این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

عباس خان شیدای دهکردی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

میرزا عباس خان دهکردی(1299ق-1369ق) متخلّص به «شیدا» فرزند اسحاق، ادیب، شاعر، نویسنده و محقّق، از شعراء و دانشمندان عالی قدر قرن چهاردهم هجری است.

A-Khansheyda.jpg

زندگی‌نامه

ولادت

عباس خان شیدا در 14 ذى الحجه 1299ش در شهر کرد متولد شد.

خاندان

پدرش میرزا اسحاق دهکردی از کدخدایان چهارمحال و در زمان حکومت خوانین بختیارى در چهارمحال، سمت منشى گرى و نایب الحکومتى در دورة ناصری و مظفری را عهده دار بود.[۱]

میرزا محمد خان پیمان استاد زبان انگلیسی که سی سال به فرهنگ اصفهان خدمت کرد و دبیر دبیرستانهای اصفهان بود، برادر کوچک شیدا بود که در فضل و ادب و احاطه به زبان و لغت و گرامر انگلیسی نظیر نداشت. وی در سال 1323 بدرود حیات گفت .[۲]

تحصیلات

شیدا تحصیلات مقدماتی خود را در شهرکرد نزد پدر آموخت و با آشنایی با امور اداری و محاسباتی در کنار پدر، در دستگاه «مرتضی قلی خان صمصام-السلطنه بختیاری »، به خدمت مشغول شد.[۳] اما با بروز اختلاف میان خوانین بختیاری، میرزا اسحاق خانواده خود را به اصفهان نقل مکان داد. میرزا عباس در اصفهان در مدرسه صدر در ادبیات و ریاضی و حکمت و علوم دینی تبحر یافت. استاد شیدا در اصفهان خدمت جمعی از بزرگان علم و ادب در فقه و اصول، صرف و نحو، منطق و فلسفه، معانی و بیان را فرا گرفت.

اساتید

وی در تحصیل علوم دینی و خوشنویسی دارای اساتیدی بود از جمله:

اساتید علوم دینی

برخى از اساتید او در زمینه علوم دینی عبارتند از:

  1. آخوند کاشی،
  2. آقا شیخ مرتضی ریزی،
  3. میرزا حسین همدانی [۴]
  4. جهانگیرخان قشقائی [۵]
  5. شیخ محمد جناب[۶]
  6. سید ابوالقاسم دهکردی؛
  7. میرزا بدیع درب امامی؛
  8. سید محمد علی داعی الاسلام(علوم ریاضی)
  9. شیخ اسدالله قمشه ایی . [۷]

اساتید خط

وی همزمان با تحصیل به تمرین خوشنویسی و آموختن خط نیز پرداخت واساتیدی داشت ازجمله:

  1. میرزا فتح الله خان جلالی [۸]
  2. عبدالرحیم افسر.
  3. ميرزا ابوالقاسم طرب

شاگردان

شيدا آخرين يادگار عهد خوشنويسی نستعليق سنتی در اصفهان بود و جمعی از جوانان اصفهان نزد او مشق كرده و رموز اين فن را از وی آموختند. از جمله:

عبدالمجيد اوحدی متخلص به « يكتا»

فرزندان

شيدا دارای سه ددختر و پنج پسر بود به نامهای:

ميرزا محمود

میرزا مسعود،

ميرزا حبيب الله،

ابوالحسن

ابوالقاسم .

سیره اخلاقی

شیدا که در نظم و نثر از اساتید درجة اول اصفهان و بلکه ایران به شمار مى رفت. شاعرى آزاده و داراى استغناى طبع و همتى بلند بود. او یکى از مظاهر صداقت و دوستى، علم و دانش، فضیلت و تقوا و علم و عمل بود. همه دوستان به او ارادت می ورزيدند و او با آنها با كمال صميميت و صفا رفتار می كرد .[۹]

استاد جعفر نوا در مقاله ای با عنوان « شيدا استاد علم و ادب» می نويسد:

« شيدا دانشمندی وارسته از علايق بود، و زينت و جلای حياتش با صفای تقوا و نور ايمان تأمين می شد، نه با زرق و برق تجملات دنيوی. شيدا كسی نبود كه برای مقام يا كسب شهرت دو روزه، خود را در اختيار هوی و هوس بگذارد و با ريا و تدليس مردم را بفريبد. شيدا تا آخرين لحظات حيات، در شاهراه دانش و هنر، به سوی عزت و مقام عالی هميشگی پيش می رفت. راست میگفت و سعادت ابدی را در راستی و نشر حقايق به دست آورد. همين خصلت عالی، آن مرحوم را پيوسته از غوغای دنيا پرستان دور و به خدای يگانه نزديک كرد. شيدا بارها برای اشتغال به كارهای حساس دولتی دعوت شد ولی مناعت و بزرگواری فطری او را از پذيرفتن مشاغل پيشنهاد شده، معذور می داشت.[۱۰]»

