این دانشنامه در حال تصحیح و تکمیل می باشد. از این رو محتوای آن قابل ارجاع نیست. پیشنهاد عناوین - ارتباط با ما
ابونعیم اصفهانی
حافظ ابونعیم احمد اصفهانی (۳۳۶-۴۳۰ق) محدث و مؤلف نامدار اهل سنت در قرن چهارم و پنجم هجری و جد اعلای خاندان مجلسی بوده و در نزد عموم علمای اهل سنت از او به عنوان «حافظ بزرگ حدیث»، «محدث خبیر»، «استاد حافظان حدیث»، و «شیخ الثقات» یاد کردهاند. او از کسانی است که در ایجاد تمایلات شیعی و علوی در میان اصحاب حدیث نقش بهسزایی داشته است. مهمترین کتاب وی «حلیة الاولیاء» است که همواره در میان شیعیان مطرح بوده است.
معرفی اجمالی
ابونعیم اصفهانی یکی از مهمترین دانشمندان تاریخ اسلام و حدیث اهل سنت به شمار میرود که او را صاحب نظر و مورد وثوق دانسته و به احادیث و نظرات وی درباره شخصیتهای اسلامی توجه بسیاری کردهاند. او در اصفهان تولد و وفات یافت. پدر او از آزاد شدگان نوه جعفر ابن ابی طالب بوده است. از لحاظ عقیدتی تمایل بسیار شدیدی به مکتب اشعری داشت. در اصفهان و در دامان پدرش و برخی اساتید اصفهان رشد یافت و برای افزایش دانش حدیثی خود به شهرهای مختلف اسلامی مثل عراق، شام، نیشابور وحجاز مسافرت کرد.
او از چنان شهرت و تبحری برخوردار شد که مشتاقان احادیث نبوی از همه شهرهای اسلامی برای بهره جستن از دانش حدیثی وی به اصفهان و خدمت او میرسیدند. حتی گفتهاند که به مدت چهارده سال در شرق و غرب سرزمین اسلامی کسی از لحاظ قدرت حفظ و تسلط بر سند احادیث برتر از او نبود.
او علی رغم تعصب شدید بر عقاید خود، برخی از احادیث مربوط به فضایل پنج تن آل عبا (علیهم السلام) (مثل ماجرای مباهله)، احادیث حضرت مهدی (علیه السلام)، و سایر اهل بیت (علیهم السلام) را نقل کرده و به ویژه در مورد آنها کتاب نیز نوشته است مثل کتاب «اخبارالمهدی» و «مانزل من القرآن فی علی».
زندگی نامه
ولادت
نام او احمد و كنيهاش ابونعيم و لقبش امام و محدث و شهرتش حافظ اصفهانی است که در سال ۳۳۶ق در اصفهان متولد شد.[۱] برخی نیز ۳۳۴ق را نقل کردهاند.
خاندان
نام پدرش عبدالله و كنيهاش ابومحمد و سلسله نسبش به اين ترتيب بیان شده: ابو محمد عبدالله بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی آزاد شدۀ عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر طیار میرسد که به دست عبدالله مسلمان شد. [۲]نیاکان وی غالباً کسانی شناخته شده و اهل علم و زهد در اصفهان بودهاند.
نیای مادر او، زاهد مشهور، محمد بن یوسف است که گفته شده مستجاب الدعوه بوده و مریدان بسیاری داشته است. برادرانش، ابومسعود محمد و ابواحمد عبدالرزاق هم در علوم اسلامی دستی داشتند.[۳]
علامه مجلسی اول در اجازه طولانی که به فرزند بزرگوارش، علامه مجلسی دوم داده، حافظ ابونُعَیم احمد پسر عبداللّه اصفهانی، نویسنده کتاب حلیّه الاولیا را جد خود دانسته است و نیز میرزا عبداللّه اصفهانی در کتاب ریاض العلماء در شرح حال وی می گوید: «حافظ ابونُعَیم، جد اعلای مولی محمدتقی مجلسی و نیز جد اعلای استاد استناد، علامه محمدباقر مجلسی است که خدا روان شان را پاک گرداند.»[۴]
تحصیلات
وی نخست در اصفهان نزد پدرش و نیز عبدالله بن جعفر بن فارس به کسب دانش و استماع حدیث پرداخت. در همین دوره پدرش از محدثانی همچون جعفر خلدی از بغداد، ابوالعباس اصم از نیشابور و خیثمة بن سلیمان از شام برای ابونعیم اجازۀ روایت گرفت ابونعیم از ۳۵۶ ق تا 359ق شهرهای مختلف خراسان، گرگان و همدان، همچنین شهرهای گوناگون عراق، حجاز، شام، مصر و حتی چنانکه گفتهاند، صقلیه و اندلس را برای کسب علم درنوردید.[۵]
اساتید
ابونعیم از بسیاری از اساتید و مشایخ زمان خود بهره برد که میتوان به این اسامی اشاره کرد:
- عبدالله بن جعفر بن فارس
