند اديـب شـاعر ميـرزا محمـدعلى متخلّص به مسكين (شاعر مشهور ) در اصفهان بود. وی برادر میرزا شکرالله «منعم» ( 1286ق-1360ق) است.

زندگی‌نامه

تحصیلات

او در نزد پدر خود و نیز در  انجمن­های مرسوم زمان مانند« انجمن ابوالفقرا » و « انجمن عنقا »[۱] فنون ادب و شعر را آموخت و خط را نيز از استاد مسلّم نستعليق ، آقا محمدباقر سمسوری فرا گرفت.

اساتید

استادان وی در خط عبارتند از:

1. آقا محمد باقر سمسوری

2. میرعلی­ هروی

3.میرعماد

4.محمدصالح

چنانکه از آثار به جای ماندۀ او پیداست، استادی این خط را در کتابت خفی نزدیک به غبار و کتیبه نویسی کسب کرده است و خطش بر شعرش برتری دارد.

شاگردان

او شاگردانی مانند فرزندش میرزا فتح الله جلالـی، میرزا ابـوالقاسـم طـرب شیـرازی و میـرزا عبدالوهاب (اول) را به استادی خط رسانید.[۲] حتی برخی، اکثر خـوشنویسـان نستعـلیـق اصفهـان در قــرن سیزدهم را، بی واسطه و با واسطه شاگرد او می­‌دانند[۳] و نصج و تکوین خط شکسته نستعلیق را نیز مرهون او  می­‌شمارند و تا آن جا مقام او را برمی‌­کشند که به وی لقـب «میرعمـاد ثانی» یا «میـرثانی» داده­ اند؛ اما حقّاً تأثیر او بر شاگردانش فراتـر از خـط می‌­رفـت تا آن جـا که افسـر را چـون مرادی تکریم و تعظیم می­ کردند.

جایگاه

جایگاه علمی

استاد همايى او را يگانه استاد معـروف نسـتعليق وتالى ميرعماد مى‌داند كه او را مير ثانى مى‌گفتند. مؤلف حديقةالشعرا نيز او را چنين معرفى مى‌كند:

«اسمش عبدالرحيم خلف الصدق ميرزا محمدعلى مسـكين اسـت. خـودش در احوال و اخلاق آن پدر را پسر است و در خط نسخ و تعليق استاد پرهيـز. سـوادش نيز خوب است اقسام شعر را هم خوب مى‌گويد و مى‌گويند در علم طبابت هم ربـط كلّى دارد اما معالجه نمى‌كند»[۴]

شعر افسر در سبک بازگشت و مانند خطش به شیوۀ سرایندگان اصفهانی ­دورۀ قاجار است. او همچنین از اعضای فعال و صدر نشینان انجمن ابوالفقـرا مـلا محمد باقـر بن محمـد تقی گـزی ( متوفی1286ق) بود كه با حضور معاریفی مانند عمان و دهقان سامانـی، عنقـا و پرتـو تشکیـل می‌­شـد. جناب می‌­نویسد:

« وی حالت گوشه نشینی داشت. خانواده او از سلف و خلف در مراتب شعر و شاعری استاد بوده و هستند».[۵]

آثار

نمونه خط ميرزا عبدالرحيم افسر

یادگارهای به جای مانده از او در خط عبارتند از:

  • عنوانهای شماره­ های اول روزنامۀ فرهنگ
    عکس فوق نمونه اى از خط زيباى او در كتيبه ى سردر آب انبار مسجد مصلى می باشد.
  • خط زيبا و بی بدیل او در كتيبه‌ى سردر آب‌انبار مسجد مصلی[۶] در تخت فولاد
  • اشعار و ماده تاریخ ورودی بقعۀ شاه رضا در قمشه (شهرضا)
  • تعداد زیـادی سیاه مشق و چلیپا در مجموعه­ های شخصی است کـه از تسـلط بی ­مانند او در خـط نستعلیـق و همردیفی در کنار بزرگـانی چون کلهر و حجاب شیرازی حکایت دارد. او قطعات خط خود را برای تمایز و تشخّص، اغلب با « هوالرحیم » آغاز نموده است.

