این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
تخت فولاد
قبرستان تخت فولاد با مساحت تقریبی ۷۵ هکتار در حاشیه جنوبی رودخانه زاینده رود اصفهان و در انتهای یکی از محورهای تاریخی شمالی – جنوبی شهر واقع شده است. این گورستان تاریخی به دلیل وسعت، کثرت مشاهیر مدفون در آن و وجود ابنیه ارزشمند تاریخی یکی از مهمترین محوطههای تاریخی و فرهنگی ایران محسوب میشود.
مشخصات مکان | |
---|---|
نام | تخت فولاد |
نامهای دیگر | لسان الارض، بابارکن الدین |
کشور | ایران |
شهر | اصفهان |
دوره ساخت | پیش از اسلام |
کاربری | قبرستان، موزه |
موقعیّت جغرافیایی
در جنوب شرقی شهر اصفهان یکی از مهمترین گورستان های تاریخی جهان اسلام با گنجینه ای ارزشمند از مقابر و مشاهد بزرگان قرار گرفته است. این گورستان در کنار مزاراتی چون گورستان بقیع در مدینه منوّره، قبرستان ابوطالب در مکّه مکرّمه و گورستان وادی السلام در نجف اشرف از مهمترین و متبرّک ترینِ مراقد جهان اسلام محسوب می شود.
مساحت مزار تخت فولاد اکنون حدود 75 هکتار است که از شمال به خیابان میر از جنوب به خیابان سعادت آباد و محوطه دانشکده ی پرواز و از شرق به خیابان سجاد و خیابان بهار و از غرب به خیابان مصلی(آب 250) محدود می شود. همچنین بقعه میرزا رفیعا و تکایای بروجردی و ریزی در حاشیه جنوبی خیابان سعادت آباد قرار دارند.[۱]
وجه تسمیه ی تخت فولاد
از این گورستان در کتب تاریخی به نام های لسان الارض، بابارکن الدین و تخت فولاد یاد شده است. امروزه مجموعه مزارات این گورستان عظیم را تخت فولاد می نامند و وجه تسمیه ی آن را می توان به واسطه ی وجود عبادتگاه و قبر بابا فولاد حلوایی(متوفّی 959 هجری) در تکیه مخابرات واقع در مرکز مخابرات فیض امروزی دانست که سنگ قبر این(عارف، عالم) یکی از مهمترین علل نامگذاری این قبرستان به «تخت فولاد» ذکر شده است.
از دیگر دلایلی که در وجه تسمیه ی این قبرستان نقل می کنند آن است که این قبرستان در گذشته تا کنار پل خواجو وسعت داشته است و از آنجا که در گذشته به جای پل خواجو سنگ هایی با فاصله وجود داشته که روی آن تخته می گذاردند و از آن عبور می کردند شاید کلمه تخت فولاد تغییر شکل یافته ی لغت «تخته پل ها یا تخته پل لاد» باشد. یعنی پُلی که از تخته درست شده است. «لاد» در فارسی به معنی بنا و «پل» هم در اصل «پول» است. مثل کلمه ی دزفول(دزپول).[۲]
این نظریه نیز تا حدودی قابل پذیرش است. زیرا نام بسیاری از مکان ها و شهرهای تاریخی ایران در نتیجه ی تحریف لغات و گذشت زمان ایجاد شده است.
تخت فولاد در ادوار تاریخ
پیشینه ی این گورستان به واسطه ی وجود قبر منسوب به یوشع نبی از پیامبران بنی اسرائیل در تکیه ی لسان الارض به دوران پیش از اسلام می رسد. هرچند وجود مقبره ی یوشع بن نون وصی حضرت موسی در فلسطین احتمال وجود قبر این پیامبر الهی را در لسان الارض ضعیف می کند امّا شاید بتوان گفت، این مقبره متعلّق به یکی از بزرگان یا صالحین بنی اسرائیل است.[۳]
آثار دیگری از دوران پیش از اسلام در این گورستان به دست نیامده است. تا دو دهه ی پیش لسان الارض با دیواری کهنه محصور بود که به گفته ی برخی از کارشناسان میراث فرهنگی در بعضی قسمت های آن آثار آجری سبک دیلمی به خوبی آشکار بوده است.
