این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

زین العابدین بن حسین شکوه اصفهانی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زین العابدین شکوه (1309ش-1381ش) فرزند میرزا حسین خان، از شعراء و نویسندگان معاصر، از دودمان میرزاهای سرجوبشاهی اصفهان بود.

زندگی نامه

در سال 1309ش در اصفهان متولّد شد. در منزل او را «حسن» می گفتند. پدرش نایب الحکومه بود و سپس در فلاورجان بخشدار شد. عمویش از کارمندان خوشنام و باسابقه استانداری اصفهان بود.

پس از طی تحصیل در مقطع ابتدائی، تا سیکل اوّل را در دبیرستان فرهنگ و تا دیپلم را در دبیرستان ادب طی نمود. در این سالها که مقارن با جنبش ملّی شدن نفت بود به سازمان دانش آموزان طرفدار ملّی شده نفت پیوست. او برای ادامه تحصیل به تهران رفت و وارد دانشگاه تهران شد. در این سالها او عضو حزب زحمتکشان بود و پس از انشعاب خلیل ملکی و هم فکرانش، او نیز به حزب نیروی سوم پیوست. پس از کودتای 28 مرداد 1332ش به علّت مبارزات سیاسی، از ادامه تحصیل او جلوگیری شد. او به ناچار در آموزشگاه برادرش محمود شکوه به تدریس پرداخت. پس از پیروزی انقلاب، او به تحصیل ادامه داد و عاقبت فوق لیسانس گرفت.

شکوه مردی نیک رفتار، دیندار، میهن دوست و طالب ترقّی مسلمین بود و بسیاری از اشعارش درباره انقلاب اسلامی است و اشعاری در رثای فوت دکتر مصدق و شهادت استاد شهید مطهری و مدح امام خمینی (ره) و توصیف انقلاب اسلامی سروده است.

این شعر از اوست:

تا به راه عشق جانان، ترک جان و سر گرفتم محو در او لذّتی بیرون ز حدّ و مَر گرفتم
زنده می ماندم که سازم زنده جاوید حق را ور نه جان را در رهش از هرچه کم، کمتر گرفتم
بوالعجب کاری به گیتی کردم و از کَرّ و فَرَّش پرچم آزادگی بر دوش تا محشر گرفتم
لکّه ننگ و سیاهی شُستم و نسل بشر را از تباهی وا رهاندم، زندگی از سر گرفتم[۱]

آثار

اشعار و مقالات سیاسی او در چهار جزوه به به نام های زیربه چاپ رسیده است:

1. «بهار دوم»

2. «حسینیّه»

3. «سرود استقلال»

4. «سه قصیده»

وفات

او عمر را بدون همسر و در تجرّد به سر برد و در اواخر عمر در کرج ساکن شد. تا اینکه بر اثر حمله سارقان به او در پارک به شدّت مجروح شده و چند روز بعد در سه شنبه 21 آبان 1381ش (7 رمضان 1423ق) در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم نمود و جسدش در قبرستان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[۲]

استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) در رثاء و مادّه تاریخ فوت او این شعر را سروده است:

شکوه اصیل مبارز که با بیان و قلم پی عقاید خود بود راسخ و نستوه
علیه مستبدّ و توده ای بسی کوشید به طور منفرد و در صفوف و بین گروه
دریغ و درد که دوران چه بر سرش آورد کسی که جان و دلش بود از صفا انبوه

پانویس

  1. یادداشت های استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا».
  2. مهدوی، اعلام اصفهان، ج3، صص250-253.

منبع