این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما

ظهیرالدین علی تفرشی اصفهانی

از دانشنامه حوزه علمیه اصفهان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابوالفیض مولی ظهیرالدّین علی تفرشی اصفهانی فرزند ملاّ مراد بن علیخان تفرشی، عالم فاضل، فقیه متکلم، حکیم محقّق، فیلسوف مدقّق و ادیب شاعر، از دانشمندان عهد صفویه است.


زندگینامه

پدرش از مدرسین علوم دین و حکمت در اصفهان بوده و خود او نزد پدر و علمای اصفهان تحصیل کرد و از طرف شاه سلیمان به منصب وزارت و پیشنمازی ولایت گرجستان منصوب شد و به همراه شاه نظرخان والی کاخت راهی آنجا شد.[۱]

وی پس از بازگشت از گرجستان، مدتی در تبریز بود. در سال 1086ق در قزوین و در سال 1096ق در مشهد مقدس بود.

میرزا محمّدعلی حزین لاهیجی که در کودکی (حوالی سال های 1106 تا 1109ق) به همراه پدر به منزل او می رفته است از او چنین یاد می کند: «... به ذکاء و حدّت فهم و استقامت طبع و جامعیّت فنون علمیّه خصوصا علم حساب و هندسه و هیأت موصوف و بین الافاضل به تبحّر معروف، طبعش محک ناقص و کامل و نقّاد رایج و کاسد، ردّ و قبول او را مسلّم می داشتند.»

حزین اشاره می کند که در اواخر عمر از مناصب دولتی و معاشرت با مردم کناره گرفته و فقط جمعی از خواصّ دوستان در منزلش با و ملاقات می کرده و از فیض سخن او کامیاب می شده اند.[۲]

از فرزندان او تنها از دختری اطلاع داریم که مادر محمّد مؤمنا تفرشی بوده و شاه سلطان حسین طی فرمانی مقداری از نقد و جنس برای او و سایر نوادگان مقرری برقرار نموده است. این فرمان نزد امام جمعه تفرش موجود بوده است.[۳]

این شعر از اوست:

عرفان به گفتگو نگشاید نقاب را مینا ز سرمه کنند این نقاب را
ناراست را ز مالش دوران گریز نیستاز رشته پیچ و تاب برد پیچ و تاب را
گو میرد از خمار و نبیند کسی به چشمابرو بلند کردن موج سراب را
میخانه را ز مدرسه نتوان شناختناز بس که رهن باده نمودم کتاب را


[۴]

آثار

در تفلیس با یکی از مبلغین مسیحیت با نام «پادری گبرائیل افرنجی» (که در اصفهان به تبلیغ مسیحیت مشغول بود و کتابی به فارسی در ردّ دین اسلام نوشته بود و برای بحث با ظهیرالدین به تفلیس آمده بود) مناظره کرد. سپس در تبریز کتابی به عربی به نام «نصرة الحق» در ردّ عقاید «گبرائیل افرنجی» نوشت و چندی بعد به خواهش شاه سلیمان آن را به فارسی ترجمه کرد.[۵]

مولی ظهیرالدین چندین کتاب را کتابت کرده است. از جمله کتاب «شفا» که در کتابخانه امام جمعه تفرش وجود دارد. همچنین نسخه ای از «تعلیقة السجادیه» را در سال 1093ق به خط نسخ کتابت نموده که به شاره 3953 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[۶]

این کتاب ها از تألیفات اوست:

1. «اثبات الواجب» به عربی که مؤلف در تعقیب بحث های ملاّ میرزا شیروانی و آقا حسین خوانساری نوشته و از گفته های شیروانی خرده گیری می کند. نسخه ای از آن در ضمن مجموعه شماره 13/1309 کتابخانه آیت الله مرعشی وجود دارد که در ربیع الثّانی سال 1128ق به خط نسخ نوشته شده است.[۷] در همان کتابخانه نسخه دیگری از «اثبات الواجب» در مجموعه ای به شماره 11/12997 موجود است که در سال 1279ق کتابت شده است.[۸]

2. «انوار القرآن و مصباح الایمان» در تفسیر قرآن که در سال 1083ق تألیف نموده و در آن از «صافی» فیض کاشانی مطالب زیادی نقل کرده است. نسخه ای از آن نزد میرزا عبدالله افندی اصفهانی موجود بوده است.[۹]

3. «ترجمه نصرة الحق» که آن را به درخواست شیخ محمّدباقر اصفهانی کربلائی از عربی به فارسی برگردانده است نسخه ای از آن به خط نستعلیق سیّد محمّدمهدی بن سیّد طالب علی که در 11 جمادی الاولی 1299ق کتابت شده است به شماره 10598 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[۱۰]

4. «جواب الشّبهتین» که به عربی نوشته و در محرم 1104ق از آن فراغت یافته است. این نسخه به شماره 44د در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران موجود است.[۱۱]