از وضعیت تخت فولاد در قرون پنجم تا هفتم هجری اطلاعات زیادی در دست نیست. لیکن کشف تعدادی سنگ قبر با خطوط کوفی و نسخ با تاریخ های 567 و 686 هجری نشان از قدّمت آن به این دوره ی تاریخی دارد. چنانکه در خبری دیگر نیز از دوره سلجوقیان اشاره به این قبرستان و بناهای مجلل موجود در آن شده است.[۴]
از قرن های هفتم تا دهم هجری مزار تخت فولاد یکی از جایگاه های عبادت و ریاضت بوده است که عرفا و زهّادی همچون بابارکن الدین و بابا فولاد در آنجا برای خود عبادتگاه ساخته و به راز و نیاز مشغول بودند.
در قرن هفتم و هشتم هجری عدّه ای از عرفای بزرگ که به «بابا و یا عمو» شهرت داشتند در این زمین متبرّک ساکن بوده اند که مشهورترین آنان «بابا رکن الدین» عارف متوفّی 769 هجری است که مزار وی مورد توجّه و عنایت علمای بزرگی همچون شیخ بهایی و مولی محمّدتقی مجلسی و آیت اللّه سیّد عبدالکریم کشمیری و حاجی کلباسی بوده است. بابا رکن الدین در عبادتگاه خویش مدفون گردید و پس از دفن وی در این محل، آن را مزار بابا رکن الدین می گفتند.[۵]
پس از دفن بابا رکن الدین تا عهد صفویه گاهی بزرگانی در این مکان دفن می شدند امّا یقیناً گورستان رسمی شهر اصفهان محسوب نمی شده است. زیرا مردم اموات خویش را در همان محلّه ی خویش دفن می کردند که برخی از بقایای قبرستان های متفرقه در محلّات اصفهان را امروز هم می توان مشاهده کرد. امّا از دوره ی صفویه به دلیل رشد بافت شهری اصفهان، بقاع و تکایای بیشتری در این قسمت از شهر ایجاد گردید و به بزرگترین گورستان شهر اصفهان تبدیل شد.[۶]
برخی مورّخان معتقدند که تخت پولاد یک محلّه مسکونی بوده و گورستان کنار آن را مزار بابا رکن الدین می خواندند.[۷]
با گسترش این گورستان و اتّصال آن به محلّه ی تخت فولاد نام آن گورستان به تخت پولاد تغییر می کند.
در دوره ی شاه عباس دوم تغییر و تحوّلات فراوانی در محدوده ی تخت فولاد صورت گرفت. شاه عباس دوم به منظور توسعه ی شهر اصفهان به بخش جنوبی اصفهان توجه ویژه نمود. زرتشتیان که در جنوب پل تاریخی حسن آباد(خواجو) ساکن بودند از این مکان به جنوب جلفا منتقل شدند و با انتقال زرتشتیان به دستور شاه، کاخ ها و باغ هایی در این قست شهر پدید آمد که برخی از مهمترین آنها عمارت های هفت دست، آئینه خانه، قصر نمکدان و باغ گلستان و باغ سعادت آباد بود.
وی هم چنین دستور ایجاد چهارباغی در جاده اصفهان به شیراز را می دهد. این چهارباغ که از جنوب پل حسن آباد آغاز می شد و به دروازه تخت پولاد ختم می شده به چهارباغ گبرآباد معروف بوده و شامل باغ کاج، باغ مستوفی، باغ نگارستان و باغ انارستان بوده است.
