این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

عبدالجواد فلاطوری

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پروفسور عبدالجواد حکیمی فلاطوری


پروفسور عبدالجواد حکیمی(1304ش- 1375ش)، معروف به «فلاطوری» فیلسوف دانشمند و اسلام شناس کم نظیر معاصر از اعقاب حکیم ملاّ اسماعیل اصفهانی (واحدالعین) است.

زندگی‌نامه

ولادت

وی در روز 24 جمادی الثانی 1343ق مطابق با 29 دی 1304ش در محلّه بیدآباد اصفهان متولّد شد.[۱]

خاندان

پدرش حسین فلاطوری و مادرش رقیه خدابخشیان بود.[۲]

تحصیلات مقدماتی

او مقطع ابتدایی را در دبستان اقدسیه و دبستان ایران طی کرد و در مقطع متوسّطه در سال 1322ش از هنرستان صنعتی اصفهان دیپلم گرفت و همزمان با تحصیل در هنرستان، مراحل آغازین علوم حوزوی را در حوزه اصفهان از محضر علما سپری کرد.

تحصیلات تکمیلی

وی در سال 1323ش با خانواده خود به تهران کوچ کرد و با اقامت شبانه روزی در مدرسه مروی، از محضر استادان کسب فیض نمود. در سال 1326 به مشهد رفت و در مدرسه حاج حسن حجره گرفت. او در این شهر در مدارس باقریه و خیرات خان دوره عالی ادبیات علوم بلاغی، فقه و اصول و فلسفه را فراگرفت. وی در زمان تحصیل در مشهد در حالی که تنها بیست و چهار سال داشت به درجه اجتهاد نایل شد و پس از گفتگوهای علمی با فقیه گرانمایه حاج شیخ محمدرضا کلباسی درباره کتاب «جواهر الکلام»، از آن استاد اجازه روایت و گواهی اجتهاد دریافت کرد. «فلاطوری در دوران طلبگی زیستی طلبگی داشت و با گرسنگی خوردن و مناعت طبع دمخور بود. در انتخاب دوست و هم مباحثه ای که مانند خودش اهل کار و زحمت کشی باشد، نیز موفق بود».

وی در سال 1330 به تهران بازآمد و در مدرسه مجد، در درس فلسفه و خارج فقه اساتید شرکت نمودتا اینکه توسط میرزا مهدی آشتیانی اجازه تدریس فلسفه کسب کرد.[۳] همزمان به تحصیل در دانشکده الهیات دانشگاه تهران مشغول شد و با «ترجمه مشاعر» ملاّصدرا با درجه ممتاز از آن دانشکده لیسانس گرفت.

سرانجام در سال 1333ش برابر با 1954م، راهی آلمان شد و در شهرهای ماینز، کلن و بن به تحصیل فلسفه، روانشناسی، جامعه شناسی، علوم تربیتی، فلسفه حقوق، علوم دینی تطبیقی و همچنین اسلام شناسی مشغول شد. وی در همان سال های نخست اقامت در آلمان، زبان آلمانی را فراگرفت و سپس به آموختن زبان لاتین پرداخت تا بتواند فلسفه غرب را از زبان اصلی آن فراگیرد. در سال 1338ش از دانشگاه کلن مدرک گرفت به عنوان استادیار در دانشگاه هامبورگ به تدریس زبان و ادبیات فارسی و فلسفه اسلامی پرداخت. وی در سال1340ش با ارائه پایان نامه با عنوان« تفسیر اخلاق کانت در پرتو احترام» دکترای خود را از دانشگاه« بن» دریافت نمود.[۴]

وی درباره رشته تحصیلی و زمینه های مطالعاتی اش می گوید:

«رشته های تحصیلی من اغلب فلسفه به عنوان رشته اصلی و روان شناسی به عنوان رشته فرعی بودند. به عنوان دومین رشته فرعی مدتی تعلیم و تربیت، جامعه شناسی، شرق شناسی، فلسفه حقوق و علوم مقایسه ای الهیات خواندم؛ اما بالاخره علم مقایسه ای الهیات را به عنوان دومین رشته فرعی انتخاب کردم».

