این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
صادق بیگ افشار
این نوشتار نیازمند ویرایش فنی یا ادبی می باشد. |
این نوشتار نیازمند جعبهٔ اطلاعات است. ممکن است بخواهید با افزودن یک جعبهٔ اطلاعات، به استانداردسازی نمایش موضوع کمک کنید. |
صادق بیگ افشار متخلّص به صادقی و معروف به صادقی کتابدار شاعر، ادیب و نقاش هنرمند قرن یازدهم هجری قمری است.[۱]
معرفی
او از بزرگان ایل خدابنده لوی افشار بوده است. پدرش در زمان شاه اسماعیل، با ایل افشار، از شام به ایران آمد و «صادقی» در سال 940ق (و یا به روایتی در 933ق) در محله «ورجو» یا «ویجویه» تبریز متولّد شد. در 20 سالگی پدرش کشته شد. پس از آن مدّتی با امیرخان موصلوی و بدرخان و اسکندرخان افشار بود.[۲]
در عهد شاه اسماعیل ثانی داخل کتابخانه سلطنتی شده و در زمان شاه عباس صفوی به اصفهان منتقل شده و به منصب «کتابداری» برگزیده شد.
او از آغاز جوانی به نقاشی علاقه نشان داد و به شاگردی نزد مظفرعلی، نقاش معروف آن روزگار پرداخت و خود نیز به تمرین پرداخته و نقاشی ماهر گردید و در دربار صفوی خصوصا نزد شاه عباس صفوی صاحب ارج و قرب فراوان شد. تا آنکه علیرضا عباسی منصب کتابداری را از او گرفت. ولی او تا آخر عمر مواجب کتابداری را دریافت می کرد.
چنان که نوشته اند، او بدمزاج و تندخو و تنگ حوصله بود و با همه به درشتی رفتار می کرد. «صادقی» در شعر نیز دستی توانا داشت و به فارسی و ترکی شعر می سرود. در جنگاوری و فنون رزم نیز ماهر بود.[۳]
آثار
این کتابها از اوست:
1. «زبده الکلام» شامل قصایدی که در مدح و منقبت دیگران سروده است.
2. «مثنوی فتح نامه عباس نامدار» که در بحر شاهنامه و به دستور شاه عباس سروده است.
3. «مقالات و حکایات» بر وزن «مخزن الاسرار» نظامی و «بوستان» سعدی، منظوم.
4. «مثنوی سعد و سعید» در بحر «خسرو و شیرین».
5. «دیوان غزلیات» به فارسی و ترکی.
6. «تذکره مجمع الخواص» که به ترکی نوشته شده و شرح حال 480 نفر از سخنوران عهد صفوی است و به چاپ رسیده است.
7. «منظومه قانون الصّور» درباره فنون نقاشی، در بحر «خسرو و شیرین».
8. «حظّیات» که مماثل رساله «لذات» معین استرآبادی سروده شده است.
9. «تذکره الشعراء» مشتمل بر رباعیات معمائی که به اسامی شعراء و متقدّمین و متأخرین خود منظوم کرده است.
10. «منشئآت و مکاتبات» فارسی و ترکی.[۴]
اين ابيات از اوست:
رباعی
ز غیر با دل پر شکوه پیش یار شدم | گرفت جانب اغیار و شرمسار شدم | |
در عشق تو ای از می خود کامی مست | در گوشه بی غمی نشستم پیوست | |
از بس که گزیدم سر انگشت دریغ | کوتاه شد از دامن امیدم دست |
وفات
عاقبت او در سال 1017ق در اصفهان وفات یافت.میر الهی همدانی این مصرع را مادّه تاریخ فوت او یافته است: «دگر عجب که دمد صبح صادق از شب ما» [۵]
پانویس
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ج3، صص427-426.
- ↑ دهخدا، لغت نامه دهخدا: ذیل «صادقی»، ص65؛ نفیسی، تاریخ نظم و نثر، ص457.
- ↑ سنبهلی، تذکره حسینی، ص186؛ مدرس تبریزی، ریحانه الادب، ج3، ص405.
- ↑ معین، فرهنگ معین، ج6، ص973؛ تهرانی، الذریعه، ج9، صص581 و ج20، ص27 و ج23، ص31.
- ↑ نصرآبادی، تذکره نصرآبادی، ج1، صص 58-60؛ ایمان، تذکره منتخب اللطایف، ص395؛ صدیق حسن خان، تذکره شمع انجمن، ص395.
منبع
- مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶.