این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

فضل‌الله بن محمدحسین ذوعلم فشارکی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شیخ فضل الله ذوعلم فشارکی

شیخ فضل‌الله ذوعلم فشارکی (۱۲93ش-۱۳۵۶ش) فرزند عالم فاضل محقق آیت‌الله شیخ محمدحسین ذوعلم بن محمد باقر فشارکی، از علمای فاضل و زاهد در قرن چهاردهم هجری که در خانواده‌ای اهل علم و ایمان در شهر اصفهان دنیا آمد.

زندگی‌نامه

ولادت

فضل الله ذوعلم فشارکی در سال 1293ش دراصفهان به دنیا آمد.

خاندان

پدر شیخ فضل الله، آقا شیخ محمدحسین مقدس از شاگردان شیخ محمدحسین فشارکی و داماد وی است. او در هنگام صدور شناسنامه با تفعل به قرآن آیه«اِنّهُ لَذو عِلم لمّا عَلَّمنهُ[۱]» نام خانوادگی «ذو علم» را برای خود انتخاب کرد و به ذوعلم فشارکی معروف گردید. مادر حاج شیخ فضل الله، حاجیه خانم آقا فشارکی، دختر ملا محمدحسین فشارکی از مراجع و علمای طراز اول اصفهان بود. وی زنی متدین و خوش محضر و دائم الذکر بود و در شب زنده داری مداومت داشت. شیخ فضل الله در دامن چنین مادری پرورش یافت.

تحصیلات

تحصیلات مقدماتی

آقا فضل الله از کودکی دارای هوش سرشار و علاقمند به کسب علم بود. وی همراه با تحصیل علوم دینی، دروس مدارس نوین را نیز طی کرد و پس از طی دوره آموزش متوسطه، بر تحصیل علوم دینی مداومت نمود. اشتیاق به تحصیل علم سبب شد تا در حجره‌ای در مدرسه نیم‌آورد سکونت گزیند و فقط تعطیلات آخر هفته را در محیط خانواده بسر می برد. وی در سال۱۳۱۶ش در امتحانات رشته منقول اداره معارف و اوقاف اصفهان شرکت کرد و گواهی محصل علوم دینیه را به جهت پوشیدن لباس روحانیت اخذ کرد.

تحصیلات تکمیلی

وی پس از طی دوره سطح برای ادامه تحصیل با اجازه پدرش به نجف اشرف عزیمت نمود و در درس سید ابوالحسن اصفهانی و عبدالهادی حسینی شیرازی و سایر اساتید آن حوزه بزرگ حضور یافت. هوش سرشار، علاقه به تحصیل، مداومت و تلاش برای کسب علوم دینی موجب شد تا پس از پنج سال که از حضور وی در نجف اشرف گذشت، در سن ۲8 سالگی موفق به دریافت اجازه اجتهاد از آیت اللّه سیّد ابراهیم اصطهباناتی معروف به میرزا آقا شود. بخشی از متن جواز اجتهاد وی که از سوی آیت الله سید ابراهیم حسینی شیرازی معروف به آقا میرزا نوشته شده است، چنین آمده:

متن اجازه سید ابراهیم حسینی شیرازی

« فقیهی که با سعی و کوشش علمی در دستیابی به حقایق شریعت، به مراتب عالی دانش رسید و درجات بالای عمل و تزکیه را به دست آورد و از مرحله تقلید به اوج اجتهاد نائل شد، گزیده علمای ابرار و فخر فقهای ارجمند، آقا شیخ فضل الله مشهور به ذوعلم اصفهانی -دام تاییده العالی- است که خداوند بلند مرتبه توان اجتهاد و ملکه استنباط را به وی عطا کرد. پس بر وی است که به آنچه استنباط می کند، عمل نماید».

