این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
نجیبالدین رضا تبریزی
این نوشتار نیازمند جعبهٔ اطلاعات است. ممکن است بخواهید با افزودن یک جعبهٔ اطلاعات، به استانداردسازی نمایش موضوع کمک کنید. |
این نوشتا برای بهبود کیفیت نیازمند یک تصویر یا عکس است. |
شيخ نجيبالدين رضا تبريزى( 1047ق-1108ق) متخلص به « زرگر » و ملقب به « نجيب الدين»، عارف جليل، شاعر اديب و از اقطـاب سلسله ى ذهبيه در قرن يازدهم و دوازدهم است.[۱]وی در اصل تبريزى بود ولی تا پايان نوجوانی در اصفهان زيست. او در شرح حالش، خود را امّى معرفى كرده كه گويا به درس ناخواندگى نزد استاد اشاره داشته است و بر همين اساس، شرح حال نويسان نيز وى را امّى دانسته اند.[۲]
زندگینامه
ولادت
وى در سال 1047 ق در اصفهان به دنيا آمد.
اساتید
او به شيخ محمدعلى مؤذّن سبزوارى ارادت داشـته است. شـيخ محمدعلى مـؤذّن خراسانى (سبزوارى) اصفهانى از اماجد عرفاى معاصر شاه عباس صفوى بوده كه استاد و پيـر طريقـت شيخ نجيب الدين است. وی در اصفهان با شيخ محمد على مؤذن خراسانی ملاقات كرد و همراه او به مشهد رفت.[۳] او در سال 1078 ق به همراه استاد به اصفهان بازگشت و بعدها خليفه و داماد او شد.[۴] بعد از فوت تبریزی، شيخ على نقى اصطهباناتى و سپس محمد هاشم درويش، جانشين مرحوم تبريزی شدند.[۵]
جایگاه
جایگاه علمی
او به تأثير از زمانه خود به سبک هندى شعر گفته و به شيوه مولوى و حافظ نيز نظر داشته و از انورى و خاقانی هم تأثير گرفته است؛[۶] گرچه بيش از همه متأثر از استاد خود، مؤذن خراسانى بوده است.[۷] در آثارمنظوم او، آيات و روايات بر اساس معارف شيعى تفسير و برخى از آنها به فارسى ترجمه شده است.[۸] شيخ در اشـعار خود گـاهى « رضـا»، گـاهى « زرگـر»، « جـوهرى» و« نجيب الدين» تخلّص مىكرده و همين امر موجب شده كه قلى خان هدايت و به تبع او مدرس تبريزى وى را « زرگر اصفهانی» معرفی کنند.[۹] مظفر عليشاه كرمانى در بحرالاسرار و ميرزا محسن عمادالفقراء او را ستوده و در وصف وى شعر سروده اند.[۱۰] وى كتابخانه بزرگى در اصفهان فراهم آورده بود كه مورد استفاده مشتاقان قرار مى گرفت و در برخى از كتابخانه هاى خصوصى موجود است.[۱۱]
آثار
کتب زیر از اوست:
1 ـ خلاصةالحقايق (مطبوع ): مشتمل بر مسائل فلسفى و عرفانى و مبانى تصوف و آداب سير و سلوک كه درسال 1100 ق سروده شده است. اين مثنوى، آخرين اثر نجيب الدين تبريزى بوده است.[۱۲]
3 ـ ديـوان غزليات: در چهار هزار بيت، مشتمل بر غزليات، قصايد، ترجيعات و مراثى. اين ديوان تاكنون چاپ نشده و فاقد تاريخ كتابت است.
4.سبع المثانى(مطبوع): منظومه ای عرفانى به فارسى بر وزن مثنوى مولوى كه آن را در سال 1094 ق سروده و مشتمل بر بيست هزار بيت است.
5 ـ نورالهدايه(مطبوع): درباره انواع معرفت و اصول دين و اصطلاحات و معارف صوفيه.
بعضی دستور سليمان، مقالات وافيه و اصطلاحات صوفيان را نيز از تأليفات او دانسته اند.[۱۳]به آثار منظوم تبريزى بيشتر توجه شده است. از جمله اشعار او در برخى حكايت ها كه به صورت نظم آورده است، وقت تغيير دولت صفوى را بيان كرده و در واقع نوعى پيشگويى براى سقوط اين دولت است:
اين چنين دريافتم كز دودمان | مى شود تبديل دولت بى گمان | |
گفتگويى كرد آن حضرت بدو | يافتم تبديل دولت مـن از او[۱۴] |
وفات
آنچه مسلم است، اين است كه تبريزى در سال 1100ق زنده بوده زيرا مثنوى خلاصةالحقایق را در این سال سروده و خود به آن تصريح كرده است.[۱۵] تاريخ وفات تبريزى را هدايت و آقابزرگ 1080 ق ذكر كرده اند. نائب الصدر[۱۶]، وفات وى را در سال 1185 ق، خاورى[۱۷] و تمیم دارى[۱۸] آن را در 1108 ق ذكر كرده اند كه به نظر مى رسد تاريخ اخير به واقعيت نزديكتر باشد. برخی تاریخ فوت وی را سالهاى 1075 تا 1080 قمـرى نوشتهاند.
