این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
عبدالحسین فیض علی شاه اول
این نوشتار نیازمند جعبهٔ اطلاعات است. ممکن است بخواهید با افزودن یک جعبهٔ اطلاعات، به استانداردسازی نمایش موضوع کمک کنید. |
میرزا عبدالحسین فیض علی شاه اوّل( متوفی 1194ق) فرزند محمدعلی خراسانی، از عرفا و متصوفه نامدار سلسله نعمت اللهی در قرن دوازدهم بوده است. گروهی مولد او را اصفهان نوشته اند و برخی اصفهان را مقصد جوانی او جهت تکمیل علوم و دروس معمول دانسته انـد کـه سرانجام منجر به توطن و تأهل وی در این شهر شد.[۱] در برخی از منابع كهن لقب ميرزا عبدالحسین گاه به صورت« فیاض علی»[۲] و یا« فیاض شاه» [۳] آمده است. وی به پیش نمازی و اشتغال به علوم رسمی روزگار می گذراند.
زندگینامه
خاندان
اصل میرزا عبدالحسین از تون و طبس بوده و در خاندانی از اهل علم و تقوا چشم به جهان گشوده است. پدر او ملا محمد علی خراسانی از اهل قریه«رقه» از توابع طبس کیلکی بوده است.[۴] وی امامت جمعه طبس [۵] و به روایتی امامت جمعه اصفهان را بر عهده داشته است.[۶]
سیره عبادی
وی روزی در کتابخانه پدر ش و در پشت یکی از کتب او، وصیت معنوی پدر را به خود مبنی بر تحقیق در دین و یافتن راهنمای باطنی ملاحظه می نماید که شرح آن در «جنات الوصال»[۷] مذکور است. پس از این واقعه به سیر و سیاحت و سفر در بلاد مختلف پرداخت و در هر ولایت با علما و عرفای آن شهر دیدار می کرد، از آن جمله در شیراز با بزرگان سلاسل نوربخشیه و ذهبیه ملاقات و گفتگو داشت؛ [۸] ولی مطلوب او حاصل نیامد. سرانجام در ملاقات با سید معصوم علی شاه دکنـی کـه در آن روزگار به تازگی از هند به ایران آمده و به ترویج طریقه نعمت اللهی مشغول بود؛ مقصود خود را یافت و بـه همـراه فرزندش محمد علی، طریق ارادت و سرسپردگی سید معصوم دکنی را پیش گرفتند و پس از تهذیب و مجاهدات و تحمل ریاضات به درجه ارشاد و دستگیری نائل آمدند. پـدر بـه «فیض علی شاه» و پسر به «نور علی شاه» ملقب گردیدند.
در تاریخ کامل ایران که یکی از قدیمی ترین منابع موجود دربارۀ تصوف قاجار محسوب می شود؛ آمده است:
« یکی از مؤلفان احوال متأخرين صوفیه ایران مینویسد که: فیاض علی از سلسله نوربخشیه است که سلسله ارشاد از معروف کرخی می گیرند و در اوایل حال خود مدعی ارشاد بود تا اینکه میر معصوم از هندوستان آمد؛ چون او را دید، دست ارادت به وی داد و در جرگه خلفای او منتظم شد».[۹]
جایگاه
جایگاه علمی
کتب تراجم به تسلط و تبحر فیض علیشاه بـر علـوم غريبـه از قبیل تسخیر، احضار، جفر و اعداد متفق انــد[۱۰] که البته پس از ورود به طریقه عرفان و تصوف از علوم غریبـه کـه داشتند کـه باعث اقبال و میل عوام و خواص بود، تائب و تـارک گردیدند.[۱۱]
«چون جناب فیض علی شاه در علم اعداد مهارت تمام داشت، بـه خـواهش علی مرادخان پردۀ علمی ساخته، اشکال عددی که برای فتح و نصرت بر اعادی مفید و مؤثر باشد، در آن بـه کـار برد و مزید استرضای خاطر او گردید. بعد از ایـــن ایــام، روز به روز اعلام اقبال و دولت او استقامت یافت و بـر اعادی فیروزی جسته و به سلطنت عراق، فارس، آذربایجان و توابع آن بلاد رسیده بود».[۱۲]
تا آنجا که میدانیم، اثر مکتوبی از فیض علــی شــاه اصفهانی به جا نمانده است و این که در «الذریعه»[۱۳] دیوان شعری به او نسبت داده اند، با مستندات تاریخی سازگار نمی آید.
