این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
ابوالقاسم اسماعیل بن عباد
اطلاعات فردی و علمی | |
---|---|
نام کامل | اسماعیل بن عباد |
شهرت | صاحب بن عباد |
زادروز | ۳۲۶ قمری |
تاریخ وفات | ۳۸۵ قمری |
مدفن | اصفهان، محله طوقچی |
اساتید | ابن فارس، ابن عمید، عباس بن محمد نحوی، حسن بن عبدالله سیرافی،... |
شاگردان | شیخ عبدالقاهر جرجانی، ابوبکر بن مقری، قاضی ابوطیب طبری، ابوبکر علی ذکوانی،... |
آثار | الکشف عن مساوی شعر المتنب، مختصر اسماء اللهّ عزوجل و صفاته، المحیط( فرهنگی مفصل در لغت عربی)،... |
فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
سیاسی | وزارت |
اجتماعی | گسترش علم در میان عموم |
اسماعیل بن عَباد(326ق-385ق)از شخصیتهای فقهی، کلامی، لغوی، ادبی، کاتب و یکی از وزرای لایق،باکفایت،بخشنده، بلندنظر و عظیمالشأن دولت آلبویه است. او به «صاحب» مشهور شد و به «کافی الکفات» نیز ملقب بوده و بدون شک یکی از تأثیرگذارترین افراد در گسترش تفکر و مذهب مربوط به اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام در اصفهان است.[۱]
زندگی نامه
ولادت
ابوالقاسم اسماعيل بن عباد فرزند عباس مشهور به صاحب بن عباد به سال 326 ق در اصفهان ديده به جهان گشود.[۲] عبدالحسین زرین کوب مینویسد: «به احتمال قوی صاحب در اصطخر فارس متولد شد، اما در طالقان و اصفهان نشو و نما یافت و به اصفهان همچون موطن و منشأ خویش می نگریست.»[۳] برخی نیز محل تولد صاحب را طالقان از توابع اصفهان دانسته اند. [۴]
خاندان
پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. و عبّاس جدّ صاحب بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بودكه مردم او را (شيخ امين ) مى گفتند.[۵]3
تحصیلات
صاحب بن عباد در محيطى شيفته علم و ادب پاى به جهان گذارد و تا آخرين لحظات حيات دمى از علم آموزى دانش گسترى غفلت نورزيد. پدر صاحب و همسرش نهايت كوشش خود را در تربيت فرزند خود به كار بستند. اولين استاد صاحب پدرش (عباد) بود كه علاوه بر ايفاى پدرى استادى مهربان و دلسوز براى وى به حساب مى آمد. (صاحب ) پس از فراگيرى مقدمات به تحصيل فقه ، حديث ، تفسير، كلام و ديگر علوم رايج پرداخت .
پس از چندى كه او از اساتيد و بزرگان اصفهان بى نياز ديد به (رى ) كه از مراكز علم و ادب آن زمان بود مهاجرت كرد و در آن شهر به حلقه درس (ابن عميد) وزير دانشمند و شهير آل بويه پيوست و ابن عميد توانايى (صاحب ) در انشاى متون ادبى را مشاهده كرد؛ و او را از نويسندگانى مقام وزارت قرار داد. كاردانى و توانايى صاحب در انجام اين امور، راه پيشرفت را بر او هموار ساخت تا آنجا كه چون ركنالدوله ، فرزندش مؤيدالدوله را به مقام دبيرى او و نويسندگى وى به زادگاهش اصفهان بازگشت.[۶]
تلاش و كوشش او در آموختن ، محدود به زمان معين نبود به گونه اى كه حتى پس از رسيدن به مقام وزارت نيز كسب علم و معرفت را فراموش نكرد. او چه در ايام اقامت در شهرهاى اصفهان ، بغداد و رى و چه مسافرت هميشه با برخى از دانشمندان بزرگان علم همراه بود و حتى در مأموريتهاى نظامى نيز مجلس بحث و گفتگو مى داد.
اساتید
از مشخصات تمامى اساتيد صاحب اطلاع دقيق در دسترس نيست . برخى از اساتيد مهم وى عبارت اند از:
- عباد(پدر او)
- ابن عميد
- ابن فارس
- ابوالفضل عباس بن محمد نحوى مشهور به صدام
- ابوسعيد حسن بن عبدالله سيرافى
- ابوبكر محمد بن يعقوب
- قاضى ابوبكر احمد بن كامل
- ابوزكريا يحيى بن عدى
- ابوعمر صباغ[۷]
- احمد بن محمّد بن حسین رازی
- ابوعلی حسن بن احمد فسایی
- ابوبکر محمّد بن حسن بن مقسم عطّار[۸]
برخى از دانشمندان و اديبان ملازم صاحب بدين قرار بودند:
- ابوالقاسم زعفرانى
- ابوالقاسم بن أبى العلاء
- ابوالعباس ضبى
- ابوسعيد رستمى
- ابودلف خزرجى
- ابومحمدخان اصفهانى
- بديع الزمان همدانى
و ...[۹]
شاگردان
اسامى برخى از شاگردان او بدين شرح است:
- شيخ عبدالقاهر جرجانى
- ابوبكر بن مقرى
- قاضى ابوطيب طبرى
- ابوالفضل محمد بن ابراهيم نسوى شافعى
- ابوبكر على ذكوانى[۱۰]
- حافظ ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی
- ابومحمّدجعفر بن احمد بن علی ایلاقی قمی
- ابوالحسن محمّد بن جعفر بن محمّد کوفی (ابن نجار)
- ابوالعلاء محمّد بن علیّ بن حسن همدانی رازی[۱۱]
مذهب صاحب
بسيارى از بزرگان به تشيع و برخى به دوازده امامى بودن او تصريح كرده اند. سيد بن طاووس ، شيخ صدوق ، علامه مجلسى ، شيخ حر عاملى ، شيخ بهايى ، شيخ آقا بزرگ طهرانى ، شيخ عباس قمى ، علامه امينى و بسيارى ديگر از اين جمله اند.[۱۲] جز تصريح بزرگان ، دقت در اشعارى كه از صاحب باقى مانده و شور و شوق او به ولايت و دوستى ائمه معصومين عليه السلام بهترين شاهد بر اين شخصيت بزرگ است[۱۳] به نمونه ذيل دقت كنيد:
ابا حسنٍ لو كان حبّك مدخلی | جهنم، ان الفوز عند جحیمها | |
فكیف یخاف النار من هو مؤمن | بأنّ امیرالمؤمنین قسیمها |
(ابا حسن اى امام همام اگر دوستى تو مرا به دوزخ وارد سازد همانا كه آتش جحيم رستگارى مرا در پى خواهد داشت .
آنكس كه تو را تقسيم كننده بهشت و دوزخ داند چگونه از آتش آن هراسى دارد؟)
همچنین نقش نگین صاحب،این جمله بود علی اللّه توکّلت و بالخمس توسّلت و نقش انگشتر دیگرش این بود: شفیع اسماعیل فی الآخره )محمّد و العتره الطّاهره
و جالب است بدانیم که،قاضی عبد الجبار معتزلی،پس از وفات صاحب گفت:«من بر جنازۀ او نماز نمی گذارم و بر او رحمت نمی فرستم چرا که او رافضی است و از این طریقه و روش،توبه نکرده است.»[۱۴]
جایگاه
جایگاه علمی
صاحب بن عباد در علم و فضیلت و فهم و فطانت یگانه ی روزگار بود.[۱۵] وی در تمام علوم صاحب ِ کمال بود و در ایام وزارت خود با وجود کثرت اشتغال، اغلب اوقات تدریس میکرد و در تمام علوم تصانیف ساخت و از تمام امور دنیایی باخبر بود.[۱۶] صاحب دارای تسلط، بر علوم گوناگونی بوده وشمارۀ آنها به ده علم می رسد که عبارتند از 1-تفسیر 2-فقه و حدیث 3-کلام(عقائد) 4-لغت 5-نحو 6-صرف 7-عروض 8-نقد ادبی 9-تاریخ و رجال 10-طب.
مولی محمدتقی مجلسی او از افقه فقهای امامیه(از متقدم و متأخر آنها) است و علامه و رئیس المحدثین و المتکلمین،می باشد و هراندازه از علم و فضل،مذاکره شود مقام صاحب بالاتر از آنست .
