این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

عبدالحسین ادیب فرهمند

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عبدالحسین بنان زاده(1317ق - 1353ق) شاعر، ادیب و فاضل روزنامه نگار، متخلص به «دبیر» و ملقب به «ادیب الممالک» و « ادیب فرهمند»، جامع فضائل انسانی، حاوی جمیع کمالات و از سخنوران قرن چهاردهم هجری و فرزند خلیل بنان السلطنه است.

ولادت

عبدالحسین ادیب فرهمند در ماه صفر 1317ق در بروجن از  توابع استان چهار محال بختیاری متولّد شد. وی جهت تحصیل به اصفهان آمده و در این شهر علم و ادب آموخت.


سیره‌اخلاقی

طرفداری از فقرا و دردمندان و دل نبستن به دنیا از نكات بارز مضامین اشعار اوست. تنگ دستی و اوضاع بد اجتماعی مردم، او را وادار به قبول مسئولیتی كرده بود كه به هر طریق ممكن، در حل این مشكلات كوشا باشد. لذا طرفداری آشكارا از فقرا و ستمدیدگان در مقالاتش و كمک و استمداد از روشنفكران و مفاخر در رفع این معضل در مجله اش نمودار است. او آزادی را به معنی آزاد شدن مردم از فقر و جهالت و حاكمیت را مأموران اجرای این امر خطیر می دانست و علت حضور او در صحنه های سیاسی و طرفداری از آزادی های مطرح شده در آن زمان، صرفاً همین امر بود. چرا كه از او هیچگاه  مقاله ای در طرفداری به مفهومی كه روشنفكران زمان خود مطرح می كردند، نوشته نشد.

  نكته بارز دیگر ادیب، حس میهن پرستی و دفاع از هویت ملی اوست. اطلاعات و اندوخته های او از تاریخ، او را طرفدار سرسخت ایرانیان و تمدن قدیم آن كرده بود. چرا كه معتقد بود آینده درخشان از شناخت و عبرت گذشته رقم می خورد. از این رو خامه‌ی او در كمال سادگی و ادبی به وقت نوشتن، محال بود كه علم آموزی و صنعت گری و سخت كوشی را، همچون گذشتگان، توصیه نكند و خواهان این است كه ملت از خموشی و بی حركتی گذشتگان در بازپس گیری حق خود از ظالم و نیز نادانی و جهالت سیاستمداران گذشته كه در پس رفت مردم عاملی اساسی بوده است، عبرت بگیرند و تجربه بیاندوزند. لاجرم همواره در مقالاتی چون « دانایی و جهالت و حس احتیاج و... » كه تمامی در باب تذكر و راهنمایی و عقب نماندن از غربیان است، از مردم خواسته كه به خود آیند.[۱]

ادیب فرهمند با وجود گرفتاری های زندگی هیچ گاه از مردم بی بضاعت و امور عالم المنفعه غافل نبود « چنانچه عموم اهالی اصفهان می دانند كه در چندی قبل مبلغ دو هزار تومان همین ادیب معظم به مریض‌خانه خورشید كمک نموده است.[۲]

آثار و فعاليت ها

آثار

ادیب فرهمند در مدت كوتاه 36 ساله عمر خود آثار ادبی، فرهنگی چندی از خود برجا گذاشته است. او به واسطه قریحه خدادادی لب به گفتن شعر باز کرده و ابتدا «دبیر» تخلّص نموده و به انجمن ادبی شیدا راه یافت. دیدگاه های اندیشه های ادیب فرهمند را از لابه لای نوشته ها، به ویژه اشعارش می توان یافت. او « به طرز قدیم و جدید هر دو شعر و تصنیف سروده است.» اشعارش در اوج سلامت و روانی دارای حلاوت و مضامین بلند و پرمایه است. از آثار او رساله «جشن جغدها» به نظم به طبع رسیده است.[۳]

از اشعار اوست:

من آن نیم که به یک توبه ترک باده کنم به سادگی نخورم باده ترک باده کنم
مقدّسم ولی از بهر آنکه هر سحری نماز نافله باده را اعاده کنم
********
کی گذارد علم دیگر هر خری نادان تر از خرخر سواری کرده و افسار مشتی خر بگیرد[۴]

فعالیت‌ها

ادیب فرهمند یكی از پركارترین و فعال‌ترین شخصیتهای مطبوعاتی در اصفهان است. « یقین داریم مطبوعات اصفهان چهار نفر مثل آقای فرهمند داشت فضیلت بر تمام مطبوعات ایران پیدا می كرد. ولی چه توان كه یک دست صدا ندارد».[۵]

