این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
نصرالله مسائلی
نصراللّه مسائلى فرزند محمدحسين،عالم فاضل و شاعر ، ادیب و اهل تحقیق بود. [۱]
زندگی نامه
وی در یکی از روستاهای گلپایگان متولد شد .در اوان جوانی به اصفهان کوچ کرد و در محله ترواسگان سکنا گزید. از اساتید زمان خود کسب علم نموده و به لباس روحانی درآمده است.
خاندان
خاندان بزرگ مسائلی در اصفهان و دیگر شهرها عنوان خود را از این شخصیت به یادگار دارند.
آقاى هادوى راجع به ايشان میگوید:
«ملّا نصراللّه پدربزرگ مادرى اينجانب است كه متأسفانه به جز يك قطعـه عكـس و ايـن ابيات مختصر مطلب ديگـرى از او در دسـت نداريم. خاندان بـزرگ مسـائلى در اصـفهان عنوان خود را از ايـن شخصـيت بـه يادگـار دارند و علّت نامگذارى او به مسائلى در پـى پاسخگويى به مسائل شرعى مردم بـوده و از آنجا كه در مسائل احكام تسلّط داشته اسـت به مسائلى اشتهار يافته است».
فرزندان
وی دارای یک پسر و چهار دختر بود که دو تن از نوه های دختری ایشان به نام های استاد مصطفی هادوی (شهیر) و مرتضی هادوی (نامی) از شعرای برجسته اصفهانند.
سیره اخلاقی
از وی به عنوان فردی خوش بیان و خیرخواه و سرشناس در ترواسگان یاد می کردند به گونه ای که ایشان را به عنوان میانجی گر درگیریها و نزاع های خانوادگی انتخاب می کردند. بسیاری از زندگی های زناشویی که به طلاق می انجامید، با پادرمیانی ایشان و آشتی دادن بین دو طرف ماجرا ختم به خیر می شد. وی در منزل خود مکتب خانه ای کوچک نیز برای یادگیری و تربیت بچه ها تأسیس کرده بود و همچنین در خانه خود صیغه عقد و ازدواج جوانان را جاری می نمود و در کار خیر نیز در تمام زمینه ها پیش قدم بود و به گونه ای که در قحطی اصفهان به افراد محله ترواسگان کمک شایانی می نمود و بر افرادی که از قحطی فوت نموده بودند نماز می خواند و با هزینه خود آنها را دفن می کرده است. [۲]
آثار و فعالیت ها
او سال ها به ارشاد و هدایت مردم پرداخت و در مسجد شیخ علی خان زنگنه واقع در ترواسگان به وعظ و روضه خوانی و امامت جماعت مشغول بوده است. وی آثار مکتوب و دست نویس در مورد ادبیات و مباحث مذهبی نیز داشته که چیزی از آن به جا نمانده است.[۳]
مسائلی مردى اديب و محقّق بوده و گاه به اقتضاى حال اشعارى مى سروده است.
آقاى هادوى در تذكره شعراى استان اصفهان به چهار بيـت از اشـعار او كـه بنـا بـه نوشته ى ايشان تنها اثرى است كه از وى در دست است اشاره مى كند:
دل خود را مكن به دنيا خـوش | زنـــدگى آنقـــدر نمـــى پايـــد | |
خواجه يك عمر مى كند امساك | تـا كـه بـر مـال خـود بيفزايـد | |
*** | ||
تا نهد چند خشت بر سر خشت | عمــر او ناگهــان بــه ســر آيــد | |
بهــر وارث گــذارد آن ثــروت | خــود جهــان را وداع بنمايــد[۴] |
وفات
وى در 27 محرم سال ۱۳۶۱ق فوت(سنگ مزار) و در تكيه سيد العراقين در تخت فولاد به خاك سپرده شد.[۵] [۶]
پانویس
منابع
- لطفی، علیرضا (حامد اصفهانی)، تذكره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، 1390.
- مجموعه فرهنگی و مذهبی تخت فولاد: زيرنظر اصغر منتظرالقائم، دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج4، اصفهان: سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، 1394.