جایگاه اجتماعی
پس از یکی دو سال توقف در شیراز به جهت همهمه عوام و از جمله فتنه انگیزی هندویی «جانی» نام که طمع تعلیم کیمیا از سید معصوم دکنی داشت و ناکام مانـده بود، کریم خان زند عذر دروایش را از شیراز خواست و فیض علی شاه و فرزندش و سید معصوم علی شاه دکنی و تعدادی دیگر از شیراز اخراج و به سمت اصفهان رهسپار شدند. علی مرادخان از ورود این گروه به اصفهان استقبال کرد و جهت رفاه حال آنان تکیه ای به نام فیض بنا کرد و در اختیار دراویش نهـاد.[۱۴] علاوه بر آن مقرری روزانه برای آنان تعیین کرد که تا ده هزار دینار نوشته شده است.[۱۵]
گذشته از مقام عرفانی و تصـوفـی فـيـض علــى شــاه اصفهانی، دو عامل دیگر موجب اهمیت و شهرت هرچه بیشتر وی شده است:
1. فرزند او، ميرزا محمدعلی ملقب به نورعلی شاه اصفهانی که در تجدید حیات و گسترش عرفان شیعی و مشخصاً تصوف نعمت اللهی در ایران نقشی به سزا داشته و « تاریخ تصوف ایران را در یک دوره شور و هیجان تازه وارد میکند که تجدید عهدی با تصوف حلاج و شبلی است در محيط تشیّع».[۱۶]نورعلی شاه در عمـر نزدیک به چهل سال خود اگرچه همواره با تکفیر و تبعید همراه بود، چندین اثر نظم و نثر از خود به یادگار گذارده است. استاد زرین کوب درباره شعر او معتقد اسـت کـه قریحه هنری و شور و هیجان شاعرانه نور علی شاه بیشتر در غزلیاتش جلوه دارد. شور و هیجان کلام او در اینجا آهنگ غزلیات دیوان شمس را به خاطر می آورد که در بعضی غزلهای وی نیز طنین الفاظ و افکار وی پیداست. اما این اشعار که آنقدر به شیوه مولانا نزدیک است، چنان طبیعی با اصالت و مالامال از شور و حال شخصی است که به هیچ وجه آنها را نمیتوان تقلیدی از سبک مولانا شمرد. حداکثر میتوان گفت تجدید عهدی است با همان عوالم و اذواق به وسیله یک عارف دیگر که قرنها بعد از مولانا، اما در همان جو روحی می زیست. [۱۷]علامه همایی دربارهٔ نثر او مینویسد:
« نوشته های او بخصوص اجازاتی که به مشایخ وقت و جانشینان خود داده، بهترین نمونه های انشاء فارسی عرفانی پرمغز آن زمان است»[۱۸]
2.عامل دیگر شهرت فیض علیشاه اول، مرید نامدار او ميرزا محمد تربتی ملقب به مشتاق علی شــاه اسـت کـه اگرچه امی و درس ناخوانده بود، عالم مبرز آن روزگار ملا محمد تقی کرمانی شیفته و مفتون او شد و در کتب تراجم به واسطهٔ تشابه بسیار، آن دو را به شمس تبریزی و مولانا مانند کرده است. ملا محمدتقی کرمانی ملقب به مظفر علی شاه، به یاد محبوب خود مشتاق علیشاه اصفهانی دیـوانـی بـه نام «مشتاقیه» دارد که در ابیاتی از بزرگی و جلالت قدر فیض علی شاه یاد کرده است. ابیات زیر از دیوان مشتاقیه است:
گوهر راز چیست فیض علی | دل مشتاق بحـر گوهر راز |
وفات
اگرچه علی مرادخان زند از شرب خمر و ارتکاب نواهی در نزد فیض علی شاه توبه کرده بود ولی اندک اندک غرور شاهی و دنیاطلبی مجدد او را به لهو و لعـب و عیش و طرب مشغول کرد. فیض علی شاه در هـر ملاقات به زبان نصیحت و پند او را از اشتغال به چنین اعمالی نهی می کرد تا سرانجام چون ترک و عـود مکرر شد و افعال ناشایست از او بروز کرد، فیض صرف نظر از او فرمودند تا دولتش به زوال رسید.[۱۹]در این اوان نیز فیض على شاه دار فانی را وداع گفت و در همان تکیه فیض مدفون گردید. دربارهٔ تاریخ وفات فیض على شـاه تـواريخ مختلف ذکر شده است. بر اساس سنگ مزارش وفات او سال ١١٩٤ ق است. اشعار زیر بر سنگ مزارش حک شده است:
ای از رخ نورانی تو پیدا فیض | جاری است از این علم تو در ماها فیض | |
فیاض ازل که قسمت فیض نمـود | حقا که تو را نمود سر تا پا فیض |
مدفن فیض علیشاه
مزار فیض به صورت چهار طاقی تقریباً مقابل مقبره فاضل هندی واقع شده است.[۲۰] اگر چه این مکان به عنوان مزار فیض مشهور و شناخته شده است، ولی نکته ای در این باب قابل ذکر است؛ در سمت غربی تکیه میرفندرسکی حجره ای است که در سه طرف آن نیم متر پایین تر از طاق، ده بیت از این غزل مشهور حافظ به مطلع زیر نگاشته شده است:
روضه خلد برین خلوت درویشان است | مایه محتشمی خدمت درویشان است |
مشهور است که این غزل به خط چشم نواز میرعماد قزوینی است. درگذشت میرعماد بیش از بیست و شش سال پیش از رحلت میرفندرسکی و صد وهفتاد سال قبل از وفات فیض علی شاه بوده است. دربـاره چگونگی راهیابی خط میر عماد به حجره تکیه میـر بـه کتاب تاریخ اصفهان[۲۱] مراجعه کنید. نکته قابل ذکر و ارتباط این حجره و خط میر عماد با فیض علیشاه آن است که سه بیت در جانب غربی این حجره مابین خط میرعماد و سقف درج شده است که مصحح دانشمند« تاریخ اصفهان» در تعلیقات خـود آورده:
«از این قطعه که ماده تاریخی را نیز شامل است، بر می آید که به تاریخ ١١٩٤، درویشی که فیض على لقــب داشته و لابد از معاریف صوفیه روزگار خویش بوده، در این مکان خلوت نشینی آغاز کرده است. از مشاهیر صاحبان این لقب در این زمان میرزا عبدالحسين بن ملا محمد على طبسی، از مریدان و خلفـــــای ســـــــید معصوم علی شاه دکنی را میشناسیم که پدر نورعلی شاه معروف است».[۲۲]
ماده و تاریخ قطعه فوق نیز تاریخ 1194ق را تصریح میکند؛ ضمن ایـن کـه چنین اشعاری غالباً ناظر بر در گذشت افراد اسـت تـا بـه مناسبت خلوت نشستن و اقامت شخصی در مکانی سروده شده باشد. دلیل دیگر بر این موضوع را می توان در مجلد هنــر و هنرمندان تاریخ اصفهان مطالعه کرد، استاد همایی ذیل شرح احوال مير عماد می نویسد:
«از آثار بسیار ممتاز خط میر در اصفهان کتابۀ گچ بری است دور حجـره سـمت غربی تکیه میرفندرسکی که مقبره فیض علـی شــاه و معروف به تکیه فیض میباشد و غزل خواجه را بالتمام با امضای صریح نوشته است: روضه خلد برین خلوت درویشان است..».[۲۳]
اگرچه استاد همایی چنانکه پیشتر نقل شد در مجلد ابنـيـه و عمارت، مکان فعلی و مشهور مزار فیض را مقابل فاضل هندی دانسته است ولی در کتاب اخیر با استناد به این ابیات، خاکجـای فیض را در تکیه میر گمان برده اند.[۲۴]
پانویس
- ↑ مصاحبی نائینی، مدینةالادب، ج۳، ص ۳۰۰؛ معلم حبیب آبادی، مکارمالآثار، ج ۲، ص ٤٤٤.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ج ۲، ص ۷۲۰.
- ↑ قراگوزلو، ابحاث عشره، ص ١١٤.
- ↑ معلم حبیب آبادی، مکارمالآثار، ج ۲، ص ٤٤٥.
- ↑ شیرازی، طرائق الحقايق، ج۳، ص۱۸۷.
- ↑ سنگ مزار فیض علیشاه اول؛ قراگوزلو، ابحاث عشره، ص ١١٦.
- ↑ علیشاه، جناتالوصال، ص 645.
- ↑ هدایت، تصحيح اصول شانزدهم و هفدهم اصول الفصول فی حصول الوصول، ص۱۰۲.
- ↑ ملکم، تاریخ کامل ایران، ج ۲، ص ۷۲۰.
- ↑ هدایت، تصحيح اصول شانزدهم و هفدهم اصول الفصول فی حصول الوصول، ص ۱۰۲؛ شیرازی، طرائق الحقايق، ج۳، ص ۱۸۷.
- ↑ قراگوزلو، ابحاث عشره، ص ١١٤.
- ↑ هدایت، تصحيح اصول شانزدهم و هفدهم اصول الفصول فی حصول الوصول، ص۱۰۳.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج۹، ص ۸۵۳.
- ↑ شیرازی، طرائق الحقايق، ج ۳، ص۱۸۷؛ قراگوزلو، ابحاث عشره، ص ١١٥.
- ↑ هدایت، تصحيح اصول شانزدهم و هفدهم اصول الفصول فی حصول الوصول، ص۱۰۳.
- ↑ زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ص ۳۳۱.
- ↑ زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ص۳۳۱.
- ↑ همایی، تاریخ اصفهان(مجلد ابنیه و عمارات)، ص ٣٤۹.
- ↑ دیوان بیگی، حديقه الشعرا، ج ۲، ص ١٠٤۰.
- ↑ همایی، جلال الدین، تاریخ اصفهان، ص ٣٤٧.
- ↑ همایی، تاریخ اصفهان، ص ٢٦١ .
- ↑ همایی، تاریخ اصفهان، ص ٢٦١ .
- ↑ همایی، تاریخ اصفهان، ص ٢٠٩.
- ↑ مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج۳، صص 425-422.
منبع
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج۳، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول،1392.