این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
عبدالرزاق نوری صفا
شیخ عبدالرزاق نوری صفا، فرزند صفر علی، عالم ربانی و عارف متقی بود.وی از فعالان پس از انقلاب و جنگ تحمیلی به شمار می آمد.
زندگی نامه
ولادت
عبدالرزاق نوری صفا در ۲ آذر ١٣٣٤ش در کربلا به دنیا آمد.[۱]
کودکی و نوجوانی
در همان دوران کودکی پدر خود را از دست داد. در دوازده سالگی دولت عراق ایرانیان مقیم این کشور را بخصوص آنهایی که در جوار حرمین نجف و کربلا سکونت گزیده بودند، مجبور به ترک عراق نمود که این گروهها پس از ورود به ایران در اردوگاه مستقر شدند. شیخ عبدالرزاق نیـز بـه اتفاق خانواده به ایران مهاجرت نمودند پس از مدتی به مجاورت آقا علی ابن موسى الرضا (علیه السلام) درآمده و در مشهد ساکن شدند.
تحصیلات
وی تحصیل را در مدرسه حافظ القرآن شروع کرد و همزمان نیز در مدرسه ایرانیان مقیم کربلا درس میخواند و از علوم جدید نیز بهره گرفت. در طول سکونت در مشهد وی ارتباط نزدیکی با حوزه علمیه و مراجع بزرگ مشهد پیدا کرد و ضمن تحصیل علوم دینی نقش مهمی نیز در اجرای برنامههای انقلابی حوزه علمیه مشهد ایفا نمود. در این زمان بود که وی به دلیل فعالیتهای انقلابی دستگیر و روانه زندان شد. [۲]
پس از آزادی از زندان به شهر اجدادی خود یعنی اصفهان مهاجرت نمود و مدتی نیز در اصفهان سکونت کرد و در ضمن به فعالیتهای انقلابی خود ادامه داد. وی در حالی که هنوز چهارده سال بیشتر نداشت، بـه همـراه خانواده برای بار دوم عازم عراق شد و در کربلا ساکن و پس از مدت کوتاهی به ایران بازگشت و در اصفهان استقرار یافت. وی پس از خدمت سربازی برای تأمین مخارج زندگی به حرفهٔ خیاطی پرداخت و تا سال ۱۳۵۷ش و اوج گیری مبارزات مردمی علیه طاغوت در فعالیتهای براندازی رژیم پهلوی مشارکت گسترده ای داشت.
اساتید
شیخ عبدالرزاق در این مدت تحصیلات علوم دینی خود را نزد علمایی بزرگ بهره گرفت، همچون:
- اشتهاردی
- جوادی آملی
- وجدانی
- گلپایگانی
آثار و فعالیتها
فعالیتها
نوری صفا پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای خدمت رسانی به محرومان به عضویت جهاد سازندگی درآمد و در مناطق محروم کشور به ارائه خدمت فرهنگی و عمرانی مشغول شد. وی در مبارزه با گروه های ضدانقلاب در قالب گروه ضربت راهی مناطق شمالی و بندرانزلی شد و حدود چهار ماه مشغول فرونشاندن بلوای منافقین بود با شروع جنگ تحمیلی راهی مناطق جنوب و غرب شد و در ابتدا با ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران به همکاری پرداخت. او در طول هشت سال دفاع مقدس در جبهههای حق علیه باطل حضوری مستمر داشت.
سال ۱۳۵۹ ش مسؤولیت اردوگاه شهید علم الهدی در اصفهان با او بود این اردوگاه پذیرای حدود ده هزار نفر از مهاجرین جنگی بود و هم زمان تا سال ١٣٦١ش ستاد تبلیغات جهاد سازندگی اصفهان در جبهه های جنوب را که در اهواز مستقر بود رهبری می کرد. از سال ١٣٦١ش به منطقه جنوب عزیمت نمود و همین زمان بود که مسؤولیت دفتر امام جمعه و سرپرستی آموزشی عقیدتی سپاه جهاد سازندگی شوشتر را به عهده می گیرد. در سال ١٣٦٢ش به عنوان مسؤول آسایشگاه جانبازان شهید مطهری اصفهان رهسپار این شهر شده و بیش از یک سال در این سمت به جانبازان خدمت می نماید. وی در قسمتی از وصیت نامه خود می نویسد: «هرگز در عمرم نتوانستم خوب عبادت کنم جز مدت حضور در جبهه و خدمت نزد جانبازان انقلاب.