فلاطوری هدف خود را از سفر به اروپا چنین بیان می کند:

«من اصلاً برای همین به اروپا رفتم و به دنبال حقیقت می گشتم و می دیدم فلسفه ملاصدرا مرا قانع نمی کند؛ باز اشکالاتی دارد. دیدم آن ها بیچاره تر از ما هستند. بهترین منبع و مرجع برای معرفی خدا خود قرآن کریم است[...] من هرچه پیش تر می روم بیش تر به معنویت قرآن می رسم. من اگر در اروپا تبلیغ می کنم و بحمدالله مقبول افتاده است، در این امر یک ذره از اندیشه عقلی را در تبیین اسلام نمی آورم. خود قرآن بهترین بیان کننده اسلام است. دوری ما از قرآن اسفبار است. تا چندی قبل هر کس در حوزه، تفسیر قرآن می گفت، می گفتند بی سواد است؛ عالم کسی بود که فقه و اصول درس بدهد...».[۵]

دکتر فلاطوری که پس از اشتغال به تدریس در دانشگاه کلن، پژوهش ها و اندیشه خود را متوجه رابطه فلسفه اسلامی و فلسفه یونانی کرده بود، در سال 1973م، رساله استادی خود را با عنوان «دگرگونی بنیادین فلسفه یونانی در اثر برخورد با اندیشه اسلامی» نگاشت و به درجه پروفسوری نایل آمد. «در آوریل 1979 نخستین چاپ کتاب «اسلام در دیالوگ» که حاوی مجموعه مقالات پروفسور فلاطوری بود، منتشر شد و در دسامبر همان سال تجدید چاپ شد».[۶]

اساتید

  1. شیخ محمدتقی قمشه ای
  2. حاج شیخ محمدتقی شاه آبادی
  3. شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری(ادیب ثانی)(دوره عالی ادبیات علوم بلاغی)
  4. حاج میرزا احمد مدر س حسینی یزدی(فقه و اصول)
  5. حاج شیخ هاشم مدر س قزوینی(فقه و اصول)
  6. حاج شیخ محمدرضا ترابی خراسانی(فقه و اصول)
  7. شیخ هادی کدکنی نیشابوری(فلسفة مشاء، «شرح اشارات» خواجه نصیر و «شرح چغمینی» )
  8. حاج شیخ محمدرضا کلباسی(شرح تجرید)
  9. شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، که تأثیری بیش از سایرین در شکل گیری و هدایت اندیشه فلاطوری داشت و مؤلف دوره 5 جلدی «بیان الفرقان»
  10. شیخ سیف الله ایسی
  11. حاج شیخ کاظم دامغانی
  12. حاج شیخ محمدتقی آملی (شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری)
  13. سید احمد خوانساری(خارج فقه)
  14. آقا میرزا مهدی آشتیانی
  15. آقا میرزا احمد آشتیانی[۷]

جایگاه

جایگاه علمی

استاد فلاطوری به عنوان اسلام شناس و متخصص در فلسفه و کلام قدیم و جدید و تاریخ اسلام و تاریخ جهان، و بالاتر از همه به عنوان کسی که شناخت ژرف و گسترده ای از جهان پیچیده نوین دارد و زبان اقوام و ملل و نحل مختلف را می داند، همت مردانه خود را بر آن نهاد که اسلام مظلوم در اروپا و تشیع مظلوم تر در جهان و بویژه در جهان اسلام را چنان که هست و حقیقت دارد به جهانیان بشناساند، نه آنچنان که قلم دشمن مغرض و دوست نادان نگاشته است.[۸]

محمدرضا حکیمی می گوید:

«در یکی از سفرهایش به ایران-پس از انقلاب- به او گفتم شما بیایید به ایران و در دانشگاه ها فلسفه تدریس کنید. در پاسخ بی درنگ گفت: من اگر بیایم قرآن تدریس می کنم، نهج البلاغه تدریس می کنم[...] . و این سخن علمی ترین سخن است در جای خود و از عقلانیتی مستقل و نیرومند پرده بر می دارد و بسیار جالب توجه و قابل تأمل است و خود یک اصل است در سازندگی عقلی و صیرورت شناختی». [۹]«فلاطوری به دلیل این که فلسفه اسلامی و فلسفه غربی را به صورتی عمیق فهمید و در حوزه خراسان با استادان بزرگ معارف تفکیکی برخورد داشت، دل از تأثیرگذاری فلسفه در هدایت و نجات انسان کند و به این نقطة اوج رسید که باید برای هدایت و رهایی انسان مظلوم و گرفتار در اندیشه ها و مکتب ها و طرز فکرهای گوناگون، دست به دامان قرآن کریم زد».