در حاشیه اجازه آیت‌الله حسینی شیرازی، سید ابوالحسن موسوی اصفهانی مرجع تقلید شیعیان چنین نوشته اند:«قد صدر من اهله فی محله،کثر الله تعالی امثالهم» یعنی به تحقیق این اجازه از سوی فرد ذی صلاح و اهل درباره فرد شایسته ای صادر شده، خداوند امثال او را زیاد فرماید.

آقا فضل الله پس از پنج سال تحصیلات عالیه در محضر علمای نجف به ایران بازگشت و بار دیگر شوق کسب علم و ارتقاء کمالات علمی و اخلاقی، مجدداً وی را پس از مدتی کوتاه سکونت در اصفهان، به حضور در حوزه علمیه قم و شرکت در درس آیت الله العظمی بروجردی کشانید.

شاگردان

ذوعلم در مدرسه صدر بازار بزرگ اصفهان همه روزه دو درس کفایه و مکاسب را ارائه می کرد. او در تدریس بسیار جدی بود و تاکید داشتند که طلاب با پیش مطالعه در درس حاضر شوند و مشوق طلاب درس خوان بودند و بر امتحان از طلاب بسیار تاکید داشتند.[۲]

از جمله شاگردان وی عبارتند از :

جایگاه

جایگاه علمی

وی صبح های پنجشنبه و جمعه جلسه علمی با برخی از علمای شهر همچون شمس آبادی، صدر، سدهی، فقیهی و رجائی داشتند.

جایگاه اجتماعی

سید مصلح الدین مهدوی در مورد وی می نویسد:

« از موثقین علماء اصفهان و محبوب القلوب نزد خواص و عوام بود و در مسجد یزدآباد اصفهان اقامه جماعت می نمود».[۳]

شیخ فضل الله ذوعلم علاوه بر تدریس و ارشاد و تبلیغ در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی نیز شرکت داشت که برخی دیگر از علمای اصفهان نیز هر سه شنبه در آن حاضر می شدند و هر از چند گاهی اعلامیه ای درباره مسائل اجتماعی و سیاسی صادر می کردند. مراتب علمی و کمالات معنوی و قدرت استنباط فقهی نامبرده سبب شد تا آیت الله بروجردی اجازاتی در امور حسبیه و اخذ وجوه شرعیه در سال های ۱۳۶۸ق/۱۳۲۸ش و ۱۳۷۳ق/۱۳۳۳ش برای وی صادر نماید. آقا شیخ فضل الله همچنین اجازات گوناگونی برای تصدی در امور حسبیه و اخذ وجوه شرعیه از سوی مراجع بزرگ تقلید شیعه، همچون سید عبدالهادی شیرازی در سال۱۳۷۳ق و سید محسن طباطبایی حکیم در سال ۱۳۸۶ق و سید ابوالقاسم موسوی خویی در سال ۱۳۸۲ق دریافت کرد.

جایگاه سیاسی

در اعلامیه 1342/4/25ش جمعی از علمای اصفهان در اعتراض به دستگیری امام خمینی آمده است که:

«علمای اعلام و آیات عظام از اقدامات خود مقصد و منظوری جز اجرای احکام دین و سنت حضرت سیدالمرسلین و مصالح برادران مسلمان خود نداشته و ندارد. اهانت به آنان اهانت به امام زمان حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء است و ما هم از خداوند متعال توفیق می خواهیم که مادام الحیوه به انجام وظیفه دینی موفق باشیم و امیدواریم هر چه زودتر از علما اعلام و گویندگان دینی و کلیه مسلمانان که در حوادث اخیر گرفتار شده اند و بخصوص آیت الله خمینی، آیت الله قمی و آیت الله محلاتی-دام ظلُّهم- که از پیشوایان بزرگ و مسلم عالم تشیع هستند، دفع زحمت و گرفتاری از اینها و سایر گویندگان محترم بشود و این امر موجب آسایش و خوشوقتی عموم طبقات ملت ایران است. در خاتمه قسمتی از وصیت نامه اردشیر بابکان مؤسس سلسله ساسانیان را برای اطلاع مردم شرافتمند ایران یادآوری می کنیم: دین و کشورداری با هم هستند. از یک پستان شیر می خورند. به پا نمی ایستد هیچکدام از آنها مگر به دیگری، پس دین پایه ملک است و ملک پاسبان دین است.»[۴]