5. «چمن سخن» که مهدی حسینی در آخر ذیحجه 1092ق آنرا کتابت کرده است و به شماره 84/13443 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[۱۲]

6. «دیوان اشعار» که نسخه ای از آن در دست نیست ولی برخی از ابیات او در تذکره نصرآبادی و تذکره حزین نقل شده است.[۱۳]

7. «شبنم شاداب» یا «باغ و بهار» در تعریف عباس آباد جدید، به نثر که نسخه ای از آن به خط شکسته زیبای میرزا حسن کرمانی در کتابخانه ملّی ملک موجود است.[۱۴] همچنین نسخه ای در کتابخانه ملّی و نسخه ای در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. نسخه اخیر را احتمالاً شخصی به نام «محمّد» در بهمن آباد به سال 1133ق به خط نستعلیق کتابت کرده است و در شماره 4118 در آن کتابخانه وجود دارد.[۱۵] این کتاب در لکهنو هندوستان در سال های 1877 و 1899 و 1913ق به همراه «فرهنگ نایاب» چاپ سنگی شده است.[۱۶]

8. «فرهنگ نایاب»

9. «المحاسن» که در سال 1096ق در مشهد مقدس نوشته و به شماره 8947 در کتابخانه آیت الله مرعشی در قم موجود است.[۱۷]

10. «المطالع و المغارب» به فارسی که در روز 20 محرم 1114ق ضیاءالدّین بن محمّدمسیح حسینی خورزنی (شاید: خورزانی؟) کتابت شده و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[۱۸]

11. «منشآت» که تعدادی از آنها در «مجمع الافکار» تألیف محمّدحکیم هندی نوشته شده و به شماره 210/14209 در کتابخانه مجلس موجود است.[۱۹]

12. «نصرة الحق» که آن را در پاسخ به مبلغ مسیحی «گبرائیل افرنجی» به عربی نوشته است. نسخه ای از آن به شماره 54/244 در کتابخانه سالتیکف شچدرین در روسیه موجود است.([۲۰]نسخه دیگری هم به شماره 258 در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد.[۲۱]

13. کتابی در «هیأت»

14. «حاشیه انوار التّنزیل» در کتابخانه علاّمه علی اکبر دهخدا به شماره 6/283 موجود است.[۲۲]

15. «دیباچه هفت بند» غیاث الدین محمّد علوی اصفهانی (خیال) [۲۳]

16. «جُنگ» مجموعه ای ارزنده که در یکی از بندهای آن تاریخ شنبه 3 رمضان 1096ق در مشهد مقدس دارد.[۲۴]

17. «ردّ بر رساله آصفیّه» ملاّ میرزا شیروانی (که احتمالاً همان «اثبات الواجب» است که آن را در هنگام بازگشت از زیارت مشهد مقدس رضوی در اوقات اقامت در قم نوشته و بعدا در ضمن «جُنگ» خود قرار داده و در کتابخانه حاج سیّد مهدی لاجوردی قمی قرار داشته است.[۲۵]


وفات

تاریخ دقیق تولّد و وفات او به دست نیامد. امّا ظاهرا تا سال 1110ق زنده بوده است. [۲۶]


پانویس

  1. تذکره نصرآبادی، ج1، ص244.
  2. تذکرة المعاصرین حزین، ص118.
  3. سیری کوتاه در جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان، صص 203 و 204.
  4. سایر منابع: صحف ابراهیم، صص 180 و 181؛ الکواکب المنتشره، ص405؛ تذکره غنی، ص85؛ ریحانة الادب، ج4، ص77؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص255؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، صص 611 و 612.
  5. نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران، صص 486 و 487.
  6. فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2952.
  7. فهرست مرعشی، ج4، صص 189-193.
  8. فهرست مرعشی، ج32، ص978.
  9. الذریعه، ج2، ص438.
  10. فهرست مختصر مجلس، ص169.
  11. فهرست ادبیات تهران، ج1، ص136.
  12. فهرست مجلس، ج36، ص388.
  13. الذریعه، ج9، ص658.
  14. فهرست ملک، ج7، ص19.
  15. فهرست مرکزی دانشگاه، ج13، ص3099.
  16. الذریعه، ج24، ص53.
  17. فهرست مرعشی، ج23 ، ص118.
  18. فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج3، ص3282؛ الذریعه، ج21، ص171.
  19. فهرست مجلس، ج38، ص303.
  20. نسخه های خطی، ج8، صص 107-109.
  21. فهرست الفبائی رضوی، ص583.
  22. نسخه های خطی، ج3، ص419.
  23. تذکرة المعاصرین، ص152.
  24. آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص114.
  25. آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص114.
  26. مصلح الدین مهدوی، اعلام اصفهان، ج 4 ، ص 470- 570.


منبع

برگرفته از: مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان، ۱۳۸۶.