ضرورت علمی کردن فلسفه اسلامی و حرکت به سوی پدید آوردن فلسفه پویا در اسلام و نیز تأکید بر اهمیت نقش قرآن در دعوت به خدا و ایمان الهی و تبلیغ اسلام از جمله موضوعاتی هستند که فلاطوری در گفته ها و نوشته های خویش به آن ها توجه دارد.

«از جمله افکار ژرف و بلند فلاطوری(که دلیل آگاهی و بیداری و گذشتن از افق های بسته و حرکت های تکراری است)، اندیشة «فلسفة پویا» است [...] بنابراین متفکران مسلمان باید در هر عصری فلسفه ای از سنخ اندیشیدن های همان عصر داشته باشند تا هم اصول نهادینة عقلی و شناختی آنان استمرار یابد و هم اذهان فلسفه طلب و فلسفه جو به فلسفه های باطل یا شبه فلسفه های تقلیدی نگرایند و به جای معرفت به ضد معرفت نرسند».

«فلاطوری خود یک فیلسوف صاحب نظر بود و به فلسفه علاقه و دلبستگی داشت و رساله دکتری او که با آن به مقام پروفسوری دانشگاه کلن نایل آمد، دقیقاً درباره فلسفه بود با نام «دگرگونی بنیان فلسفه یونانی در اثر طرز اندیشه اسلامی»، با این همه او یک آزاداندیش بود نه یک مقلد و یک نقاد فلسفی بود نه یک نقال فلسفی. و البته جا داشت که چنین باشد؛ زیرا او هم در حوزه مشهد مقدس با فضای معارفی خالص قرآنی آشنا گشته بود و با روش انتقادی و اجتهادی تدریس فلسفه و مبانی تفکیکی انس یافته بود، و هم در فضای تفکر غربی به این نتیجه رسید که ما باید از فلسفه تاریخی بگذریم و به فلسفه پویا دست یابیم؛ بلکه باید در گسترش هدایت برای رسیدن به صیرورت های متعالی انسانی به معارف ناب و خالص قرآنی روی آوریم».

جایگاه سیاسی

فلاطوری از جهاد سیاسی و مبارزات ضد استعماری هم غافل نبود. او با توجه به اهمیت این گونه مبارزات، برای آگاه سازی مردم و دل دادن به ملت و معرفی هرچه بیش تر دشمنان دین و کشور و شگردهای گوناگون استعمارگران، به سوی «عروة الوثقی»(کتاب سید جمال الدین اسدآبادی) رفت و درصدد برآمد تا این کتاب انقلابی و ضد استعماری را در ضمن چند رساله ترجمه و تفسیر کند و در دسترس ملت قرار دهد[...] این رساله بعد دیگری از ابعاد تکلیف شناسی و رسالت گزاری فلاطوری را نشان می دهد و روحیه ضد استعماری و ضد استبدادی و ضد ارتجاعی او را ترسیم می کند و حساسیت ویژه او را نسبت به ناآگاهی مردم از دسیسه های استعمارگران و همچنین بی توجهی مسلمانان را به تعالیم قرآن به خوبی می نمایاند و ارادت ویژه او را به پیامبر اکرم(ص) و خاندان آن حضرت به خاطر می آورد و آگاهی ژرف او را از تکلیف باوری و تعهدگرایی شرح می دهد».[۱۰]

آثارو فعالیت ها

آثار

از آثار اوست:

مقالات فارسی

1. «انتقاد بر یادنامه ملاصدرا»

2. «اسلام امروز و رابطه آن با شرق و غرب»

3. «اسلام در مدارس آلمان»

4. «اندیشة فلسفی بیرونی بر اساس اصل تکامل تدریجی»