از اشعار به جای مانده از او نیز یکی، قصیدۀ نسبتاً فاخری است که به همراه قصیده ­ای از پدرش، به یادبود اهدای نشان افتخار مملکت روم سروده بود. این دو متن در نسخۀ خطی کائتانی، در کتابخـانۀ آکادمی ملـی لینچـه­ای در روم نگهـداری می‌­شود و هر دو به خط افسر است. نشان را پاپ پیئوس، در حدود سال 1281ق به امام جمعه وقت میر سید محمد امام جمعـه (متوفی1291ق) اهـدا کـرد و دلیـل آن سپاس­گـزاری از الطاف امـام جمعـه در حـق مسیحیان جلفای اصفهان بود که در آن زمان مظلوم و مرعوب واقع شده بودند. مطلع چکامه افسر چنین است:

آمد از پـاپ معظم به دو صد حشمت و فرهدیه در انجمنِ زاده سلطان بشر

از معدود سروده‌ هاى به جاى مانده افسر پيداست كه غزلش بسيار لطيف و از لحـاظ سياق سخنورى و تصوير، تحت تأثير غزل قرن هفتم و هشتم است. [۷]

ابیات زیر از اشعار اوست:

دو نرگست كه به خوبى چنـين دل‌آويزنـد چــرا ز چشــم بــد مردمــان نپرهيزنــد؟
بيار باده كـه طشـت سـپهر و نـرگس تـو دو كاسه‌انـد كـه از خـون خلـق لبريزنـد
****
مرا بكشـتى و بـازت بـود هـواى سـتيز مگر به رغـم تـو بـا كشـته نيـز بسـتيزند
كسان كه گنج قناعت گزيـده چـون افسـر فشانده دست به گنج و بـه تـاج پرويزنـد


وفات

وی عاقبت در منزل مسکونی خود، در محله باغ همایون، حدود امام زاده اسماعیل، درگذشت و در تکیه مادرشاهزاده در قسمت جنوبی قبر حاج میرزا صادق تخت فولادی بدون سنگی در خور، در کنار پدر و فرزندش دفن­ گردید. بر خلاف عموم تاریخ های گفته شده برای فوت او ( 1315ق)، مرقعی از او تاریخ 1318ق را ثبت کرده است.[۸]

اسـتاد همايى او را استاد خط پدر خويش، مرحوم طرب اصفهانى معرفى مى‌كند كـه حـدود صد سال عمر كرده و در روز شنبه 27 صفر سال 1303 قمرى درگذشته است. [۹] بنابراين ولادت او را بايد حدود سال‌هاى 1203 قمرى دانست. اما مرحوم همـايى در كتاب ديگر خود تاريخ اصفهان، مجله هنر و هنرمنـدان، وفـاتش را 1305 نوشـته است و استنادش به خطوط كتيبه‌ى حجارى شده سردرب شبسـتان مسـجد مصـلى تخت فولاد است كه اشعارى از مانى مورخ 1305 قمرى بر آن حک شده است. [۱۰]


پانویس

  1. همایی، برگزیده دیوان سه شاعر، ص31.
  2. همایی، تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص107.
  3. جناب، رجال و مشاهیر اصفهان، ص118.
  4. ديوان بيگى، حديقةالشعرا، ج1، صص140-141.
  5. جناب، رجال و مشاهیر اصفهان، ص118.
  6. همایی، تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص107.
  7. مسجدى، مقاله افسر، دانشنامه تخت‌فولاد اصفهان، ج1 ، ص200.
  8. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج1، صص199-200.
  9. همايى، مقدمه‌ى ديوان طرب، صص85 ـ 86.
  10. همایی، تاريخ اصفهان( مجلد هنر و هنرمندان)، صص107 ـ 106.

منابع

  • لطفی، علیرضا (حامد اصفهانی)، تذكره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، 1390.
  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج1، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1389.