- جعفر خلدی
- ابوالعباس اصم
- دارقطنی
- حاکم نیشابوری
- ابوبکر آجری
- ابوبکر بن خلادنصیبی
- ابراهیم ابن ابی العزائم
- محمد بن حبیش
- ابوبکر قطیعی
- محمد بن احمد معّدل
- محمد بن احمد انماطی
- محمد بن اسحاق اهوازی
- ابن صوّاف
- ابو احمد محمد بن يوسف بن مكي جرجانی كه از او اصل كتاب نجاری رااستماع كرده است
- ابواحمد
- ابوبكر مقری
- ابوبكر حبال
- ابوالحسين خرجانی كه املاء حديث مسجد جامع اصفهان ميكرده است
- احمد بن مسلم بن محمد بن اسماعيل بن احمد معدل قاضی شهرستان
- ابن كيسان نحوی
- محمد بن محمود برقی
- حسن بن سعد عبّادانی مطوّعی[۶]
شاگردان
افراد بسیاری از محضر وی استفاده کردند از جمله:
- خطیب بغدادی
- ابوالقاسم هذلی صاحب الکامل
- ابوعلی حداد
- محدث طغر ی[۷]
مذهب
دربارۀ مذهب فقهی و گرایشهای فکری ابونعیم و همچنین مناسبات او با شیعیان در برخی منابع اشاراتی رفته است. به دلیل مخالفتهای مختلف با ابونعیم، گمانه زنیهای متفاوتی در مورد مذهب وی شده است. سبکی، او را از شافعیان شمرده است[۸]، از طرفی دیگر ابن عساکر از ابونعیم با عنوان اشعری یاد کرده است و به سبب مخالفت شدید حنبلیان با ابونعیم، چنین نتیجه گرفته است.[۹]
در شناخت عقیدۀ وی، مطالعه برخی از آثارش، میتواند گرهگشا باشد. ابونعیم چندین کتاب نیز در فضائل حضرت علی(ع) و دیگران از اهل بیت نوشته است و کتاب حلیة الاولیاء همواره به عنوان منبعی جهت نقل فضائل حضرت علی (ع) و اهل بیت در میان شیعیان مطرح بوده است.
با این وصف ابن تیمیه در منهاج السنة[۱۰] برخی روایاتی ابونعیم را به شدت جرح کرده که این نشان میدهد که تا چه اندازه احادیث و روایات منقول از طریق ابونعیم اصفهانی میتوانسته برای مقابله با دعاوی اهل سنت به وسیلۀ شیعیان به کار گرفته شود. شاید به همین جهت بتواند تا اندازهای نظر برخی مؤلفان شیعی را دربارۀ اینکه ابونعیم شیعی مذهب بوده، توجیه کند. به رغم تصریح مؤلفان امامیه چون ابن شهر آشوب[۱۱] و علی ابن طاووس[۱۲] و برادرش احمد بن طاووس بر سنی بودن ابونعیم، برخی منابع متأخر امامی او را شیعه میدانند که تقیه میکرده است. در دورۀ صفویه، خاندان مجلسی، نسب خود را به ابونعیم میرساندند و مدعی بودند که ابونعیم در اصل شیعه بوده است. سنگ نبشتهای نیز بر گور ابونعیم یافتند که دلالت بر تشیع او داشته است، اما میرلوحی که با علامۀ مجلسی عداوت و ستیز داشت، مقبرۀ ابونعیم را خراب کرد.[۱۳]
به هر صورت، تألیف کتاب الامامة و الرد علی الرافضة کافی است تا شیعی نبودن ابونعیم را تأیید کند. ابونعیم در این کتاب که در نقد امامیه است، با تکیه بر عقاید اهل سنت، به تفصیل از تقدم خلفای سه گانه بر حضرت علی (ع) در امر خلافت، به نقل روایات پرداخته است. وی جا به جا به نقد دلایل امامیه در تقدم حضرت علی (علیهالسلام) در خلافت و فضیلت پرداخته و انتقادهای امامیه را از خلفای سه گانه را مردود دانسته است. ابونعیم در بخش نهایی کتاب به بحث دربارۀ فضایل حضرت علی (ع) و حقانیت آن حضرت به عنوان خلیفۀ چهارم پرداخته است.این کتاب یکی از قدیمترین کتابهایی است که از سوی اهل سنت بر رد امامیه نوشته شده و به دست ما رسیده است. به هر روی، ابونعیم به عنوان یکی از کسانی که در ایجاد تمایلات شیعی و علوی در میان اصحاب حدیث نقش بسزا داشتند، قابل اشاره است.[۱۴] از مطالعه گفتار ابونعيم در كتابهای خود و گفتههايی ديگران چنين استنباط میشود كه وی در ابتدای امر عامی بوده ولی به تدريج به تشيع گراييده است.[۱۵]
آثار
براي ابو نعيم تأليفاتی زياد بوده كه بيشتر آن در دسترس باقی مانده است . كتابهائي كه به او نسبت دادهاند به شرح زير است :
آثار چاپی
- حليه الاولياء كه در ده مجلد به طبع رسيده است .
