این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
محمد هادوی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
ميرزا محمد هادوى فرزند عبدالمطلب كه نيمى از عمر خـود را در يكـى از قـراء لنجان به نام سياهبوم در لباس روحانيت به ارشاد اهالى پرداخت و بعد به شهر اصفهانى نقـل مكـان كرده و در همانجا عيال اختيار كرد.
زندگینامه
از قرار معلوم در شهر اصفهان چند سال ملبس به همان لباس بود و در مدرسه الماسـيه واقـع در چهارسوق مقصود اصفهان به كسب علم پرداخـت.
وى در 19 دىماه سال 1347 شمسى فوت و در تكيـه سـيدالعراقين در تخت فولاد به خاک سپرده شد.
وی گاهگاهى بر حسب تفنن شعرى مـى سـرود كـه متأسفانه اشعار خود را مدون نساخت و تنها ايـن سه بيت از او باقيست:
باشــد كتــاب يــار عزيــزى بــراى مــن | مــن آشــناى اويــم و او آشــناى مــن | |
شادم كه با كتاب كنم خلـوت اى رفيـق | باشــد كتابخانــه چــو خلوتســراى مــن | |
عشـق كتـاب مـوهبتى بهـر مـن بــود | اين موهبت رسيده به من از خداى من[۱] |
اشعار زير از فرزندش شاعر معاصر استاد مصـطفى هـادوى مـتخلص بـه شـهير اصفهانى در وصف پدر سروده است:
به گيتى غمگسارِ من پـدر بـود | اميـد شـامِ تـارِ مـن پـدر بـود | |
به گلـزار طـرب خيـزِ جـوانى | گـلِ بـاغِ بهـارِ مـن پـدر بـود | |
حقيقت كى شود پنهان «شـهيرا» | همه جا افتخـارِ مـن پـدر بـود[۲] |
پانویس
منبع
- تذکره شعرای تخت فولاد اصفهان: معرفی شعرای مدفون در تخت فولاد اصفهان، پژوهش و تألیف علیرضا لطفی(حامد اصفهانی)،اصفهان:سازمان فرهنگی تفريحی شهرداری اصفهان، 1390.