تخت فولاد در دوره ی شاه عباس دوم چنان رونق یافت که مهمانسراهای متنوع، خانقاه، تکایا و باغ های متعدّد در آن به وجود آمد و دو یخچال بزرگ یخ که آب خنک زائرین قبور را تأمین می کرد ساخته شد.[۸]
امّا این رونق با سقوط دولت صفویّه و هجوم افاغنه به اصفهان پایان یافت و روی به ویرانی نهاد و تنها در مقاطعی از دوره ی قاجاریه روی آبادانی به خود دید. در اوایل دوره ی قاجار تخت فولاد روستای کوچکی بیشتر نبود و به دلیل وجود باغات متعدّد و سرسبز از نقاط باصفای خارج شهر اصفهان محسوب می شد. گورستان تخت فولاد نیز در کنار این روستا و خارج از برج و باروی شهر اصفهان قرار داشت.
در دوره ی عبداللّه خان امین الدوله(فرزند حاج محمّدحسین خان صدر اصفهانی)، چهارباغ گبرآباد صفوی احیا و از آن پس به چهارباغ امین آباد معروف گردید، در دوره ی ظِلّ السّلطان بسیاری از بناهای صفوی در اصفهان تخریب و از بین رفت. امّا در همین دوره، سلیمان خان رکن الملک نایب الحکومه ی اصفهان اقدام به ساخت مسجد و آب انبار رکن الملک در محدوده ی تخت فولاد نمود.
در دوره ی معاصر خیابان فیض بر بقایای چهارباغ صفوی بنا شد. باغ های اطراف خیابان به تدریج به زمین های کشاورزی تبدیل گردید که تا سال 1335 شمسی این زمین ها موجود بود و از این دوره به بعد با رشد جمعیّت، زمین های کشاورزی و بقایای عمارت ها و باغ های صفوی تخریب و به محلّه های مسکونی تبدیل شدند و پس از مدّتی این بخش نیز به یکی از محلّات مسکونی شهر اصفهان تبدیل گردید.
در درون محدوده ی تخت فولاد به تدریج تکیه ها و مقبره های خصوصی ساخته شد و قسمت های زیادی از آن در تصرّف ادارات دولتی و شخصی برای ساختن خانه های خصوصی درآمد. این روند تا سال 1363 ه . ش. ادامه داشت و در این تاریخ دفن مرده ها در این محدوده از شهر ممنوع گردید. در سال 1373 ه . ش محدوده تخت فولاد نیز به عنوان آثار ملی ایران ثبت شد.
در حال حاضر مجموعه ی تاریخی فرهنگی - مذهبی تخت فولاد متعهّد به مرمّت، بازسازی و احیای این مزار مقدّس گردیده است.
جلوه های معنوی-عبادی در تخت فولاد
این سرزمین در طول زمان یکی از متبرّک ترین و مقدّس ترین مزارات جهان اسلام در ادوار گوناگون تاریخی بوده است و از جهات معنوی مورد توجّه علما و مردم بوده و هست. وجود قبر منسوب به یوشع نبی((ع)) و روایاتی که در منابع درباره لسان الارض آمده بر قداست این سرزمین افزوده و علاوه بر این تخت فولاد عبادتگاه بسیاری از علما و عرفا در طول تاریخ بوده است.
وجود مصلّای بزرگ شهر، تکایا و بقاع متعدّد و سرانجام مزار شهیدان انقلاب اسلامی در سال های اخیر، این گورستان را به عنوان مکانی معنوی مورد توجّه و احترام مردم قرار داده است. برگزاری جلسات دعا و نیایش های گوناگون همچون دعای کمیل در شب های جمعه در مساجد و بقاع تخت فولاد بر تبرّک و قداست آن افزوده است. چنان که مردان و زنان بزرگی در تخت فولاد شب را تا صبح به احیاء و دعا سپری می کرده اند.
در منابع دوره ی قاجاریه آمده است: زمانی که اصفهان دچار قحطی و خشکسالی می شد علما در تخت فولاد نماز استسقاء می خواندند و از خدا طلب باران می نمودند. پس از پایان عبادت، خداوند باران را بر مردم نازل می کرد.[۹]
برپایی نمازهای عید در مصلّای تخت فولاد به اعتبار معنوی آن افزوده است. وجود بقاع و تکایا و مقابر عرفا و علما و دانشمندان بزرگ شیعه به عنوان مرکز معنوی و عبادی تخت فولاد همواره نظر مؤمنان را به سوی خود جلب می کند.