قبر او در قسمت شمالى آب انبارى كه فعلا جزو اراضى فرودگاه قدیم اصفهان، واقع در تخت فولاد[۱۹] و قسمت شرقی تکیه خوانساری و شیخ محمّد تقی رازی، در تکیه تخت فولاد است، قرار داشته است و تا این اواخر موجود بوده است كه نویسنده، سیّد مصلح الدّین مهدوی آن را دیده بود و به سرنوشتی مانند سایر قبور گرفتار شد و از بین رفت.[۲۰][۲۱]
شاعر ديگـرى متخلّص به زرگر اصفهانی، نامش محمدحسـن بـوده و وفـاتش 1270 در مشـهد روى داده و در صحن نو مدفون شده است كه نبايد او را با شيخ نجيبالدين اشـتباه گرفت، چون تاريخ وفاتشان متفاوت ست.
پانویس
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان ، ج3، ص152.
- ↑ مدرس تبريزى، ریحانةالادب، ج 2، ص 375؛ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج9، قسم2، ص 402؛ عبرت نائینی، تذکره مدینةالادب، ج2، ص 768.
- ↑ خاورى، ذهبیه، تصوف علمى- آثار ادبی، ج 1، ص 768.
- ↑ نايب الصدر شيرازی، طرائقالحقایق، ج 3، صص 165 و 17 ؛ خاورى، ذهبیه، تصوف علمى- آثار ادبی، ج 1، صص 284و285و289 ؛ تميم دارى، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج 1، صص 342-341.
- ↑ نايب الصدر شيرازی، طرائقالحقایق، ج2، ص 345 ؛ نايب الصدر شيرازی، طرائقالحقایق، ج 3، ص 216 ؛ عبرت نائينى، تذکره مدینةالادب، ج2، ص 768؛ خاورى، ذهبیه، تصوف علمى- آثار ادبی، ج 1، ص 280.
- ↑ كوهپايه، مقاله نجيب الدين رضا تبريزى، ص 424.
- ↑ تميم دارى، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج 1، صص 349-348.
- ↑ تميم دارى، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج 1، ص 363.
- ↑ خاورى، ذهبیه، تصوف علمى- آثار ادبی، ج 1، صص 282-281.
- ↑ عليشاه كرمانى، بحرالاسرار، صص 138-137؛ خاورى، ذهبیه، تصوف علمى- آثار ادبی، ج1، صص 280-279.
- ↑ همايونفرخ، كتاب و كتابخانه های ايران، ج 2، ص 145.
- ↑ مدرس تبريزى، ریحانةالادب، ج 2، ص 375؛ مشار، فهرست كتابهاى چاپى فارسی، ج 2، ستون 1904؛ خاورى، ذهبیه، تصوف علمى- آثار ادبی، ج 1، ص 289 ؛ تميم دارى، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج 1 ، صص 355و345؛ تميم دارى، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج2، ص 823.
- ↑ منزوى، فهرست نسخ هاى خطی فارسی، ج 2، بخش1، صص1308و1049؛ تميم دارى، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج 1، ص 342.
- ↑ جعفريان، صفويه در عرصه دين، فرهنگ و سياست، ج2 ،ص533.
- ↑ تميم دارى، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج 1، ص 345.
- ↑ نائبالصدر، طرائق الحقایق، ج3، ص 216.
- ↑ خاورى، ذهبیه، تصوف علمى- آثار ادبی، ج 1، صص 289-287.
- ↑ تمیم داری، عرفان و ادب در عصر صفویه، ج1، ص 340.
- ↑ مهدوی، تذکرةالقبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص 326.
- ↑ مهدوى، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص617؛ نیشابوری، تذكرةالاولياء، پرويـزى؛ کتابی، رجـال اصـفهان، ص 213؛ هدایت، رياض العارفين، ص 123؛ مدرس تبریزی، ريحانةالادب، ج2 ،ص375؛ نائبالصدر، طرايق الحقايق، ج3، ص 183؛ مهدوی، سيرى در تخت فولاد، ص226.
- ↑ مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد، دانشنامه تخت فولاد، ج1، صص 382-380.
منابع
- لطفی، عليرضا (حامد اصفهانی)، تذكره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، اصفهان، سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۹۰.
- مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶.
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج۱، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، ۱۳۸۹.