این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

محمد بن حسن بن فورک اصفهانی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابوبکر محمد بن حسن بن فورک اصفهانی، مشهورترین فرد خاندان ابن فورک و خود از فقها و محدّثان بزرگ شافعی در قرن چهارم هجری است.

زندگینامه

در حدود سال 330ق متولّد شده، و در بصره و بغداد تحصیل کرد. علم کلام را به آیین اشعریان از ابوالحسن باهلی[۱] و حدیث را از عبداللّه بن جعفر اصفهانی، ابومحمّد بن فارس و ابن فرزاد اهوازی آموخت.[۲] ابن فورک در ادب، کلام و نحو و خطابه، مهارت بسزایی داشت. چندی در بصره و بغداد و شیراز به تدریس مشغول بود. سپس به ری رفت، و چون در مذهب اشعری سخت متعصّب بود، مخالفین اشعری به مخالفت او برخاسته، و او را آزار کردند؛ لذا او به نیشابور رفته، ابوالحسن محمّد بن ابراهیم سیمجور (م 377ق) حاکم خراسان برای او مدرسه ای ساخت.[۳]

وی چندی در نیشابور به تدریس پرداخت، و سپس به دعوت سلطان محمود غزنوی برای مناظره با بزرگان فرقه کرامیّه به غزنه رفت، و بر کرامیّه پیروز شد؛ امّا در بازگشت به نیشابور، وفات یافت، و گفته شد که کرامیّه، او را مسموم ساخته اند.[۴]ابوبکر بیهقی، ابوالقاسم قشیری و ابوبکر احمد بن علیّ بن خلف از شاگردان او هستند.[۵]

آثار

تعداد تألیفاتش را در اصول دین و فقه و معانی قرآن، حدود یک صد جلد نوشته اند که از آن جمله است: 1. اسماء الرّجال 2. الاملاء فی الایضاح، نسخه خطّی آن در واتیکان موجود است 4. حلّ الآیات المتشابهات، در کتابخانه عاطف در استانبول وجود دارد. 5. رساله فی علم التّوحید 6. الحدود، در اصول 7. غریب القرآن، در کتابخانه سلیم آغا اسکیدار در استانبول موجود است[۶] 8. مشکل الحدیث و غریبه، که در حیدرآباد هند به طبع رسیده است[۷] 9. طبقات المتکلّمین.[۸]

وفات

پس از وفات او در سال 406ق پیکرش را به نیشابور برده، در محلّه حیره دفن کردند.[۹] [۱۰]

پانویس

  1. دانشنامه ایران و اسلام، ج6، صص768-769، تبیین کذب المفتری، ص232.
  2. فرهنگ نامه پارسی، ج1، صص615 -616.
  3. رساله قشیریّه، ترجمه فارسی، ص26.
  4. دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.
  5. تاریخ نیسابور، ص7.
  6. الاعلام، ج6، ص83.
  7. دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.
  8. مرآه الجنان، ج2، ص304؛ و نیز: الکنی و الالقاب، ج1، ص380؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص128- 129.
  9. ریحانه الادب، ج8، صص142- 143.
  10. مهدوی، اعلام اصفهان، ج 1 ، صص 193- 194.

منبع