جایگاه

جایگاه علمی

شيدا تنها استاد شعر نبود كه فقط نسبت شاعری به او داده شود؛ بلكه عالم جامعی بود كه در رشته های علوم متداول: ادبيات فارسی، عربی، معقول و منقول، حكمت، فلسفه و رياضی دستی توانا داشت و تخصص در فن شريف سخن سرايی، يكی از صفات برجسته او محسوب می شود. او شعر میگفت و میدانست چه می گويد. زبان شيدا گوينده سخنانی بود كه هم از جهت لفظ و هم از لحاظ معنی مورد توجه نكته سنجان قرار می گرفت . بيشتر اوقاتش به بحث در اطراف مسایل علمی و تدريس طلاب در مدارس قديمه صرف می شد. شيدا كسی بود كه زندگی را با شرافت آغاز كرد و با سعادت به پايان رسانيد و مشمول جمله «عاش سعيدا و مات سعيدا» گرديد.[۱۱]

مجله دانشکده اصفهان، مجله ای بود مشحون از شعر و نثر از آثار انجمن ادبی، که آقای شیدا مدیر آن انجمن بود. شیدا در سه خط استاد بود؛ در نثر مسجع و مقفی نیروی توانایی داشت و در ادبیات زبان عربی و فارسی سرآمد اقران بود. وی آثار گویندگان و انجمن ادبی را نشر می داد.[۱۲]

آثار و فعالیت ها

آثار

شیدا کتاب «محرم نامه» که مجموعه ای از شعرهای شاعران اصفهان است را در سال 1342ق فراهم آورد که چاپ سنگی شد.

«دیوان شیدا» در سال ۱۳۷۹ش به کوشش مرید محمّدی در شهرکرد به چاپ رسید.

اشعار او

سرمست چون به بزم درآیی قدح به دستآهسته رو که شیشه عمرم به دست توست
عارف ز خانه سوی خرابات شد چو دید پیمانه سرخوش از تو و میخانه مست توست[۱۳]

[۱۴]

اين غزل او در مسابقه اى ادبى مجله ى ارمغان در سـال ۱۳۱۱ بـين آثـار ديگـر شاعران رتبه ى اول را به خود اختصاص داد:

مــذمومتر صــفاتى در عرصــگاه امكــاندر چشـم اهـل بيـنش در بارگـاه يـزدان
از ناطقه است غيبت، از دوست يا ز دشمن از باصره است ديدن نـاموس اهـل دوران[۱۵] [۱۶]

فعالیت ها

فعالیت های سیاسی

شیدا در اصفهان به جمع مشروطه خواهان پیوسته و یار و همراه آنان بود. لذا در سال ۱۳۲۵ق به عضویت انجمن بلدیّه اصفهان در آمد و اوّلین شماره مجلّه «بلدیه اصفهان» را در پنج شنبه ۴ ذیحجه ۱۳۲۵ق منتشر کرد. پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی به دستور محمّدعلی شاه و دستگیری و کشتار مشروطه خواهان، شیدا هم از بیم جان مدّتی در خانه شیخ محمّدتقی آقانجفی پنهان شد.

پس از یورش بختیاری ها به اصفهان و فتح این شهر به همراه آنان به تهران رفت و در فتح تهران شرکت داشت. چندی بعد به چهارمحال و بختیاری بازگشت و به منشی گری در دستگاه رضاقلی خان سردار ظفر بختیاری پرداخت. اين شغل چندان دوامی نداشت، زيرا از اين كار نيز ناخوش شده به اصفهان باز مي گردد. از اين پس فعالیتهای خود را معطوف به امور علمی و فرهنگی مي كند و در سال 1330ق به پيشنهاد «ميرزا محي الدين محمد سهای اصفهانی شيرازی» و به توصيه «ميرزا شكرالله منعم» سنگ بنای تأسيس انجمن ادبی را به نام «شیدا» در شهر اصفهان با عضويت بیست نفر از ادبای معروف آن دوره می گذراند .[۱۷]

فعاليتهای فرهنگی

نمونه خوشنویسی میرزا عباس خان شیدا

در سال ۱۳۳۳ق در اصفهان انجمن ادبی دانشکده را تأسیس کرد که به انجمن شیدا معروف شد و قریب یکصد تن از شعرای اصفهان در آن انجمن حضور یافتند. این انجمن قریب ۱۴ سال ادامه یافت و شیدا در آن انجمن به ترویج شعر و ادب و تصحیح اشعار گویندگان پرداخت و در سال ۱۳۰۳ش مجله «دانشکده اصفهان» را برای نشر اشعار انجمن منتشر ساخت. امّا[ پس از انتشار 7 شماره به علت بیماری شیدا، مجله دانشکده از انتشار بازماند.

۹ سال بعد بار دیگر شیدا مجله «دانشکده اصفهان» را به صورت ماهانه منتشر کرد که آن هم بعد از انتشار 5 شماره برای همیشه تعطیل شد.

انجمن شیدا بعد از ۱۴ سال به عللی که یکی از آنها علّت مادی بود، تعطیل شد. شیدا برای این انجمن همه ثروت و سرمایه مالی خود را صرف کرد. با این حال در اواخر عمر با ضعف مزاج و انواع امراض در فقر و تنگدستی به سر برد و چون دارای استغنای طبع و همت بلند بود هرگز زیر بار احسان دیگران نرفت و از راه کتابت امرار معاش می نمود که آن هم در اواخر عمر به علت مطالعه زیاد و نگارش به ضعف باصره مبتلا شده و از کتابت بازماند و باقی عمر را به استغناء و صبر سپری نمود.[۱۸]



وفات

او پس از یک عمر خدمت به علم و ادب در شب سه شنبه 24 جمادی الاولی ۱۳۶۹ق (مطابق 23 اسفند 1328ش وفات یافته و در صحن تکیه سیّدالعراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

[بسیاری از شعرای اصفهان در رثای او شعر و ماده تاریخ گفته اند از جمله عبدالمجید اوحدی متخلص به «یکتا» این مادّه تاریخ را جهت او گفته است:

نوشت خامه «یکتا» ز بهر تاریخش «ز تاب جلوه معشوق داد دل شیدا»

پانویس

  1. سیاسی، نامه سخنواران سپاهان، ج2، ص81.
  2. آل ابراهیم، «مرحوم میرزا عباس خان شیدا»، یادنامه دبیرستان سعدی اصفهان، ص166.
  3. نيكزاد اميرحسينی، شناخت سرزمين چهار محال و بختياری، ج2 ،ص117 .
  4. سیاسی، نامه سخنواران سپاهان، ج2 ،ص82.
  5. مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ،ج2 ،ص685.
  6. سیاسی، نامه سخنواران سپاهان، ص100.
  7. معلم حبیب آبادی، مقامات معنوی در احوال رجال دوره پهلوی، خطی.
  8. سیاسی، نامه سخنواران سپاهان، ج2 ،ص107؛ مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان،ج2 ،ص685 .
  9. مهدوی، تذكره شعرای معاصر اصفهان،صص290-293 .
  10. نوا، شيدا استاد علم و ادب، صص 139-141 .
  11. نوا، شيدا استاد علم و ادب، صص 139-141 .
  12. عمادزاده، گویندگان معاصر، خطی، ص17.
  13. تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 291-294؛ مهدوی،دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص685؛ مهدوی، سیری در تاریخ تخت فولاد، ص143؛ عارف، تذکره الشّعراء عارفچه، ج1، ص118؛ شیدا، دیوان شیدا: مقدمه؛ سیاسی، نامه سخنوران سپاهان، ج2، صص 91-93؛ صدرهاشمی،تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، صص20-22 و 272-276؛ نگرشی بر مشروطیت اصفهان، صص 179-188؛ قاسمی، شرح مجموعه گل، صص 411-427؛ مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص 77-85.
  14. مهدوی، اعلام اصفهان، ج4، ص37.
  15. مهدوى، تذكره شعراى معاصر اصفهان، صص4 ـ 291 .
  16. لطفی،تذکره شعرای تخت فولاد،ص۳۵۳.
  17. همایی، برگزيده ديوان سه شاعر، ص116 .
  18. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج2، صص573-578.

منابع

  • مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶ش.
  • لطفی، عليرضا، (حامد اصفهانی)،تذكره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۹۰.
  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج2، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1389.
  • قاسمی، رحیم، شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سید العراقین تخت فولاد اصفهان، اصفهان: کانون پژوهش، چاپ دوم، 1390.