از دیگر فعالیتهای سیاسی ذوعلم، امضا تلگرافی به آیت الله گلپایگانی در مورد تبعید آیت الله صافی بود که به همراه آیت الله حسین خادمی و عده ای دیگر از علمای اصفهان امضا کرده بودند.[۵] همچنین امضاء اعلامیه دیگری که هیات علمیه اصفهان به امیر عباس هویدا، نخست وزیر در تاریخ1351/3/25ش در اعتراض به اختلاط مدارس پسر و دختر نوشته بود.[۶]

از دیگر اقدامات هیأت علمیه اصفهان بازتاب حادثه درگیری و اغتشاش در مدرسه فیضیه قم در روز دو فروردین ۱۳۴۲ بود که نخستین بازتاب آن، برپایی مجالس فاتحه توسط آیت الله خادمی و تعطیلی یک هفته ای بازار اصفهان و نگارش نامه اعلام همدردی جامعه روحانیت اصفهان خطاب به آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی و شریعتمداری بود که از جمله امضا کنندگان این نامه آیت الله ذوعلم به همراه چهل نفر از روحانیون اصفهان بود.[۷] آقای ذوعلم نزد امام خمینی جایگاه بلندی داشت و در دوران اقامت در قم روابط نزدیکی با امام داشت.[۸]

فعالیت ها

وی جلسات وعظ و ارشاد را به صورت منظم هفته ای دوبار شب های جمعه و شنبه در مسجد رحیم زاده پس از اقامه نماز عشا درباره اصول دین و مباحث اخلاقی و تفسیر قرآن برگزار می کردند و شب های جمعه دعای کمیل را نیز می خواندند. همچنین جلسات هفتگی اخلاقی و تفسیر قرآن را به صورت چرخشی در منزل افراد علاقمند در شب های پنج شنبه داشتند و با بیانی روشن و مستدل و زبانی ساده همراه با مثال های روشنگر، مسائل دینی و اخلاقی و فقهی را بیان می داشتند و برخی باورهای غلط و عوامانه را گوشزد می کردند.[۹] عصرها جلسات تدریس برای برخی از دبیران و علاقمندان برگزار می کردند.[۱۰] آقای ذوعلم عضو هیات امنای برخی موسسات خیریه از جمله حسینیه اصفهانی ها در مشهد و بیمارستان عسگریه بودند.[۱۱]

او بنابر دستور آیت الله العظمی بروجردی مدتی را در تهران به وظایف تبلیغ و ارشاد و امامت مشغول شد ولی به علت ارتحال پدرش و وابستگی و علاقه مادر به وی، با کسب اجازه از سوی آیت الله بروجردی به اصفهان بازگشت و به اقامه جماعت و وعظ و تفسیر قرآن برای مردم و تدریس در مدرسه صدر مشغول شد. او تا پایان عمر در این شهر به تدریس و تعلیم و ارشاد و مردم و امامت نماز جماعت به جای پدر در مسجد الزهرا و مسجد رحیم زاده مشغول گردید.[۱۲]

سیره اخلاقی

تزکیه و تهذیب، تهجد و زهد از نشانه های بارز اخلاقی آیت الله ذوعلم بود. تعهد دینی و ملکات اخلاقی و دقت و توجه در هزینه سهم امام و دوری از دنیا و توکل به خداوند و غیرت دینی و جرات و جسارت در جلوگیری از انحرافات از نشانه های بارز وی بود به گونه ای که صریحا حضور در جشن ها و مراسم چهارم آبان روز تولد محمدرضا شاه پهلوی را تقبیح می کرد و شهامت وی چنان بود که وقتی خادم مدرسه صدر به وی گفت که سرهنگ زاهدی رئیس اوقاف وقت گفته کلید مدرسه را تحویل بده، آقای ذوعلم می گوید:« زاهدی غلط کرده است! کلید را هم به او نمی‌دهم. بگو خودت از آقای ذو علم کلید را بگیر».[۱۳]