شیخ صدوق در مقدمه «عیون اخبار الرضا (ع) اینگونه نوشته است: «تصنیف کردم این کتاب را ... زیرا نیافتم چیزی را که نزد او(صاحب)،از علوم اهل بیت بهتر و باارزش تر باشد،زیرا او به ریسمان آنها چنگ زده و به ولایت آنها تمسک جسته است.»[۱۷]
شیخ بهائی او را در شأن و مقام برابری با محمد بن مسلم ثقفی و هشام ابن حکم و زراره بن اعین و جمیل بن دراج و اشباه ایشان میداند.[۱۸]
در مجلس درس صاحب، آنقدر جمعیت حاضر میشد که بنا به نقل مجمع البحرین از شهید ثانی، شمارۀ مستمعین، به اندازه ای بود که صدای صاحب،به آنها نمیرسید و برای املاء درس او، شش نفر واسطه (معدّ) بودهاند که صدای صاحب را به شاگردان برسانند.[۱۹]و در ارشاد کوپائی نقل میکند که عدۀ شاگردان هیچ حوزۀ درسی،به اندازۀ شاگردان صاحب نبوده است.[۲۰] در اکثر اوقات،در محضر او بسیاری از ادبا و شعراء و اهل علم،حاضر بوده و از بیانات او استفادۀ علمی مینموده اند. از ثعالبی نقل شده که:عدۀ بسیاری از شعراء و ادباء و اهل علم در اصفهان و ری و جرجان،همیشه در محضر صاحب حاضر بودند.
در ایام حکومت معزالدوله و وزارت مهلبی، صاحب بن عباد به بغداد رفت و مدتی اقامت نمود و مهلبی وزیر را ملاقات کرد و با علمای بغداد مناظره نمود. به مجلس ابوسعید سیرافی رفت و با هم مباحثه کردند و کتابی در بغداد نوشت و نام آن را روزنامه نهاد و هر بحث ادبی که در بغداد اتفاق افتاده بود، در آن نوشت و بعد از بازگشت، آن کتاب را به تحفه نزد ابوالفضل بن عمید فرستاد.[۲۱]
صاحب به تأليفات اهل قلم عنايت توجه ويژه داشت هرگاه از تأليفات كتابى جديد آگاهى مى يافت با سعى و كوشش فراوان نسخه اى از آن فراهم مى كرد و براى مطالعه در كتابخانه خويش قرار مى داد. او در نتيجه تلاش فراوان توانست كتابخانه اى عظيم و كم نظير تشكيل دهد؛ که در عظمت و گستردگی و تنوع کتابهای آن،همین بس که شمارۀ مجلدات آنرا با رقم دویست و شش هزار[۲۲] و به نقلی دویست و هفتاد هزار [۲۳] تعیین نموده اند و فهرست آنها در ده مجلد جمع آوری گردیده بوده و تنها برای حمل و جابجائی آنها،نیاز به بیش از چهار صد شتر بوده است.[۲۴] كتابخانه صاحب ، بيشتر آثار و تأليفات علمى آن دوران را در برداشت و دانشوران و نويسندگان متعدد را آن گنجينه ارزشمند استفاده مى بردند. [۲۵]
ارتباط صاحب با شعراى پارسى گويى همچون منطقى (بندار رازى ) غضائرى و جنيدى و احترام ويژه صاحب در تكريم آنان گواه روشنی بر این است که صاحب هيچگاه با زبان فارسى و فارسى زبانان مخالف نبوده، بلكه وى با نژادپرستى و كفر و بازگشت به مجوسيت كه به بهانه دفاع از زبان فارسى انجام مى شد، دشمنى مى ورزيد. او از ترويج و توسعه مجوسيت نگران بود، بويژه كه در دولت آل بويه برخى بزرگان ديالمه بر كيش زردشتى باقى بودند و در منصبهاى مهم قرار داشتند و صاحب به دليل پاى بندى به دين و مذهب خود از آنها دلگير بود. از همين روگاهى در بيان دلتنگى از آنها سخن مى گفت و نمى توان اين موضع گيرى را مخالفت با زبان فارسى شمرد.[۲۶]
جایگاه اجتماعی
فراهم آوردن زمينه هاى گسترش علم در ميان عموم مردم از سياستهاى مهم صاحب در دوران وزارت بود. او در پى اين مهم دانشمندانى را از بغداد به اصفهان و رى فرا خواند. صاحب مى دانست كه آباد شدن كشور و رونق اقتصاد در نخستين مرحله متوقف بر آن است كه مردم از زنجير جهل و نادانى رهيده، روشنايى دانش و فضيلت را درك كنند.
