این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
سيد اسدالله مستجاب الدعواتی
این نوشتار نیازمند جعبهٔ اطلاعات است. ممکن است بخواهید با افزودن یک جعبهٔ اطلاعات، به استانداردسازی نمایش موضوع کمک کنید. |
سيد اسدالله مستجاب الدعواتی(1298ق_1387ق)فرزند میر سید محمدمهدی فرزند عالم ربانی سید ابوالحسن فرزند آیت الله سید صدرالدین عاملی، عالم فاضل زاهد از قرن چهاردهم است.[۱]
زندگی نامه
ولادت
سيد اسدالله فرزند میر سید محمدمهدی در سال ۱۲۹۸ق متولد شد.
خاندان
وی از خاندان صدر عاملی است و پدربزرگش سيد ابوالحسن دارای ۱۵ اولاد بود که ۹ نفر از آنان در کودکی از دنیا رفتند. یکی از فرزندانش سید محمدمهدی عاملی است که اهل زهد و تقوا بوده و در سال ١٣١٤ق وفات کرده و دو فرزند پسر داشته است؛
حجت الاسلام سید صدرالدین صدر عاملی از وعاظ معروف که در سال ١٣٠٦ق متولد شده و در ۲۵ جمادی الاول ۱۳۷۲ق وفات کرد و در قم مدفون شد.
دیگری هم سید اسدالله مستجاب الدعواتی است.
فرزندان
فرزندان سید اسدالله :
- حجت الاسلام والمسلمين حاج سید محمد على مستجاب الدعواتی عالم عامل و فاضل متقی در سال ١٣٤٢ق متولد شد. در اصفهان و قم و دانشکده معقول و منقول تهران تحصیل کرد و در تهران به تدریس در آموزش و پرورش و اقامه جماعت در مسجد قمر بنی هاشم و وعظ و ارشاد مردم پرداخت. وی در تیر ۱۳۸۰ش وفات کرد و در باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
- حاج سیّد مرتضی مستجابی از علمای جلیل القدر معاصر اصفهان بوده است .
اساتید
وی عالمی فاضل و باتقوا بود و در اصفهان نزد علمای زمان تحصیل نمود؛از جمله:
- شیخ محمد تقی آقانجفی
- شیخ ابوالمجد محمدرضا نجفی .
فعالیت ها
صاحب عنوان سپس با دایر کردن مکتب خانه که بعدها به دبستان شش كلاسة صدريه تبدیل شد به تعلیم کودکان و نوجوانان پرداخت و آنان را با علم و ادب و دیانت آشنا نمود. وی سپس به دعوت برخی از مسؤولین به دادگستری رفت و با کمال تدین و پارسایی به خدمت پرداخت.
سید مرتضی مستجابی درباره پدر بزرگوار خود می نویسد:
پس از پایه گذاری دبستان صدريه ناچار به وزارت فرهنگ منتقل شده و در مدارس علیه آن زمان مشغول تدریس شدند. از آنجا به خواهش برخی مثل مرحوم | آقا سید جلال صدرزاده که از عموزادگان ایشان بودند و در وزارت دادگستری از صاحب منصبان محسوب می شدند به وزارت عدلیه دعوت شدند تا کارهای ژرف و مشکل دادگستری که کمتر اشخاص مطلع بودند با نظر مستقیم ایشان حل و فصل شود. در هر حال ایشان بسیار محترم بودند، چنانچه روزی از رئیس عدلیه وقت عصبانی شده و قلمی که در دست داشتند را به صورت او پرتاب کردند که به صورت رئیس خورد و به او گفتند تو را یک قلم داده اند، اگر شمشیر داده بودند چه می کردی؟! و همان روز با لباس روحانیت به طرف عراق حرکت کرد. پس از چند روز تلفن زدند که من به اصفهان حرکت کردم. بنـده بـا چـنـد ماشین از رفقا و اهل علم و گویندگان به استقبال رفتیم. یکی از رفقا پرسید: چرا به این زودی بازگشتید؟ فرمودند: من در حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مشغول نماز بودم. پس از خاتمه ،نماز کسی به پای من افتاد او را بلند کردم دیدم رئیس عدلیه اصفهان است که به عراق آمده که مرا برگرداند معلوم میشود که در آن ظلمات، مردمانی بدین پاکی هم وجود داشته اند. در هر حال تا پایان عمر در عدلیه مشغول گره گشایی از کار مردم و در مستحکمی برای مستمندان محسوب می شدند.[۲]
وفات
این عالم وارسته عمری با تقوا و پارسایی و عبادت خالق و خدمت به مخلوق به سر برد و در روز چهارشنبه ۸ رمضان ۱۳۸۷ق وفات کرد و در تکیه مقدس واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.[۳] سنگ نوشته مزارش به خط شیخ محمدرضا حسام الواعظین است.
پانویس
منابع
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج4، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1394.
- قاسمی، رحیم، گلشن اهل سلوک: مشاهیر مدفون در تکیه شیخ محمدتقی رازی (تکیه مادر شاهزاده)، اصفهان، کانون پژوهش، چاپ دوم، 1387.