وی به صله رحم و آگاهی از وضعیت ارحام و رسیدگی به آنان توجه ویژه داشت. رسیدگی به وضعیت معیشتی افراد ضعیف و آبرومند از خصلت های بارز وی بود. او به جلسات سوگواری امام حسین(ع) اهمیت بسیار می داد و به خواندن زیارت عاشورا ممارست داشت و در ذکر مصائب اهل بیت بلند گریه می کرد و دهه اول محرم را در منزل خود مجلس سوگواری برقرار می کرد و در ملاقات با شیخ مرتضی کیانی گفته بود: « در تاسوعا و عاشورا سفره امام حسین(ع) پهن است، هر چه می خواهید از آن حضرت بگیرید».[۱۴] آیت الله ذوعلم همچون کوه صبر و تحمل و پایداری بود و در ایام بیماری که دچار تومور مغزی شده بود؛ افرادی که به عیادت وی می رفتند از صبر و مقاومت و روح بلند ایمان و توکل او به شوق می آمدند و با نقل خاطرات آموزنده و داستانهای عبرت آموز، دیدار کنندگان را سر ذوق می آوردند به گونه ای که گاهی خوشحال و خندان می شدند.[۱۵] وی در آراستگی وضعیت ظاهری و خوش لباسی و نظافت و مراعات آداب اجتماعی توجه فراوان داشت و در اجتماعات با صلابت خاصی حضور می یافت.[۱۶]

وفات

وی در سال ۱۳۵۳ش مبتلا به تومور مغزی شد و در تهران پس از عمل جراحی سه سال در بستر بیماری دوران نقاهت را می گذراند تا سرانجام در دوشنبه سوم ذیقعده ۱۳۹۷ق/۲۵ مهر ۱۳۵۶ش در سن ۶۳ سالگی دارفانی را وداع گفت و پیکر پاک او در گلستان شهدا در تخت فولاد با تشییع باشکوه مردم اصفهان به خاک سپرده شد.[۱۷]

پانویس

  1. سوره یوسف، آیه ۶۸.
  2. مصاحبه با سید محمد بهشتی نژاد.
  3. مهدوی، اعلام اصفهان، ج۲، ص ۶۳۶.
  4. خادم الشریعه، شرح مبارزات آیت‌الله حسینی خادمی، ص ۲۹.
  5. خادم الشریعه، شرح مبارزات آیت‌الله حسینی خادمی، ص ۲۰۵.
  6. خادم الشریعه، شرح مبارزات آیت‌الله حسینی خادمی، ص ۲۱۸.
  7. حنیف، اصفهان در انقلاب، ج۱، ص۱۲۶.
  8. ذو علم، زندگینامه ذوعلم، مخطوط.
  9. ذو علم، زندگینامه ذوعلم، مخطوط.
  10. ذو علم، زندگینامه ذوعلم، مخطوط.
  11. ذو علم، زندگینامه ذوعلم، مخطوط.
  12. مصاحبه با حجت‌الاسلام فقیه ایمانی.
  13. ذو علم، زندگینامه ذوعلم، مخطوط.
  14. مصاحبه با سید محمد بهشتی نژاد.
  15. ذو علم، زندگینامه ذوعلم، مخطوط.
  16. مصاحبه با سید محمد بهشتی‌نژاد و دکتر محمدرضا عالم.
  17. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج۲، صص۳۱۴-۳۱۱.

منبع

  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج2، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1389.