5.«تأویل علمی گفت و گو از دیدگاه اسلام»

6.«تحقیق عقاید و علوم شیعی»

7. «تحول بنیادی فلسفه یونانی در پرتو اندیشه اسلامی»

8. «تذکر به ناقدان انتقاد بر یادنامه ملاصدرا»

9. «در صحنه کنونی نبرد عقاید، ضامن پایداری هر عقیده ای جهانی شدن آن است»

10. «روش ابتکاری مهندس بازرگان در پژوهش های قرآنی»

11. «ضرورت تبادل و کلید تفاهم فرهنگ ها»

12. «مقصود از تحقیقات علمی»

13. «نظر فارابی درباره تبادل فرهنگ ها»

14. «نظری اجمالی بر فضای سیاسی، علمی، فرهنگی و اجتماعی و ملی ایران در عصر فردوسی»


مقالات آلمانی


1.«ادراک ثبت شده اسلام»

2. ارزیابی مصاحبه علمی درباره «ایمان در فرهنگ، حقوق و سیاست»

3. «اسلام به مثابه آموزه و واقعیت اجتماعی»

4. «اسلام تا چه اندازه تحول پذیر است؟»

5. «اسلام در تدریس»: مقاله‌ای درباره تربیت بین فرهنگی در اروپا

6. «اسلام در حال گسترش»

7. یک زنجیر بی انتها، مطالبی درباره خشونت»

8. «اسلام در گفت و گو با مسیحیت»

9. «اسلام و تفکرسکولار»

10. «اسلام، دین رحمت»

11. «اسلام، دینی با تعهد اجتماعی و سیاسی»

12. «اسلام در گفت و گوی دوجانبه»

13. «آمادگی مردم ایران برای پذیرش مذهب شیعه در دوره صفویه»

14. «امکانات و حدود گفت وگوی بین فرهنگ ها»

15. «انتقاد از ابوالحسین محمد بن علی ابی الطیب البصری: کتاب المعتمد فی اصول الفقه»

16. اسلام در دیالوگ

17.«انگیزه های وجودی احیاء اسلام»

18. «اهمیت سیمای اسلامی انسان برای تربیت»

19. «اهمیت شیعه پژوهی در علوم اسلام به انضمام گزارشی درباره تحقیقات شیعی در کلن»

20. «آیا الهیات اسلامی حق و امتیازی مخصوص مردان است؟»

21. «آیا به سوی یک نهضت بیداری می رویم؟»

22.«آیا فرهنگ اسلامی-شرقی می تواند به سوی یک شبه نیهیلیسم غربی سوق پیدا کند؟»

23.«آیا مسلمانان و مسیحیان از درک یکدیگر عاجزند؟»

24. «برچسب های غلط»

25. «بن در ایران موقعیت خوبی دارد»

26. «پاسخهای قرآن»

27.«تاریخ ادیان در ملإ عام»

28. «تجربه زمانی و تاریخی در مسیحیت و اسلام، اعتقاد به خدای واحد، ادراک خداوند در مسیحیت و اسلام»

29.«تکیه گاه مقدسی برای همه انسان ها»

30. «جامعه ایران تحت نفوذ فرهنگ غربی: نگاهی به انقلاب اسلامی ایران» در ایران در جایگاه بحران آینده، بن، جامعه جدید جی. ام. بی. اچ، بی تا

31. «جایگاه زن در اسلام»

32.«چگونه پذیرش جهانی تمدن تکنیکی غربی، بر فرهنگ های جهان سوم تأثیر می گذارد؟»

33. «چگونه شناخت خدا به وسیله انسان با وجود توحید اسلامی امکان پذیر است؟»( فرایبورگ، 1976م)

34. «حتی بی خدایان نیز از اسلام بهره می برند!»