کثرت مشاهیر مدفون در آن
این خاک مقدّس مدفن شمار فراوانی از مشاهیر، هنرمندان، علما و عرفای برجسته در طول تاریخ شکل گیری آن بوده است که مردم همواره برای زیارت و بهره جستن از برکات این بزرگان به آن توجّهی خاص داشته اند.
از جمله تکایای مشهور در تخت فولاد اصفهان تکیه های زیر هستند که نخبگان علمی مدفون در آنها از بزرگان عصر خویش بوده اند.
- تکیه میرفندرسکی
- تکیه خوانساری
- تکیه میرزا محمّدباقر چهارسوقی
- تکیه میرزا رفیعا
- تکیه خاتون آبادی
- تکیه سیّدالعراقین
- تکیه فاضل سراب
- تکیه واله
- تکیه آباده ای
- تکیه تویسرکانی
- تکیه جهانگیرخان
- تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی
- تکیه بروجردی
- تکیه ایزدگشسب
- تکیه شیخ مرتضی ریزی
- تکیه مَلِک
- تکیه گلزار
از جمله عرفا، فلاسفه، فقهای شیعه و هنرمندان این تکایا می توان به افراد زیر اشاره کرد.
- بابا رکن الدین(متوفّی 769 ه . ق.)
- ابوالقاسم میرفندرسکی(متوفّی 1050 ه . ق.)
- میرزا رفیعا نائینی(متوفّی 1082 ه . ق.)
- آقا حسین خوانساری(متوفّی 1098 ه . ق.)
- میر محمّداسماعیل خاتون آبادی صاحب تفسیر کبیر(متوفّی 1116 ه . ق.)
- آقا جمال الدّین خوانساری(متوفّی 1122 ه . ق.)
- مولانا محمّد بن عبدالفتاح تنکابنی مشهور به فاضل سراب(متوفّی 1124 ه . ق.)
- بهاءالدین محمّد اصفهانی معروف به فاضل هندی(متوفّی 1135 ه . ق.)
- درویش عبدالمجید استاد خط شکسته(متوفّی 1185 ه . ق.)
- حکیم آقا محمّد بیدآبادی(متوفّی 1197 ه . ق.)
- حاج صادق تخت فولادی(متوفّی 1290 ه . ق.)
- آقا محمّدکاظم واله اصفهانی(متوفّی 1299 ه . ق.)
- محمّدحسین عنقا ملقّب به ملک الشعراء(متوفّی 1308 ه . ق.)
- آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی صاحب روضات الجنات(متوفّی 1313 ه . ق.)
- جهانگیرخان قشقائی(متوفّی 1328 ه . ق.)
- حاج میرزا آقا امامی هنرمند مینیاتوریست(متوفّی 1375 ه . ق.)
- سیّد محمّد صدرهاشمی نویسنده و مورّخ(متوفّی 1384 ه . ق.)
و از بانوان
- مریم بیگم معروف به «مادر شاهزاده»(متوفّیه 1246 ه . ق.)
- شهربانو دختر شیخ محمّدتقی رازی
- نسمه خاتون دختر شیخ جعفر کاشف الغطاء
- بانو نصرت السادات امین(بانوی مجتهده جهان اسلام)(متوفّیه 1403 ه . ق.)
وجود بیش از هزار تن از مشاهیر مدفون در این مجموعه یکی دیگر از دلایل اهمیّت این گورستان است.
تنوع طرح و سبک معماری بناها در دوره های گوناگون تاریخی
گورستان تاریخی تخت فولاد با تعداد زیادی از تکایا، مقابر، مساجد، آب انبارها، کاروانسراها، سنگ آبها و سقّاخانه ها با سبک معماری و تنوع در نقشه و طرح آنها از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. تکایای موجود در این مجموعه را از نظر تاریخی می توان به چهار دوره تقسیم کرد:
1 - دوره ی صفوی
از این دوره هفت تکیه ی: بابا رکن الدین، خوانساری، میرزا رفیعا، خاتون آبادی، میرفندرسکی، فاضل سراب و آقا رضی باقی مانده است.
مجموعه تکایای دوره صفوی از معماری نقشه و تزئینات خاصی برخوردار بوده اند، به ویژه اینکه تنوع پلان و معماری این تکایا را در کمتر بناهای دیگر اصفهان می توان مشاهده کرد.
2 - دوره قاجار
تکایای به جای مانده از دوره ی قاجار بیست عدد است که مهمترین آنها عبارتند از تکیه های شیخ محمّد تقی رازی، آقا محمّد بیدآبادی، میرزا ابوالمعالی کلباسی، تویسرکانی، حاج محمّدجعفر آباده ای، سیّدالعراقین، حاج آقا مجلس و کازرونی و... .
معماری این تکایا با معماری بناهای دوره صفوی شباهت هایی دارد. نقشه ی پاره ای از این بناها از داخل و خارج دارای پلانی هشت ضلعی است که گاه با استفاده از هشت ستون سنگی در داخل بقاع اصلی و گنبد با واسطه بر روی آنها قرار گرفته و در تزئینات این تکایا از گچ بری، کاشی، خشت، معرّق و معقلی(آجر و کاشی) با نقوش زیبا و متنوع استفاده شده است.
3 - دوره ی پهلوی
تکایای دوره ی پهلوی بالغ بر هفده تکیه است که از مشهورترین آنها می توان به تکایای بروجردی، معارفی، گلزار، مقدّس، حجت نجفی، کرمانی اشاره نمود. از اواخر دوره ی قاجاریه روند خصوصی سازی و خانوادگی شدن تکایای تخت فولاد رشد بیشتری یافت.
4 - دوره ی جمهوری اسلامی
در این دوره مقابر و بقاع بسیاری در تخت فولاد تأسیس و مرمت شده است که با استفاده از پلان و معماری سنتی احداث و با تزئینات کاشیکاری نیز آراسته شده اند. آرامگاه بانو امین، آرامگاه شهید شمس آبادی، آرامگاه حاج آقا رحیم ارباب، آرامگاه شهید اشرفی اصفهانی، آرامگاه فاضل هندی، آرامگاه ملاّ اسماعیل خواجویی، آرامگاه جهانگیرخان قشقایی و مزار با برکت گلستان شهدا که با بیش از 7300 شهید در این سرزمین مقدّس شکل گرفته و گسترش یافته است و شهدای عزیز بسیاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس در این تکیه آرمیده اند.
عناصر برجسته ی معماری تخت فولاد
الف ) مساجد
در تخت فولاد که محلّی آرام و خلوت برای عبادت بود مساجدی از دوره صفوی به بعد ایجاد گردید که هریک از لحاظ معماری دارای ارزش و اهمیّت است. مساجد تاریخی موجود تخت فولاد عبارتند از:
1) مسجد میر محمّد اسماعیل خاتون آبادی
2)مصلی که در زمان صفویه اهمیّت فراوان داشته و جهت نماز استسقاء و در برخی اعیاد مردم در آن جمع می شدند. مقصوره ی کوچک این مسجد مربوط به زمان آق قویونلو بوده که به مرور زمان تخریب گردیده و در دوره ی قاجاری تعمیرات کلّی شده است.
3) مسجد تکیه ی کازرونی.
4) مسجد رکن الملک(ساخت 1318 ه . ق.) که گنبد و شبستان و سر در ورودی آن از آثار زیبای معماری موجود در تخت فولاد است.
ب ) آب انبارها
از آنجا که آب چاه های تخت فولاد شور مزه و عمق دست یابی به آب در این منطقه زیاد بوده است ناگزیر به استفاده از آب انبار بوده اند. معماری آب انبارهای تخت فولاد نشان می دهد که از آب مادی هایی که در منطقه تخت فولاد جاری بوده، پُر می شده اند و در تابستان و خشکسالی ها از آب انبارهای موجود استفاده می شده است. آب انبارهای تاریخی و هنری تخت فولاد عبارتند از:
1) آب انبار تکیه کازرونی
2) آب انبار مسجد رکن الملک
3) آب انبار مسجد مصلّی. مربوط به دوره قاجاریه و تاریخ آن به حدود 1290 ه . ق. می رسد
4) آب انبار تکیه ی لسان الارض که مربوط به دوره صفویه و شاید قبل از آن دوره می باشد.[۱۰]
ج ) مادی ها
برای مشروب کردن اراضی و باغات در محلّه تخت فولاد چند مادی از زاینده رود آب می گرفته است.