در سالهای ١٣٦٣ و ١٣٦٤ در منطقه کردستان و بخصوص در شهر قروه از مناطق حساس و استراتژیک غرب کشور به خدمت پرداخت و سپس به جبهههای جنوب رفته و تا سال ١٣٦٧ تمام مدت را در تیپ قمر بنی هاشم و جهاد سازندگی فعالیت می کرد. در این زمانها در فعالیتهای برون مرزی نیز شرکت جسته و بـه همــراه نیروی دریایی سپاه پاسداران در کنار رزمندگان حزب الله به نبرد با دشمن صهیونیستی پرداخته است. در طول این دوره ها مورد اصابت تیر مستقیم و ترکش خمپاره ها واقع شده و دو مرحله نیز بوسیله بمبهای شیمیایی مصدوم پس از جنگ نوری صفا همچنان خدمت به نظام مقدس اسلامی را ادامه داد و در همین راستا روانه منطقة سیستان و بلوچستان گردید و از سال ١٣٦٧ش تا هنگام شهادت در این استان خدماتی صادقانه و خستگی ناپذیری داشت. ابتدا به عنوان جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه دهم نبی اکرم (ص) و سپس در سمت مسؤولیت این دفتر خدمت می نمود.
وی علاوه بر فعالیتهای مستمر فرهنگی و تبلیغی و تلاش در کمک رسانی به فقرا و مستمندان منطقه مدتی نیز به عنوان امام جمعه موقت زاهدان به اقامه نماز جمعه می پرداخت. تلاشهای صادقانه وی در طول این مدت باعث شده بود که نوری صفا در قلوب آحاد مردم منطقه جا گرفته و همگان اعم از شیعه و سنی برای او احترام قایل باشند. وی پس از پایان جنگ تحمیلی لحظه ای به فکر آسایش و استراحت خود نبود و با توجـه بـه معلولیـتهـا و ناراحتی های ریه و سینهاش همچنان به فکر مردم و تلاشهای فرهنگی و تبلیغی بود. وی علاوه بر انجام مسؤولیتهای محوله شب زنده داری، قرائت قرآن انجام تحقیقات علمی خلق خوش ، قاطعیت خیرخواهی خدمت به مردم و یتیم نوازیش زبانزد خاص و عام بود.
وصیت نامه
فرازهایی از وصیت نامه شهید:
از خویشان نزدیک مادر مخصوصاً و برادران و خواهرم عذر می خواهم و طلب حلالیت دارم عزیزان ببخشید مرا که جز کار چیز دیگری نمی دانستم زیرا اندکی فهمیدم که خداوند این انقلاب را دوست دارد لذا ترجیح دادم کار را بر رضایت همه حتی شما [..] برای بنده هیچ گونه تغییر در انقلاب از ۵۸ تا این روز نبوده نه در رهبری و نه در موضع گیریها و عزیز است و تا نیاز به کار دارد باید تلاش کرد و زحمت کشید .[...]. بهر حال با تمام وجود خود را مدیون انقلاب میدانم نه دین مادی بلکه تمام معنوی چرا که آنچه نکبت بود زائل کرد و آنچه عزت بود جایگزین و لذا بسیار شکر دارد خیلی زیاد زیاد.
وفات
سرانجام شیخ عبدالرزاق در سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در سال ۱۳۷۳ ش هنگامی که در جهت یک مأموریت اداری از مسیر ،مشهد عازم تهران بود در اثر تصادف به شهادت رسید و پیکرش را در گلستان شهدا در قطعه یوسف نزدیک مزار حاج آقا رحیم ارباب خاک سپردند.[۳]
پانویس
منبع
مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج4، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، ۱۳۹۴.