صاحب بن عباد در آن دورۀ تاریخ،با تمام مشکلاتی که وجود داشت و شهر اصفهان سنی نشین بود، یک حوزۀ درسی و علمی شیعی،با ویژگی های مناسب که همراه با نوعی تقیه باشد تشکیل داد، و اولین گام برای حوزۀ علمیۀ شیعه،به وسیلۀ او در اصفهان برداشته شد، و بذری که او پاشید در آینده بثمر رسید.[۲۷]
جایگاه سیاسی
صاحب بن عباد بعد از درگذشت مؤیدالدوله مملکت را اداره کرد تا اینکه فخرالدوله از خراسان به ری آمد و امارت را به دست گرفت، و او را در سمت خود ابقا کرد.[۲۸] صاحب در سال 377 قمری به طبرستان لشکر کشید و امور این سرزمین را سروسامان داد.[۲۹]
هنگامى كه صاحب به مقام وزارت رسيد در صدد اصلاح امور بر آمد و در اولين گام، بدعتهاى ناپسند و رسوم ظالمانه را برانداخت . او در اجراى عدالت و رفع ستم از مردم بسيار كوشا بود. وى همچنين آباد ساختن شهرها، مرمت و بازسازى ويرانيها و بناى آثار نيک را نيز مورد عنايت قرار مى داد؛ كه مى توان از رونق يافتن شهرهاى قزوين ، قم و اصفهان ياد كرد. صاحب به شهر قم كه در آن زمان پايگاه اصلى شيعيان بود توجه ويژه داشت. گماردن افراد لایق به امور مهم دیوانی، تلاش در جهت آبادی کشور، آسودگی رعیت، امنیت راه ها و رونق تجارت، ایجاد تشکیلات منظم و دقیق از خبرگزاران و جاسوسان برای دریافت اطلاعات لازم از سراسر کشور،[۳۰] و نفوذ در دربار حکومتهای منطقه از اقدامات صاحب بن عباد است.[۳۱] او به ورزش نيز توجه بسيار داشت و ورزشكاران را مورد تشويق خود قرار مى داد. و هر زمان آگاه مى شد كه فردى شايسته و كاردان بيكار مى باشد يك شغل از كسانى را كه چند شغل داشتند، مى گرفت و به او واگذار مى كرد. [۳۲]
آثار
صاحب کتابهای فراوانی تألیف نموده است که شمارۀ آنها به بیش از سی عدد، میرسد و هم اکنون پانزده عدد از آنها موجود می باشد و از بقیۀ آنها تنها نامی در تاریخ مانده و خود آنها در حوادث تاریخی، از بین رفته است. برخی از آثار صاحب بن عباد عبارت است از:
- دیوان رسائل
- الکافی فی الرسائل
- الزیدیه
- الاعیاد و فضائل النیروز
- الامامه(در بیان فضائل و برتری علی بن ابیطالب (ع) و تثبیت امامت ایشان)
- الوزرا ء
- الکشف عن مساوی شعر المتنب
- مختصر اسماء اللهّ عزوجل و صفاته
- المحیط( فرهنگی مفصل در لغت عربی)
- القناع فی العروض
- طب
- روزنامه(صاحب در هنگام اقامت در بغدادبه مجلس ابوسعید سیرافی رفت و با هم مباحثه کردند و کتابی در بغداد نوشت که هر بحث ادبی که در بغداد اتفاق افتاده بود، در آن نوشت و بعد از بازگشت، آن کتاب را به تحفه نزد ابوالفضل بن عمید فرستاد.
