این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
عبدالحسین تهرانی شیخ العراقین
با سید عبدالحسین سید العراقین و محمدحسن بن محمدرضا شیخالعراقین نجفی کاشفالغطاء اشتباه نشود.
عبدالحسین تهرانی شیخ العراقین(١٢٢۶- ١٢٨۶ق) از فقیهان نامدار قرن ۱۳ قمری و از شاگردان برجسته مرحوم صاحب جواهر است که به دقت نظر، اندیشه صائب و همت بلند شهره بود و زمان اقامتش در کربلا جمعی کثیر از مردم آنجا از وی تقلید میکردند. شیخ العراقین، مورد اعتماد و عنایت خاص امیر کبیر قرار داشت و امیر، علاوه بر ارجاع محاکمات شرعی دیوان به محضرش، در مطالب مشکله با او مشورت میکرد. او در آبادانى و توسعه عتبات عالیات عراق، نقش ارزنده اى دارد. وی قبا از عزیمت به عراق، مدتی در حوزه علمیه اصفهان تحصیل کرده است.
این صفحه نیازمند تکمیل یا تصحیح است. این تکمیل شامل موارد علمی، اطلاعات به روز و یا سایر موضوعات است و شما می توانید در کامل تر شدن دانشنامه همراه ما باشید. |
تولد و وفات
عبدالحسین تهرانی در تهران به دنیا آمد. از تاریخ تولد وی اطلاع دقیقی در دست نیست. در عین حال برخی تولد وی را ۱۲۲۲ق ذکر کردهاند. او ۲۲ رمضان ۱۲۸۶ق در کاظمین از دنیا رفت و در حرم امام حسین(ع) در اتاقی نزدیک به باب سلطانیه دفن شد.
علت شهرت به شیخ العراقین
نفوذ کلمه و جایگاه والای علمی و شهرت به خدمات متنوع اجتماعی و دینی و ارتباط نزدیک با حاکمان معاصر خویش در دوکشور ایران و عراق؛ وی را مشهور به شیخ العراقین کرده بود، زیرا در قدیم ایران را به عنوان عراق عجم و عراق را نیز عراق عرب می دانستند و البته در تعیین دقیق محدوده این دو عراق گزارش ها متفاوت است.
تحصیلات و استادان
عبدالحسین تهرانى از شش یا هفت سالگى در یکى از مکتبخانههاى تهران، مقدمات ادبى، دینى و اعتقادى را به خوبى آموخت. از ١۵ سالگى در حوزه علمیه این شهر به تحصیلات علوم دینى روى آورد و ضمن فراگیرى زبان و ادبیات عربى، منطق، علوم نقلى و برخى دانشهاى متداول و مرسوم را آموخت.
تحصیل در اصفهان
از بعضى قرائن چنین برمىآید که او براى پىگیرى امور درسى، به اصفهان رفته است تا در حوزه این شهر معارفى را در علوم عقلى و نقلى فرا بگیرد، شیخ آقابزرگ تهرانى مىگوید که شیخ عبدالحسین تهرانى در سال ١٢۵٢ قمرى و در اوایل اقامت در اصفهان، به تألیف کتابى در حکمت نماز و سرّ استغفار بین سجدهها همت گماشت. اما از چگونگى این تحصیلات و استادان وى اطلاعاتى به دست نیامد و مشخص نیست او چه زمانى به این شهر آمده و چه مدت در اصفهان ساکن بوده است.
عزیمت به عراق:
شیخ عبدالحسین مقدمات و سطوح حوزه را با شوقى وافر و اهتمامى شدید، در زمانى کوتاه فرا گرفت و پس از آنکه پیمانه دانش خود را از معرفت و کمالات استادان تهران و اصفهان مشحون ساخت، راهى عتبات عراق گردید و در جوار حرم قدس علوى در نجف اشرف اقامت گزید. او موفق شد در اولین فرصت به حوزه درسى صاحب جواهر راه یابد و جان تشنه خود را با زلال معرفت او سیراب گرداند. صاحب جواهر روزى در جلسه درس خود به مناسبتى، آشکارا چهار نفر از بهترین شاگردان خود را مورد تأیید قرار داد و دیگران را به تحصیل فقه استدلالى ترغیب نمود. آن چهار نفر عبارت بودند از: حاج ملا على کنى؛ شیخ عبدالحسین تهرانى؛ شیخ عبدالرحیم بروجردى؛ شیخ عبدالله نعمت عاملى.
