این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

محراب گیلانی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محراب گیلانی

محراب گیلانی(متوفی ۱۲۱۷ق) حکیم عارف مرتاض از اهالی گیلان بود که در اصفهان اقامت داشته است.

زندگی نامه

فرزندان

از این حکیم یک فرزند پسر و دو دختر به جای مانده است؛ یکی از دختران وی همسر آقا محمدابراهیم، نواده آقا محمد بیدآبادی بوده است[۱] و چنان که گفته شد دختر دیگر وی همسر ملا کرمعلی بغایری سبزواری است که فرزندش، ملا محسن، پدر سرتیپ عبدالرزاق مهندس بغایری است که او از بزرگترین مهندسین زمان خود بوده است.[۲]

اساتید

وی از شاگردان آخوند ملا اسماعیل خواجویی بود و از محضر سید قطب الدین نیریزی در تصوف و عرفان بهره مند شد.

در پاره ای از منابع[۳] وی از شاگردان آقا محمد بیدآبادی دانسته شده که با توجه به اشتراک اساتید وی با آقا محمد بیدآبادی این روایت چندان قابل اعتنا نخواهد بود و شاید پیر دلیل وی به محضر سید قطب الدین نیریزی، بیدآبادی یعنی همان شیخ او در اصفهان بوده که این امر موجب این نقل گردیده است.

شاگردان

وی در اصفهان شاگردان بسیاری را تربیت نمود؛ از جمله آنها می توان به افراد زیر اشاره کرد:

  • حاجی کرباسی
  • میرزا محمدجعفر کبودر آهنگی معروف به مجذوب علی شاه
  • مولی علی سمنانی
  • ملا محمدجعفر لاهیجی
  • میرزا سلیمان تنکابنی
  • میرزا سید محمدحسن زنوزی خویی
  • ملا محمداسماعیل ازغندی
  • میر محمدصادق خاتون آبادی

در برخی منابع سید قریش قزوینی[۴] و در برخی دیگر از ملا کرمعلی بغایری، داماد ملامحراب[۵] به عنوان جانشین ملا محراب یاد شده که این امر با اصول سلسله های فقر، در عدم جریان ارشاد از خلیفه ارشاد غیر صحیح می نماید.

جایگاه

جایگاه علمی

راز شیرازی در «تذکرة الاولیاء»[۶]، که یکی ازاسناد موثق سلسلة ذهبیه در شناسایی مشایخ و اقطاب این سلسله است، در ذیل معرفی نیریزی درباره او گوید:

مرید دیگرش محراب دین بودز گیلان لیک پیری بس گزین بود
شدی مجذوب از آن شه در طریقتبه دل دیدی از او روی حقیقت
ز قطب الدین شدش حکمت افاضتبه نسخ فلسفه دادش اجازت
چو او را کرد قطب از خویشتن دوربه اصفاهان بفرمودیش مأمور
پس او در اصفهان چل اربعین داشتبه شب بیدار و روز او درس دین داشت
مقامات و کراماتش فزون استکه از عقل و بیاناتش برون است
بسی کس یافتی از او هدایتبه دلها کرد فیض او سرایت
ز قطب الدین بیامد پیر ارشاداز او طلاب حق گشتند دلشاد

بنابر این نص:

  1. ملا محراب گیلانی شیخ ارشاد، سید قطب نیریزی در اصفهان است.
  2. بنا به دستور قطب نیریزی وی مأمور نقد فلسفه رائج بوده است. همین امر دقیقا در «طرائق الحقائق»[۷]، به نقل از رساله «تام الحکمه» چنین آمده است:

«جمعی کثیر در خدمت ذی موهبت اکسیر خاصیت تربیت شده (...)چند نفری از رجال به نهایت رتبه علم و عمل و حال فایض آمده، به نحوی که صاحب ولایت و اجازه معنویه گردید. هر یک نفر را به سمتی مأمور فرموده، وصیت نموده به آنها که حکمت مبتدعه فلاسفه یونانیه از ازمنه سابقه در میان خلق بی خبر از حقیقت باقی مانده و با قواعد این دین مبین تطبیق ندارد، جناب شامخ الالقاب آخوند ملا محراب گیلانی را -قدس سره العزیز- به اصفهان و عراق عجم مأمور فرموده».


تنکابنی در «قصص العلماء»[۸] آورده است:

«در آن زمان در اصفهان ملّا محراب بود که از اعاظم و مشاهیر عرفا بود و کشف از مغیبات می نمود. زمانی ملّا محراب به زیارت حضرت سیّدالشهدا(ع) مشرف شد، در بالاسر نشست و ملّا کاظم نامی هزار جریبی که درعلم پایه چندانی نداشت و در بالای سر پیشنماز بود، این دو نفر پهلوی هم نشستند. سپس بعد از نماز صبح، ملّا محمدکاظم حکمای صوفیه را اسم می برد و هر یک را یک تسبیح که صد دفعه باشد، لعن می نمود.سپس یک تسبیح ملاصدرا لعن کرد، یک تسبیح ملّا محسن فیض را لعن کرد، سپس از آن یک تسبیح ملّا محراب را لعن کرد. ملا محراب از او سؤال کرد که این شخص که او را لعن می‌کنی کیست؟ گفت:ملّا محراب اصفهانی است. ملّا محراب گفت که چرا او را لعن می کنید؟ گفت: به جهت این که او به وحدت واجب الوجود قائل است. ملّا محراب گفت:« الحال که به وحدت واجب الوجود قائل است او را لعن کن تا چنین اعتقادی پیدا نکند(...) من جمله مرحوم والد با ملّا محراب کمال مراوده و مصاحبت داشت و معروف بود که او کشف از مغیبات می کند و کرامات دیگرهم دارد. شبی مرحوم والد در خواب دید که داخل بهشت شد و از نهر آنجا یک عدد در برداشت. پس آن خواب را برای ملّا محراب تأملی کرد، سپس گفت که تو را ازدواج زنی از طائفه سادات مقدر است و از آن زن برای تو پسری خواهد روزی شد که از مشاهیر و مسلمین علمای آن عصر و از اولیاء خواهد بود».

وفات

این حکیم عارف سرانجام در عصر روز یکشنبه ۱۴ جمادی الاولی ۱۲۱۷ق درگذشت و در صحن تکیه صاحب روضات در تخت فولاد به خاک سپرده شده است. سنگ مزارش به صورت قائم و به خط ثلث نوشته شده است و در آن از القاب و مقام علمی و معنوی یاد شده است.[۹] [۱۰]

پانویس

  1. کرباسی زاده، حکیم متأله بیدآبادی، ص۱۲۴.
  2. تابنده گنابادی، قصص العلما، ص۴۶۹.
  3. کرباسی زاده، حکیم متأله بیدآبادی، صص۱۳۳-۱۳۴.
  4. کرباسی زاده، حکیم متأله بیدآبادی، ص۱۳۴.
  5. تابنده گنابادی، قصص العلما، صص۵۳۶و ۴۶۸.
  6. راز شیرازی،تذکره الاولیا،ص۹۱.
  7. شیرازی، طرائق الحقایق، ج۳، ص۳۳۹.
  8. تنکابنی، قصص العلما، ص۸۴.
  9. همایی، تاریخ اصفهان(مجلد ابنیه و عمارات)، صص۳۷۲-۳۷۳.
  10. مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج۳، صص۶۵۶-۶۵۷.

منبع

  • مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج3، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1392.