مادی آب دویست و پنجاه که شاخه ای از مادی شایج بوده است. مادی شایج از مقابل کوه دنبه در غرب اصفهان از رودخانه جدا می شده و دیه های مهم دستگرد، حسین آباد، فرح آباد، سیچان و کوله پارچه را مشروب می کرده است. در وجه تسمیه این مادی گفته اند که چون 250 جریب از اراضی باغ سعادت آباد و گبرآباد از این نهر سهم می برده به این نام شهرت یافته است.[۱۱]
آب انبار مسجد رکن الملک و آب انبار کازرونی را این مادی پر می کرده است. نهرهای مشهور دیگر «جوی سیاه»، «جوی سفید»، بوده که آب، آب انبارهای مصلّی و لسان الارض را تأمین می کرده ولی پس از صفویه این نهرها خشک شده است.[۱۲]
به این ترتیب مادی های تاریخی از دیگر گنجینه های تاریخی تخت فولاد محسوب می شود.
د ) سنگاب ها و سقاخانه ها
مؤمنین به سبب سیراب نمودن تشنگان و یادآوری مظلومیّت و تشنگی غمبار حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) و به قصد پاداش اخروی سنگاب و سقاخانه ها را می ساختند. در تخت فولاد نمونه هایی از این آثار هنری ارزشمند وجود دارد که از نظر تاریخی و هنری ارزش و اهمیّت فراوانی دارند: سقاخانه ی ارزشمند تکیه های میر، کازرونی، آغاباشی و سنگاب های تاریخی تکیه های بابا رکن الدین، آباده ای، شیخ محمّدتقی رازی و میر از این جمله اند.
«تفاوت سقاخانه و سنگاب در آن است که آب سقاخانه ها از چاه حفر شده در کنارش تأمین می شد. ولی آب سنگاب را از محل دیگری با ظرف حمل و به داخل آن می ریختند. علاوه بر این سقاخانه از حرمت و تقدّس ویژه ای نزد مردم برخوردار بوده اند و حال آنکه سنگاب ها چنین ویژگی را ندارند.»[۱۳]
وجود این آثار ارزشمند نشان از هویت عظیم و گرانبهای تاریخی تخت فولاد دارد.
ه ) کاروانسرای تخت فولاد
این بنا متعلّق به عصر صفوّی بوده و در مسیر راه اصفهان به شیراز قرار داشت. بانی آن اسفندیار بیگ ترکمان از سرداران شاه عباس صفوّی بود. و از آنجا که در عصر قاجار توسط حاج محمّد ابراهیم ملک التّجار مورد تعمیر قرار گرفت به نام کاروانسرای «ملک» هم خوانده می شود. مساحت این کاروانسرا حدود 2700 متر مربع می باشد.
این بنا محل استراحت کاروان های تجاری بوده، بنا از نوع چهار ایوانی است و سردر باشکوه بنا با ارتفاع بلند و آجرکاری زیبایش خودنمایی می کند. امّا از دوره ی قاجار به بعد به انبار کالاهای گوناگون تبدیل شد. از اساسی ترین مشکلات و مسایل این بنا وضع حقوقی آن است. زیرا که تولیت و نظارت دقیقی بر این بنا اعمال نمی شود.