35-. «خدا و انسان از دیدگاه اسلام»

36. «خمینی یک بار دیگر قدرت خود را نشان داد»

37. «دانشجویان در ایران چه می کنند؟»

38. «دانشگاه مرکز شروع انقلاب ایران بود»

39. «درباره اثر ریچارد گرامیش، دراویش ایرانی»

40. « درباره اقتصاد در اسلام»

41. «درباره اقتصاد در اسلام»

42. «درباره کوزانوس و اسلام»

43. «رحمانیت خداوندی»

44. «رسوم، عرف و عادت و حقوق در علم حقوق سنتی اسلامی»

45. «روی دیگر تحول و توسعه به بیراهه رفته»

46. «رویه های حقوقی و حقوق جزا در اسلام»

47.«زمان و تجربیات تاریخی در اسلام»

48.« زمینه های فرهنگی و دینی حوادث ایران»

49. «زنان در اسلام»

50. «سؤالاتی درباره احیای اسلام، اطلاعاتی درباره رشد معنوی و اجتماعی در ممالک اسلامی»

51. «ساختار دولت جدید ایران باید به این شکل باشد»

52. «سنت پیامبر اسلام محمد(ص) به مثابه اساس فقه»

53.«سنت های حقوقی و حقوق جزایی در اسلام»

54. «دانش آموزان آلمانی درباره اسلام و مسلمانان چه باید بیاموزند؟»

55. «شرایط و تجربیات برخورد مسیحی - اسلامی»

56. «شریعت»

57. «شیعه اثنی عشری از دید یک مسلمان شیعه»

58. «صلح و دانش»

59. «طرح برنامه شیعه پژوهی به انضمام گزارش درباره کتابخانة شیعه در کلن»

60. «فقدان تاریخ سعادت»

61. «فقدان جنبه تاریخ مقدس در خداشناسی اسلامی»

62.«فقه اسلامی: شریعت، اینجا و امروز»

63. «فلسفه»

64. «قرآن، برهان پیامبری محمد(ص)»

65. «کتابخانه شیعه در کلن»

66. «محمد(ص) عفو را تبلیغ می کند نه انتقام را»

67. « مذاهب اسلامی از دیدگاه فلسفة دین»

68. «مرگ، دادگاه الهی و معاد از دیدگاه قرآن»

69. «مسلمانان در بین مسیحیان»

70. «مقاله ای درباره خشونت و عدم خشونت از دیدگاه اسلام»

71. «مناظره درباره خشونت: اظهارات نمایندگان چهار دین جهانی»

72. «نجات انسان»

73. «نقد کتاب پیدایش انقلاب اسلامی»از داوود غلام آزاد

74. «نقد کتاب رساله فی ماهیت العدل از ابوعلی احمد ابن مسکویه»

75. «نقد کتاب پیتر آنتس: الهیات شیعه»

76. «نقد کتاب ریچارد گرامیش: فرق دراویش شیعه در ایران»

77. «نقد کتاب عیسی شهابی: راهنمای آلمانی-فارسی»

78. «یادداشت های تاریخی و سیاسی درباره طرح قانون اساسی جدید ایران»،


مصاحبه

  1. «رابطه دین و فلسفه»(مصاحبه با مجله دانشگاه انقلاب)
  2. «برای عرضه به غرب چه داریم؟ با کدام شیوه؟»
  3. «بنیادگرایی»(میزگرد فلاطوری، فن بروک و بیل هاوس در ایالت بایر)، 1993م
  4. «جذب قدرت توسط مردم»، نشریة بیلد، 12/2/1979م
  5. «گفت وگو بین مسیحیت و اسلام»، رادیو جنوب آلمان، 1980م.


کتاب

1- «اخلاق عملی کانت»(تفسیر اخلاق کانت در پرتو احترام)، بن، 1965م، پایان نامه دکترا در دانشگاه بن(تألیف/آلمانی)؛

2- «التعلیم، المدرسه، التسامح» ترجمه محمد ابوحطب خالد، به کوشش عبدالجواد فلاطوری، کلن، 1994(این کتاب مشتمل بر مقالات عرضه شده به کنگره اسلام در کتب درسی اروپا است که در 1993 در کلن آلمان به کوشش فلاطوری برگزار شد)(آلمانی)؛

3- « اسلام در رسانه ها»، یک سمپوزیوم رادیو موج آلمان، جزوه، بی تا

4-« اسلام در کتب درسی اروپا»، لندن، 1990.(انگلیسی)