شیخ عبدالحسین علاوه بر این که به دریافت اجازه روایى از صاحب جواهر مفتخر گردید، اجازه اجتهاد استاد نیز برایش صادر شد و گویا بین این شاگرد و مربى عالىقدرش پیوندى استوار و توأم با روابط عاطفى برقرار بوده است. وى در برخى آثار خود از صاحب جواهر روایت کرده و گویا در روى آوردن به فعالیتهاى عمرانى و اهتمام بر آبادانى عتبات عالیات از این استاد متأثر گردیده است؛ چراکه صاحب جواهر براى تأمین آب شهر نجف، دستور داد تا نهرى حفر کنند و بودجه سنگین آن را متقبّل گردید و با جدیت تمام این تلاش را دنبال کرد. براى مسجد کوفه گلدسته ساخت و جلوى مسجد سهله بنایى براى اسکان خادمان و وضو خانهاى براى رفاه حال نمازگزاران احداث کرد تا حرمت و قداست این مسجد محفوظ باشد. بناى حرم مسلم بن عقیل و هانى بن عروه نیز از آثار این عالم گرانمایه است.
شیخ عبدالحسین به کارهاى علمى صاحب جواهر هم توجه داشت و بارها تأکید کرده بود تنها کسى که موفق شده از صدر اسلام تاکنون یک دوره فقه استدلالى عمیق و مفصل بنگارد، شیخ محمدحسین نجفى است. «جواهر الکلام» معجزۀ تاریخ است؛ زیرا چنین دورۀ فقهى تا عصر ما نوشته نشده است.
استادان:
شیخ عبدالحسین تهرانى از محضر اساتید دیگر حوزه نجف اشرف نیز فیض برد؛ از جمله:
١. آیتالله شیخ مشکور حولاوى (١٢٠٩-١٢٧٢ق)
٢. شیخ حسن بن جعفر کاشفالغطاء (متوفاى ١٢۶٢ق) صاحب کتاب گرانسنگ «انوار الفقاهه»
٣. شیخ زاهد (متوفاى ١٢٨٠ق)
۴. شیخ نوح نجفى (متوفاى ١٣٠٠ق)
۵. سید شفیع جاپلاقى (متوفاى ١٢٨٠ق)
۶. مولا محمدرفیع گیلانى، معروف به «ملّا رفیع رشتى» (متوفاى ١٢٩٢ق)
تدریس و شاگردان
شیخ عبدالحسین تهرانى پس از فراگیرى خارج فقه و اصول و برخى دانشهاى دیگر در حوزۀ نجف اشرف و دریافت اجازه اجتهادى و روایى از بزرگان این کانون علم و دیانت، به تهران بازگشت و ضمن اقامه جماعت در یکى از مساجد این شهر، مجالس وعظ و اخلاق تشکیل داد و در تربیت و تهذیب علاقهمندان اهتمام ورزید. او به دور از تنگناهاى اجتماعى و سیاسى، به خودسازى و تزکیه درون مشغول گردید و گرایش به گمنامى را شیوۀ خود قرار داد؛ اما طولى نکشید که شهرت اجتماعى و علمى او زبانزد خاص و عام گردید و ریاست حوزۀ تهران را فقیه، اصولى ژرفنگر، رجالى باتبحّر، ادیب باذوق و ماهر در علوم عقلى و نقلى بدست گرفت و حوزۀ درسى تشکیل داد و به تربیت شاگردانى، لایق، شایسته و فاضل مبادرت ورزید. برخى از علمایى که محضر این مجتهد وارسته را درک کردهاند عبارتند از:
١. میرزا حسین نورى (١٢۵۴-١٣٢٠ق): صاحب کتاب ارزشمند «مستدرک الوسائل». محدث نورى بارها در آثار فراوان خود از شیخ عبدالحسین تهرانى یاد کرده و مقام او را به عنوان شیخ و استاد خود ستوده و ایشان را فاضلترین دانشمندان، عالم ربانى و از شگفتىهاى روزگار خویش در فراست، ذکاوت و دقتهاى پژوهشى معرفى کرده است. میرزاحسین نورى از شیخ مذکور اجازه اجتهادى و روایى دریافت کرده است.
٢. عارف نامدار ملاحسینقلى همدانى (١٢٣٩-١٣١١ق): وى در مدرسه مروى تهران از حوزه درسى شیخ عبدالحسین تهرانى فیض برد. حسینقلى همدانى در فضایل اخلاقى و کمالات عرفانى از نوادر دهر به شمار مىآمد و در محضرش کاروانى از فقها و عرفا آنچنان تربیت گردیدند که در عصر خویش به زهد، صلاح و تقوا معروف بودند؛ از آن جمله مىتوان سید احمد کربلایى، شیخ محمدباقر بهارى، میرزاجواد ملکى تبریزى و سیدعلى همدانى را برشمرد.
٣. شیخ محمدهادى تهرانى (١٢۵٣-١٣٢١ق): در هنگامی که دایى وى، شیخالعراقین به تازگى حوزه درسى در کربلا تأسیس کرده بود؛ شیخ محمدهادى براى بهرهمندى از پرتو اندیشههاى این فقیه محقق، به کربلا رفت و در این شهر اقامت گزید.
۴. میرزا محمد همدانى کاظمى (متوفاى ١٣٠٣ق): صاحب «فصوص الیواقیت فى نصوص المواقیت»، «المواعظ البالغه » و ... .