از این رو به مغازه های شخصی افراد مختلف تبدیل گردیده است. که به دلیل شاخص بودن بنا و قدمت تاریخی آن باید در حفظ، مرمّت و بازسازی آن اقدام شود.[۱۴]
4) جلوه های هنری در تخت فولاد
تخت فولاد در ادوار گوناگون تاریخی تجلّی گاه زیباترین شاهکارهای هنری بوده است. این مکان روزگاری بزرگترین خوشنویسان، حجّاران و هنرمندان را به خود جذب می کرد تا در آن از هنر خطاطی بی نظیر میرعماد در تکیه میرفندرسکی و آقا محمّدباقر سمسوری در تکیه مادرشاهزاده تعلیم گیرند. برخی از وجوه زیبای هنری در تخت فولاد عبارتند از:
الف ) نقوش و نمادها
تخت فولاد آلبوم بی نظیری از نقوش تزئینی و نمادی است. نقوش تزئینی شامل نقوش گل و بوته، گل و بلبل، گل و گلدان، طرح های اسلیمی و.... که هم در تزئینات کاشی کاری و گچ بری و هم در تزئین سنگ های قبور به زیبایی و ظرافت تمام نمایان است.
نقوش نمادین که بیشتر در سنگ قبرها مشاهده می شود شامل: نقش «ابزار» که بیانگر شغل متوفّی بوده، «سرو» نشان جاودانگی، نقش «مهر و تسبیح و شانه» نشانه ایمان و پاکیزگی فرد متوفّی بوده است. هدف از تمامی این نقوش و نمادها آن است که آمرزش روح و روان فرد متوفّی انجام گیرد. که به عنوان مثال می توان به نقاشی های حجّاری تکیه ی خوانساری اشاره نمود.
از دیگر عناصر نمادین تخت فولاد وجود شیرهای سنگی بر روی برخی از قبرها است که اغلب بر سر قبر پهلوانان به نشان از رشادت و پهلوانی فرد متوفّی قرار می گرفته است.
ب ) خوشنویسی، کتیبه ها و سنگ نوشته ها
هنر خوشنویسی از دیگر عناصر هنری در تخت فولاد به زیبایی تجلّی یافته و در دو بخش مورد توجّه است:
الف ) کتیبه نویسی: نمونه های نفیسی از کتیبه ها، از جمله کتیبه ی خط میرعماد الحسنی در تکیه ی میرفندرسکی. کتیبه ی سردر تکیه آباده ای به خط میرزا فتح اللّه جلالی. کتیبه ی سردر ورودی بقعه ی بابا رکن الدین به نام شاه عباس اوّل که به خط ثلث سفید بر زمینه ی کاشی لاجوردی نوشته شده است.
کتیبه های دیگری از محمّدتقی بن محمّد ابراهیم اصفهانی، طرب بن همای شیرازی، محمّد صالح اصفهانی، میرزا حسینقلی کتیبه نویس اصفهانی، عبدالحسین قدسی، محمّدحسین ضیاء اصفهانی، محمّدتقی صحّاف و حبیب اللّه فضائلی و کتیبه های بقعه ها و تکایای گوناگون تخت فولاد، مدرسه و مسجد رکن الملک و دیگر بناهای این گورستان، زینت بخش این سرزمین و بناهای آن است.[۱۵]
ب ) سنگ نوشته ها: نمونه های زیبا و منحصر به فرد سنگ نوشته از آثار هنرمندان خوشنویس در تخت فولاد موجود است. برای مثال خط محمّدباقر سمسوری در سنگ مزار مریم بیگم دایه ی سیف الدوله(مادرشاهزاده)، خط محمّدحسین ضیاءِ اصفهانی در سنگ مزارهای
1- شیخ محمّدتقی رازی
2- حوری نساء بیگم(تکیه خوانساری)
3- محمّد رحیم شیخ الاسلام(تکیه خوانساری)
4- آخوند ملاّ مهدی قُمْبَوانی(تکیه فاضل هندی)
5- خط بسیار زیبا و بی نظیر آقا محمّدکاظم واله اصفهانی در سنگ مزار خودش
6-خط زین العابدین سلطانی معروف به اشرف الکتّاب در سنگ مزار ابوالحسن سلطان الاطباء در تکیه ی مادرشاهزاده
7-خط حسام الواعظین در سنگ مزار سیّد عبدالحسین سیّدالعراقین نمونه ای از هزاران سنگ نوشته ی زیبای موجود در تخت فولاد می باشد.