5- « اسلام در کتب درسی جمهوری فدرال آلمان»، هفت جلد، فرانکفورت، مؤسسه گئورگ-اکرت، 1986-1988م؛ (این اثر با این عنوان عام در هفت جلد با عناوین خاص به نظارت و سرپرستی فلاطوری تهیه شده است. عناوین فرعی این کتب این گونه است: تحلیل کتب تاریخی درباره اسلام، تحلیل کتب دینی و پروتستانی درباره اسلام، تحلیل کتب جغرافیایی درباره اسلام، تحلیل کتب مذهب کاتولیک درباره اسلام، تحلیل خط مشی آموزشی و نظام درسی استان های آلمان در حوزه اسلام، فهرست و منابع . طرح کلی، ضمایم)؛

6- « اسلام در متون آموزش اروپا»، کلن، آکادمی علمی اسلامی، 1990م، ص 107 (انگلیسی)؛

7- «اسلام: فضای فرهنگی-تاریخ-دین»، کلن، 1990 (آلمانی)؛

8- «اندیشه های مسلمانان برای معلمان و مؤلفان کتب درسی»، لندن، 1990(انگلیسی)؛

9- «تحول بنیادی فلسفة یونانی در پرتو اندیشه اسلامی»(پایان نامة پروفسوری)، کلن، 1973م.(آلمانی)؛

10- «جبهه آزاد» درباره مصلح مسلمانان، سید جمال الدین اسد آبادی، تهران، 1332(فارسی)؛

11- «مقدمه ای بر آموزش زبان فارسی»، کلن، 1971م.(آلمانی)؛

12- «نصاب آموز»(لغت نامة فارسی-عربی برای مدارس)، تهران، 1331؛

13- «نقد کتاب فرهاد سبحانی:آموزش زبان عامیانه فارسی»، برلین، 1964م. (آلمانی)؛

14- «نقد کتاب ل،پ، الولل ـ سوتون: گرامر مقدماتی فارسی»، برلین، 1965م. (آلمانی)؛

15- «نقد کتاب التوابین از موفق الدین ابن قدامه المقدسی»، ویسبادن، 1965م. (آلمانی)؛

16- «نقد کتاب الإیمتن بین الفلسفه و العلم فی القرآن» از ندیم القصر(مفتی اهل سنت در تریپولی و شمال لبنان)، برلین، 1965م. (آلمانی).


ترجمه ها

  1. «مشاعر»، اثر ملاصدرای شیرازی. از عربی به فارسی با توضیحات
  2. «تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی»، اثر برتولد اشپولر. از آلمانی به فارسی
  3. «محکمه قضایی جانشینان محکوم»، ترجمة کتاب «الإستغاثه فی بدع الثلاثه» از عربی به فارسی، اثر ابوالقاسم کوفی.


تصحیحات

  1. «شرح درر الفوائد فی غرر الفرائد»، ملا هادی سبزواری، شرح محمد تقی آملی، تهران(1331)
  2. «شرح منطق سبزواری»، ملا هادی سبزواری، شرح مهدی آشتیانی، تهران(1332)
  3. «کتاب الخمسین مسأله فی کسر المنطق»، ابونجاه الفرید، (1353).


سرپرستی نشر مجموعه مقالات

  1. «شرق اسلامی: بنیادهایی برای شناخت سرزمین های یک حوزه فرهنگی». فلاطوری غیر از مدیریت این مجموعه، چند مقاله با عناوین «محمد به عنوان فرستاده خدا»، «مسلمانان در اروپای امروزی» و «اسلام و جامعه مسلمانان» در آن درج کرده است.
  2. «مقاله هایی درباره اندیشه حقوقی اسلامی: بررسی نظریه های حقوقی غیر اروپایی»، در همین مجموعه مقاله ای از فلاطوری با عنوان «طرح دعوی در دادگاه و قضاوت در حقوق سنتی اسلامی» درج شده است.[۱۱]

فعالیت‌‌ها

در سال 1964 به شهر کلن کوچید و در دانشگاه آنجا به تدریس زبان فارسی پرداخت. «فلاطوری ضمن تدریس در دانشگاه کلن، در راستای گسترش اسلام و پیام انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، در کشورهای مختلف اروپایی، کنگره ها و کنفرانس های متعدد برگزار کرد». «با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357ش( 1978م)، ده ها پرسش درباره تشیع برای اروپائیان مطرح گردید؛ سؤالاتی درباره باورهای شیعیان، حکومت اسلامی و اندیشه سیاسی شیعه، نظام حقوقی و ارزشی شیعه برای پاسخ دادن به این پرسش ها، زمانه شناسی، آگاهی گسترده از مبانی مذهب، شناخت درست مخاطبان و بیانی استوار لازم بود؛ خوشبختانه فلاطوری این همه را داشت».

«پروفسور «ورنر کاسکل» و پس از او پروفسور «اروین گرف» که مدیریت سمینار شرق شناسی دانشگاه کلن را عهده دار بودند، قدر دکتر فلاطوری را شناختند و برایش احترامی خاص نهادند. «گرف» متخصص فقه اسلامی بود و کتاب ها و مقاله های چندی در این باره نوشته بود، ولی با فقه شیعه آشنایی نداشت. دکتر فلاطوری برای رفع این کاستی، او را با کتاب هایی از جمله «عدةالأصول» شیخ طوسی آشنا کرد. مطالعه این کتاب ها سبب دلبستگی پروفسور «گرف» به فرهنگ و فقه شیعه شد. این کتاب ها بعداً به کتابخانه سمینار منتقل شد و در حقیقت هسته او لیه مجموعه کتاب های مربوط به معارف شیعی گشت».[۱۲]


یکی از آرمان های بزرگ فلاطوری، زدودن القائات سوء و اصلاح برداشت های غلطی بود که در ذهن اروپائیان از اسلام وجود داشت و دارد. او برای رسیدن به این هدف مقدس افزون بر نوشته های روشنگر و سخنرانی های بیداری آفرین، در وهله نخست، مرکزی برای تحقیقات شیعه در کنار دانشگاه کلن(آلمان) تأسیس کرد و چند هزار جلد از منابع معتبر و دست او ل شیعی را در کتابخانه مرکز تحقیقات جمع آوری کرد همه این کتاب ها متعلق به خود او بود و شخصاً خریداری کرده بود و همه آن ها را با همت دوستان کتابشناس ایرانی، عرب و آلمانی خود و با نظارت خویشتن، فهرست نویسی و آماده استفاده برای محققان جهان کرد.[۱۳]

در مرحله بعد طرحی را تدوین کرد که به «پروژه اصلاح کتب درسی» مشهور شد. وی در این باره گفته است: « آنچه درباره اسلام در این کتب گفته می شود جُنگی است از مطالب صحیح و سقیم که با تعبیرات صادقانه یا مغرضانه، مخلوط، مغلوطی تحویل دانش آموز داده می شود. به طوری که وی در طول چندین ساله مدرسه، رفته رفته و گام به گام در مجموع شکل و صورتی سخیف، منحرف، مغلوط و پر جسارت به اسلام، در ذهنش خواهد ساخت. پایه وجودش ساخته ای خواهد بود از تحقیر اسلام و مسلمین و یا احیاناً از اعتقاد به عقب ماندگی، بربریت، قساوت، آشفتگی و ضد حقوق انسانی بودن مسلمانان».[۱۴] فلاطوری با همت و حمیت توانست کتاب های هفده کشور اروپایی را از پیش داوری‌های غرض ورزان و نادانان پاکسازی کند. وی این کار بزرگ را تا سال 1994 به پایان برد.[۱۵]

در سال 1355 که مبارزه ضد رژیم سلطنتی در ایران رفته رفته داشت شکل انقلاب به خود می گرفت، به ایران آمد و از دوستان یک رنگ و دردمند خود برای اصلاح حال مسلمانان راه چاره خواست و خود بنیاد گذاشتن «آکادمی علوم اسلامی» را پیشنهاد کرد. به این ترتیب با موافقت دوستان و پشتیبانی مالی ایشان، پروفسور فلاطوری به آلمان برگشت و به کار تأسیس آکادمی پرداخت. فلاطوری پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در گزارش کار آکادمی می نویسد:

«در پیرو انقلاب اسلامی در ایران اسلام در سراسر جهان زبانزد خودی و بیگانه گشته است. پدیده مهم این است، از سیاستمداران و ارباب اقتصاد گذشته، ملل دنیای شرق و غرب، با کنجکاوی زاید الوصفی در پی شناخت اسلام و واقعیاتی هستند که در جهان اسلام به خصوص ایران می گذرد...»

وی پس از اشاره به قضاوت های مخرب و پیشداوری های مغرضانه درباره اسلام، می گوید:

«...در تمام این احوال آنچه بیش از همه پایه استدلال و یا معرض تهاجم و جدال قرار گرفته، قرآن است...»

وی برای رفع این مشکل ارائه تفسیری همه جانبه از قرآن را پیشنهاد می کند:

«...تفسیری بر اساس سرچشمه وحی و چگونگی تجلی خطابی آن، بر اساس تحولات علوم و جوامع اسلامی بر اساس سطوح مختلف جوامع بشری، بر اساس شیوه های علمی سنت اسلامی و الهام از شیوه های علمی جدید».

برنامه بعدی او برای پشتیبانی از اسلام، «تأسیس دانشکده معارف اسلامی در اروپا» بود. این طرح برای آموزش درست و دانشگاهی اسلام به مسلمانان و غیر مسلمانان جهان که خواستار شناختی حقیقی درباره اسلام بودند، لازم و کارآمد بود. قرار شد این دانشکده با همکاری «دانشگاه الأزهر» در مصر تأسیس شود، اساسنامه و آیین نامه آن هم نوشته و تصویب شد؛ اما با درگذشت ناگهانی شیخ محمد غزالی، از دوستان نزدیک فلاطوری، و نیز درگذشت شیخ جادالحق، شیخ الأزهر، این همکاری ناتمام ماند. فلاطوری از پای ننشست و آکادمی را به هامبورگ منتقل کرد و در تکاپوی فراهم کردن مقدمات تأسیس دانشکده بود که ناگزیر دعوت حق را لبیک گفت و رخت به سرای باقی کشید.[۱۶]


وفات

سرانجام فلاطوری در سن 71 در روز یکشنبه 9 دی ماه 1375ش در آلمان وفات یافته و پیکر او در 21 دی ماه در در تکیه فاضل هندی نزدیک مزار عالم ربّانی حاج آقا رحیم ارباب مدفون شد.[۱۷]

پانویس

  1. نوری، زندگینامه و خدمات فرهنگی دکتر عبدالجواد فلاطوری، ص 135.
  2. نوری، زندگینامه و خدمات فرهنگی دکتر عبدالجواد فلاطوری، ص23.
  3. نوری، زندگینامه و خدمات فرهنگی دکتر عبدالجواد فلاطوری، صص138-136.
  4. رفیعی پور علویجه، سردار فرهنگ، ج1، ص145.
  5. فلاطوری، زندگینامه خودنوشت، ص53-25.
  6. حاجی حسینی، در جستجوی فلاطوری از اصفهان تا هامبورگ، ج1، ص84.
  7. صبور، فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 449 - 448؛ حکیمی، «فلاطوری»، ج1، صص 141-165؛ عقیلی، تخت فولاد اصفهان، صص 241 - 240؛ افشار، نادره کاران، صص 886 - 885.
  8. جعفری، پروفسور فلاطوری طبعی بلند و دلی دردمند، صص476-437.
  9. حکیمی، آنجا که خورشید می وزد، ص189.
  10. حکیمی، آنجا که خورشید می وزد، صص129-127؛ صص191-170.
  11. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج3، صص401-393.
  12. نوری، زندگینامه و خدمات فرهنگی دکتر عبدالجواد فلاطوری، صص143-138.
  13. جعفری، پروفسور فلاطوری طبعی بلند و دلی دردمند، ص153.
  14. فلاطوری، زندگینامه خودنوشت، ص122.
  15. نوری، زندگینامه و خدمات فرهنگی دکتر عبدالجواد فلاطوری، ص148.
  16. جعفری، پروفسور فلاطوری طبعی بلند و دلی دردمند، 159-155.
  17. مهدوی، اعلام اصفهان، ج4، صص120-118.

منابع

  • مهدوی، سید مصلح الدین،اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1386.
  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج3، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1392.