- لطیفه(مشتمل بر اسماء انواع طیب که بر طلاب املاء میکرد و آنها مینوشتند.)[۳۳]
- منشأت( از نظر فصاحت و بلاغت در ردیف آثار برجسته ی زبان عربی است)[۳۴]
سیره اخلاقی
مهمترین ویژگی صاحب، دانش دوستی وی است. خیرات و صدقات و جوایز سالیانه ای که به اشراف و اهل علم و غربا و زوار می داد، او از شیوخ کتاب و شعرا و ادیب زادگان و زهاد و فقیهان بغداد دستگیری می کرد و سالیانه برای آنها وظیفه ای مقرر می نمود. [۳۵]
تاریخ قم صاحب را به تقوی و پرهیز کاری و راستی و درست گفتاری از زاهدان وقت و ممتاز از جمیع شهوات نفسانی و هواجس جسمانی می شمارد. [۳۶]در اعیان الشیعه نام ده تذکره نویس را برمی شمارد که صاحب را ستوده اند. تعدادی از شاعران در رثای صاحب، اشعار جانسوز سرودهاند و بعضی از حالات نفسانی خود را در سوگ بر صاحب دارند. [۳۷]
جایگاه و مقام و منزلت و عظمت صاحب در میان مردم آنقدر بود که در باب هیچ وزیری قبل و بعد از او سابقه نداشت، لیکن در مقام مادر آن چنان رقت و فروتنی از خود نشان داد که سزای مادران است.[۳۸]
علاوه بر این، به جهت فروتنی، گاه لباس و قبای سربازان را می پوشید و خود را هم سطح سربازان قرار می داد و جمله ی معروفی را که در مقابل عالمان می گفت، گاه در مقابل همنشینان خود بر زبان جاری می کرد: «ما در روز سلطانیم و در شب برادران».[۳۹]
فروتنی در مقابل استادان خود را فراموش نمی کرد. ابن فارس، ابوالفرج اصفهانی، بدیع الزمان و غیره را به بزرگی یاد می کرد.[۴۰] با آنکه ابن العميد را سرور خود می دانست، لیکن به ابوحیان می گفت او در هیچ زمینه ای به گرد پای ما نمی رسد. بردباری و جوانمردی و رعایت حقوق مردم از دیگر ویژگیهای وی می باشد که بیان شده است.[۴۱]
وفات
صاحب در سال 385 هـ.ق در ری درگذشت.[۴۲] جنازهی صاحب بن عباد به جهت وصیتش از ری به اصفهان انتقال داده شد؛[۴۳] در منزل او در محلّه باب دریّه (که امروزه به محلّه طوقچی معروف است) مدفون گردید.[۴۴][۴۵] هنوز هم که نزدیک به هزار سال از آن زمان میگذرد، آرامگاه صاحب از زیارتگاه هاي مشهور اصفهان به شمار می رود.[۴۶]
پانویس
- ↑ موحد ابطحی، آشنايی با حوزه های علميه شيعه در طول تاريخ، 361.
- ↑ ابن خلكان، وفيات الاعيان ، ج 1، ص 206؛ ابن عماد حنبلى، شذرات الذهب، ج 3، ص 115.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش،شماره 36، ص28، به نقل از: زرین کوب، تاریخ مردم ایران ج 2 ص465.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، شماره 36، ص28 به نقل از: مشکوه، تاریخ تشیع در ایران، ص872.
- ↑ پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، گلشن ابرار، ج1، ص40.
- ↑ بهمنيار، صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، ص 37، ياقوت حموى، معجم الادباء، ج 6، ص 221.
- ↑ ابن خلكان، وفيات الاعيان ، ج 3، ص 228.
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ج1، ص563.
- ↑ بهمنيار، صاحب بن عباد شرح حال و آثار، ص143.
- ↑ همان، ص 120.
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ج1، ص563.
- ↑ موحد ابطحی، آشنائی با حوزه های علمیه شیعه در طول تاریخ، صص 361- 365.
- ↑ امینی، الغدير(ترجمه )، ج 7، ص 103.
- ↑ ادیب، هدیه العباد،ص 99.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، شماره 36، ص30 به نقل از ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون )العبر، ج3 ص 473؛ خواندمیر، مآثرالملوک، ص 118؛ خواندمیر، دستورالوزراء، شامل احوال وزرای اسلام تا انقراض تیموریان ص 118؛ ابن اثیر، تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج15 ص 225؛ میرخواند، تاریخ روضه الصفا ج4 ص 16.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، پشماره 36، ص 30 به نقل از : عقیلی، آثارالوزراء، ص 197.