8- خط افسر در کتیبه سردر آب انبار مسجد مصلی
شاهکارهای حجّاری را در قبور موجود در تکیه های تخت فولاد به وفور می توان مشاهده نمود. حجاری کم نظیر سنگ قبرها، بیانگر مهارت سنگ تراشان هنرمند اصفهانی است. آری خداوند خلاقیّتی به هنرمندان سنگ تراش بخشیده که از سنگ چنین اثری جاویدان پدید آورد.
ج ) شعر(ماده تاریخ)
یکی دیگر از شاهکارهای هنری و ادبی تخت فولاد ماده تاریخ های بی شمار سنگ قبور است. در این ماده تاریخ ها جهات مختلف زیباشناختی، جامعه شناختی و فرهنگ عامیانه را می توان مشاهده کرد.[۱۶]
اشعار شاعرانی چون رفیق اصفهانی، صهبا، خادم، کفّاش، واله، محمّدطلعت اصفهانی، حاج میرزا سلیمان خان شیرازی، طرب بن همای شیرازی، ملّا محمّدحسین ضیاءِ اصفهانی، جابری انصاری از جمله آثار هنری به جای مانده در تخت فولاد است.
به عنوان مثال می توان به اشعار آقا محمّدکاظم واله در سنگ مزار آقا محمّد بیدآبادی و یا اشعار ضیاءِ اصفهانی در سنگ مزار شیخ محمّدتقی رازی نمونه ای از صدها مورد اشعار موجود در سنگ نوشته های تخت فولاد اشاره کرد.
با مطالعه ی این اشعار می توان به نکات و ظرایف گوناگونی از حیات علمی، فرهنگی و اجتماعی مدفونین در این مزار پی برد. محتوای این اشعار دعا و نیایش، توصیف فضایل اخلاقی و در ستایش متوفّی و یادآوری بی وفایی دنیا و همچنین عباراتی هشداردهنده و بیم دهنده آدمی است.
پانویس
- ↑ عقیلی، تخت فولاد اصفهان، ص16
- ↑ همایی، تاریخ اصفهان (مجلد ابنیه و عمارات)، ص 458
- ↑ تحقیقی درباره این موضوع توسط محققان مجموعه فرهنگی - مذهبی تخت فولاد صورت گرفته است.
- ↑ نور صادقی، اصفهان، ص 16 .
- ↑ مهدوی، سیری در تخت فولاد اصفهان، ص 24 .
- ↑ بهشتیان، بخشی از گنجیه آثار ملی اصفهان، ص 44.
- ↑ جابری انصاری، تاریخ اصفهان و ری، ص 220.
- ↑ شاردن، سفرنامه(قسمت اصفهان)، ترجمه حسین عریضی، ص 157 .
- ↑ جابری انصاری، تاریخ اصفهان، ص 283 .
- ↑ مهدوی، سیری در تخت فولاد، ص 34 .
- ↑ مهریار، فرهنگ جامع نام ها و آبادی های کهن اصفهان، ص 510.
- ↑ اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، ص 42 .
- ↑ دادمهر، سقاخانه ها و سنگاب های اصفهان، صص 47 46 و 155 .
- ↑ رساله ای جامع در خصوص این کاروانسرای تاریخی توسط آقای نیما ولی بیک از دانشگاه هنر اصفهان نوشته شده که در مجموعه تاریخی، فرهنگی - مذهبی تخت فولاد موجود است.
- ↑ میر خلف، جلوه های هنر در تخت فولاد اصفهان، مجله میراث جاویدان، سال دهم، پاییز و زمستان 81 ، ص 24.
- ↑ میرخلف، همان مأخذ، ص 24 .
منبع
- عقیلی، احمد، تخت فولاد اصفهان، زیرنظر اصغر منتظر القائم؛ با همکاری مجموعه تاریخی فرهنگی و مذهبی تخت فولاد (دانشنامه تخت فولاد اصفهان)، چاپ دوم، اصفهان، کانون پژوهش، 1385.