- حليه الابرار
- معرفه الصحابه
- فضايل الصحابه
- المعرفه
- دلائل النبوه
- الدلائل
- الرياضه و الادب
- رياض المتعلم
- الطبقات
- حرمه المساجد
- ذكر اخبار اصفهان در دو جلد مطبوع
- اربعين در احوال مهدی كه در نامه دانشوران در جلد 7 چاپ قم درج شده
- عرف الوردي في احوال المهدی
- المسند المخرج علي صحيح مسلم
- كتاب الصلوه
- زينه المتعلمين
- عمل اليوم و الليله
- المستخرج علی لاتوحيد لابن خزيمه
- معجم شيوخ ابونعيم
- رد الغريب المصنف ابوعبيد قاسم بن سلام
- فضل العالم العفيف
- ما نزل فی القرآن في اميرالمؤمنين علی ع
- فوائد
- فضايل الخلفاء
- الفتن
- مختصر الاستعباب
- منقه المطهرين و مرتبه الطيبين
- اطراف الصحيحين
- كتاب المهدی
- صفة الجنة
- الضعفاء
- المنتخب من کتاب الشعراء
- الرّد علی الرّافضه
نسخ خطی
- الجامع بین الصّحیحین نسخهای از آن در دارالکتب مصر نگهداری میشود
- جزء صنم جاهلی یقال له قراص که نسخهای از آن در کتابخانۀ ظاهریه موجود است
- فضل الدیک
- مختصر ریاضة الابدان
- فضیلة العادلین من الولاة
- ما انتقی ابوبکر بن مردویة علی الطبرانی
- طرق حدیث ان لله تسعة و تسعین اسما
- طب النبی
- صفة النفاق و نعت المنافقین[۱۶]
وفات
وی سرانجام در 20یا 21 محرّم سال 430ق در اصفهان وفات یافت، و در قبرستان آب بخشان [که در آن روزگار به گورستان مردبان شهرت داشته است] مدفون شد. این قبرستان تبديل به ساختمانهای مختلف گرديده و اثری از گورستان جز چند قبر ديده نمیشود .[۱۷]
پانویس
- ↑ صریفینی، تاریخ نیشابور، ص۱۹۸.
- ↑ ابونعیم، ذکر اخبار، ج۲، ص۹۳.
- ↑ ابونعیم، حلیة الاولیا، ج۱، ص۴، ج۱۰، ص۴۰۷.ابونعیم، ذکر اخبار اصبهان، ج۲، صص۹۳و۱۳۶و220و ۳۰۷.
- ↑ قربانی، اسوه محدثان ویژه نامه زندگی علامه محمدباقر مجلسی (ره)، ص 8.
- ↑ ابونعیم، ذکر اخبار اصبهان،ج1، ص151.
- ↑ ابونعیم، معرفةالصحابه،ج1، صص109و110؛ ابونعیم، صفةالجنة، ص101؛ ابونعیم، الامامةو الرد علی الرافضة،ص ۲۹۳؛ ابونعیم، حلیةالاولیا، ج5، ص14ج8، ص46؛ ابن نقطه،التقییدج1، صص157-156؛ ابونعیم، ذكر اخبار اصبهان ج 1 ص 156 .
- ↑ خطیب، تاریخ بغداد، ج۱۲، صص۴۰۷، ۴۱۲؛ سبکی، طبقات الشافعیة الکبری، ج۴، صص۱۸-۱۹؛ ذهبی، تذکره الحفاظ، ج۳، صص۱۰۹۲-۱۰۹۳؛ ابن جزری، غایة النهایة، ج۱، ص۷۱؛ رفیعی مهرآبادی، حافظ ابونعیم اصفهانی، ص37.
- ↑ سبکی، طبقات الشافعیة الکبری، ج۴، ص18.
- ↑ ابن عساکر، تبیین کذب المفتر، ص۲۴۶-۲۴۷.
- ↑ ابن تیمیه، منهاج السنة، ج۴، صص۱۵، ۵۳
- ↑ ابن شهر آشوب، معالم، ص۲۵.
- ↑ ابن طاووس، الطرائف، ص181.
- ↑ خوانساری، روضات الجنات، ج۱، ص۲۷۵.
- ↑ انصاری، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 6.
- ↑ رفیعی مهرآبادی، حافظ ابونعیم اصفهانی، ص 40.
- ↑ رفیعی مهرآبادی، حافظ ابونعیم اصفهانی، ص39؛ انصاری، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 6؛ مهدوی، اعلام اصفهان، ج1، ص368.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 1 ص 210 ؛ مهدوی، اعلام اصفهان، ج1، ص367؛ رفیعی مهرآبادی، حافظ ابونعیم اصفهانی، ص41.
منابع
- انصاری، حسن، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ابونعیم اصفهانی، ج 6، تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1385.
- رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، حافظ ابونعیم اصفهانی، مجله هنر و مردم، شماره 139، سال 1353.
- مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1386.
- قربانی، یوسف، اسوه محدثان ویژه نامه زندگی علامه محمدباقر مجلسی (ره)، قم:تهران: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1383.