- ↑ خوانساری، روضات الجنات ج 2 صص 26و25.
- ↑ ادیب، هدیه العباد،در شرح حال صاحب بن عباد ص 48.
- ↑ ادیب، هدیه العباد،در شرح حال صاحب بن عباد ص 123،؛خوانساری، روضات الجنات ج 2 ص 28.
- ↑ ادیب، هدیه العباد،در شرح حال صاحب بن عباد ص 123.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد،رشد آموزش، شماره 36، ص30.
- ↑ فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، ص 534.
- ↑ هنرفر، اصفهان، ص 260.
- ↑ فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، ص 534.
- ↑ پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، گلشن ابرار، ج1، ص45.
- ↑ بهمنیار، صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص 102.
- ↑ موحد ابطحی، آشنايی با حوزه های علميه شيعه در طول تاريخ، ص366.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، شماره 36، ص29، به نقل از: مستوفی، تاریخ گزیده، صص 417-416.
- ↑ ابن اثیر، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران،ج 15 ص 173.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش،شماره 36، ص29 به نقل از: انصاف پور، ساخت دولت در ایران، از اسلام تا یورش مغول، ص 184.
- ↑ ابن اثیر، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج15 ص 226.
- ↑ بهمنیار، صاحب بن عباد شرح حال و آثار، صص70-68.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، شماره 36، صص30و 31 به نقل از: صاحبی نخجوانی، تجارب السف: در تواریخ خلفا و وزرای ایشان، ص 245.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، شماره 36، ص31 به نقل از: همایون فرخ، کتاب و کتابخانههای شاهنشاهی ایران،ج2 ص5.
- ↑ طالبیان، ویژگی های شخصیت صاحب بن عباد، مطالعات ایران ، شماره ۴، ص 143 ، به نقل از: فقیهی، تاریخ آل بویه ص 290.
- ↑ طالبیان، ویژگی های شخصیت صاحب بن عباد، مطالعات ایران، شماره ۴، ص 143 ، به نقل از: قمی، تاریخ قم ص 4.
- ↑ طالبیان، ویژگی های شخصیت صاحب بن عباد، مطالعات ایران ، شماره ۴، ص 143 ، به نقل از: امینی، الغدیر ج 4 ص 75؛ امین، اعیان الشیعه، ج 3 ص 274.
- ↑ طالبیان، ویژگی های شخصیت صاحب بن عباد، مطالعات ایران ، شماره ۴، ص 143 ، به نقل از اعیان الشیعه ج 3 ص 349.
- ↑ طالبیان، ویژگی های شخصیت صاحب بن عباد، مطالعات ایران ، شماره ۴، ص 147، به نقل از : امین، اعيان الشيعة، ج ۲، ص ۳۵۰.
- ↑ طالبیان، ویژگی های شخصیت صاحب بن عباد، مطالعات ایران ، شماره ۴، ص 147.
- ↑ همان، صص 140- 154.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، شماره 36، ص32 به نقل از : ابن اثیر،تاریخ بزرگ اسلام و ایران ، ج15 ص 225
- ↑ صدر هاشمی، آرامگاه صاحب بن عباد در اصفهان، دانشکده ادیبات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره 1 ، ص 62 .
- ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ج1، ص564.
- ↑ این دروازه اکنون در اصفهان به «میدان قدس» نامگذاری گردیده و هنوز در میان مردم، با عنوان «طوقچی» شناخته می شود.
- ↑ رویگر، صاحب بن عباد، رشد آموزش، شماره 36، ص31 به نقل از : هنرفر، گنجینه ی آثار تاریخی اصفهان، ص 37.
منابع
- موحد ابطحی، حجت، آشنائی با حوزه های علمیه شیعه در طول تاریخ، اصفهان:، حوزه علمیه اصفهان، 1365.
- پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، گلشن ابرار، ج1، قم: معروف، چاپ سوم، 1385.
- مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶.