این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

محمدباقر نجفی مسجدشاهی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شیخ محمدباقر نجفی مسجدشاهی(۱۲۳۴-۱۳۰۱ق)، فرزند شیخ محمد تقی ایوان کیفی رازی نجفی اصفهانی معروف به شیخ محمدتقی رازی صاحب حاشیه از بزرگان علما و مجتهدین و رؤسای ملت و دین، فقیه و اصولی امامی قرن سیزدهم بود. محمدباقر تحصیلات خود را در اصفهان و نجف نزد حسن کاشف‌الغطاء، محمدحسن نجفی صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری تکمیل کرد و پس از آن به اصفهان بازگشت. وی برای امر به معروف و نهی از منکر اهمیت خاصی قائل بود و صاحب منصب قضاوت و فتوا بود. مردم برای رفع گرفتاری‌هایشان به وی مراجعه می‌کردند. وی در بین مردم محبوبیت فراوانی داشت. محمدتقی نجفی اصفهانی و آقا نورالله اصفهانی از فرزندان او هستند.

محمدباقر آقا نجفی اصفهانی.jpg

معرفی

مادرش نسمه خاتون معروف به «حبابه» دختر شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی بود. محمدباقر آقانجفی در هنگام مرگ پدر ۱۳ ساله بود و تربیت وی را مادرش به عهده گرفت.

پدر محمدباقر، به علت مهاجرت پدرش به عراق، در آن دیار رشد نمود؛ ولی پس از تکمیل تحصیلات به ایران بازگشت و در اصفهان ساکن شد و در مسجد شاه این شهر، تدریس می‌کرد. بعدها تولیت این مسجد به عهده فرزندانش نهاده شد؛ به همین مناسبت اینان به «مسجدشاهی» معروف شدند.

آقانجفی در سال 1235ق (و یا به قول مرحوم الفت در نسب نامه 1234ق) در اصفهان متولد شده و مقدمات علوم را فرا گرفت. او با مادر خود به نجف اشرف مهاجرت نموده و نزد صاحب جواهر، شیخ انصاری و شیخ حسن کاشف الغطاء (دایی خود) به تحصیل پرداخت. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و ترویج دین اشتغال جست.

محمدباقر اصفهانی پس از بازگشت به اصفهان محراب امامت و کرسی تدریس مسجد شاه [مسجد امام فعلی] را عهده‌دار شد[۱] و صدها تن از علما و فضلا از او کسب فیض نمودند. [اسامی 71تن از شاگردان آن بزرگمرد در تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان آمده است.] کم کم مقام علمی بر همگان آشکار شد[۲][۳]

نفوذ دینی و اجتماعی او پس از درگذشت علمای مشهور اصفهان مانند سید اسدالله افزایش یافت و او به چنان قدرتی رسید که توانا بر اجرای حدود شرعیه شد. از آنجا که برای امر به معروف و نهی از منکر اهمیت خاصی قائل بود و از طرفی صاحب قضاوت و فتوا هم بود، درگیر امور مردم شد و به قضاوت نشست. مردم هم برای رفع گرفتاری‌هایشان به وی مراجعه می‌کردند و از این‌رو، نفوذ و قدرتی برای حکومت محلی اصفهان باقی نماند.

او در برخورد با کافران و مرتدان قاطع بود به نحوی که تعدادی از بابی‌ها به فرمان او به قتل رسیدند. در اجرای حدود شرعیه قاطعیتی تمام داشت چنانکه در یک روز، حکم اعدام ۲۷ تن را صادر کرد که حکم در مورد ۱۲ تن آنان اجرا شد و بقیه فرار کردند. به هر حال حکم او در مسائل حقوقی و جزایی نافذ و جاری بود. میان او و ظل السلطان هم حسن تفاهم برقرار بود.[۴]

فرزندان

آقا نجفی ۳ بار ازدواج کرد و صاحب ۶ پسر و ۳ دختر گردید. پسران او همه از عالمان بودند.

  • محمدتقی (مرجع پس از پدر)
  • آقا نورالله (از عالمان حامی مشروطه)
  • محمدحسین
  • جمال‌الدین
  • اسماعیل
  • محمدعلی

اساتید

وی از محضر اساتید زیر کسب فیض کرد:

شاگردان

آقا نجفی پس از بازگشت به اصفهان، در مسجد شاه این شهر بر مسند پدر نشست و حوزه درس خود را تشکیل داد و فضلایی مانند:

  • محمدباقر قائنی بیرجندی[۵]
  • میرزای نایینی
  • سید اسماعیل صدر
  • سیدمحمدکاظم طباطبائی یزدی
  • محمدباقر فشارکی
  • شریعت اصفهانی
  • فرزندش محمدتقی که در زمان حیات پدر شهرت و نفوذ یافت، نزد او شاگردی کردند.

آثار

از اقدامات مهم اجتماعی ایشان کمک به فقرا و مومنین در قحطی سخت و جانکاه سال 1288ق (معروف به سال آدم خوری) است. همچنین در سال 1292ق که دولت قاجاریه قصد داشت مالیات ناعادلانه برای مردم اصفهان وضع کند، او به طهران رفته و موفق به لغو این تصمیم و معافیت مردم از پرداخت مالیات گردید.

تألیفات او عبارت‌اند از:

  • لب الفقه، که آن را در ۳۲ سالگی نوشت و فقط یک جلد ناقص آن که درباره طهارت تا باب وضو است در کتابخانه حسن الصدرالدین موجود است.[۶]
  • رسالة حُجیةالظن‌ الطریقی، که با کتاب هدایة المسترشدین پدرش به چاپ رسیده است.[۷]
  • لب الاصول.

وفات

سرانجام در سال 1300ق به ناگاه به عتبات عالیات هجرت نموده و پس از زیارت آستان مقدس حسینی علیه السلام در کربلا، به نجف اشرف رفته و به زیارت مرقد مطهر حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شتافت و در شب پنج شنبه 8 صفر المظفر 1301ق وفات یافته در بقعه جد مادری خود شیخ جعفر کاشف العظا در نجف مدفون گردید.

حاج میرزا علی مستوفی انصاری (پدر حاج میرزا حسن خان جابری انصاری مورخ و ادیب مشهور) جهت او مرثیه و ماده تاریخ سروده و گوید:

سال تاریخش از انصاری جستم گفتا«موطن شیخ نجف بود بانجام و ازل»

پانویس

  1. معلم حبیب‌آبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، اداره کل فرهنگ و هنر، ۱۳۵۱ش، ج۳، ص۱۰۰۷
  2. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 340-313؛ قبیله عالمان دین، صص 62-43؛ شرح هدایه المسترشدین، صص42-15؛ رساله صلاتیه، صص 53-44؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص74؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 312 و 313؛ بیان المفاخر، ج1، صص 272 و 273؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص165؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، صص 192 و 193؛ اعیان الشیعه، ج44، ص104؛ بغیه الطالب، 174؛ نقباء البشر، ج1، ص199؛ نجوم السماء (تکمله)، ج2، ص3؛ ریحانه الادب، ج3، ص404؛ فوائد الرضویه، ص410؛ هدیه الاحباب، ص205؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 313 و 314؛ مکارم الآثار، ج3، ص1007؛ احسن الودیعه، ج2، ص16؛ تاریخ اصفهان و ری، ص290؛ الذریعه، ج2، ص24، ج2، صص 282 و 287؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 667-665؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 140-137؛ شرح حال عباس میرزا ملک آرا،صص 114 و 115.
  3. مهدوی، اعلام اصفهان، ج2، صص64و65.
  4. اعتمادالسطنه، محمدحسن، المآثر والآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، اساطیر، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۹۲-۱۹۳
  5. رحمان‌ستایش، مقاله معرفی کتاب «الفوائد الرجالیه»
  6. آقابزرگ، الذریعه، ج۱۸، ص۲۸۶.
  7. آقابزرگ، الذریعه، ج۱۸، ص۲۸۲

منابع