  • پس از تعطیل شدن انجمن شیدا، به اذن مرحوم شیدا در منزل خود انجمن تأسیس نمود و تقریبا مدت 7 سال آن انجمن دایر بود.[۶]
  • او به عنوان سردبیر به همکاری با روزنامه «اختر مسعود» به مدیریت «عبدالوهاب گلشن ایرانپور» پرداخت.
  • در شعبان 1340ق مطابق برج حمل 1301ش مجله «تحفة الادباء» در چهار صفحه به قطع كوچک سربی در مطبعه حبل المتین،  منتشر شده است. مجله به صورت ماهیانه و صرفاً علمی و ادبی و تاریخی بوده که پس از 10 شماره در پایان همان سال تعطیل شد. این مجله مرام و مسلک خود را در شماره اول طی مقاله ای تحت عنوان « مرام و مسلک- مقصد و مقصود ما»چنین آورده:

« ... با یک قلم بی غرض و با یک مسلک بی آلایش، مجله علمی و ادبی و اخلاقی تحفة الادباء قدم در عالم مطبوعات ایران می گذارد... قارئین گرام كه مایلند مرام و مسلک و مقصد و مقصود ما را بدانند... نظر به اینكه مقام قلم را در انظار متمدنین عالم منیع تر از هر مقامی دیدیم و شرافت قلم را بیشتر از هر شرافتی پنداشتیم، اما چه قلمی؟ حق نویس، چه قلمی ؟ قلم پاک و بی آلایش، بالاخره چه قلمی؟ قلمی كه از حقایق چشم نپوشد و به ناحق نگردد. این بود كه با نیت مقدس، قلم مقدس را در دست گرفتیم و داخل خدمات نوعیه می شویم... ».[۷]

بنان زاده تا آخرین شماره‌ی مجله، مصمم به حفظ و رعایت اصول اولیه مرام نامه خود بوده و هیچگاه اجازه نداد قلم سیاسی و حتی طنز و یا جملات و كلمات اهانت بار به اشخاص یا اربابان سیاست و مملكت و نویسندگان و... در مجله جاری شود. هر چه بود در تعریف و تمجید از بزرگان و اندیشمندان ادبی و تاریخی و... میهن بود.

  • در سال 1306ش امتیاز روزنامه «مداین» و ماهنامه «همایون» را کسب نموده و آنها را منتشر ساخت كه به علت درج چند بیت شعر در 1306ش خیلی زود مجوز آنان باطل و تعطیل شدند.[۸]
  • در سال 1309ش مدیریت روزنامه «گیتی نما» به صاحب امتیازی «مهدی اژه ای» را پذیرفت.[۹] این روزنامه هرچند كه در طلیعه، نوید انتشار روزنامه را می داد، ولی به صورت هفتگی منتشر می شد. گیتی نما بر خلاف تحفة الادباء كه خالی از سیاست بود، روزنامه ای سیاسی واخلاقی و دارای كاریكاتور و برگرفته شده از مطالب مفید در باب تاریخ و علوم دیگر است. همچنین اخبار ایران و مقالات گوناگون و اشعار انجمن ادبی اصفهان نیز در آن به چشم می خورد. چندی كه از انتشار روزنامه گیتی نما می گذرد، مدیر مسئولی آن را نیز بر عهده می گیرد.

تقدیرها

وی طبق فرمانی از طرف احمدشاه قاجار در ماه ربیع الثّانی 1341ق به لقب «ادیب الممالک» ملقّب شد.[۱۰]

وفات

ادیب فرهمند در شب جمعه 9 رجب 1353ق در اصفهان وفات یافته و در یکی از اتاق های تکیه ملک [که اکنون در تکیه شهداء واقع شده است] در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[۱۱]

هنگـام احـداث گلستان شهدا در پى تخريب اتاق هاى اين تكيه مزارش مفقود شد و اكنـون اثـرى از آرامگاه او ديده نمى شود.[۱۲]

مادّه تاریخ وفاتش را «گلشن ایرانپور» گوید:

از بهر سال وفاتش نوشت خامه ی «گلشن» «بچرخ ادیب فرهمند پای زد چو مسیحا»[۱۳]

پانویس

  1. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج1، صص308-306.
  2. روزنامه دانش اصفهان، سال اول، شماره 13، ص3.
  3. مهدوی، سیری در تاریخ تخت فولاد، ص203.
  4. بهشتی‌نژاد، شعرای حوزه علمیه اصفهان، ص117.
  5. روزنامه دانش اصفهان، سال اول، شماره 13.
  6. مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص765.
  7. مجله تحفةالادباء، شماره1، صص3-2.
  8. بیات، اسناد مطبوعات، ج2، ص365.
  9. صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج4، ص172؛ اخضری، مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص 216-208.
  10. صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، ص112.
  11. مهدوی، سیری در تاریخ تخت فولاد، ص203.
  12. لطفی، تذکره شعرای تخت فولاد اصفهان، ص۲۵۷ .
  13. مهدوی، اعلام اصفهان،ج۴، ص۱۵۷.

منابع

  • لطفی، عليرضا (حامد اصفهانی)، تذكره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، اصفهان، سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۹۰.
  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج1، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1389.